اهل سنت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اهلاهل در معانی همسر و نیز خانواده و همچنین خویشاوندان به کار رفته است
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از اطلاق می شود.


معنای لغوی اهل



اصطلاح «اهل سنّت» از دو واژه «
اهلاهل در معانی همسر و نیز خانواده و همچنین خویشاوندان به کار رفته است
» و «سنت» ترکیب یافته است.«اهل» در لغت به معنای گروهی است که در امری از امور با هم شریک باشند مانند: «» که در پیوندخانوادگی، و «اهل اسلام» که در عقیده قلبی، شریک یکدیگرند.


معنای لغوی سنت



«سنّت» در لغت به راه و روش نیکو و پسندیده گفته می شود.


(سُنّة اللّه فِی الّذین خَلو مِنْ قَبْل)؛ این سنت خداوند در اقوام پیشین است


«طریقه الهی درباره کسانی که پیشتر بوده اند» و گاهی این واژه درباره مطلق راه و روش به کار می رود، هر چند پسندیده نباشد چنان که در حدیثی آمده:«ومن سنّ سنّة سیئة کان علیه وزرها ووزر من عمل بها» هر کس
راهراه‏ مسیری برای رفتن و آمدن می باشد
و روش بدی از خود به یادگار گذارد، علاوه بر
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
عمل خویش، در گناه عاملان به آن نیز، شریک می باشد.

کاربرد سنت میان علما



«سنت» در میان علما، دو کاربرد دارد: یکی سنّت به معنای گفتار و کردار و سکوت
پیامبر اسلامپیامبر اسلام حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى‌اللّه‌علیه‌وآله می‌باشد و از وجود مبارک آن حضرت در بابهاى طهارت، صلاة، صوم، حج، نکاح وحدود سخن رفته است
(صلی الله علیه وآله وسلم در هر عملی که انجام می گیرد، و مقصود از گفتار، امر و نهی الزامی و غیر الزامی اوست، و
امرامر لفظ مشترک بین معنای طلب و غیر آن می باشد
و نهی الزامی را،
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
و
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
، وغیر الزامی از هر دو را، و
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
می نامند»
[۵] النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج۹،ص۴۰۹.
دیگری «سنت» در مقابل «
بدعتبدعت یا همان تشریع، بنیان نهادن عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین است
» است. عمل و کاری که قابل استناد به
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
باشد، «سنت» و خلاف آن «بدعت» است چنان که (علیه السلام) فرموده است: «أحْیوا السنّة وأماتُوا البدعَة»
[۶] نهج البلاغه، خطبه۱۸۲.
: آنان سنت را زنده کرده و بدعت را میرانده اند.

تاریخ پیدایش اصطلاح اهل سنت



تاریخ پیدایش اصطلاح «اهل سنت» چندان روشن نیست. از حدیثی که در «فضائح الباطنیة» نقل می کند، به دست می آید که برای نخستین بار اسلام آن را به کار برده است. مضمون
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
این است که ملت یهود هفتاد و یک گروه، و ملت هفتاد و دو گروه شدند، و امت من، هفتاد و سه گروه می شوند، یکی از آنها اهل نجات، و دیگران اهل آتشند، سؤال شد، آن گروه ناجی کیست؟! فرمود:« اهل السنة والجماعة»،باز پرسیده شده، سنت و جماعت چیست؟ فرمود: آنچه من و اصحاب من بر آن هستند.
[۷] فضائح الباطنیة،ص۷۸.

