• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ابن العودی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





ربیب، ابو المعالی، معروف به ابن عودی یا عودی، شاعر قرن پنجم و ششم هجری است که در سال ۴۷۸ هجری قمری در ناحیه رود فرات به دنیا آمد.
شعرهای او مشهور بوده و عمادالدین اصفهانی از هوش و ذکاوتش مانند شعله آتش و سروده‌هایش چون شراب ناب ستایش کرده است.
وی اشعاری در مدح اهل بیت (علیه‌السلام) و شهادت امام حسین (علیه‌السلام) سروده است.




ربیب، ابو المعالی، سالم بن علی بن سلمان بن علی معروف به «ابن عودی» و متخلّص به «عودی» تعلبی، نیلی که به سال ۴۷۸ ه‌. ق. در ناحیه‌ی رود فرات به دنیا آمد.
وی از شعرای قرن پنجم و ششم هجری می‌باشد و از سرایندگانی است که سروده‌هایش مشهور و معروف است.
در روزگار او عماد الدّین اصفهانی نویسنده‌ی مشهور، شرح‌حال شعرای معاصر خود را جمع‌آوری می‌کرد، در مورد این العودی می‌گوید: «جوانی است که هوش و ذکاوتش بسان شعله‌ی آتش و سروده‌هایش چون شراب ناب است.»


ربیب به سال ۵۵۸ ه‌. ق. درگذشت.


ابن عودی در ثنا و ستایش اهل بیت (علیه‌السّلام) و شهادت حسین بن علی (علیه‌السّلام) اشعاری سروده که قسمتی از قصیده‌های او را می‌آوریم:


متی یشتفی من لاعج القلب مغرم• • • • • و قد لجّ فی الهجران من لیس یرحم‌؟!
اذا همّ ان یسلو ابی عن سلوّه• • • • • فؤاد بنیران الاسی یتضرّم
و یثنیه عن سلوانه لفضیلة• • • • • عهود التّصابی و الهوی المتقدّم
رمته بلحظ لا یکاد سلیمه• • • • • من الخبل و الوجد المبرّح یسلم
اذا ما تلظّت فی الحشا منه لوعة• • • • • طفتها دموع من اماقیه تسجم


۱ - عاشق شیدا، کی از سوز درون آرام گیرد، با آنکه دلدارش لجوج و نامهربان است.
۲ - اگر خواهد با فراموشی خاطر، آبی بر دل بریان پا شد، سوز درون سر به طغیان برکشد، شعله‌ها برانگیزد.
۳ - دانی که مانع دلداری خاطر چیست‌؟ شور جوانی، پیمان عشق و شیدایی.
۴ - از چشم جادویش تیری به سویم افکند که اگر از جنون عشق و شیدایی برکنار بودم، مجنون و شیدا می‌شدم.
۵ - آن‌گاه که شور عشق و مستی خرمن هستی را به آتش کشد، سیلاب اشک فرو ریزد و شعله‌ی دل را خاموش سازد.

مقیم علی اسر الهوی و فؤاده• • • • • تغور به ایدی الهموم وقتهم
یجنّ الهوی عن عاذلیه تحلّدا• • • • • فیبدی جواه ما یجنّ و یکتم
یعلّل نفسا بالامانی سقیمة• • • • • و حسبک من داء یصحّ و یسقم
بکیت علی ما فات منّی ندامة• • • • • کانّی خنس فی البکا او متمّم
و اصفیت مدحی للنبی و صنوه• • • • • و للنّفر البیض الذین هم هم
هم التین و الزیتون ال محمّد• • • • • هم شجر الطوبی لمن یتفهّم
هم جنّة الماوی هم الحوض فی غد• • • • • هم اللوح و السقف الرّفیع المعظم
هم آل عمران هم الحجّ و النسا • • • • • هم سبأ و الذاريات و مريم


