• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

بربشتر (مقاله‌اول)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: عنوان


بربشتر (باراباستروی کنونی) شهری مهم در ناحیه سرقسطه (ثغرالاعلی) در اندلس اسلامی بود که در ۹۳ق/۷۱۲م به دست مسلمانان گشوده شد و بیش از ۳۶۰ سال در تصرف آنان باقی ماند.
این شهر در طول دوران اسلامی صحنه کشمکش‌های متعدد میان خاندان‌های محلی مانند بنی‌قس، بنی‌تجیب و بنی‌شبریط بود و گاه به عنوان تختگاه بربطانیه و پایگاه مرزی مهم به شمار می‌رفت.
مهم‌ترین رویداد تاریخ آن، حمله نورمان‌ها به فرماندهی روبر کرسپن با حمایت پاپ در ۴۵۶ق/۱۰۶۴م بود که پس از ۴۰ روز محاصره، شهر را تصرف کرده و قتل‌ عام و غارت گسترده‌ای به راه انداختند.
هر چند المقتدر بن هود در ۴۵۷ق/۱۰۶۵م بربشتر را بازپس گرفت، اما سر انجام در ۴۹۴ق/۱۱۰۱م به دست مسیحیان افتاد و زمینه فتح کامل سرقسطه فراهم شد.



بَرْبُشْتَر، يا بَرْبَشْتْرو، شهر مركزي بربطانيه‌ در ناحيه سرقسطه (ساراگوسا) در دوران اسلامى كه امروزه از توابع اوئسكا (به عربى وَشقه) در شمال شرقى اسپانیا و در حدود ۵۰ كيلومتري جنوب شرقى مركز اين ایالت واقع است. باراباستروي كنونى در ۶۰ كيلومتري شمال شرقى سرقسطه، كنار رود وِرو از شاخه‌هاي رود سينكا در مدخل پيرنه مركزي قرار دارد.
[۱] عبادي، احمد مختار، تعليقات بر تاريخ الاندلس ابن كردبوس، ص۷۲، مادريد، ۱۹۷۱م.



بربشتر به سبب اهميت و موقعيت سرقسطه در اندلس اسلامى، جايگاهى ويژه داشت. سرقسطه در گوشه شمال شرقى شبه جزيره ايبري قرار گرفته بود و شمالى‌ترين پايگاه مرزي مسلمانان به شمار مى‌رفت و به اين سبب آن را ثغراعلى نيز مى‌خواندند.
دولت‌هاي مسيحى قطلونيه (كاتالونيا) در مشرق، ناوار يا نبره در شمال غربى و قشتاله (كاستيل) در غرب و جنوب، همسايگان سرقسطه محسوب مى‌شدند.
[۲] عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۶۴ـ۲۶۵، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
. جغرافيانويسان مسلمان بربشتر را تختگاه بربطانيه (شهر و ناحيه‌اي در شمال شرقى اندلس، نزديك مرز فرانسه) و از شهرهاي مهم و بسيار مستحكم ثغر دانسته‌اند كه در كنار رود تاره از شعبه‌هاي‌رود اِبرو (ابره) واقع‌بود.
[۶] مكى، محمود على، تعليقات بر المقتبس ابن حيان، ص۶۱۸ـ۶۱۹، .
و دژها و روستاهاي بسياري را در برداشت.
[۸] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۸ـ۷۰، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
.


به گفته ابن‌حیان، بربشتر در عهد فتوح اسلامى در اندلس (۹۳ق/ ۷۱۲م) توسط مسلمانان گشوده شد و ۳۶۳ سال (تا اشغال آن توسط نرمان‌ها در ۴۵۶ق/۱۰۶۴م) در تصرف آنان بود. .
در ۱۸۶ق/۸۰۲م خلف بن راشد از متحدان بهلول بن مرزوق، شورشگر سرقسطه، دژ بربشتر را گرفت و بر ناحيه ثغر مستولى شد و ۶۰ سال بر آنجا حكومت كرد. پس از او نيز ناحيه ثغر ۲۱ سال در دست پسرش عبدالله بود.
[۱۰] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۱، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
.
در زمان امير محمد اموی، در ۲۵۹ق/۸۷۳م اسماعيل بن موسى قَسَوي، حاکم سرقسطه شوريد و دژ منتشون‌ را در ثغر اعلى گرفت. وي چندي بعد عبدالله بن خلف و فرزندان او را كشت و بر شهرهاي بربشتر و القصر و تمام منطقه بربطانيه چيره شد و كارش بالا گرفت، چنانكه در سال‌های ۲۶۵ق، ۲۶۷ق و ۲۶۸ق حملات تابستانى (صوائف) برضد وي انجام شد.
[۱۱] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۱، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
[۱۲] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۳۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
[۱۳] ابن حيان، حيان، المقتبس، چ مكى، ص۳۳۲ـ۳۳۴، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
[۱۴] ابن حيان، حيان، المقتبس، ص۴۲۳، چ مكى، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
[۱۵] مكى، محمود على، تعليقات بر المقتبس ابن حيان، ص۴۲۳.