مأخذ حدیث را ذکر نکرده، و این به همین نحوی که او یاد کرده در مصادر معتبر حدیثی موجود نیست، آری واژه «جماعت» زیاد وارد شده ولی جمله «اهل السنة والجماعة» در کنار هم وارد نشده است. افتراق امت اسلامی در کتب روایی هست، ولی در مقام بیان ناجی، جمله «اهل السنة والجماعة» در آنها نیست، فقط دو
محدثمحدّث، یکی از القاب حضرت مهدی (علیه‌السلام) است
، لفظ یاد شده را در
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
(یومَ تَبْیضُّ وُجوهٌ وتَسْوَدّ وُجُوه)؛ در آن روزی که چهره هایی سپید و چهره هایی سیاه گردد.
، از و
ابن عباسابن عباس عموزاده و صحابی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ، امیر الحاج و بنیان گذار مکتب تفسیری مکه و از یاران و شاگردان امام علی (ع) هستند
نقل کرده اند، سیوطی می گوید: پیامبر آیه را
تلاوتتلاوت، یک اصطلاح قرآنی است که به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت گفته می‌شود
کرد آن گاه فرمود: اهل جماعت و سنت رو سفید و بدعت گذاران روسیاه وارد محشر می شوند.
[۹] الدر المنثور، ج۲، ص۲۹۱.

ابن کثیر از
ابن عباسابن عباس عموزاده و صحابی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ، امیر الحاج و بنیان گذار مکتب تفسیری مکه و از یاران و شاگردان امام علی (ع) هستند
نقل می کند سیمای اهل
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
و جماعت سفید، و سیمای بدعت گذاران و هوی پرستان سیاه می شود.
[۱۰] تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۳۹۸.

تا آنجا که به دست آمده اصطلاح اهل سنت بدون کلمه جماعت، در اوایل قرن دوم، رواج پیدا کرده و
عمر بن عبدالعزیزعمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم يكي از خلفای اموی است كه نسبت به ساير حاكمان اين سلسله از وجهه نسبتا بهتري برخوردار است
در رساله ای که در ردّ
قدریه«قدریه» منسوب به «قدر» به معنی «تقدیر» و «تاء» آخر کلمه (که در فارسی هاء خوانده می‌شود)، نشانه انتساب به طائفه‌ای خاص به نام «طایفه قدریه» است
نوشته، آن را به کار برده است، وی در خطاب خود به «قدریه» (طرفداران حریت
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
در گفتار و رفتار) می نویسد: «وقد علمتُم انّ أهلَ السنة کانُوا یقولون: الاعتصامُ بالسنةِ نجاةُ وسیقبَض العلمُ قبضاً سَریعاً»: می دانید اهل سنت گفتند تمسک به سنت راه نجات است و
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
و به زودی جمع می شود.

تحدید مفهوم اهل سنت



تحدید مفهوم«اهل سنت» بستگی دارد به این که مقصود از «سنت» که به صورت «مضاف الیه» درآمده است معین گردد، هرگاه واژه «سنت» معادل با طریقه و باشد، طبق اصطلاح
رایجرایج به معنای معمول ومتداول است که در ابواب مختلف فقه کاربرد دارد
در میان طبعاً مقصود، طریقه صحابه و
راهراه‏ مسیری برای رفتن و آمدن می باشد
و آنان است که مایه بازشناسی
حقحق در سه معنا استعمال شده است
از
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
می باشد.
مثلاً راه و روش
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
در صفات خبریه، مانند «یداللّه»، «عین اللّه» و «استواء بر عرش» این بود که ظاهر
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
را دست کاری نکرده و برای
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
، واقعاً دست و چشم، و برقراری بر
عرشدر بسیاری از آیات قرآن به مفاهیمی بر می‌خوریم که نمی‌توان آن‌ها را از روی ظاهر تفسیر کرد و اگر با همان عباراتی که دیده می‌شوند تفسیر شوند، شاید در برخی موارد نوعی اسائه ادب نسبت به ساحت مقدس خداوند وارد شود
ثابت می کردند در حالی که روش دیگران در این مورد،
تأویلبرگرداندن لفظ از معنای ظاهری‌اش را تأویل گویند
این نوع صفات خبریه است، و این نوع را از طریق
کنایهکنایه به ذکر ملزوم یا لازم، و اراده دیگری، یا استعمال لفظ در غیر معنای حقیقی، بدون منع از اراده معنای اصلی اطلاق می‌شود
و
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
می کردند.
ولی هرگاه مقصود از «سنت»، سنت رسول اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) که در گفتار و رفتار و امضای آن حضرت خلاصه می شود، باشد، طبعاً مقصود،
اهل حدیثعنوان پیروان یکی از دوگرایش فقهی در شیعه (اخباریان) مقابل اصولیان و همچنبن صاحبان یکی از دو گرایش اصلی فقهی‌ در اهل‌سنت، مقابل اصحاب رأی و همچنین عالمان علم حدیث را اهل حدیث می‌گویند
خواهد بود که در عقاید و
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
از
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
، الهام گرفته و بر
رأینظریه ای که حاصل تلاش ذهن یک شخص هست و بر اساس آن حکم می شود را رأی گویند
و
قیاسحمل امر معلوم بر امر دیگر را قیاس گویند
و قواعدی که در حدیث نیامده است ارجی نمی نهادند. از گفتار بر می‌آید که مقصود از آن همین مفهوم دوم است، او می گوید: یاران رسول خدا در موارد اختلاف، به جای پیروی از رأی و اندیشه خود، از پیروی می کردند و او را حَکم قرار می دادند و این گواه بر این است که
حقحق در سه معنا استعمال شده است
، در پیروی از او خلاصه می شود نه از عقول و
خردشاید کمتر موضوعی، مثل به کارگیری عقل و اندیشه در بیانات امام علی (علیه‌السلام) مورد توجه قرار گرفته باشد
.
[۱۱] فضائح الباطنیة،ص۷۸ـ ۷۹.

