نهی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نهی در
اصول فقه به معنای طلب ترک یا بازداشتن
مکلف از انجام
فعل است و به اقسامی چون
مولوی و
ارشادی،
تحریمی و
تنزیهی، و
نفسی و
غیری تقسیم میشود.
صیغه نهی، بنابر نظر
مشهور، ظهور در
حرمت و دلالت بر ترک مستمر و همهجانبه فعل دارد. همچنین درباره دلالت نهی بر
فساد عبادات و
معاملات، میان اصولیان اختلاف نظر وجود دارد.
نهی: طلب ترک چیزی است.
از آن در اصول فقه مباحث
الفاظ سخن گفتهاند.
مشهور قدمای
اصول ریشه نهی (ن، ه، ی) و صیغه آن، مانند «لا تفعل» و «ایاک ان تفعل کذا» را همچون ریشه و
صیغه امر دلالت کننده بر طلب میدانند؛ با این تفاوت که امر، طلب ایجاد
فعل و نهی، طلب ترک آن است.
بنابر آنچه به جمعی نسبت داده شده است، مفهوم نهی هرچند طلب است؛ لیکن نه طلب ترک فعل، بلکه طلب
کفّ و
خودداری از انجام دادن فعل است
زیرا ترک امری عدمی و نامقدور است؛ بر خلاف کف (خودداری) که امری وجودی و مقدور میباشد و تکلیف باید به امری که مقدور مکلف است، تعلق بگیرد؛ لیکن از این اشکال جواب دادهاند که ترک به لحاظ
بقا و
استمرار، مقدور مکلف است و از این جهت، متعلق تکلیف قرار گرفته است.
برخی معاصران گفتهاند:امر عبارت است از بر انگیختن، تحریک و واداشتن مکلف بر انجام دادن فعل و
نهی عبارت است از
زجر و باز داشتن مکلف از انجام دادن فعل.
بنابر این، تعریف نهی به طلب ترک، تعریف به لازم است؛ چه اینکه لازمه زجر و باز داشتن از انجام دادن فعل، طلب ترک آن است.
برخی دیگر گفتهاند:نهی عبارت است از اعتبار
شارع محرومیت مکلف را از چیزی به لحاظ اشتمال آن بر
مفسده ملزمه و ابراز آن امر اعتباری با صیغه نهی و مانند آن.
بنابر این، صیغه نهی برای دلالت بر امر اعتباری و ابراز آن وضع شده است، نه برای زجر و منع.
برای نهی تقسیماتی ذکر شده است.
نهی مولوی: نهی است که
شارع مقدس به عنوان مولا به انگیزه زجر و بازداشتن مکلف از فعلی، آن را صادر کرده است، مانند نهی از
دروغ و
زنا نهی ارشادی: نهی است که
شارع مقدس نه به عنوان
مولا و به انگیزه زجر از فعلی، بلکه به انگیزه ارشاد و هدایت مکلف به مفسده موجود در متعلق نهی صادر کرده است، مانند نهی
پزشک،به
بیمار از خوردن یا نوشیدن آنچه برای وی
زیان دارد.
از این رو، گفتهاند: در نهی ارشادی،
کراهت و
بغض نسبت به متعلق نهی، در
نفس نهی کننده وجود ندارد و اطاعت چنین نهی موجب قرب و ثواب و مخالفت آن موجب بعد و عقاب نمیشود؛ بلکه در صورت اطاعت،
مصلحت موجود در متعلق نهی و در صورت مخالفت، مفسده موجود در آن، به مکلف بر میگردد.
نهی مولوی در صورتی که متعلقش دارای مفسده ملزمه باشد؛ یعنی
مبغوضیت آن به حدی باشد که مکلف اجازه مخالفت نداشته باشد، به آن
نهی تحریمی گفته میشود.
اما اگر مفسده موجود در متعلق نهی، غیر ملزمه باشد، و مبغوضیت آن به حد یاد شده نرسیده باشد، به آن
نهی تنزیهی اطلاق میگردد.
در نهی
تحریمی نفسی، خود متعلق نهی دارای مفسده و حرام است، مانند
خمر.
در حالی که در نهی
تحریمی غیری، متعلق نهی به خودی خود مفسده و حرمت ندارد؛ لیکن از آنجا که انجام دادن آن موجب ارتکاب حرام نفسی دیگر میگردد، منهی و محکوم به حرمت است، مانند نهی از خواندن
نماز در
مسجد در فرضی که موجب ترک
ازاله نجاست از مسجد گردد
. در این صورت، خواندن نماز به خودی خود دارای مفسده نیست؛ بلکه مصلحت دارد؛ لیکن چون موجب ترک ازاله نجاست از مسجد که حرام است میشود، از آن نهی شده است.
معروف آن است که ماده نهی و نیز صیغه آن (لا تفعل) در صورتی که از شخص
عالی،
خطاب به
دانی از روی
استیلا صادر شده باشد، ظهور در حرمت دارد.
این قول به اکثر اصولیان نسبت داده شده است.
اقوال دیگری نیز در مسئله نقل شده است:
از جمله اینکه ماده نهی مشترک لفظی میان حرمت و کراهت است یا اینکه مشترک معنوی میان آن دو است.
برخی گفتهاند: ظهور ماده و صیغه نهی در تحریم به حکم عقل است نه
وضع
بنابر دیدگاه اکثر اصولیان، صیغه نهی (لا تفعل) دلالت بر
دوام و
تکرار دارد؛ بدین معنا که مفاد آن، ترک تمامی افراد در همه زمانها است.
برخی گفتهاند: نهی به صیغهاش و نه به مادهاش دلالتی بر دوام و تکرار ندارد؛ لیکن امتثال آن از منظر
عقل، جز با خودداری از انجام دادن
طبیعت متعلق نهی، حاصل نمیشود و عدم ارتکاب طبیعت از نظر عقل، تنها با ترک تمامی افراد آن طبیعت در همه زمانها تحقق مییابد.
آیا نهی از عبادت یا معاملهای، اقتضای فساد آن را دارد یا نه؟ مسئله محل اختلاف است
• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهمالسّلام)، ج۹، ص۲۵۴.