شیخ ابراهیم کفعمی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
شیخ تقی الدّین ابراهیم بن شیخ زین الدّین علی حارثی همدانی خارفی عاملی کفعمی لویزی جبعی، از بزرگان علم و ادب
شیعه در قرن
نهم هجری، نسباش به تابعی برجسته
حارث همدانی میرسد.
از آثار او میتوان به «
المصباح»، «
البلد الامین» و
ارجوزهای در مقتل امام حسین (علیهالسّلام) اشاره کرد که در کتاب
المصباح، بیش از ۱۹۰ بیت در مدح
امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) و وصف
عید غدیر سروده است.
پدر
ابراهیم کفعمی، جدّ جدّ
شیخ بهایی است.
این شاعر، یکی از بزرگان علم و ادب قرن نهم و از کسانی است که پرچم
حدیث را در همهجا به اهتزاز درآورده و گنجینههای
معرفت را کسب کرده است.
ملکات فاضله و تقوای الهی و روحیات پسندیده او را زیور بخشیده و تبار گرانمایهاش نیز به انوار
ولایت میرسند، یعنی به تابعی بزرگوار
حارث بن عبداللّه اعور همدانی که
علوی مذهب و دارای مراتب بزرگ و دانش بسیار و از فقهای شیعه بوده است.
همهی کتابهای
معجم با ستایش فراوانی شرححال این شاعر را آوردهاند.
شیخ ابراهیم، تالیفات بیشماری دارد که صاحب کتاب
اعیان الشیعة، ۴۹ اثر آن را نام برده است، از آن جمله:
• «
المصباح»،
• «
البلد الامین»،
• «
کفایة الادب»،
• «
شرح الصحیفة»،
• «
ارجوزهای در مقتل حسین (علیهالسّلام) و اصحاباش»،
• «
قراضة النظیر فی التفسیر» که تلخیص
مجمع البیان طبرسی است،
• «
النحله» و... .
ابراهیم کفعمی، به نقل
کشف الظنون در کربلای مشرّفه به سال
۹۰۵ ه.ق وفات یافت و بنا به وصیت خود در
کربلا در ناحیهی «
عقیر» به خاک سپرده شد.
شیخ کفعمی، در سال
۸۹۵ هجری کتاب معروفاش، «
المصباح» را نوشته که در آن بیش از ۱۹۰ بیت در مدح علی (علیهالسّلام) دارد و روز عید غدیر را توصیف کرده و مختصات و نامهای معروف آن روز را میشمارد.
او این ابیات را در آرامگاه مقدس سیدالشّهداء (علیهالسّلام) در کربلا سروده، و هنگام سرودن در سنین کهولت بوده و در ابیات آن به این معانی اشاره کرده است:
| | |
| و شیخ کبیر له لمّة • • • • • کساها التعمّر ثوب القتیر | | |
| اتاه النّذیر فاضحی یقول: • • • • • اعیذ نذیری بسبط النّذیر | | |
| اتیت الامام الحسین الشّهید • • • • • بقلب حزین و دمع غزیر | | |
| اتیت ضریحا شریفا به • • • • • یعود الضّریر کمثل البصیر | | |
| اتیت امام الهدی سیّدی • • • • • الی الحایر الجار للمستجیر | | |
| ارجیّ الممات و دفن العظام • • • • • بارض الطّفوف بتلک القبور | | |
| لعلیّ افوز بسکنی الجنان • • • • • و حور محجلّة فی القصور | | |
| اتیت الی صاحب المعجزات • • • • • قتیل الطغاة و دامی النّحور | | |
| | |
| | |
۱ - این پیری کهنسال است که طول عمر، جامهی پیری را بر تن او کرده است.
۲ - بیمدهندهای که پیش او آمده، خطاب بر او گفته است که پناه میبرم از این بیمدهنده به خاندان و اولاد
پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله).
۳ - من به پیشگاه امام شهید حسین (علیهالسّلام) با دلی اندوهبار و سرشکریزان آمدهام.
۴ - من در برابر ضریح مبارکی ایستادهام، که نابینا در آن مقام، بینایی خود را باز میگرداند.
۵ - به آستان امام هدی و پیشوایی آمدهام که سرگشتگان بیپناه را پناه میدهد.
۶ - امید آن دارم که بمیرم و استخوانهایم در این خاک پاک در کنار این مزارها دفن شود.
۷ - تا مگر در بهشت سکنی گزینم و با حوریان آرمیده در کاخها به سر برم.
۸ - من به پیشگاه دارندهی معجزات، بار یافتهام، پیشوایی که به دست طاغوتها شهید شده و خوناش جاری گشته است.
| | |
| سالتکم باللّه هل تدفنونی • • • • • اذا متّ فی قبر بارض عقیر | | |
| فانی به جار الشهید بکربلا • • • • • سلیل رسول اللّه خیر مجیر | | |
| فانی به فی حفرتی غیر خائف • • • • • بلا مریة من منکر و نکیر | | |
| امنت به فی موقفی و قیامتی • • • • • اذا الناس خافوا من لظی و سعیر | | |
| فانی رایت العرب تحمی نزیلها • • • • • و تمنعه من ان یصاب بضیر | | |
| فکیف بسّبط المصطفی ان یردّ من • • • • • بحائره ثاو بغیر نصیر | | |
| و عار علی حامی الحمی و فی الحمی • • • • • اذا ضلّ فی البیدا عقال بعیر | | |
| | |
| | |
۱ - به خاطر خدا، از شما میخواهم که پس از مرگ مرا در خاک «عقیر»
به خاک بسپارید.
۲ - چرا که من در آنجا، همسایهی شهید کربلا، سلالهی رسولاللّه (صلیاللهعلیهوآله) آن بهترین پناهگاه خواهم بود.
۳ - آنجا است که من، بیآنکه با نکیر و منکر بحث و گفتگویی داشته باشم، در آرامگاه خود بیهیچ هراسی خواهم آرمید.
۴ - آن روز که مردم، از شعله و آتش جهنم وحشتزده خواهند بود، من در جایگاه خود و روز
رستاخیز در امان خواهم بود.
۵ - من تجربه کردهام که اعراب، مهمان خود را گرامی میدارند، و او را از رسیدن هر گزندی نگاهبانی و حمایت میکنند.
۶ - بنابراین، فرزند پیامبر چگونه ممکن است از کسی که بیهیچ یاوری در پناه او آرمیده است، دفاع نکند؟
۷ - این عار است که صاحب قروق و قلمروی، شتر سواری را که در آن گمراه شده، یاری نکند و او را حمایت نکند.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۴۲۷.