۶ - پيكرش به زندان عشق اسير و دربند است. دلش با غمى جانكاه در پى جانان به فلات و هامون دوان است.
۷ - اشك رخسار بپالايد تا درد اشتياق از ناصحان مكتوم دارد، اما شعله‌هاى دل زبانه كشد، رازش برملا سازد.
۸ - ديرى است كه جان دردمندش را به آرزوها سرگرم سازد، اما دردى از اين بالاتر كه گاه به شود و گاه سر به طغيان بردارد.
۱۶ - بر گذشته‌هاى خود ندامت گرفته و گريستم، چونان‌كه مادرى بر عزيز خود گريد.
۱۷ - ثنا و ستايشم را ويژه‌ى رسول و همتايش نمودم و آن اختران تابان كه جز آنان درخشش و تابش ندارند.
۱۸ - تين و زيتون، خاندان محمّد است و هم درخت طوبى.
۱۹ - بهشت عدن هم آنهايند و هم كوثر، لوح و قلم، سقف مرفوع معظّم.
۲۰ - آنهايند آل عمران، سوره‌ی حج و نساء، سوره‌ی سبا و ذاریات و هم مریم.

هم آل ياسين و طاها و هل أتي • • • • • هم النحل و الإنفال إن كنت تعلم
هم الآية الكبري هم الركن و الصّفا • • • • • هم الحجّ و البيت العتيق المكرّم
هم في غد سفن النّجاة لمن وعى • • • • • هم العروة الوثقى التي ليس تفصم
هم الجنب جنب اللّه في البيت و الورى • • • • • هم العين عين اللّه في الناس تعلم
هم الآل فينا و المعالي هم العلى • • • • • ينمّم في منهاجهم حيث يمّموا


۲۱ - و نيز آل طه و يس - سوره‌ى هل اتى، نحل و انفال، اگر توانى فهم كرد.
۲۲ - و هم آيت كبرى، حقيقت ركن و صفا، حجّ خانه‌ى خدا.
۲۳ - به رستاخيز، كشتى نجات‌اند و هم دستاويز استوار كه نگسلد.
۲۴ - نزد اللّه‌اند در ميان خلق، عين اللّه‌اند در ميان مردم.
۲۵ - آل اللّه‌اند با ارج و ارجمند، بر بلنديها كه بر منهاج و شريعتشان روانيم.

هم الغاية القصوي هم منتهى العلى • • • • • سل النصّ في القرآن ينبئك عنهم
هم في غد للقادمين سقاتهم • • • • • إذا وردوا و الحوض بالماء مفعم
فلولاهم لم يخلق اللّه خلقه • • • • • و لا هبطا للنسل حوا و آدم
هم باهلوا نجران من داخل العبا • • • • • فعاد المناوي فيهم و هو مفحم
و أقبل جبريل يقول مفاخرا • • • • • لميكال: من مثلي و قد صرت منهم‌؟!


۲۶ - آخرين هدف، بالاترين مقام، از قرآن بپرس تا خبرت گويد.
۲۷ - به رستاخيز، اگر بر حوض كوثر راه يابى، از زلال آب حيات سيراب گردى.
۲۸ - اگر شمع وجودشان نبودى، خداى بزرگ نه آسمان و زمين آفريدى و نه حوّا و آدم راه زمين گرفتى.
۲۹ - در زير سايه‌بان عبا، به مباهله نشستند، دشمن از هراس عذاب لب از سخن بربست.
۳۰ - جبرئيل كه زير عبا جاى گرفت، بر ميكائيل مباهات و افتخار گرفت.

