سید احمد علی خان (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سید احمد بن سید مطلّب بن علی خان بن خلف بن عبدالمطلّب مشعشعی حویزی، عالمی پرهیزگار و
ادیب و شاعری پارسا در
قرن دوازدهم هجری است.
سید احمد، معاصر
سیّد عبداللّه بن نورالدّین نعمتاللّه جزایری بود.
او عالمی پرهیزگار و ادیب و شاعری پارسا در قرن دوازدهم هجری است.
سید احمد علی خان، به سال
۱۱۶۸ ه.ق وفات یافت.
احمد علی خان، در وصف فاجعه
کربلا اشعاری سرود، و توصیف قلبی که در آتش حزن میسوزد و از درد پارهپاره میگردد.
چشمانی که چون سیل میگرید و اشک او را کفایت نمیکند و به این ماتم از خون مدد میگیرد خواب و راحت را از او ربوده است.
شاعر در این اشعار از گریه آسمان و زمین،
ندبه انس و
جن و ماتم همهی کائنات و همهی
انبیاء الهی سخن میگوید.
| | |
| تبکی علیک بقان فی مدامعها • • • • • و ما بکت غیر انّ اللّه ابکاها | | |
| | |
| و اهتزت السبع و العرش العظیم • • • • • و لو لا اللّه اصبحت العلیاء سفلاها | | |
| | |
| الانس تبکی رزایاک التی عظمت • • • • • و الجن تجت طباق الارض تنعاها | | |
| | |
| رزیة حلّ فی الاسلام موقعها • • • • • تنسی الرزایا و لکن لیس تنساها | | |
| | |
| آل النبی علی الاقتاب عاریة • • • • • کیما یسرّ یزید عند رؤیاها | | |
| | |
| و راس اکرم خلق اللّه یرفعه • • • • • علی السنان سنان و هو اشقاها | | |
| | |
| تبکی له انبیاء اللّه موجعة • • • • • و ما بکت لعظیم من رزایاها | | |
| | |
| و تستهیج له الاملاک باکیة • • • • • و ما البکاء لشیء من سجایاها | | |
| | |
| | |
۱ - قلبم در آتش حزن تو میسوزد و از درد پارهپاره میشود و بر ماتم تو خون میگریم.
۲ -
هفت آسمان و
عرش عظیم پروردگار با این مصیبت به لرزه درآمد و آسمان و زمین بر این مصیبت گریست.
۳ - انس و جن و تمام کائنات به شدت بر این
عزا و ماتم میگریند.
۴ - مصیبتی بر
اسلام وارد شد که مصیبتهای دیگر در مقابل آن کوچک است و به فراموشی سپرده میشوند امّا هیچگاه نمیشود این مصیبت را فراموش کرد.
۵ - فرزندان
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) برهنه و عریان در آفتاباند.
۶ - سر گرامیترین مخلوق خداوند بر نیزه سنان که شقیترین افراد بشر است بالا رفته است.
۷ و ۸ - همهی انبیاء الهی بر پسر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میگریند. زیرا که مصیبت بزرگتر از این وجود ندارد.
| | |
| هی الطفوف فطف سبعا بمغناها • • • • • فما لبکّة معنی دون معناها | | |
| ارض و لکنما السبع الشداد لها • • • • • دانت و طاطا اعلاها لادناها | | |
| هی المبارکة المیمون جانبها • • • • • ما طور سیناء الا طور سیناها | | |
| و کیف لا و هی ارض ضمنت جثثا • • • • • ما کان ذا الکون - لا و اللّه - لو لاها | | |
| | |
| | |
۱ - زمین
طف چه زمینی است که هفت آسمان به دور او
طواف میکنند و
مکّه بدون
کربلا نامفهوم است.
۲ - آسمانهای هفتگانه در مقابل این زمین کرنش میکنند.
۳ - و
طور سینا خود را در این سرزمین میمون و مبارک مییابد.
۴ - زیرا این سرزمین پیکر کسی را در آغوش گرفته که هستی به واسطهی او، هستی یافته است.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۴۵۴.