• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

عهد(خام)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



به التزام و تعهد به انجام دادن یا ترک کاری عهد می‌گویند.



عهد در معانی وصیّت، امر (فرمان)، پیمان، سوگند، امان و غیر آن آمده است.
[۱] لسان العرب، واژه «عهد»
چنان که در آیاتی متعدد در هیئتهای مختلف (ماضی، مضارع و اسم) به کار رفته است. در قرآن کریم وفای به عهد و پایبندی به آن از صفات مؤمنان شمرده شده است.


عهد در اصطلاح عبارت است از التزام و پیمان بستن با خدا بر انجام دادن یا ترک کاری.
[۸] فقه الامام جعفر الصادق، ج۳، ص۱۰ @ فقه الامام جعفر الصادق، ج۳، ص۵@ فقه الامام جعفر الصادق، ج۳، ص۳۱ @ توضیح المسائل مراجع ۲، ص۶۲۱ @ کلمة التقوی ۶، ص۴۴۳

عهد در فقه، در باب جهاد به معنای معاهده (آتش بس) به کار رفته است.
موضوع سخن در این نوشتار، عهد به مفهوم اصطلاحی آن است که در فقه همراه عنوانهای نذر و یمین، عنوان بابی مستقل است.
ماهیّت عهد از ایقاعات (ایقاع) است.


در این‌که عهد در حکم قسم و محکوم به احکام آن است، یا در حکم نذر و محکوم به احکام آن، دیدگاهها مختلف است.
برخی، احکام قسم را بر عهد جاری دانسته‌اند.
بنابر این، در مواردی که قسم منعقد می‌شود، عهد نیز منعقد می‌گردد؛ چنان که در موارد بطلان قسم، عهد نیز باطل است
[۹] شرائع الاسلام ۳، ص۷۳۱ @ قواعدالاحکام ۳، ص۲۹۵
در مقابل، برخی احکام نذر را بر عهد نیز جاری کرده‌اند
[۱۰] النهایة، ص۵۶۳ @ الدروس الشرعیة ۲، ص۱۵۷



صیغه، مُعاهِد (تعهّد کننده) و متعلق عهد از ارکان عهد به شمار می‌روند.

۴.۱ - صیغه

عهد به صرف نیّت آن تحقق نمی‌یابد؛ بلکه تحقق عهد منوط به تلفظ به مفاد آن است؛
[۱۱] غایة المرام ۳، ص۵۱۹ @ مسالک الافهام ۱۱، ص۳۹۷ @ جواهر الکلام ۳۵، ص۴۴۹ ۴۵۰
لیکن برخی قدما عهد را به صرف نیّت تحقق پذیر دانسته‌اند.
[۱۲] النهایة، ص۵۶۳ @ المهذب ۲، ص۴۰۹

صیغه عهد عبارت است از این‌که معاهد بگوید:«عاهَدتُ اللّه‌َ» یا «علیَّ عَهدُ اللّه‌ِ أن أفعلَ کَذا او أترُکَ کَذا» و یا به فارسی بگوید «با خدای خویش عهد می‌بندم که فلان کار را انجام دهم یا ترک کنم».
البته می‌تواند انجام دادن یا ترک کار را مشروط به تحقق امری دیگر، همچون بازگشت توأم با سلامت مسافرش از سفر، کند.
[۱۳] الدروس الشرعیة ۲، ص۱۵۷ @ رسائل المحقق الکرکی ۱، ص۲۰۸ @ توضیح المسائل مراجع ۲، ص۶۲۱ ۶۲۲

بنابر قول به این‌که عهد در حکم قسم است، اختلافی در انعقاد عهد مطلق (غیر مشروط) نیست؛ لیکن بنابر قول دیگر که عهد را در حکم نذر می‌داند، در صحّت عهد مطلق همچون نذر مطلق اختلاف است؛ هرچند مشهور، نذر مطلق را صحیح می‌دانند.
بنابر این، عهد مطلق نیز بنابر قول مشهور صحیح خواهد بود.
[۱۴] مسالک الافهام ۱۱، ص۳۹۴ ۳۹۵ @ جواهر الکلام ۳۵، ص۳۶۵

صیغه عهد با هر زبانی تحقق می‌یابد و تلفظ آن به عربی لازم نیست.