پیدایش مسائل نوظهور در جوامع اسلامی، گروهی را بر آن داشت که برای این مسائل پاسخ مناسبی تهیه کرده و این نقیصه را از فقه اسلامی برطرف کنند، و چون پاسخ روشنی در
کتابکتاب یکی از اسمای قرآن کریم است
و
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
نیافتند به
قیاسحمل امر معلوم بر امر دیگر را قیاس گویند
و
استحساناِسْتِحْسان‌، اصطلاحی‌ برای‌ روشی‌ از روش‌های‌ اجتهادی‌ در فقه‌ اهل‌ سنت‌ که‌ غالباً در عرض‌ قیاس‌ مطرح‌ شده و در علم اصول مباحث حجّت به مناسبت از آن سخن رفته است
پناه بردند، و این کار سبب پیدایش«مدرسه رأی» گردید، و در اواسط قرن دوم، که در رأس این گروه
ابوحنیفهابوحًنیفه، نعمان بن ثابت بن زوطی بن ماه بن هرمز (۸۰-۱۵۰ق/۶۹۹-۷۶۷م)، امام، فقیه و متکلم نام‌دار کوفه و پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانه اهل سنت
بود، سرعت بیشتری گرفت. در مقابل،
اهل حدیثعنوان پیروان یکی از دوگرایش فقهی در شیعه (اخباریان) مقابل اصولیان و همچنبن صاحبان یکی از دو گرایش اصلی فقهی‌ در اهل‌سنت، مقابل اصحاب رأی و همچنین عالمان علم حدیث را اهل حدیث می‌گویند
که خود را «اهل سنت» می نامیدند از حدیث کنار نرفته، و در برابر این مسائل نوظهور بی تفاوت بودند.
اهل حدیث پیش از ظهور
احمد بن حنبلابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی مروزی ذهلی بغدادی (۱۶۴-۲۴۱ هـ)، از فقها و محدثان بزرگ اهل‌سنت و از شاگردان امام شافعی و از ائمه چهارگانه اهل‌سنت و پیشوای حنبلیان می‌باشد و بنابر گفته شیخ طوسی از اصحاب امام رضا (علیه‌السّلام) نیز بوده است
از اصول خاصی پیروی نمی کردند بلکه افرادی با گرایش های گوناگون تحت چتر «اهل الحدیث» گرد آمده بودند و در میان آنها، افراد ، ناصبی،
قدریقدری شاعر می‌باشد و احتمالا در شیراز متولد شده و اطلاع دقیقی از وی نیست
، ، واقفی، و متشیع زیاد دیده می شد و سیوطی اسامی آنان را در اثر خود آورده است
[۱۲] تدریب الحدیث، ج۱، ص۳۲۸.
ولی آن گاه که احمد بن حنبل در رأس اهل حدیث قرار گرفت، همگان را تحت عقیده واحدی که عقیده اهل سنت نامید درآورد و رساله ای در عقاید اهل سنت تنظیم کرد که بسیاری از بندهای آن، ردّ فرق دیگری است که در صحنه ظاهر بودند
[۱۳] رسالة السنة، ص ۴۴ـ۵۰.
