۱ -ای ملامتگر من، در ولای اهل بیت آیا با دوستی پیامبر موافقی یا مخالف؟ ۲ - قومی که هرگاه با قلمها برای نوشتن از دریاها استفاده کنند و درختهای دنیا قلم گردد. ۳ - و انس و جن نویسنده فضائلشان باشد و ظرفیت صبح و شام صفحه کاغذ باشد. ۴ - بهاندازه یک دهم فضائلشان را نمیگنجد، بل جهد و کوششان در برابر فضل آنها، ناچیز است. ۵ - افتخارآفرینان و مرکز و مدار جهان که روزگار به امرشان میگردد. ۶ - دودمان احمد، بزرگ سادات درخشان، جوانان علوی سپیده چهره.
۷ - سپیدان بنیهاشم و جوانمردان با فضیلت، بزرگانی که دودمان "نضر" به بزرگی آنان نازند. ۸ - با عقلت بیندیش، آیا کسی دیگر به قدر آنان رسد، قومی که تقدیر الهی را به کف گرفتهاند. ۹ - به اینان، قبل از خلقتشان صفا عطا شد و نبوّت چون آب صافی بیکدر داده شده است. ۱۰ - و آنان را تاج شرافتی بیمانند و بزرگواری و شخصیت بیرقیبی عطا گردیده است. ۱۱ - مرا اینگونه حجّتهای واضح الهی بسنده است، اینانکه هرگاه یاد شوند درود بر آنها فرستید. ۱۲ - اینان درخت عظمتاند و شیعیانشان برگهای آن. ریشهی این درخت مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ذریهی او میوهی آنند. • • •
۱۳ -ای دودمان احمد، گناه شما چه بوده است که باید ارواح شما با شمشیر از بدنتان جدا شود. ۱۴ - اجتماع شما را با سنگ تفرقه میان مردم به جداییانداختهاند، در حالیکه اجتماع مردم بهم پیوسته باشند. ۱۵ - ماههای چهرهی شما از بدنهایتان به زیر افتاده و سرها بر سر شاخسار نیزهها قرار گرفته است. ۱۶ - آیا شما بهترین رهبر هدایت نبودید؟ آیا شما روش گمراهی و بدعت را نشکستید؟ ۱۷ - آیا خدای یگانه، بینیاز و برتر، به راهنمایی شما که پرچمدار و مقتدای هدایتید به یگانگی پرستیده شد؟
۱۸ - پس چرا حوادث بر دشمنان ستمگر شما، نمیگذرد و چرا مصیبتها از شما دست برنمیدارد؟ ۱۹ - بعضی از شما روی خاک افتاده و با لب تشنه کشته شدهاید و پارهای سر بریدهاش فراز نیزه است. ۲۰ - برخی در بلاد غربت، دورترین نقطه مغرب گریخته و با خونهای لالهگون، بر خود زره بسته است. ۲۱ - کسانی از شما را سوزانده و خاکسترش بر باد رفته که قبری و آرامگاهی برای توبهکنندگان مشهدش به جای نگذاشتهاند. ۲۲ - اگر همه را فراموش کنم، چگونه حسین را که سپاه شرک با کوبیدن شمشیر و نیزه بر او تاختند، توانم فراموش کرد. ۲۳ - پیکرش برای تاختن اسبان سیاه، روی خاک افتاده و سرش برفراز نیزهها جای گرفته است.