۴.۲ - معاهد

در مُعاهِد بلوغ، عقل و اختیار شرط است؛ از این رو، عهد نابالغ، دیوانه و کسی که از روی سهو یا اکراه عهد می‌بندد صحیح نیست.
[۱۵] تحریر الاحکام ۴، ص۳۶۳


۴.۳ - متعلق عهد

بدون شک در فرض راجح بودن متعلّق عهد مانند عهد بستن بر انجام دادن عملی واجب یا مستحب یا ترک کاری حرام یا مکروه عهد تحقق می‌یابد.
چنان که در فرض مرجوح بودن متعلق آن مانند مکروه یا حرام بودن آن محقق نمی‌شود.
اختلاف در انعقاد و عدم انعقاد عهد در فرضی است که متعلّق آن نه راجح باشد و نه مرجوح، بلکه مباح باشد.
منشأ اختلاف، آن است که عهد در حکم قسم است یا نذر.
بنابر این‌که در حکم قسم باشد، شکی در انعقاد و صحّت عهد نیست؛ لیکن بنابر این‌که در حکم نذر باشد، به قول مشهور، عهد همچون نذر صحیح نخواهد بود.
[۱۶] مسالک الافهام ۱۱، ص۳۹۴ ۳۹۶



بنابر قول به این‌که عهد در حکم قسم است، قصد قربت در آن شرط نیست؛ لیکن بنابر قول مقابل (در حکم نذر بودن) صحّت آن منوط به قصد قربت است.
[۱۷] جواهرالکلام ۳۵، ص۴۴۵ @ منهاج الصالحین (سید محسن حکیم) ۲، ص۳۳۷



وفا به عهدِ منعقد شده با شرایط، واجب و مخالفت با آن، حرام و موجب ثبوت کفّاره است.
[۱۸] جواهر الکلام ۳۵، ص۴۴۷ ۴۴۸

در این‌که کفّاره مخالفت عهد، کفّاره کسی است که به عمد یک روز از ماه رمضان را افطار کرده است (آزاد کردن برده یا دو ماه پی درپی روزه گرفتن و یا شصت فقیر را اطعام کردن) یا کفّاره شکستن قسم (آزاد کردن برده یا سیر کردن و یا پوشاندن ده فقیر و در صورت ناتوانی، سه روز روزه گرفتن) و یا کفّاره ظهار (آزاد کردن برده و در صورت ناتوانی، دو ماه پیاپی روزه گرفتن و با عجز از آن، شصت فقیر را سیر کردن) است، اختلاف می‌باشد.
مشهور قائل به قول نخست‌اند
[۱۹] مسالک الافهام ۱۱، ص۳۹۶ @ کشف اللثام ۹، ص۱۲۴ ۱۲۵ @ جواهر الکلام ۳۵، ص۴۴۸ و ۳۳، ص۱۷۴



۱. لسان العرب، واژه «عهد»
۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۳.    
۳. بقره/سوره۲، آیه۲۷.    
۴. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.    
۵. یس/سوره۳۶، آیه۶۰.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۱۷۷.    
۷. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۸.    
۸. فقه الامام جعفر الصادق، ج۳، ص۱۰ @ فقه الامام جعفر الصادق، ج۳، ص۵@ فقه الامام جعفر الصادق، ج۳، ص۳۱ @ توضیح المسائل مراجع ۲، ص۶۲۱ @ کلمة التقوی ۶، ص۴۴۳
۹. شرائع الاسلام ۳، ص۷۳۱ @ قواعدالاحکام ۳، ص۲۹۵
۱۰. النهایة، ص۵۶۳ @ الدروس الشرعیة ۲، ص۱۵۷
۱۱. غایة المرام ۳، ص۵۱۹ @ مسالک الافهام ۱۱، ص۳۹۷ @ جواهر الکلام ۳۵، ص۴۴۹ ۴۵۰
۱۲. النهایة، ص۵۶۳ @ المهذب ۲، ص۴۰۹
۱۳. الدروس الشرعیة ۲، ص۱۵۷ @ رسائل المحقق الکرکی ۱، ص۲۰۸ @ توضیح المسائل مراجع ۲، ص۶۲۱ ۶۲۲
۱۴. مسالک الافهام ۱۱، ص۳۹۴ ۳۹۵ @ جواهر الکلام ۳۵، ص۳۶۵
۱۵. تحریر الاحکام ۴، ص۳۶۳
۱۶. مسالک الافهام ۱۱، ص۳۹۴ ۳۹۶
۱۷. جواهرالکلام ۳۵، ص۴۴۵ @ منهاج الصالحین (سید محسن حکیم) ۲، ص۳۳۷
۱۸. جواهر الکلام ۳۵، ص۴۴۷ ۴۴۸
۱۹. مسالک الافهام ۱۱، ص۳۹۶ @ کشف اللثام ۹، ص۱۲۴ ۱۲۵ @ جواهر الکلام ۳۵، ص۴۴۸ و ۳۳، ص۱۷۴




جعبه ابزار