، تو گویی عقیده اسلامی، یک سری اصولی است که روح آنها نقد عقاید دیگران است.
احمد بن حنبلابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی مروزی ذهلی بغدادی (۱۶۴-۲۴۱ هـ)، از فقها و محدثان بزرگ اهل‌سنت و از شاگردان امام شافعی و از ائمه چهارگانه اهل‌سنت و پیشوای حنبلیان می‌باشد و بنابر گفته شیخ طوسی از اصحاب امام رضا (علیه‌السّلام) نیز بوده است
در مسئله
خلق قرآنیکی از مهم‌ترین و داغ‌ترین جریا‌ن‌های فکری و عقیدتی در دوران امام هادی (علیه‌السلام) جنجال و کشمکش شدید بر سر مخلوق بودن یا مخلوق نبودن قرآن بوده است
در برابر
معتزلهاين مذهب در اوايل قرن دوم هجرى توسط واصل بن عطا (۸۰- ۱۳۱) پديد آمد، در آن زمان مسئله مرتكبان گناه و حکم دنيوى و اخروى آنان مورد بحث جدى قرار داشت
مقاومت کرد و در رأس اهل حدیث قرار گرفت و اهل حدیث و یا اهل سنت در پیروان ابن حنبل خلاصه گردید، و متکلمان و خردورزان و هر کس که به نوعی بر عقیده اسلامی، با خرد استدلال می کرد، از چتر «اهل سنت» بیرون رفت. و از این اصطلاح، جز
اصحاب حدیثاصحاب حدیث عنوان پیروان یکی از دو گرایش اصلی در فقه اهل سنت می باشد
به رهبری «احمد بن حنبل» چیزی به اذهان خطور نمی کرد.
در آغاز قرن چهارم اسلامی، در مسجد جامع بصره از
اعتزالکناره‌گیری را اعتزال گویند
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
کرد و خود را پیرو احمد بن حنبل نامید
[۱۴] فهرست ابن الندیم، ص۲۷۱.
[۱۵] وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۸۵.
و با برنامه ریزی خاصی به تنظیم عقاید سنت موروث از احمد، پرداخت، و توانست در میان گروهی از اهل سنت جای خاصی باز کند بالأخص آن گاه که کتاب «الابانة» را منتشر نمود که درست نسخه دومی از عقاید احمد بن حنبل است، ولی در عین حال دیدگاه او با احمد، یک سان نبود، زیرا او از مکتب اعتزال توبه کرد نه از
علم کلام‌علم کَلام یا کلام‌شناسی دانشی است که به بحث پیرامون اصول اعتقادی و جهان‌بینی دینی بر مبنای استدلال عقلی و نقلی می‌پردازد و به شبهه‌هایی که در این زمینه مطرح می‌شود، پاسخ می‌دهد
و لذا کوشید در تألیف دوم خود «اللُمَع» عقاید اهل سنت را با صبغه کلامی اثبات نماید، حتی رساله ای در لزوم بهره گیری از علم کلام نگاشت.
[۱۶] بحوث فی الملل والنحل، ج۲، ص۵۱ـ ۶۰.

