• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مکان دارالهجره (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




مکان دارالهجره دارالهجره در متون اسلامی به مکانی گفته می‌شود که مسلمانان بتوانند در آن با امنیت به انجام وظایف و شعائر دینی خود بپردازند.
گرچه در احادیث نبوی این عنوان غالباً به شهر مدینه در عصر پیامبر اسلام اشاره دارد، اما در مفهوم فقهی به آن شهر منحصر نیست.
بر پایه این برداشت، هر سرزمینی که شرایط امنیت دینی و امکان اظهار اسلام را فراهم سازد، می‌تواند مصداق دارالهجره باشد، حتی اگر در قلمرو دارالکفر قرار گیرد.
نمونه‌های تاریخی آن در صدر اسلام شامل مدینه و نیز سرزمین حبشه و برخی مناطق امن میان مکه و مدینه بوده است.
فقهای شیعه نیز با استمرار وجود کفر، اصل هجرت را پایدار دانسته و امکان آزادانه انجام تکالیف دینی را معیار سقوط وجوب آن شمرده‌اند.



از واژه دار المهاجران كه در حدیث نبوی آمده است بيش‌تر، شهر مدينه در عصر پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) متبادر مى‌شود كه محل اجتماع و زندگى مهاجرين بوده است، ولى اين بدان معنا نيست كه دارالهجره اختصاص به مدينه داشته باشد و به شهر يا كشور ديگرى صدق نكند.
شرايط خاص مدينه به هنگام هجرت رسول خدا به آن شهر و تجمع مسلمانان و تشكيل اولين دولت اسلامی در اين مركز، ايجاب مى‌كرد كه شهر مدينه، از مصاديق بارز دارالهجره محسوب شود.
تبادر مدينه از دارالمهاجرين بدين لحاظ است كه شهر مدينه در آن شرايط تنها جاى امن مسلمانان بوده و به جز مدينه محل امن ديگرى براى مسلمانان وجود نداشته است، به تعبير روشن‌تر مدينه تنها مصداق دارالهجره بوده است.


بررسى دقيق‌تر آيه هجرت نشان مى‌دهد كه دارالهجره عبارت از محل امنى است كه مسلمان بتواند در آن‌جا به وظايف و تعهدات اسلامى خود عمل كند.


از اين رو همان‌طور كه دارالاسلام مى‌تواند مصداق دارالهجره باشد، ممكن است بخشى از دارالكفر نيز به دليل شرايط خاصى كه بر آن حاكم است، مصداق دارالهجره باشد و مسلمان بتواند امنيت مورد نياز را كه در آيه به آن اشاره شده در آن بخش از دارالكفر يا دارالحرب به دست آورد.


به همين لحاظ مى‌توان گفت كه در عصر پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، مدينه تنها مصداق دارالهجره نبوده است، زيرا پس از هجرت چند گروه از مسلمانان به كشور حبشه كه با اجازه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) انجام شد.
آن كشور نيز از مصاديق دارالهجره شد و حتى تعدادى از مسلمانان پس از بازگشت جمعى از مهاجران حبشه، در آن كشور ماندند و مورد اعتراض پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) قرار نگرفتند.
پس از صلح حدیبیه نيز تعدادى از اهالى مكه، اسلام آورده و در شرايط اختناق مكه قادر به حفظ معتقدات خود و عمل بدان نبودند و براساس شرايط قرارداد حديبيه اگر به مدينه هجرت مى‌كردند، به قریش مسترد مى‌شدند.
ناگزير يكى از مناطق امن را در ميانه راه مكه و مدينه انتخاب كردند و متجاوز از ۷۰ مسلمان از مكه به آن محل فرار كرده و در آن‌جا رحل اقامت افكندند و از جانب پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نيز مورد اعتراض قرار نگرفتند.


فقهاى شیعه معتقدند كه مادام كه كفر باقى است، هجرت نيز همچنان به عنوان يک وظيفه استمرار دارد و هجرت بايد به جايى صورت بگيرد كه مسلمان در آن‌جا قادر به اظهار شعار اسلام باشد و منظور از اظهار شعار اسلام آن است كه مسلمان بتواند وظايف خود را بدون آن‌كه مزاحمتى براى او ايجاد شود، انجام دهد.
برخى از فقها امكان تظاهر به احکام و تكاليف اسلامى را شرط سقوط وجوب هجرت دانسته‌اند.


۱. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۶-۲۰۷.    
۲. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۷۹.    
۳. حلبی، ابوالفرج، السیرة الحلبیه، ج۳، ص۲۴.    
۴. حمیری، ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۲۲.    
۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۳۲۱-۳۲۲.    






جعبه ابزار