• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سید علی خان مشعشعی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: http://test.wikifeqh.ir/.


سید علی خان مشعشعی حویزی، از سادات موسوی و معروف به مشعشعی است.
در آثار او جز تبلیغ دین خدا از توحید و نبوّت و امامت و دیگر عقاید راستین دیده نمی‌شود.




سید علی خان، پسر سید خلف بن سید عبد‌المطلب از سادات موسوی و معروف به مشعشعی است.
وی اهل حویزه و یکی از حاکمان آن‌جا بود علاوه بر نسب درخشان‌اش آراسته به جامه‌های نورانی فضل و دانش و علم و ادب و شعر بود.
برخی از علما او را ستوده‌اند.
مشعشعی، تالیفات زیادی در علم و دین دارد.



در آثار مشعشعی، جز تبلیغ دین خدا از توحید و نبوّت و امامت و دیگر عقاید راستین دیده نمی‌شود.



شیخ حرّ عاملی، سید علی خان را دانشمندی فاضل و شاعری ادیب و جلیل‌القدر معرفی کرد.
صاحب ریاض العلماء نیز او را ستوده است.



علی خان مشعشعی، تالیفات زیادی در علم و ادب و دین به جای گذاشته که عبارت‌اند از:
النور المبین فی الحدیث در ۴ جلد در اثبات نص بر حقانیت علی (علیه‌السّلام)،
تفسیر القرآن الکریم که به نام منتخب التفاسیر، معروف است.
خیر المقال که شرح قصیده‌ی مقصوره اوست در موضوع ادبیّات و نبوّت و امامت،
نکت البیان مجموعه‌ای است شامل برگزیده‌ی مطالب چهار تالیف یاد شده،
دیوان اشعار موسوم به «خیر جلیس و نعم انیس» و...



مشعشعی، در سال ۱۰۸۸ ه‌.ق درگذشت و شهاب حویزی در مرگ او مرثیه گفت که در دیوان اشعارش موجود است.





۶.۱ - رثای اهل بیت (علیهم‌السّلام)


ارجو من الدّهر الخؤون و دادا • • • • • و اری الخلیفة یخلف الاوعادا
یا دولة ما کنت احسب انّنی • • • • • اشقی بها و غدا الشّریف عمادا
و لعلّه مع لطفه لم ینولی • • • • • خلفا و لکن دهرنا ماجادا
و اذا هبطت عن العلا بفضائلی • • • • • فتعجّبوا ثم انظروا من سادا؟!
یا درّة بیعت بابخس قیمة • • • • • قد صادقت فی ذا الزّمان کسادا
دهر یحطّ الکاملین و یرفع • • • • • الانذال و الاوباش و الاوغادا



۱ - من از روزگار، چشم دوستی داشتم، لکن می‌بینم که به همه‌ی وعده‌های خود خلف می‌ورزد.
۲ - من از دولت روزگار انتظار نداشتم، که این‌چنین تیره‌روز باشم، در حالی‌ که شرافت، باید اساس کار باشد.
۳ - شاید روزگار، فقط مرا هدف قرار نداده بلکه شیوه‌ی کهن او همین بی‌وفایی است.
۴ - هر گاه از بلندای‌ اندیشه، به این فضایلی که من می‌خواهم بیان کنم بنگرید، آن‌گاه است که تعجّب خواهید کرد که چه کسی سرور و پیشوا است.
۵ -‌ای گوهر تاب‌ناکی که در روزگار ما، به کم‌ترین بها فروخته می‌شود و بازارش کساد پیدا کرده است.
۶ - این زمانه‌ای است که کاملان را پست می‌دارد و اوباش و فرومایگان را برمی‌کشد.


لو کان فی ذا الدّهر خیر ما علا • • • • • التیمیّ بعد المصطفی اعوادا
و یذاد عنها حیدر مع انّ خیر • • • • • الخلق صرّح «فی الغدیر» و نادا
من کنت مولاه فهذا مولاه من • • • • • بعدی و اسمع بالنّدا الاشهادا
و اذا نظرت الی البتول و قد غدت • • • • • مغضوبة بعد النبیّ تلادا
و مصیبة الحسن الزکیّ و عزله • • • • • تبکی العیون و تقرح الاکبادا
و المحنة العظمی التی ما مثلها • • • • • قتل الحسین خدیعة و عنادا



۷ - اگر روزگار خیری داشت، دیگر پس از مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بنده‌ی تیمی چوبی بلند نمی‌کرد.
۸ - و در برابر دشمنان جای آن نبود که از علی حیدر (علیه‌السّلام) دفاع بشود، چرا که او را بهترین مخلوقات در غدیر، به صراحت به جانشینی خود برگزید و فرمود:
۹ - «هر کس من مولای او هستم، پس از من این علی مولای او است» و با بانگ بلند، این ندا را همه شنیدند و شهادت دادند.
۱۰ - هر گاه به احوال دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بنگری، که چگونه این دختر بزرگوار پیامبر، پس از او مغضوب قرار گرفت.
۱۱ - و فاجعه‌ی جان‌گداز امام حسن (علیه‌السّلام) بزرگوار که چگونه خانه‌نشین شد و به چشمان اشک‌بار و جگر پاره‌پاره‌ی او نگاه کنی.
۱۲ - و سوگ و‌ اندوه قتل حسین (علیه‌السّلام) را که چون او، هیچ کسی با نیرنگ به قتل نرسیده است.