بیشتر
حنابلهحدوث و قدم از مهمترین مباحث در خداشناسی است
که لقب اهل سنت را ویژه خود می دانستند او را در حال حیاتش و حتی پس از فوت، به عنوان اهل سنت نپذیرفتند و لذا وقتی
اشعریاَشْعَری‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ اسماعیل‌ بن‌ اسحاق‌ (۲۶۰-۳۲۴ق‌/ ۸۷۴ -۹۳۶م‌)، متکلم‌ نامدار و بنیان‌گذار مکتبی‌ در عقاید اسلامی‌ که‌ پیروانش‌ اشاعره ‌ (ه م‌) خوانده‌ شده‌اند
به
بغدادبغداد: پایتخت فعلى كشور عراق است
آمد، و با «»، پیشوای حنابله سخن گفت ویادآور شد که برجبایی و پسر او ابوهاشم و بر یهود و و مجوس نقد نوشته ام، وقتی سخن او به آخر رسید بربهاری گفت: من از سخنان تو چیزی نفهمیدم، و جز آنچه احمد بن حنبل گفته نمی پذیریم. روی این اساس«ابن حزم»، را دورترین فرد از اهل سنت معرفی می کند.
[۱۷] الفصل فی الملل والنحل، ج۲، ص۳۶۵.
ولی به مرور زمان و بر اثر
تبلیغتبلیغ، رساندن مجموعه اطلاعاتی به مخاطب به منظور اقناع و برانگیختن احساسات او به سود یا بر ضد یک موضوع است
تربیت یافتگان مکتب او،
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
اشعریاَشْعَری‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ اسماعیل‌ بن‌ اسحاق‌ (۲۶۰-۳۲۴ق‌/ ۸۷۴ -۹۳۶م‌)، متکلم‌ نامدار و بنیان‌گذار مکتبی‌ در عقاید اسلامی‌ که‌ پیروانش‌ اشاعره ‌ (ه م‌) خوانده‌ شده‌اند
برای اهل سنت جا افتاد و جز
حنابلهحدوث و قدم از مهمترین مباحث در خداشناسی است
، همگان تحت ریاست او قرار گرفتند و لذا او در هر دو کتاب، خود را تنظیم کننده عقاید اهل سنت معرفی می کند
[۱۸] الابانة فی اصول الدیانة، ص۴۳.
،
[۱۹] مقالات الإسلامین، ص۳۵۰.
و عبدالقاهر بغدادی که خود از
اشاعرهمکتب کلامی اشاعره، یکی از مذاهب کلامی اهل سنت است که در کتب تاریخ و فرق و مذاهب از آن با اسامی دیگری چون اشعریه، اهل تحقیق، مذهب اوسط و صفاتیه یاد می­شود
است پس از گفتگو در حدیث «افتراق امت به هفتاد و سه فرقه) می گوید: اهل نجات جز اهل سنت و جماعت امت، متکلمان مثبتان صفات خبریه کسی نیست.
[۲۰] الفرق بین الفرق، ص۳۱۸ـ ۳۱۹.