فمن مثلهم في العالمين و قد غدا • • • • • لهم سيّد الإملاك جبريل يخدم‌؟!
و من ذا يساويهم بفضل و نعمة • • • • • من الناس و القرآن يؤخذ عنهم‌؟!
أبوهم أمير المؤمنين و جدّهم • • • • • أبو القاسم الهادي النبي المكرّم
هم شرعوا الدين الحنيفيّ و التقى • • • • • و قاموا بحكم اللّه من حيث يحكم
و خالهم إبراهيم و الامّ فاطم • • • • • و عمّهم الطيّار في الخلد ينعم


۳۱ - در پهنه‌ى گيتى كدامين كس همپايه‌ى او تواند بود كه سرور ملائك جبرئيل امين خادم او بود.
۳۲ - كيست كه در فضل و رهبرى همتاى آنان باشد، با آنكه معلّم قرآن‌اند.
۳۳ - پدرشان، امير مؤمنان، و جدّشان پيامبر اكرم ابو القاسم هدايت‌گر مكرّم هادى مصطفى.
۳۴ - دين حنيف اسلام را همراه تقوى پايه‌گذار بودند و به دستور خدا قيام كردند.
۳۵ - ابراهيم فرزند رسول،، دايى آنان و فاطمه دختر محمد (ص) مادرشان، جعفر طيّار كه در خلد بهشت برين به پرواز درآيد، عمويشان.

إلى اللّه أبرا من رجال تتابعوا • • • • • على قتلهم يا للورى كيف أقدموا؟!
حموهم لذيذ الماء و الورد مفعم • • • • • و أسقوهم كأس الرّدى و هو علقم
و عاثوا بآل المصطفى بعد موته • • • • • بماقتل الكرّار بالأمس منهم
و ثاروا عليه ثورة جاهليّة • • • • • على أنّه ما كان في القوم مسلم
و ألقوهم في الغاضريّات صرّعا • • • • • كأونّهم قفّ على الأرض جثّم


۳۶ - به سوى خدا گريزانم از اين قوم كه بر هلاك و دمار آنان متفق گشتند. واى از اين مصيبت! چگونه همدست شدند؟!
۳۷ - از آب زلال دريغ كردند، شطّ فرات مالامال بود. جام مرگشان نوشاندند، زهر و شرنگ بود.
۳۸ - از خاندان مصطفى (ص) قصاص كردند، خونى كه على در بدر و احد ريخت.
۳۹ - به رسم جاهليت شوريدند، گويا مسلمان نبودند.
۴۰ - كشتند و روى هم انباشتند، گويا هيزم بيابان طف بودند.

تحاما هم وحش الفلا و تنوشهم • • • • • بأرياشها طير الفلا و هي حوّم
بأسيافهم أردوهم ولدينهما • • • • • ريق بأطراف القنا منهم الدّم
و ما قدمت يوم الطفوف اميّة • • • • • على السبط الاّ بالذين تقدّموا
و أنّى لهم أن يبرأوا من دمائهم • • • • • و قد أسرجوها للخصام و ألجموا
و قد علموا أنّ الولاء لحيدر •• • • • • و لكنّه ما زال يؤذى و يظلم


۴۱ - وحش بيابان حلقه‌ى ماتم زد، پرندگان برفرازشان سايبان برافراشتند.
۴۲ - عجبا با شمشير اسلام به خاك هلاكشان نشاندند، به خاطر ديانت در خون كشيدند.
۴۳ - خاندان اميّه در كربلا قدم پيش ننهاد، مگر با يارى پيشينيان كه راه را هموار كردند.
۴۴ - كجا توانند خون حسين را از دامن خود بشويند، نه اين است كه خيل بنى اميه را با دست خود زين و لجام بستند؟
۴۵ - دانستند كه حقّ ولايت با حيدر است، منتهى مظلوم و ستمكش بود.

تعدّوا علیه و استبدّوا بظلمه• • • • • و اخّرو و هو السیّد المتقدّم
و قد زعموها فلتة کان بدؤها• • • • • و قال: اقتلوا من کان فی ذاک یخصم
و افضوا الی الشوری بها بین ستّة• • • • • و کان ابن عوف منهم المتوسّم
و ما قصدوا الاّ لیقتل بینهم• • • • • علی و کان اللّه للطّهر یعصم
و الاّ فلیث لا یقاس باضبع• • • • • و این من الشمس المنیرة انجم‌؟!


