• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شرط•

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



متوقف و مترتب کردن چیزی بر چیز دیگر را شرط گویند.



شرط یکی از اقسام انشا و به معنای مترتب ساختن وجود چیزی و موضوعی بر وجود چیزی دیگر با یکی از ادوات شرط است؛ خواه ادات شرط ظاهر باشد یا مقدر؛

۱.۱ - نمونه قرآنی

مانند:
۱. (فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام)؛ «پس کسی را که خدا بخواهد هدایت نماید دلش را به پذیرش اسلام می‌گشاید»
در این آیه « شرح صدر برای پذیرش اسلام» بر « اراده الهی بر هدایت فرد» مترتب است.
۲. (قال ان کنت جئت بآیة فات بها ان کنت من الصادقین)؛ « فرعون گفت اگر معجزه‌ای آورده‌ای پس اگر راست می‌گویی آن را ارائه بده».
[۳] بستانی، بطرس، ۱۸۹۸ - ۱۹۶۹، محیط المحیط قاموس مطول للغة العربیة، ص۴۶۰.
[۴] سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، ۸۴۹ - ۹۱۱ق، الاتقان فی علوم القرآن، ج۳، ص۳۸۳.



ادات شرط .


۱. انعام/سوره۶، آیه۱۲۵.    
۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۰۶.    
۳. بستانی، بطرس، ۱۸۹۸ - ۱۹۶۹، محیط المحیط قاموس مطول للغة العربیة، ص۴۶۰.
۴. سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، ۸۴۹ - ۹۱۱ق، الاتقان فی علوم القرآن، ج۳، ص۳۸۳.

فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «شرط».    



جعبه ابزار