سعدالدین تفتازانی نیز پس از مذاکره درباره افتراق امت می گوید:
اشعریاَشْعَری‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ اسماعیل‌ بن‌ اسحاق‌ (۲۶۰-۳۲۴ق‌/ ۸۷۴ -۹۳۶م‌)، متکلم‌ نامدار و بنیان‌گذار مکتبی‌ در عقاید اسلامی‌ که‌ پیروانش‌ اشاعره ‌ (ه م‌) خوانده‌ شده‌اند
با استاد خود جبایی مناظره کرد و او و تلامیذ وی به ابطال مذهب معتزله پرداختند و به اثبات آنچه در
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
آمده و ج ماعت اسلامی آن را پذیرفته اند،
همتهمت در لغت به معنای عزم قوی و در اصطلاح به معنای سعی و کوشش در تحصیل سعادت و کمال است
گماردند، و لقب اهل سنت و جماعت را گرفتند.
[۲۱] شرح العقائد النسفیة، ص۱۶.

همزمان با
اشعریاَشْعَری‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ اسماعیل‌ بن‌ اسحاق‌ (۲۶۰-۳۲۴ق‌/ ۸۷۴ -۹۳۶م‌)، متکلم‌ نامدار و بنیان‌گذار مکتبی‌ در عقاید اسلامی‌ که‌ پیروانش‌ اشاعره ‌ (ه م‌) خوانده‌ شده‌اند
، ابومنصور ماتریدی سمرقندی در مشرق
جهان اسلامجهاناسلام ، منطقه‌ای‌ مشتمل‌ بر مجموعه‌ فضای‌ پیوسته‌ از کشور مغرب ‌ در افریقای ‌ شمالی‌ تا شبه‌قاره‌ هند و آسیای‌ مرکزی ‌ و از قزاقستان ‌ تا مشرق‌ افریقا و چند قسمت‌ ناپیوسته‌ در جنوب‌ و جنوب‌شرقی‌ آسیا و اروپا و حوزه‌های‌ کوچک‌ مسلمان‌نشین‌ جهان‌ می‌باشد
با برنامه ای مشابه ظهور کرد او که خود را «ناصر اهل سنت» خواند مکتبی را پی ریزی کرد که گرایش های عقلانی آن بیش از «اشعری» بودو سرانجام مکتب او مکتبی متوسط بین دو مکتب معتزله و اشعری قرار گرفت. بطاش کبری زاده (م۹۶۸) در مفتاح السعادة می نویسد: پیشوای اهل سنت و جماعت در علم کلام دو نفرند: یکی و دیگری است، حنفی، ابومنصور، ماتریدی، و شافعی شیخ سنت ابوالحسن بصری اشعری است
[۲۲] مفتاح السعادة ومصباح السیادة، ج۲، ص۲۲ـ۲۳.

زبیدی می گوید: هر موقع اهل سنت گفته شود، مقصود،
اشاعرهمکتب کلامی اشاعره، یکی از مذاهب کلامی اهل سنت است که در کتب تاریخ و فرق و مذاهب از آن با اسامی دیگری چون اشعریه، اهل تحقیق، مذهب اوسط و صفاتیه یاد می­شود
و است.
[۲۳] اتحاف السادة المتقین، ج۲، ص۸.

در آغاز قرن هشتم، احمد بن تیمیه (۶۶۲ـ ۷۲۸هـ.ق)، کوشید بار دیگر حنبلی گری را به نام اهل سنت احیا کند و بر
تشبیهمانند کردن خدا به مخلوقات را تشبیه گویند
و
تجسیمیکی از موضوعات مطرح در میان متکلمان، مساله تجسیم و جسمانیت خداوند متعال است
و جلوس خدا بر روی
عرشدر بسیاری از آیات قرآن به مفاهیمی بر می‌خوریم که نمی‌توان آن‌ها را از روی ظاهر تفسیر کرد و اگر با همان عباراتی که دیده می‌شوند تفسیر شوند، شاید در برخی موارد نوعی اسائه ادب نسبت به ساحت مقدس خداوند وارد شود
بیش از حدّ اصرار ورزید ولی چون این نظریه را در محیط علمی مانند
شامشام یا شامات یکی از مناطق و کشورهایی است که به دست مسلمانان فتح شد و الان یکی از کشورهای اسلامی است
و مصر، مطرح کرد، از طرف دانشمندان سرکوب گردید، ولی پس از مرور سه قرن و اندی باز حنبلی گری، تحت لوای اهل سنت به وسیله (۱۱۱۵ـ ۱۲۰۶هـ.ق) مطرح گردید و چون او این افکار را در محیطی دور از
فرهنگبرای فرهنگ تعاریف مختلفی کرده‌اند، به طور کلی فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی
مانند نجد مطرح کرد، توانست علاقه اعراب چادرنشین را به خود جلب کند و آن گاه اوج بیشتری گرفت که امیر سعود به یاری او شتافت و آن دو، حکومتی را در نجد تشکیل دادند که اساس آن را افکار محمد بن عبدالوهاب تشکیل می داد.
گاهی اصطلاح اهل سنت بر همه کسانی که به نص در
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
عقیده ندارند و خلافت خلفای سه گانه را بر حق می دانند اطلاق می شود.
[۲۴] منهاج السنة، ج۷۲، ص ۲۲۱.
که در نتیجه همه گروه های اسلامی تحت آن اصطلاح قرار می گیرند، جز شیعه امامی و زیدی و اسماعیلی که خلافت را از آن علی و فرزندان او می دانند.