۴۶ - ستم کردند، حق او را بردند، عقب راندند با آنکه پیشوا و سرور بود.
۴۷ - اعتراف کرد که این بیعت «فلته» و تصادف بود، لذا گفت: هرکه آنرا تجدید کند باید کشت.
۴۸ - بدین‌جهت کار به شوری افکند، میان شش نفر که صاحب اختیارش ابن عوف بود.
۴۹ - هدف این شوری، توطئه‌ی قتل علی بود، تنها خدایش نگاهبان بود.
۵۰ - وگرنه شیر بیشه‌ی شجاعت کجا و کفتارهای ترسو. خورشید رخشان کجا و اختران کم‌سو.

فوا عجبا من این کانوا نظائرا؟! • • • • • و هل غیره طبّ من الغیّ فیهم‌؟!
و لکن امور قدّرت لضلالهم• • • • • و للّه صنع فی الارادة محکم
عصوا ربّهم فیه ضلالا فاهلکوا• • • • • کما هلکت من قبل عاد و جرهم
فما عذرهم للمصطفی فی معادهم• • • • • اذا قال: لم خنتم علیّا جرتم‌؟!
و ما عذرهم ان قال: ما ذا صنعتم• • • • • بصنوی من بعدی‌؟! و ما ذا فعلتم‌؟!


۵۱ - شگفتا با کدامین سابقه و ارج همتای او شدند. جز او کسی لایق خلافت بود؟
۵۲ - منتها مقدّرات بر وفق مرادشان جاری گشت. اراده‌ی خدا در آزمایش استوار و متین است.
۵۳ - با سرگشتگی و ضلالت خدای را نافرمان شدند و چونان «عاد» و «جرهم» به هلاکت رسیدند.
۵۴ - عذرشان به پیشگاه مصطفی چه باشد که به رستاخیز گوید: «از چه با علی خیانت کردید»؟
۵۵ - و یا پرسد: «از پس من با همتای من چه کردید؟» پاسخ معذرت چه دارید؟

عهدت الیکم بالقبول لامره• • • • • فلم حلتم عن عهده و غدرتم‌؟!
نبذتم کتاب اللّه خلف ظهورکم• • • • • و خالفتموه بئس ما قد صنعتم
و خلّفت فیکم عترتی لهداکم• • • • • فکم قمتم فی ظلّهم و قعدتم
قلبتم لهم ظهر المجنّ و جرتم• • • • • علیهم و احسانی الیکم کفرتم
و ما زلتم بالقتل تطغون فیهم• • • • • الی ان بلغتم فیهم ما اردتم
کانّهم کانوا من الرّوم فالتقت• • • • • سرایاکم صلبانهم و ظفرتم
و لکن اخذتم من بنی بثارکم• • • • • فحسبکم خزیا علی ما اجتراتم
[۳] ادب الطف، ج۳، ص۱۲۶-۱۲۸.
[۴] الغدیر، ج۴، ص۳۷۲-۳۷۴.


۵۶ - نه این بود که از شما تعهّد گرفتم‌؟ از چه به عهد و پیمانش خیانت کردید؟
۵۷ - فرمان خدا را پشت سر نهادید، از فرمانش سر به‌در بردید، چه بد کردید.
۵۸ - خاندان خود را به رهبری شما انتخاب کردم. در سایه‌ی آنان راه هدایت می‌یافتید؟
۵۹ - نعل وارونه زدید و به آنان ستم راندید، نعمت مرا کفران نمودید.
۶۰ - با سرکشی و طغیان هماره تیغ کین برافراشتید، تا به مراد دل رسیدید.
۶۱ - گویا بیگانگان روم‌اند که سپاهتان صلیب را درهم شکند، و پیروز گردد.
۶۲ - به خونخواهی پدرانتان، فرزندان مرا کشتید، داغ ننگ و عار بر پیشانی خود نهادید.

دنباله‌ی قصیده در مدح علی بن ابیطالب (علیه‌السّلام) می‌باشد که از ذکر آن خودداری می‌کنیم.


