قرارداد صلح در منشور علی (ع) (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
قرارداد صلح در منشور علی (ع) در برخی روایات فقهی، کاربرد واژه «
صلح» نشاندهنده نوعی معاهده با مدت نامحدود در روابط میان
دولت اسلامی و طرف مقابل دانسته شده است.
عهدنامه مالک اشتر نیز با تأکید بر پذیرش صلح در صورت تأمین رضای الهی، آن را اصلی مهم در سیاست خارجی و تنظیم روابط بینالمللی معرفی میکند.
در این منشور، وفای کامل به
عهد، پرهیز از فریب و نقض پیمان، و رعایت احتیاط در برابر دشمن از اصول بنیادین قراردادهای صلح شمرده شده است.
ولى ظاهر رواياتى كه در آن كلمه صلح به كار رفته نشان دهنده نوعى معاهده با مدت نامحدود است.
در اين رابطه كافى است عهدنامه
مالک اشتر مورد مطالعه دقيق قرار گيرد.
در فرازهایى از اين منشور تاريخى كه سياست خارجى دولت اسلامى و همچنين اصولى در رابطه با قواعد
حقوق بینالملل ذكر شده.
مسئله صلح به صورت يک قاعده مطلق حقوقى در روابط بينالمللى مورد تأكيد قرار گرفته است.
امام در قسمتى از اين منشور مىگويد:
«... هيچ نوع صلح و قرارداد همزيستى را كه دشمنت تو را بدان فرا خواند و رضاى پروردگار در آن باشد رد نكن، زيرا در زمان صلح است كه ارتش و نيروهاى نظامى تو آمادگى و تقويت بيشترى خواهند يافت و تو نيز از نگرانیها و اندوههايت آسايش خواهى داشت و كشورت نيز در
امنیت به سر خواهد برد.
لكن همواره مراقب باش و از دشمن پس از آنكه از در صلح درآمدى بپرهيز، زيرا چه بسا كه دشمن به تو نزديک مىشود تا از غفلت تو بهره برد و تو را غافلگير سازد.
پس در هر موقعيتى احتياط را از دست مده و راه حزم پيشگير و نسبت به حسن ظنت بدگمان باش.
هرگاه بين خود و دشمنت قراردادى منعقد نمودى يا بدو تعهدى سپردى، به پيمان خويش وفا كن و تعهدات خود را با كمال
امانت مراعاتنما و جان خود را سپر براى حفاظت تعهداتت قرار بده.
زيرا در ميان واجبات
خدا چيزى كه مردم با وجود اختلاف خواستها و تشتت آراء، بيشتر و بالاتر از بزرگداشت وفاى به عهد و پيمان بدان راغبتر و مجدتر و متفقتر باشند وجود ندارد.
در برابر پيمانت بهانهجویى نكن و هيچ نوع
خیانت و توطئه و مكرى را به عهد و پيمان خويش راه مده و دشمنت را از روى فريب و حيلهگرى به گمراهى نكشان.
بىشک در برابر خداوند جز مردمان نادان و بدبخت، سركشى نمىنمايند.
خداوند عهد و پيمان را مايه امنيت قرار داده و آن را از روى
رحمت و مهر در ميان بندگانش گسترده است و آن را حريمى قرار داده كه مردم در سايه آن آسوده و با آرامشى تمام زندگى كنند و در پناه آن به نيكیها و بهرههاى فراوان برسند.
از اينرو دغلبازى و فريبكارى و وسوسه و شبهه و صحنهسازى در آن جایز نيست.
هيچگاه قراردادى كه در آن غلط اندازى و تحريف راه داشته باشد منعقد نساز و پس از آنكه پيمانت را محكم بستى و اطمينان دادى بگفتارهاى چند پهلو استناد مكن.
دشوارى كارى كه بايد درباره آن پيمان خدا را مراعات كنى تو را بر آن واندارد كه به ناحق به شكستن آن پيمان اقدام نمایى، زيرا بردبارى تو بر تحمل دشوارى و سختیهایى كه اميد گشايش و نيكى سرانجام آن را دارى.
بهتر از حيله و مكرى است كه از كيفر آن هراس دارى و بيم آن دارى كه از جانب خداوند مسئوليت و بازخواستى تو را فراگيرد و تو در
دنیا و
آخرت امكان درخواست عفو و بخشش آن را به دست نياورى.»
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۳۱۷-۳۱۹.