۲۴ -ای فرزندان مصطفی! با شمشیر بر شما حمله کنند و من به خواب آرام رفته، شب استراحت کنم؟ ۲۵ - شما را ستم کنند، بکشند و اموالتان تقسیم گردد و در برابر این همه جور و جفا چه کس بر شما خضوع کند و حق شما را ادا نماید؟ ۲۶ - هیچ سرزمینی در شرق و غرب نباشد مگر اینکه کشتهای از شما یا به خاکافتادهای در آن باشد. • • • ۴.۲ - مرثیهی حسین شهید (علیهالسّلام)
۱ - هرگاه از گریه چشمانم کوتاهی کند، توبیخش کنم و چون سرشکم جاری شود تا پایان بگریم. ۲ - به یاد شماای فرزندان مصطفی سرشکم به چهره رقم کشیده است. ۳ - برای شما و بر شما پلکهایم از بهم آمدن سر باززده نخوابید و هشیار مانده است. ۴ - من برای پیکرهای شما که در عراق نیزهها بر آنها کارگر شده، خوردش کرده، تشبیهی ندارم. ۵ - و شما را در عرصهی کربلا، به ماههای درخشندهای که کسوف کند مانند کردهام؟
۶ - دیگر سرزمین مدینه از جمع شما خالی شد مانند لوحهای است که خطوطش را بزدائید. ۷ - و زمین کربلا با شما عملی کرد، مانند درخشنده ستارگانی که فرو ریزد. ۸ - گویا زینب را میبینم گرد حسین با گیسوانی پریشان است. ۹ - صورت به رگهای بریده گردنش فرو برده و آه و ناله از دل دردمندش بیرون میدهد. ۱۰ - و میبینم فاطمه را حیران است وقتی تازیانه به پهلوی زینبش میخورد.
۱۱ - و سبط پیامبر را که پیکرش روی خاکها مانند قربانی سربریده فتاده است. ۱۲ - و سرهای بریده آنان برفراز نیزهها همان شاخسارهای میوهدار است. ۱۳ - و سر حسین در پیشاپیش سایر سرها مانند سپیدی صبح میدرخشد. • • •
۱۴ -ای دیدهها سرشک فرو بارید، سرشک فرو بارید بر آل پیامبر خدا تا گونهها از آنها اثر پذیرد. ۱۵ - وای دلها در آتشاندوه زیر و بالا شوید کهاندوه آنان را پایانی نیست. ۱۶ - از آنجا به نخلهای بلند خوشترکیب که شکوفههایش بهم بسته، تعبیر شده است. [۱۱]
به آیه ۱۰ سوره ق «وَ اَلنَّخْلَ بٰاسِقٰاتٍ لَهٰا طَلْعٌ نَضِیدٌ» و نیز نخلهای بلند خرما که میوهی آن منظّم روی هم چیده شده است برانگیختیم.
۱۷ - از آنان در کتاب الهی به زیتون نور و برای روشنی فروغ هدایت به کانون نورانی، تعبیر شده است. ۱۸ - اسامی آنان چون یاد خدا شود به اسامی خدا به شدت مقرون گردد.
۱۹ - حوادث روزگار هریک از آن بزرگواران را به خاکانداخته و به فزع افتادهاند. ۲۰ - من حسین را در کربلا فراموش نمیکنم در حالیکه بین دشمنان تشنه و تنها است. ۲۱ - و در حال سجود صورت بر خاک نهاده و به رکوع و سجود پردازد و شمشیر آبدار بر او کشیدهاند. ۲۲ - با نزدیکی آب فرات، آب میجوید و آن را میبیند، ولی از آب دور است. ۲۳ -ای ستمگران میدانید چه کسی را کشتید؟ به جانم سوگند کسی را کشتهاید که هستی در وجودش خلاصه شده است. ۴.۱ - مدح اهل بیت (علیهالسّلام)
۱ - من از قومی سخن میگویم که آسمانشان شمشیر و زمینشان دشمنان و خون گلوهای دشمنان دریاهای آنانست. ۲ - از گرد و غبار نبرد به عنوان ابر، باران میطلبند. باران مرگ بر گروه دشمنانشان. ۳ - و چون تاریکیهای فتنه، تیرگی فزاید، خورشید و ماه آن را آراء و افکارشان تشکیل دهد. ۴ - به فضل اینان میتوان بهشت را خرید و باغهای آنهمه و خیام و قصورشان از آن آنها است. ۵ - وقتی گناهان متراکم شد به مهر آنان گنهکار میتواند غفران یابد. ۶ - اینان اختران رخشان در برجهای فلک و سال، به تعداد آنان ماههایش تکمیل میشود. محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۱۳۵. |