بربشتر (مقالهاول)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بربشتر (باراباستروی کنونی) شهری مهم در ناحیه
سرقسطه (ثغرالاعلی) در
اندلس اسلامی بود که در ۹۳ق/۷۱۲م به دست
مسلمانان گشوده شد و بیش از ۳۶۰ سال در تصرف آنان باقی ماند.
این
شهر در طول دوران اسلامی صحنه کشمکشهای متعدد میان خاندانهای محلی مانند
بنیقس،
بنیتجیب و
بنیشبریط بود و گاه به عنوان تختگاه بربطانیه و پایگاه مرزی مهم به شمار میرفت.
مهمترین رویداد تاریخ آن،
حمله نورمانها به فرماندهی روبر کرسپن با حمایت پاپ در
۴۵۶ق/۱۰۶۴م بود که پس از ۴۰ روز محاصره، شهر را تصرف کرده و قتل عام و غارت گستردهای به راه انداختند.
هر چند المقتدر بن هود در
۴۵۷ق/۱۰۶۵م بربشتر را بازپس گرفت، اما سر انجام در
۴۹۴ق/۱۱۰۱م به دست
مسیحیان افتاد و زمینه
فتح کامل سرقسطه فراهم شد.
بَرْبُشْتَر، يا بَرْبَشْتْرو، شهر مركزي بربطانيه در ناحيه سرقسطه (ساراگوسا) در دوران اسلامى كه امروزه از توابع اوئسكا (به عربى
وَشقه) در
شمال شرقى
اسپانیا و در حدود ۵۰ كيلومتري
جنوب شرقى مركز اين
ایالت واقع است. باراباستروي كنونى در ۶۰ كيلومتري شمال شرقى سرقسطه، كنار رود وِرو از شاخههاي رود سينكا در مدخل پيرنه مركزي قرار دارد.
بربشتر به سبب اهميت و موقعيت سرقسطه در
اندلس اسلامى، جايگاهى ويژه داشت. سرقسطه در گوشه شمال شرقى شبه جزيره ايبري قرار گرفته بود و شمالىترين پايگاه مرزي
مسلمانان به شمار مىرفت و به اين سبب آن را ثغراعلى نيز مىخواندند.
دولتهاي مسيحى قطلونيه (كاتالونيا) در
مشرق، ناوار يا نبره در شمال غربى و قشتاله (كاستيل) در
غرب و
جنوب، همسايگان سرقسطه محسوب مىشدند.
. جغرافيانويسان مسلمان بربشتر را تختگاه بربطانيه (شهر و ناحيهاي در شمال شرقى اندلس، نزديك مرز
فرانسه) و از شهرهاي مهم و بسيار مستحكم ثغر دانستهاند كه در كنار رود تاره از شعبههايرود اِبرو (ابره) واقعبود.
و دژها و روستاهاي بسياري را در برداشت.
.
به گفته
ابنحیان، بربشتر در عهد فتوح اسلامى در اندلس (
۹۳ق/ ۷۱۲م) توسط مسلمانان گشوده شد و ۳۶۳ سال (تا اشغال آن توسط نرمانها در
۴۵۶ق/۱۰۶۴م) در تصرف آنان بود.
.
در
۱۸۶ق/۸۰۲م خلف بن راشد از متحدان بهلول بن مرزوق، شورشگر سرقسطه، دژ بربشتر را گرفت و بر ناحيه ثغر مستولى شد و ۶۰ سال بر آنجا حكومت كرد. پس از او نيز ناحيه ثغر ۲۱ سال در دست پسرش عبدالله بود.
.
در زمان امير محمد اموی، در
۲۵۹ق/۸۷۳م اسماعيل بن موسى قَسَوي،
حاکم سرقسطه شوريد و دژ منتشون را در ثغر اعلى گرفت. وي چندي بعد عبدالله بن خلف و فرزندان او را كشت و بر شهرهاي بربشتر و القصر و تمام منطقه بربطانيه چيره شد و كارش بالا گرفت، چنانكه در سالهای
۲۶۵ق،
۲۶۷ق و
۲۶۸ق حملات تابستانى (صوائف) برضد وي انجام شد.