چندي بعد عبدالعزيز بن عبدالرحمان تجيبى همراه امير منذر (۲۷۳- ۲۷۵ق) در ۲۷۳ق به اولين غزوه او به بربشتر رفت.
[۱۶] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۵۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
در اواخر سده ۳ق/۹م بنى تجيب از زعماي خاندان‌هاي اصيل عربى در ثغر توانستند بر شهر سرقسطه دست يابند و حملات بنى قَسى به آنجا را دفع كنند.
[۱۷] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۴۲، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
[۱۹] عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۶۵، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.



پس از آن محمد بن عبدالملك بن شبريط در صحنه حوادث ظاهر شد. بنى‌شبراط (بنى‌شبريط) يا بنى طويل از خاندان‌هاي بزرگ مُوَلَّدان (عرب‌هاي‌ دو رگه) در ثغر اعلى‌ بودند كه‌ در وشقه‌ و بربشتر سكنى‌ داشتند. ابن شبريط حكومت موروث خود را در وشقه، از بنى قسى كه رو به اضمحلال نهاده بودند، بازگرفت و پس از مرگ لُب بن محمد، حاكم بنى قسى در تطيله‌، در ۲۹۵ق بر اراضى بنى قسى در ثغراعلى حمله كرد و بر بربشتر و شهرهاي‌ اطراف‌ دست‌ انداخت. .
در ۳۰۲ق/۹۱۴م عبدالله بن محمد بن لب، حاكم تطيله، دژ بربشتر را گرفت و حمله عمروس بن محمد طويل را دفع كرد. عبدالملك بن محمد طويل از وشقه به كمك برادرش عمروس شتافت و در حوالى بربشتر لشكر عبدالله را شکست داد و خود او نيز در محرم ۳۰۳ق به اسارت سانچو، پادشاه ناوار درآمد
[۲۱] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۳۸، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
در ماه رجب ۳۰۶ق عمروس برادر خود عبدالملك را كشت و مدتى بعد در ماه رمضان همان سال بر بربشتر و القصر مستولى شد.
عمروس در اين سال ديواري سنگى پيرامون بربشتر كشيد و برجهاي آن را برآورد و عبدالرحمان الناصر اموي، حكومت او را در بر بشتر و لارده‌۶ به رسميت شناخت. عمروس در سال بعد نيز دژ منتشون را در نزديكى بربشتر ضميمه قلمرو خود كرد.
[۲۲] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۴۲، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
[۲۳] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۷، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.

عمروس در ۳۲۳ق درگذشت و دژهاي تحت سلطه او به اطاعت از عبدالرحمان الناصر اموي تن دادند.
[۲۴] ابن حيان، حيان، المقتبس، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
[۲۵] ابن حيان، حيان، المقتبس، ج۵، ص۳۵۸ـ۳۶۳، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
[۲۶] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۸، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
در ۳۲۵ق/۹۳۷م ميان احمد بن محمد الياس، سردار الناصر اموي، و محمد بن هاشم تجيبى، حاكم سرقسطه كه از فرمان دولت قرطبه سرپيچيده بود، جنگ‌هايى در ناحيه بربشتر در گرفت، تا سرانجام بنى تجيب به طاعت امويان گردن نهادند و بربشتر به دست الياس بن سليمان، پسر عم احمد بن محمد افتاد.
[۲۷] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۰ـ۷۱، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.

در ۳۲۸ق موسى بن محمد طويل، برادر عمروس از سوي الناصر به حكومت وشقه، بربشتر و القصر گماشته شد و تا زمان مرگ (۳۴۳ق) بر اين شهرها حكومت كرد
[۲۸] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۱ـ۷۲، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
[۲۹] ابن حيان، حيان، المقتبس، ج۵، ص۴۵۳، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
الناصر سپس در ۳۳۰ق/۹۴۲م يحيى برادر موسى را براي ياري او به حكومت بربشتر و دژهاي وابسته منصوب كرد و او تا ۳۴۰ق در اين مقام باقى ماند.
[۳۰] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۲ـ۷۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
[۳۱] ابن حيان، حيان، المقتبس، ج۵، ص۴۸۰، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.

