مفهوم ارعاب و تهدید (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مفهوم ارعاب و تهدید تروریسم در جهان امروز هم به عنوان وسیله سرکوب و هم به عنوان واکنشی به بیعدالتی و تهدیدهای ابرقدرتها تعریف میشود.
اعمال خشونتآمیز ملل محروم در جهت احقاق
حقوق پایمالشده، مانند گروگانگیری و هواپیماربایی، اغلب به عنوان تروریسم نامیده میشوند.
در حالی که ریشه آن بازتاب سیاستهای سلطهگرانه و تهدیدآمیز قدرتهای جهانی است.
تهدید و ارعاب، اعم از تسلیحات هستهای، رژیمهای سرکوبگر، تبلیغات سازمانیافته یا فشار دیپلماسی و اقتصادی، موجب سلب امنیت و آزادی انسانی شده و عامل اصلی ناامنی و خشونت در سطح بینالمللی است.
تروريزم از واژههاى جديدى است كه در جهان به عنوان يک وسيله سركوب عليه
استقلال طلبیها، نفى وابستگیها و محروميتها، ايستادگى و مقاومت در برابر زورگویى ابرقدرتها و قيامهاى مردمى در برابر
دیکتاتوری رژيمهاى وابسته به كار گرفته شده.
در عين حال پوششى است براى استتار شيوههاى تهديد و ارعابى كه ابرقدرتها به منظور پيشبرد سياستهاى سلطهگرانه و تجاوزكارانه خود در جهان به وجود آوردهاند.
امروز تروريزم به اعمال خشونتبارى اطلاق مىشود كه فرضا ملتهاى ستم ديده
فلسطین يا
لبنان و يا
جمهوری اسلامی ایران در جهت رهایى و به دست آوردن حقوق پايمالشده خود، به دليل بسته شدن همه راههاى نتيجهبخش ديگر مرتكب مىشوند.
گروگانگيرى، هواپيماربایى و ترور، از جمله اعمالى است كه سياست بازان دنيا آنها را عمليات تروريستى مىنامند.
در حالىكه گامهاى نخستين را در انجام اين گونه عمليات، خود آنها و عمال سياستهاى استكبارى برداشتهاند و اكنون در دامى كه خود گستردهاند گرفتار آمدهاند.
اولين هواپيماربایى در جهان توسط
اسرائیل در دسامبر سال (۱۹۴۵ م) انجام گرفت و عمال
آمریکا در سراسر جهان كار آدمربایى و ترور را در سطح گستردهاى شيوه كار خود براى ايجاد جو ارعاب قرار دادند.
امنیت و آزادى، دو قربانى سياست تجاوزكارانه ابرقدرتها در فرونشاندن حركتهاى آزادیبخش ملتها و تحميل رژيمهاى دستنشانده بر آنها بوده است.
بىشک تبليغات گسترده جهانى در زمينه بزرگ جلوه دادن خطرات ناشى از اعمال خشونتآميز ملتهاى محروم و در حال رهایى، خود نوعى سركوب جنبشهاى رهایىبخش و ريشهكن نمودن حركتهاى ضداستكبارى و تحميل سياست تسليم و تحكيم رشتههاى وابستگى و اسارت است.
ولى حقيقتى كه در اين ميان منافقانه پايمال مىشود اين است كه تمامى اين اعمال كه امروز به عنوان عمليات تروريستى ناميده مىشود.
در برابر وسائل تهديد و ارعابى كه ابرقدرتها در جهان به وجود آوردهاند و خشونتهاى موجود ملتهاى در حال رهایى يكى از بازتابهاى آن مىباشد.
چون قطرهاى است در برابر سيل بنيانكن و سفير گلولهاى در مقايسه با انفجار مهيب بمبهاى هستهاى.
ابرقدرتها به ويژه استكبار آمريكایى در موج عظيم تبليغاتى خود عليه تروريزم، هيچگاه به ريشههاى آن اشاره نمىكنند.