چندي بعد عبدالعزيز بن عبدالرحمان تجيبى همراه امير منذر (۲۷۳-
۲۷۵ق) در
۲۷۳ق به اولين غزوه او به بربشتر رفت.
در اواخر سده
۳ق/
۹م بنى تجيب از زعماي خاندانهاي اصيل عربى در ثغر توانستند بر شهر سرقسطه دست يابند و حملات بنى قَسى به آنجا را دفع كنند.
پس از آن محمد بن عبدالملك بن شبريط در صحنه حوادث ظاهر شد. بنىشبراط (بنىشبريط) يا بنى طويل از خاندانهاي بزرگ مُوَلَّدان (عربهاي دو رگه) در ثغر اعلى بودند كه در وشقه و بربشتر سكنى داشتند. ابن شبريط حكومت موروث خود را در وشقه، از بنى قسى كه رو به اضمحلال نهاده بودند، بازگرفت و پس از مرگ لُب بن محمد، حاكم بنى قسى در تطيله، در ۲۹۵ق بر اراضى بنى قسى در ثغراعلى حمله كرد و بر بربشتر و شهرهاي اطراف دست انداخت.
.
در
۳۰۲ق/۹۱۴م عبدالله بن محمد بن لب، حاكم تطيله، دژ بربشتر را گرفت و حمله عمروس بن محمد طويل را دفع كرد. عبدالملك بن محمد طويل از وشقه به كمك برادرش عمروس شتافت و در حوالى بربشتر لشكر عبدالله را
شکست داد و خود او نيز در
محرم ۳۰۳ق به اسارت سانچو، پادشاه ناوار درآمد
در
ماه رجب ۳۰۶ق عمروس برادر خود عبدالملك را كشت و مدتى بعد در
ماه رمضان همان سال بر بربشتر و القصر مستولى شد.
عمروس در اين سال ديواري سنگى پيرامون بربشتر كشيد و برجهاي آن را برآورد و عبدالرحمان الناصر اموي، حكومت او را در بر بشتر و لارده۶ به رسميت شناخت. عمروس در سال بعد نيز دژ منتشون را در نزديكى بربشتر ضميمه قلمرو خود كرد.
عمروس در
۳۲۳ق درگذشت و دژهاي تحت سلطه او به اطاعت از عبدالرحمان الناصر اموي تن دادند.
در
۳۲۵ق/۹۳۷م ميان احمد بن محمد الياس، سردار الناصر اموي، و محمد بن هاشم تجيبى، حاكم سرقسطه كه از فرمان دولت
قرطبه سرپيچيده بود، جنگهايى در ناحيه بربشتر در گرفت، تا سرانجام بنى تجيب به طاعت امويان گردن نهادند و بربشتر به دست الياس بن سليمان، پسر عم احمد بن محمد افتاد.
در
۳۲۸ق موسى بن محمد طويل، برادر عمروس از سوي الناصر به حكومت وشقه، بربشتر و القصر گماشته شد و تا زمان مرگ (
۳۴۳ق) بر اين شهرها حكومت كرد
الناصر سپس در
۳۳۰ق/۹۴۲م يحيى برادر موسى را براي ياري او به حكومت بربشتر و دژهاي وابسته منصوب كرد و او تا
۳۴۰ق در اين مقام باقى ماند.
پس از آن حكومت بربشتر و وشقه تا مدتها در ميان افرادي از خاندان بنىشبريط دست به دست مىگشت.
در اواخر سال
۳۹۶ق/۱۰۰۶م عبدالملك مظفر عامري در حمله خود به سرزمين
مسیحیان كه در روايات اسلامى
نبرد بنبلونه (پايتخت ناوار) نام گرفته، پس از گذر از سرقسطه و وشقه تا بربشتر پيش رفت و از آنجا به سرزمين دشمن تاخت و كشتار كرد.
بعدها المستعين سليمان ابن هود (حك ۴۳۱- ۴۳۸ق) بر قلمرو
بنی تجیب در
سرقسطه و لارده دست انداخت.
و حكومت وشقه و بربشتر را به ابويحيى محمد بن صمادح واگذار كرد.