پس از آن حكومت بربشتر و وشقه تا مدت‌ها در ميان افرادي از خاندان بنى‌شبريط دست به دست مى‌گشت.
[۳۲] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
در اواخر سال ۳۹۶ق/۱۰۰۶م عبدالملك مظفر عامري در حمله خود به سرزمين مسیحیان كه در روايات اسلامى نبرد بنبلونه‌ (پايتخت ناوار) نام گرفته، پس از گذر از سرقسطه و وشقه تا بربشتر پيش رفت و از آنجا به سرزمين دشمن تاخت و كشتار كرد.
بعدها المستعين سليمان ابن هود (حك ۴۳۱- ۴۳۸ق) بر قلمرو بنی‌ تجیب در سرقسطه و لارده دست انداخت.
[۳۵] ابن خطيب، محمد، اعمال الاعلام، ص۱۷۰ـ۱۷۱، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.
و حكومت وشقه و بربشتر را به ابويحيى محمد بن صمادح واگذار كرد.
[۳۶] ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.



مهم‌ترين و تلخ ترين حادثه‌اي كه در دوران اسلامى بر شهر بربشتر گذشت، حمله نرمان‌ها بود. در زمان حكومت المقتدر احمد ابن هود (۴۳۸ق-۴۷۴ق) در سرقسطه و ديگر شهرهاي ثغر اعلى، مانند بربشتر.
[۳۷] ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۴، ص۵۸۴، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
[۳۸] ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۴، ص۱۴۴، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.

نرمان‌ها (در منابع اسلامى: مجوس يا اردمانيين) به كمك دسته‌هايى از فرانسوي‌ها و ايتاليايي‌ها به فرماندهى روبر كرسپن‌ (در روايات اسلامى: البيطن، البيطبين، البيطش) و با انگيزه‌هايى مذهبى و تحريك و حمايت پاپ اعظم الكساندر دوم، از فرانسه (الارض الكبيره يا غاليش) حركت كردند و پس از عبور از چند شهر، راه بربشتر را در پيش گرفتند.
[۳۹] الحلل الموشيه، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، ص۷۶، دارالبيضا، ۱۹۷۹م.
[۴۱] قس: عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۷۴ـ۲۷۵، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.

در اوايل سال ۴۵۶ق/۱۰۶۴م آنجا را محاصره كردند. يوسف المظفر برادر المقتدر كه اين شهر در قلمرو او بود، از دفاع عاجز ماند و شهر پس از ۴۰ روز محاصره، مقاومت و نبردي سخت، به دست نرمان‌ها افتاد. مردم شهر با اينكه تسليم شدند و امان خواستند، اما مهاجمان به قتل و غارت دست زدند و عده كثيري را كشتند و غنايم بسيار گرفتند.
[۴۳] ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۲۵، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
[۴۴] ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۵۳، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
[۴۵] الحلل الموشيه، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، ص۷۶، دارالبيضا، ۱۹۷۹م.
[۴۸] عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۷۵ـ۲۷۷، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.

پس از آن صلیبیان بربشتر را به سانچو راميرث‌ پادشاه آراگون (۱۰۶۳-۱۰۹۴م) واگذار كردند و اين شهر به پايگاهى مسيحى بدل شد.
[۴۹] ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۲۶ـ۲۲۷، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
[۵۰] ابن عبدالمنعم حميري، محمد، الروض المعطار، ص۹۰، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۴م.
[۵۱] مقري، احمد، نفح الطيب، ج۴، ص۴۵۱، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
[۵۲] عبادي، احمد مختار،تعليقات بر تاريخ الاندلس ابن كردبوس، ص۷۳، مادريد، ۱۹۷۱م.



