مرحله نوین غربستیزی (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مرحله نوین غربستیزی با طرح شعار «
نه شرقی، نه غربی» در
جهان اسلام، بر
استقلال سیاسی، نفی سلطهجویی قدرتهای دوگانه، و مقابله با
استعمار،
استکبار و
تهاجم فرهنگی تأکید دارد. این رویکرد با برجستهسازی دشمنستیزی، افشای ماهیت سلطهگرانه
شرق و
غرب، و ایجاد جبههای مستقل در برابر دو قطب
جنگ سرد، هویت جدیدی برای
مقاومت اسلامی ترسیم میکند و بر ضرورت حفظ استقلال فکری، فرهنگی و سیاسی ملل مسلمان پای میفشارد.
در ادامه، استکبارستیزی بهعنوان مفهومی کلانتر جایگزین
غربستیزی و شرقستیزی میشود و مبارزه با
نظام سلطه در قالب مواجهه با «
شیطان» معنا مییابد. تأکید بر ماهیت تجاوزکارانه
تمدن غرب، نقد وابستگی علمی و صنعتی، هشدار نسبت به رابطه یکسویه صلح با مستکبران، و معرفی آمریکا بهعنوان نماد استکبار جهانی، چارچوبی فراگیر برای مقاومت جهان اسلام و ملل مستضعف ارائه میکند.
در نیم قرن اخیر، اندیشه جدیدی در جهان اسلام در مقابله با استعمار،
سلطه و
تهاجم فرهنگی بیگانگان
دشمن با اسلام مطرح گردید که شعار «نه شرقی و نه غربی» را به عنوان یک تفکر سیاسی ناب اسلامی ارائه و هر نوع اتهام گرایش به دو قطب جهانخوار را نفی نمود.
غربستیزان گاه متهم به گرایش به شرق بودند و گاه از آن گریزی نمیدیدند و شرقستیزان نیز همواره دام غرب در انتظارشان بود و حداقل متهم به غربگرایی بودند، ندای جدید سیاسی با برداشتن هر نوع برچسب از روی دشمنستیزی شعار شعورزای «نه شرقی و نه غربی» را جایگزین شعارهای دو جبهه غربستیز و شرقستیز نمود.
این اندیشه نو را بیش از هر متفکر و شخصیت سیاسی مذهبی اسلام، رهبر کبیر
انقلاب اسلامی امام خمینی در سطح بینالمللی مطرح نمود و جهان دو قطبی را در برابر جهان اسلام به مبارزه طلبید و اسلام را مستقل از هر دو قطب و سردمداران سیاستهای دو قطبی در جهان را دشمن اسلام و ملل مسلمان قلمداد نمود و ماهیت استعماری و سلطهگرانه هر دو قطب را افشا و ضرورت مقابله جهان اسلام با دشمنیهای هر دو قطب را اعلام کرد.
سخنان و تحلیلهای امام راحل در افشاگری اقطاب سیاسی سلطهجو و جهانخوار و تفسیر و تعمیق شرق و غربستیزی اسلام و ایجاد جبهه سوم در برابر شرق و غرب از برجستهترین رهنمودها و از اصول عام اندیشه این بزرگمرد تاریخ معاصر محسوب میشود.
در نگاه امام خمینی، دشمن متجاوز و کینهتوز
غرب که از اسلام و مسلمانان سیلی خورده، هرگز از
خصومت خود دست نخواهد کشید و تمامی ترفندهای او در مناسبات سیاسی، اقتصادی و حتی حمایتهای نظامی، راهگشای اهداف سلطهجویانه اوست. غرب سلطهگر و شرق متجاوز در به کارگیری همه امکانات خود برای رسیدن به اهداف شومی که در سر میپرورانند، علیرغم اختلاف در روش، در ماهیت عمل و فکر یکسانند. اعمال روشهای مسالمتآمیز و به ظاهر صلحجویانه به خاطر شرایط زمان و سهولت رسیدن به اهداف میباشد.
امام خمینی حتی این فکر را که میتوان با به دست آوردن سلاح برتری غرب، یعنی
علم و
صنعت، بر او چیره شد، تخطئه مینمود و بر این اندیشه اصرار میورزید که غرب هرگز علم و صنعتی را که موجب
استقلال ما باشد و به تفوق ما بیانجامد، در اختیار جهان اسلام نخواهد گذاشت و این سادهاندیشی است که بتوان از روشهایی که غرب در نشان دادن باغ سبز سود میبرد به چنین اهدافی نائل گردید.
دوستی و
صلح ما با غرب مستکبر یک رابطه یکطرفه و رابطه گرگ و میش است و هر نوع گرایش مسالمتجویانه در این رابطه به معنی تسلیم ما و پیروزی غرب در اهداف سلطهجویانه و سرانجام افتادن در دام
استکبار میباشد.
در اندیشه امام خمینی،
استکبارستیزی جای
غربستیزی یا شرقستیزی را گرفت. زیرا بجز دو قطب متخاصم در جنگ سرد و دو ابرقدرت شرق و غرب، قدرتهای دیگری نیز هستند که بر سیاستهای هرچند دنبالهروانه آنها روح استکباری حاکم است و در راه نوینی که امام خمینی در رابطه با شرق و غرب و متحدان آنها نشان داد، استکبارستیزی نه تنها راه نجات جهان اسلام بلکه به عنوان سیاست کلی رهاییبخش برای
جهان سوم ارائه داد و استکبار را با مفهوم دینی و فرهنگی
شیطان مترادف شمرد و مبارزه با استکبار را پیکار با
شیطان معرفی کرد و در میان مستکبران جهانخوار، آمریکا را به عنوان شیطان بزرگ و سمبل سیاست استکباری در نوک حملات سیاسی خود قرار داد و شعار مرگ بر شیطان بزرگ را برای همه مستضعفان جهان به ارمغان آورد.
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱۰، ۲۴۳-۲۴۲.