مهمترين و تلخ ترين حادثهاي كه در دوران اسلامى بر شهر بربشتر گذشت، حمله نرمانها بود. در زمان حكومت المقتدر احمد ابن هود (
۴۳۸ق-
۴۷۴ق) در سرقسطه و ديگر شهرهاي ثغر اعلى، مانند بربشتر.
نرمانها (در منابع اسلامى:
مجوس يا اردمانيين) به كمك دستههايى از فرانسويها و ايتالياييها به فرماندهى روبر كرسپن (در روايات اسلامى: البيطن، البيطبين، البيطش) و با انگيزههايى مذهبى و تحريك و حمايت پاپ اعظم الكساندر دوم، از فرانسه (الارض الكبيره يا غاليش) حركت كردند و پس از عبور از چند شهر، راه بربشتر را در پيش گرفتند.
در اوايل سال ۴۵۶ق/۱۰۶۴م آنجا را
محاصره كردند. يوسف المظفر برادر المقتدر كه اين شهر در قلمرو او بود، از
دفاع عاجز ماند و شهر پس از ۴۰ روز محاصره، مقاومت و نبردي سخت، به دست نرمانها افتاد. مردم شهر با اينكه تسليم شدند و امان خواستند، اما مهاجمان به قتل و غارت دست زدند و عده كثيري را كشتند و غنايم بسيار گرفتند.
پس از آن
صلیبیان بربشتر را به سانچو راميرث پادشاه آراگون (۱۰۶۳-۱۰۹۴م) واگذار كردند و اين شهر به پايگاهى مسيحى بدل شد.
خبر سقوط بربشتر و قتل عام مردم، اندلس را تكان داد.
المقتدراحمد ابن هود كه براي نجات شهر اقدامى نكرده بود، سپاهى بزرگ فراهم آورد و ابو حفص عمر بن حسن هوزنى از علماي اشبيليه هم معتضد بن عباد را به
جهاد برانگيخت، و او نيز سپاهى به ياري ابن هود فرستاد.
در
۴۵۷ق/۱۰۶۵م
جنگ در گرفت و ابن هود مسيحيان را درهم شكست و بربشتر را گرفت.
اما چند سال بعد در
۴۹۴ق جانشين سانچوراميرث، پدروي اول (بطره)، بربشتر را گرفت و زمينه را براي فتح كامل ناحيه سرقسطه در زمان برادر و جانشينش آلفونسوي اول فراهم كرد.
از بربشتر شماري از علماي صاحب نام برخاستهاند كه از آن جملهاند:
ابو عمرو يوسف بن عمر بن ايوب تجيبى ثغري بربشتري محدث (د
۴۰۸ق/۱۰۱۷م).
ابوالقاسم خلف بن يوسف بربشتري مُقري (د۴۵۱ق/۱۰۵۹م).
عبدالله بن يوسف و مُنتيل بن عفيف مرادي، از علماي اهل وشقه ساكن بربشتر.
۱. عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۲. ابن بشكوال، خلف، الصله، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۳۷۴ق/ ۱۹۵۵م.
۳. ابن حيان، حيان، المقتبس، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۴. ابن حيان، المقتبس، به كوشش محمود على مكى، بيروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۵. ابن خطيب، محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.
۶. ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۷. ابن سعيد مغربى، على، المغرب فى حلى المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۶۴م.
۸. ابن عبدالمنعم حميري، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۴م.
۹. ابن عذاري، احمد، البيان المغرب، ج ۳، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، ج ۴، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۱۰. ابن فرضى، عبدالله، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۳۷۳ق/ ۱۹۵۴م.
۱۱. ابو عبيد بكري، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون وافره، تونس، ۱۹۹۲م.
۱۲. الحلل الموشيه، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، دارالبيضا، ۱۹۷۹م.
۱۳. عبادي، احمد مختار، تعليقات بر تاريخ الاندلس ابن كردبوس، مادريد، ۱۹۷۱م.
۱۴. عنان، دولة الاسلام فى الاندلس، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۱۵. مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
۱۶. مكى، محمود على، تعليقات بر المقتبس ابن حيان (نك: هم، ابن حيان).
۱۷. ياقوت، بلدان.
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بربشتر».