۱ - من از روزگار، چشم دوستی داشتم، لکن میبینم که به همهی وعدههای خود خلف میورزد. ۲ - من از دولت روزگار انتظار نداشتم، که اینچنین تیرهروز باشم، در حالی که شرافت، باید اساس کار باشد. ۳ - شاید روزگار، فقط مرا هدف قرار نداده بلکه شیوهی کهن او همین بیوفایی است. ۴ - هر گاه از بلندای اندیشه، به این فضایلی که من میخواهم بیان کنم بنگرید، آنگاه است که تعجّب خواهید کرد که چه کسی سرور و پیشوا است. ۵ -ای گوهر تابناکی که در روزگار ما، به کمترین بها فروخته میشود و بازارش کساد پیدا کرده است. ۶ - این زمانهای است که کاملان را پست میدارد و اوباش و فرومایگان را برمیکشد.
۷ - اگر روزگار خیری داشت، دیگر پس از مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بندهی تیمی چوبی بلند نمیکرد. ۸ - و در برابر دشمنان جای آن نبود که از علی حیدر (علیهالسّلام) دفاع بشود، چرا که او را بهترین مخلوقات در غدیر، به صراحت به جانشینی خود برگزید و فرمود: ۹ - «هر کس من مولای او هستم، پس از من این علی مولای او است» و با بانگ بلند، این ندا را همه شنیدند و شهادت دادند. ۱۰ - هر گاه به احوال دختر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بنگری، که چگونه این دختر بزرگوار پیامبر، پس از او مغضوب قرار گرفت. ۱۱ - و فاجعهی جانگداز امام حسن (علیهالسّلام) بزرگوار که چگونه خانهنشین شد و به چشمان اشکبار و جگر پارهپارهی او نگاه کنی. ۱۲ - و سوگ و اندوه قتل حسین (علیهالسّلام) را که چون او، هیچ کسی با نیرنگ به قتل نرسیده است.
۱۳ - آنجا که او را در کربلا به خاک هلاک انداختند، و یاران و فرزنداناش را کشتند. ۱۴ - و زنان آل محمّد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را به اسیری گرفته، و سوار بر شتران سرخ، به همه جا گرداندند. ۱۵ - هر گاه به این منظرهی جانگداز، که زنجیر بر گردن حضرت سجّاد (علیهالسّلام) انداختند، و سر بزرگوار حسین (علیهالسّلام) را در پیش روی آن حضرت منتقل کردند. ۱۶ - و احوال نه تن دیگر از امامان (علیهمالسّلام) را که در مقابله با مخالفان بودند و چگونه به خصومت آنان کمر بستند، هر گاه مطالعه کنی، ۱۷ - که چگونه همگی یا مطرود و یا مسموم و محبوس بودند، و زنجیر بر گردن داشتند. ۱۸ - به راستی اذعان خواهی کرد که هیچ یک از این مدعیّان مسند خلافت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و مخالفان خاندان او، پایگاه شریفی نداشتند و به مراد خود نرسیدند. ۶.۲ - چکامهی دیگر
۱ - هر گاه شمشیر علی (علیهالسّلام) نبود، مردم صبح که از خواب برمیخاستند، کسی را که بر خدا عبادت کند، نمییافتند. ۲ - فرزندان علی (علیهالسّلام) همگی بزرگواران و نیکانی بودند که به وجود آنان هر چه از اسلام تاریک بود، روشن گشته است. ۳ - من سوگند میخورم که هر گاه مردم بر این خاندان، مهر میورزیدند، خدای کریم جهنم را نمیآفرید. ۴ - افراد این خاندان، یا امامی بزرگوار، یا شمشیری حمله برنده، یا دریایی مواج، یا چهرهای اشکبار بودند.
۵ - به مدح و ستایش پیامبر امین (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) پناهنده شو، او کسی است که در بلدالامین چهرهی شناخته و امینی است. ۶ - و نیز به دامان برادرش و وارث علم و وزیر و یاور پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در جنگهای سخت پناه ببر. ۷ - و به درگاه فرزندان او پناه ببر، که همگی اقمار هدایت بودند و هر گاه وجود نداشتند فرائض و سنن دین خدا شناخته نمیشد.
۸ - بهترین پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را وسیلهی رستگاری خود قرار داده و بزرگی و وقار این را بر خود برگزیدم. ۹ - و خاندان او (علیهمالسّلام) بهترین مردمانند و در افتخار ایشان این بس که دیگر دانشمندان به خاک پای آنها نمیرسند.
۱۰ - به دامن ابوالقاسم مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، آن امین مورد اعتماد، چنگ بزن و توسّل کن. ۱۱ - و به دامن یار پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) که در روز شکستن بتها بر دوش پیامبر قرار گرفت. ۱۲ - و به دختر پیامبر (سلاماللهعلیها) و امام شهید و امام حسن (علیهمالسّلام) توسّل کن. ۱۳ - و به عترت بزرگوار او که امید نجات آنها دارم، و دوستی آنها بهترین مایهی نجات من است.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۴۴۲. |