نظریه



هرگاه مقصود از اهل سنت، کسانی باشند که از سنت های پیامبر پیروی کنند و به نقل و جمع و نگارش و عمل به آن در تمام عرصه ها بپردازند، اختصاص آن به گروه خاصی اعم از
حنابلهحدوث و قدم از مهمترین مباحث در خداشناسی است
، یا
اشاعرهمکتب کلامی اشاعره، یکی از مذاهب کلامی اهل سنت است که در کتب تاریخ و فرق و مذاهب از آن با اسامی دیگری چون اشعریه، اهل تحقیق، مذهب اوسط و صفاتیه یاد می­شود
و ، بسیار نابجا است بلکه تمام جهان، بالأخص ، اهل سنت بوده و آن را در تمام عرصه ها به کار می بندند، بلکه شیعیان به این عنوان، از دیگر گروه ها،اولی و احق می باشند، زیرا پس از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)، نقل و
کتابت حدیثآنچه نزد عالمان سده‌های پیشین شهرت داشت، مکتوب نشدن حدیث تا آغاز قرن دوم بود
در میان
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
و تابعان تا یک قرن ممنوع گردید، و سرانجام
عمر بن عبدالعزیزعمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم يكي از خلفای اموی است كه نسبت به ساير حاكمان اين سلسله از وجهه نسبتا بهتري برخوردار است
، خواست آن را از زاویه فراموشی، بیرون بیاورد.
[۲۵] صحیح البخاری، ج۱، ص۲۷.

ولی پیشوایان شیعه، در نگارش حدیث پیش گام بوده، و خود و پیروان آنان حافظان سنت پیامبر، و سخنان ارزشمند او بوده اند، و نخستین کتاب حدیثی
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
، کتاب است که به املای بوده است و پس از آن حضرت نیز در تمام اعصار، نگارش حدیث و نقل و مذاکره آن، بین آنان متوقف نگردیده است.
[۲۶] مصادر الفقه الإسلامی ومنابعه، ص۹۵.


پانویس


 
۱. مفردات راغب، ص۲۹.    
۲. لسان العرب، ج ۱۳، ص۲۲۴.    
۳. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۲.    
۴. مستدرک الوسائل ج۱، ص۲۲۹.    
۵. النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج۹،ص۴۰۹.
۶. نهج البلاغه، خطبه۱۸۲.
۷. فضائح الباطنیة،ص۷۸.
۸. آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۶.    
۹. الدر المنثور، ج۲، ص۲۹۱.
۱۰. تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۳۹۸.
۱۱. فضائح الباطنیة،ص۷۸ـ ۷۹.
۱۲. تدریب الحدیث، ج۱، ص۳۲۸.
۱۳. رسالة السنة، ص ۴۴ـ۵۰.
۱۴. فهرست ابن الندیم، ص۲۷۱.
۱۵. وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۸۵.
۱۶. بحوث فی الملل والنحل، ج۲، ص۵۱ـ ۶۰.
۱۷. الفصل فی الملل والنحل، ج۲، ص۳۶۵.
۱۸. الابانة فی اصول الدیانة، ص۴۳.
۱۹. مقالات الإسلامین، ص۳۵۰.
۲۰. الفرق بین الفرق، ص۳۱۸ـ ۳۱۹.
۲۱. شرح العقائد النسفیة، ص۱۶.
۲۲. مفتاح السعادة ومصباح السیادة، ج۲، ص۲۲ـ۲۳.
۲۳. اتحاف السادة المتقین، ج۲، ص۸.
۲۴. منهاج السنة، ج۷۲، ص ۲۲۱.
۲۵. صحیح البخاری، ج۱، ص۲۷.
۲۶. مصادر الفقه الإسلامی ومنابعه، ص۹۵.


منبع



دانشنامه کلام اسلامی    






جعبه ابزار