من بعد ما ان صرّعوا بالطفّ انصا • • • • • را له بل قتّلوا الاولادا
و نساء آل محمّد مسبیّة • • • • • تسری بها حمر النّیاق و خادا
و یؤمهم بقیوده السجّاد و • • • • • الراس الکریم یشّیع السجّادا
و التسعة الاطهار ما قاسوا من • • • • • الاضداد لمّا عاشروا الاضدادا
ما بین مطرود و مسموم و محبوس • • • • • یعالج دهره الاقیادا
حقّقت ما احد من الاشرف حاز • • • • • المکرمات و نال منه مرادا


۱۳ - آن‌جا که او را در کربلا به خاک هلاک‌ انداختند، و یاران و فرزندان‌اش را کشتند.
۱۴ - و زنان آل محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به اسیری گرفته، و سوار بر شتران سرخ، به همه‌ جا گرداندند.
۱۵ - هر گاه به این منظره‌ی جان‌گداز، که زنجیر بر گردن حضرت سجّاد (علیه‌السّلام)‌ انداختند، و سر بزرگوار حسین (علیه‌السّلام) را در پیش روی آن حضرت منتقل کردند.
۱۶ - و احوال نه تن دیگر از امامان (علیهم‌السّلام) را که در مقابله با مخالفان بودند و چگونه به خصومت آنان کمر بستند، هر گاه مطالعه کنی،
۱۷ - که چگونه همگی یا مطرود و یا مسموم و محبوس بودند، و زنجیر بر گردن داشتند.
۱۸ - به راستی اذعان خواهی کرد که هیچ‌ یک از این مدعیّان مسند خلافت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مخالفان خاندان او، پایگاه شریفی نداشتند و به مراد خود نرسیدند.


۶.۲ - چکامه‌ی دیگر


و لو لا حسام المرتضی اصبح الوری • • • • • و ما فیهم من یعبد اللّه مسلما
و ابناؤه الغرّ الکرام الاولی بهم • • • • • انار من الاسلام ما کان مظلما
و اقسم لو قال الانام بحبّهم • • • • • لما خلق الربّ الکریم جهنّما
و ما منهم الا امام مسوّد • • • • • حسام سطا بحر طما عارض هما



۱ - هر گاه شمشیر علی (علیه‌السّلام) نبود، مردم صبح که از خواب برمی‌خاستند، کسی را که بر خدا عبادت کند، نمی‌یافتند.
۲ - فرزندان علی (علیه‌السّلام) همگی بزرگواران و نیکانی بودند که به وجود آنان هر چه از اسلام تاریک بود، روشن گشته است.
۳ - من سوگند می‌خورم که هر گاه مردم بر این خاندان، مهر می‌ورزیدند، خدای کریم جهنم را نمی‌آفرید.
۴ - افراد این خاندان، یا امامی بزرگوار، یا شمشیری حمله برنده، یا دریایی مواج، یا چهره‌ای اشک‌بار بودند.


فافزع الی مدح الامین فانّما • • • • • لامانه البلد الامین امین
و اخیه وارث علمه و وزیره • • • • • و نصیره فی الحرب و هو زبون
و بنیه اقمار الهدی لو لاهم • • • • • لم یعرف المفروض و المسنون



۵ - به مدح و ستایش پیامبر امین (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پناهنده شو، او کسی است که در بلد‌الامین چهره‌ی شناخته و امینی است.
۶ - و نیز به دامان برادرش و وارث علم و وزیر و یاور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در جنگ‌های سخت پناه ببر.
۷ - و به درگاه فرزندان او پناه ببر، که همگی اقمار هدایت بودند و هر گاه وجود نداشتند فرائض و سنن دین خدا شناخته نمی‌شد.


و صیّرت خیر المرسلین وسیلتی • • • • • و الزمت نفسی صمتها و وقارها
و عترته خیر الانام و فخرهم • • • • • ابت ان یشقّ العالمون غبارها



۸ - بهترین پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را وسیله‌ی رستگاری خود قرار داده و بزرگی و وقار این را بر خود برگزیدم.
۹ - و خاندان او (علیهم‌السّلام) بهترین مردمانند و در افتخار ایشان این بس که دیگر دانشمندان به خاک پای آن‌ها نمی‌رسند.


و صیّر وسیلتک المصطفی • • • • • الامین ابا القاسم المؤتمن
و صنو الرّسول و من قد علا • • • • • علی کتفه یوم کسر الوثن
و بضعته و امامی الشهید • • • • • من بعد ذکر امامی الحسن
و بالعترة الغرّ ارجو النجاة • • • • • فحبّهم لی او فی الجنن



۱۰ - به دامن ابو‌القاسم مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، آن امین مورد اعتماد، چنگ بزن و توسّل کن.
۱۱ - و به دامن یار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که در روز شکستن بت‌ها بر دوش پیامبر قرار گرفت.
۱۲ - و به دختر پیامبر (سلام‌الله‌علیها) و امام شهید و امام حسن (علیهم‌السّلام) توسّل کن.
۱۳ - و به عترت بزرگوار او که امید نجات آن‌ها دارم، و دوستی آن‌ها بهترین مایه‌ی نجات من است.



۱. علامه امینی، الغدیر، ج۱۱، ص۳۱۲-۳۱۳.    
۲. امین، محسن، اعیان الشیعة، ج۸، ص۲۳۵.    
۳. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۵، ص۱۳۴-۱۳۵.    
۴. علامه امینی، الغدیر، ج۱۱، ص۳۱۰.    
۵. علامه امینی، الغدیر، ج۱۱، ص۳۱۴.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۴۴۲.    






جعبه ابزار