خبر سقوط بربشتر و قتل عام مردم، اندلس را تكان داد.
[۵۳] ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۵۴، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
[۵۴] عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ۲۷۷، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
المقتدراحمد ابن هود كه براي نجات شهر اقدامى نكرده بود، سپاهى بزرگ فراهم آورد و ابو حفص عمر بن حسن هوزنى از علماي اشبيليه هم معتضد بن عباد را به جهاد برانگيخت، و او نيز سپاهى به ياري ابن هود فرستاد.
در ۴۵۷ق/۱۰۶۵م جنگ در گرفت و ابن هود مسيحيان را درهم شكست و بربشتر را گرفت.
[۵۵] ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۲۷، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
[۵۷] الحلل الموشيه، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، ص۷۶، دارالبيضا، ۱۹۷۹م.
[۶۱] ابن خطيب، محمد، اعمال الاعلام، ص۱۷۱، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.
[۶۲] عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ۲۷۹، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
اما چند سال بعد در ۴۹۴ق جانشين سانچوراميرث، پدروي اول (بطره)، بربشتر را گرفت و زمينه را براي فتح كامل ناحيه سرقسطه در زمان برادر و جانشينش آلفونسوي اول فراهم كرد.
[۶۳] عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۸۸ـ۲۸۹، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
[۶۴] عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۴۰۹، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
[۶۵] نك: ياقوت، بلدان. ، ج۱، ص۵۴۴.



از بربشتر شماري از علماي صاحب نام برخاسته‌اند كه از آن جمله‌اند:
ابو عمرو يوسف بن عمر بن ايوب تجيبى ثغري بربشتري محدث (د ۴۰۸ق/۱۰۱۷م).
ابوالقاسم خلف بن يوسف بربشتري مُقري (د۴۵۱ق/۱۰۵۹م).
عبدالله بن يوسف و مُنتيل بن عفيف مرادي، از علماي اهل وشقه ساكن بربشتر.


۱. عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۲. ابن بشكوال، خلف، الصله، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۳۷۴ق/ ۱۹۵۵م.
۳. ابن حيان، حيان، المقتبس، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۴. ابن حيان، المقتبس، به كوشش محمود على مكى، بيروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
۵. ابن خطيب، محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.
۶. ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۷. ابن سعيد مغربى، على، المغرب فى حلى المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ۱۹۶۴م.
۸. ابن عبدالمنعم حميري، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۴م.
۹. ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج ۳، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، ج ۴، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۱۰. ابن فرضى، عبدالله، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ۱۳۷۳ق/ ۱۹۵۴م.
۱۱. ابو عبيد بكري، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون وافره، تونس، ۱۹۹۲م.
۱۲. الحلل الموشيه، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، دارالبيضا، ۱۹۷۹م.
۱۳. عبادي، احمد مختار، تعليقات بر تاريخ الاندلس ابن كردبوس، مادريد، ۱۹۷۱م.
۱۴. عنان، دولة الاسلام فى الاندلس، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۱۵. مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
۱۶. مكى، محمود على، تعليقات بر المقتبس ابن حيان (نك: هم، ابن حيان).
۱۷. ياقوت، بلدان.