۳.۱ - قصیده


بفنا الغریّ و فی عراص العلقم• • • • • تمحا الذنوب عن المسیء المجرم
قبران قبر للوصی و آخر• • • • • فیه الحسین فعج علیه و سلّم
هذا قتیل بالطفوف علی ظما• • • • • و ابوه فی کوفان ضرّج بالدم
و اذا دعا داعی الحجیج بمکّة• • • • • فالیهما قصد التقی المسلم
فاقصد هما و قل: السّلام علیکما• • • • • و علی الائمّة و النبیّ الاکرم


۱ - در بارگاه «غری» و ناحیه‌ی «علقمی» گناه تبهکاران و بزهکاران پاک شود.
۲ - آنجا مزار وصی است و اینجا تربت حسین، لختی درنگ کن و سلام برگو!
۳ - حسین در کنار فرات با لب تشنه شهید شد، پدرش در کوفه محاسن با خون خضاب کرد.
۴ - قافله سالار حج که صلای سفر زند، پرهیزکار مسلمان جانب این دو مزار پوید.
۵ - آهنگ مزارشان کن و درود و صلوات خود بر آنان و سایر پیشوایان تقدیم کن.

انتم بنو طاها و قاف و الضّحی• • • • • و بنو تبارک و الکتاب المحکم
و بنو الاباطح و المسلخ و الصّفا• • • • • و الرکن و البیت العتیق و زمزم
بکم النجاة من الجحیم و انتم• • • • • خیر البریّة من سلالة آدم
انتم مصابیح الدّجی لمن اهتدی• • • • • و العروة الوثقی التی لم تفصم
و الیکم قصد الولیّ و انتم• • • • • انصاره فی کلّ خطب مولم


۶ - زادگاه رسول مختار، یادگار سوره‌ی طه و قاف و هم سوره‌ی ضحی و تبارک، آیات محکم قرآن.
۷ - یادگار اباطح، میقات مسلخ، صفا و مروه، کعبه و ارکان، زمزم گوارا.
۸ - از آتش دوزخ با مهر شما نجات یافتیم، زیرا شما بهترین فرزندان آدمید.
۹ - چراغ تاریکی‌ها، هرکه خواهد راه یابد، دستاویز استوار و متینی که نگسلد.
۱۰ - مهر کیش شما آهنگ خدمت کرد، بدین امید که در سختی‌ها یار او باشید.

و بکم یفوز غدا اذا ما اضرمت• • • • • فی الحشر للعاصین نار جهنّم
من مثلکم فی العالمین و عندکم• • • • • علم الکتاب و علم ما لم یعلم‌؟!
جبریل خادمکم و خادم جدّکم• • • • • و لغیرکم فی ما مضی لم یخدم
ابنی رسول اللّه: انّ اباکم• • • • • من دوحة فیها النبوّة ینتمی
آخاه من دون البریّة «احمد» • • • • • و اختصّه بالامر لو لم یظلم


۱۱ - به فردای رستاخیز که شعله‌های دوزخ سوی عاصیان سرکشد، در پناه شما رستگار گردد.
۱۲ - در گیتی کدامین کس همپایه‌ی شما باشد که دانش قرآن و علم کافی دارید.
۱۳ - روح القدس در خدمت شما و جدّ شما بود، این شرافت مخصوص و ویژه‌ی شما بود.
۱۴ -‌ای زادگاه احمد مختار، پدرتان علی هم از خاندان نبوّت بود.
۱۵ - رسول حق از میان همگانش به برادری برگزید، منشور خلافت بدو سپرد، اما مظلوم و محروم ماند.


۱. نیلی منسوب به نیل فرات.    
۲. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۳۷۹.    
۳. ادب الطف، ج۳، ص۱۲۶-۱۲۸.
۴. الغدیر، ج۴، ص۳۷۲-۳۷۴.
۵. اباطح:بطح،‌هامون. زمین هموار.    
۶. مسلخ:قربانگاه.    
۷. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۳۷۸.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۲۶۲.    






جعبه ابزار