در حالى كه مبارزه با تروريزم بايد از طريق ريشهكن كردن عوامل و از ميان بردن كليه بىعدالتیها و زورگوییها انجام گيرد تا فريادها در گلوها شكسته نشود و محرومان دربند به خشونت دست نيازند.
وقتى جو ارعاب و تهديد، هر نوع امكان دسترسى به احقاق
حق مسالمتآميز را از محرومان ستم كشيده مىگيرد و زندگى را در همه ابعادش بر آنها تنگ مىكند و جز تسليم يا مبارزه و مرگ راهى به روى آنها باز نمىگذارد، چه انتظارى مىتوان داشت؟
مگر ابرقدرتها براى حفظ منافع به اصطلاح ملى و پيشبرد سياستهاى تجاوزكارانه خود راهى جز خشونت و ايجاد جو تهديد و ارعاب برگزيدهاند؟!
بايد عواملى كه در پشت سر شيوههاى تهديد و ارعاب و اعمال خشونتبارى كه امروز برخى از ملتها آن را تنها راه نجات خود يافتهاند قرار گرفته، بازشناسى شود.
منشأ اين همه نااميدیها و ناكامیها و سرخوردگیها و افسردگیهاى وجدانهاى جريحهدار شده و
انسانهای تحقير شده را كه موجب چنين فداكاریها و از جانگذشتگیها و صحنههاى
ایثار مىگردد، بررسى و مورد مطالعه قرار گيرد.
آيا اعمال خشونتآميز، فرياد ملتهاى دربند و مظلوم و حقباخته نيست؟
آيا اين اعمال، دادخواهى عليه سياستهاى تجاوزكارانه محسوب نمىشود؟
آيا اين، تنها راه مبارزه براى آزادسازى ملتها و سرزمينها نيست؟
تهدید و ارعاب را مىتوان چنين تعريف كرد:
هر نوع عملى كه به منظور اهداف غيرانسانى و در جهت فساد، متضمن به خطر افكندن امنيت و ايجاد زمينه تعرض و محدوديت در مورد
حقوق مشروع بشرى و موجب سلب آرامش گردد.
تهديد و ارعاب به اين معنى مىتواند در قالبهاى مختلف ظهور نمايد:
در شكل توليد سلاحهاى مخوف هستهاى، استراتژیهاى جنونآميزى چون
جنگ ستارگان، پيمانهاى نظامى، ايجاد رژيمهاى سركوبگر و وابسته، تبليغات سازمان يافته و مهاجم، خبرگزاریهاى هدف دارى كه واقعيتها را تحريف و ملتها را از خود بيگانه و در جوى از دنياى خيالى و پوچ و وحشت به سوى اهداف از پيش تعيين شده در جهت منافع ابرقدرتها سوق مىدهد.
تهاجم فرهنگى كه شخصيت انسانى را در ملتها متلاشى مىسازد، شيوههاى وحشتانگيز اقتصادى، فشار زور و تزوير ديپلماسى و بالاخره در قالب حملات تجاوزكارانه و آشكار نظامى و صدها نوع ديگر كه امروز به طور رسمى و غيررسمى، آشكار و پوشيده، مستقيم و غيرمستقيم توسط ابرقدرتها در سراسر جهان اعمال مىگردد.
مهمترين عنصر در تعريف تهديد و ارعاب (تروريزم) همان سلب
امنیت است كه آن را تا سرحد بزرگترين جنايت بر بشريت خطرناک مىسازد.
نكته ديگر، مقاصد غيرانسانى و ضد بشرى است كه معمولاً عاملين تهديد و ارعاب را به انجام جناياتى بر عليه بشريت وامىدارد.
در برخى از موارد عمليات تهديد و ارعاب با پوششهاى انسان دوستانه دفاع از حقوق ملى و دهها بهانه واهى ديگر انجام مىگيرد.
اقدام كنندگان عليه امنيت معمولاً براى توجيه جنايات خود به آن پوششها متوسل مىشوند، كه هدف و عمل آنها هرگز مورد قبول وجدان بشرى و خواستههاى عموم نيست.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۴۲۵-۴۲۷.