۱. ↑ عبادي، احمد مختار، تعليقات بر تاريخ الاندلس ابن كردبوس، ص۷۲، مادريد، ۱۹۷۱م.
۲. ↑ عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۶۴ـ۲۶۵، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۳. ↑ ابو عبید بکری، عبدالله، المسالک و الممالک، ج۲، ص۹۰۹، به کوشش وان لون وافره، تونس، ۱۹۹۲م.    
۴. ↑ یاقوت، بلدان.، ج۱، ص۳۷۰.    
۵. ↑ مقری، احمد، نفح الطیب، ج۴، ص۴۴۹، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.    
۶. ↑ مكى، محمود على، تعليقات بر المقتبس ابن حيان، ص۶۱۸ـ۶۱۹، .
۷. ↑ نک:یاقوت، بلدان.، ج۱، ص۳۷۱.    
۸. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۸ـ۷۰، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۹. ↑ مقری، احمد، نفح الطیب، ج۴، ص۴۵۳، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.    
۱۰. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۱، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۱۱. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۱، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۱۲. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۳۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۱۳. ↑ ابن حيان، حيان، المقتبس، چ مكى، ص۳۳۲ـ۳۳۴، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۱۴. ↑ ابن حيان، حيان، المقتبس، ص۴۲۳، چ مكى، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۱۵. ↑ مكى، محمود على، تعليقات بر المقتبس ابن حيان، ص۴۲۳.
۱۶. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۵۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۱۷. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۴۲، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۱۸. ↑ عنان، دولة الاسلام فی الاندلس، ص۳۴۱-۳۴۲، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.    
۱۹. ↑ عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۶۵، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۲۰. ↑ عنان، دولة الاسلام فی الاندلس، ج۱، ص۳۴۲۳۴۳، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.    
۲۱. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۳۸، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۲۲. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۴۲، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۲۳. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۷، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۲۴. ↑ ابن حيان، حيان، المقتبس، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۲۵. ↑ ابن حيان، حيان، المقتبس، ج۵، ص۳۵۸ـ۳۶۳، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۲۶. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۶۸، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۲۷. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۰ـ۷۱، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۲۸. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۱ـ۷۲، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۲۹. ↑ ابن حيان، حيان، المقتبس، ج۵، ص۴۵۳، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۳۰. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۲ـ۷۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۳۱. ↑ ابن حيان، حيان، المقتبس، ج۵، ص۴۸۰، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ۱۹۷۹م.
۳۲. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۳۳. ↑ ابن‌ عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۲، ۱۴۸، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۱۹۸۳م، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۳م.    
۳۴. ↑ عنان، دولة الاسلام فی الاندلس، ج۱، ص۶۱۲، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.    
۳۵. ↑ ابن خطيب، محمد، اعمال الاعلام، ص۱۷۰ـ۱۷۱، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.
۳۶. ↑ ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، ص۷۳، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ۱۹۶۵م.
۳۷. ↑ ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۴، ص۵۸۴، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۳۸. ↑ ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۴، ص۱۴۴، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۳۹. ↑ الحلل الموشيه، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، ص۷۶، دارالبيضا، ۱۹۷۹م.
۴۰. ↑ ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، ص۹۰، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.    
۴۱. ↑ قس: عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۷۴ـ۲۷۵، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۴۲. ↑ یاقوت، بلدان.، ج۱، ص۳۷۰.    
۴۳. ↑ ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۲۵، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۴۴. ↑ ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۵۳، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۴۵. ↑ الحلل الموشيه، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، ص۷۶، دارالبيضا، ۱۹۷۹م.
۴۶. ↑ ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، ص۹۰۹۱، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.    
۴۷. ↑ مقری، احمد، نفح الطیب، ج۴، ص۴۴۹۴۵۰، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.    
۴۸. ↑ عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۷۵ـ۲۷۷، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۴۹. ↑ ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۲۶ـ۲۲۷، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۵۰. ↑ ابن عبدالمنعم حميري، محمد، الروض المعطار، ص۹۰، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۴م.
۵۱. ↑ مقري، احمد، نفح الطيب، ج۴، ص۴۵۱، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
۵۲. ↑ عبادي، احمد مختار،تعليقات بر تاريخ الاندلس ابن كردبوس، ص۷۳، مادريد، ۱۹۷۱م.
۵۳. ↑ ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۵۴، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۵۴. ↑ عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ۲۷۷، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۵۵. ↑ ابن‌ عذاري، احمد، البيان المغرب، ج۳، ص۲۲۷، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۸۳م، به كوشش احسان عباس، بيروت، ۱۹۸۳م.
۵۶. ↑ ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، ص۹۱، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.    
۵۷. ↑ الحلل الموشيه، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، ص۷۶، دارالبيضا، ۱۹۷۹م.
۵۸. ↑ ابن سعید مغربی، علی، المغرب فی حلی المغرب، ج۱، ص۲۳۹۲۴۰، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ۱۹۶۴م.    
۵۹. ↑ مقری، احمد، نفح الطیب، ج۴، ص۴۵۴، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.    
۶۰. ↑ قس:یاقوت، بلدان.، ج۱، ص۳۷۰.    
۶۱. ↑ ابن خطيب، محمد، اعمال الاعلام، ص۱۷۱، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ۱۹۵۶م.
۶۲. ↑ عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ۲۷۹، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۶۳. ↑ عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۲۸۸ـ۲۸۹، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۶۴. ↑ عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، ص۴۰۹، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
۶۵. ↑ نك: ياقوت، بلدان. ، ج۱، ص۵۴۴.
۶۶. ↑ ابن بشکوال، خلف، الصله، ج۱، ص۱۶۷، به کوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ۱۳۷۴ق/ ۱۹۵۵م.    
۶۷. ↑ ابن بشکوال، خلف، الصله، ج۲، ص۶۳۸، به کوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ۱۳۷۴ق/ ۱۹۵۵م.    
۶۸. ↑ یاقوت، بلدان.، ج۱، ص۳۷۱.    
۶۹. ↑ ابن فرضی، عبدالله، تاریخ العلماء و الرواه للعلم بالاندلس، ج۱، ص۲۶۸، به کوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ۱۳۷۳ق/ ۱۹۵۴م.    
۷۰. ↑ ابن فرضی، عبدالله، تاریخ العلماء و الرواه للعلم بالاندلس، ج۲، ص۱۵۱، به کوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ۱۳۷۳ق/ ۱۹۵۴م.    



دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بربشتر».    






جعبه ابزار