بسیج نیروهای رزمنده
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بسیج نیروهای رزمنده در فقه سیاسی اسلام از مهمترین راههای پشتیبانی نظامی و تقویت جبهههای جهاد به شمار میرود.
در تعالیم اسلامی، این بسیج به شیوههای گوناگون مورد تاکید قرار گرفته است.
نخست، تحکیم الفت، اخوت و وحدت اجتماعی از طریق توصیههای اخلاقی، دینی و قرآنی برای تقویت همبستگی امت اسلامی است.
دوم، دستورات غیرمستقیم مانند آموزشهای نظامی از جمله شنا، تیراندازی و سوارکاری برای کسب آمادگی رزمی مطرح شده است.
سوم، دستورات مستقیم درباره آمادهباش عمومی و فراخوان نیروها (نفر) که در مواردی بهعنوان واجب کفایی شناخته میشود.
چهارم، تاکید بر جهاد بهعنوان نشانه ایمان، وسیله آزمایش و وظیفهای دینی برای مشارکت در دفاع از جامعه اسلامی است.
فقها نیز مجاهدان را به دو گروه نیروهای داوطلب و نیروهای ثابت و سازمانیافته تقسیم کردهاند.
یکی از مؤثرترین راههای پشتیبانی نظامی و تقویت جبهههای جهاد، بسیج کلیه نیروهایی است که توان بالقوه و بالفعل رزم با دشمن را دارند و میتوانند به هنگام نیاز با حضور در جبههها سرنوشت جنگ را به نفع اسلام تعیین نمایند.
در تعالیم سیاسی و فرامین جهادی اسلام، لزوم بسیج نیروهای رزمنده به چهار صورت دیده میشود:
۱. اِذْ کُنْتُمْ اَعْدٰاءً فَاَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اِخْوٰاناً.
در این آیه تالیف قلوب به عنوان خصیصه نبوت و از وظایف و نیز از جمله نتایج درخشان رسالت و از آثار و برکات وجودی نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به شمار رفته و از آن تعبیر به نعمت خداوندی شده است.
ناگفته پیداست برای یک جامعه فضیلت، امتیاز، نیروی معنوی و قدرتی برتر از آن نیست که افراد آن جامعه یکدل و یک هدف و از نظر فکری و اعتقادی و راه و رسم زندگی دارای ایده واحد بوده و برای ساختن یک جامعه متشکل بزرگ با یکدیگر بجوشند و برادرانه قانون و نظم را با عاطفه و محبت یکجا تحقق بخشند.
۲. لَو اَنْفَقْتَ مٰا فِی اَلْاَرْضِ جَمِیعاً مٰا اَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اَللّٰهَ اَلَّفَ بَیْنَهُمْ.
«هرگاه تو آنچه را که از ارزشهای مادی در زمین وجود دارد برای ایجاد تالیف، نزدیکی، ارتباط و همبستگی قلبی میان آنان انفاق میکردی، هرگز قادر به تحقق آن نمیشدی».
این قدرت الهی است که میان آنان چنان الفت و ارتباط قلبی را بوجود آورده و نیز میتوان آیه مذکور را بدین ترتیب توضیح داد:
نفاق و تشتّت آراء و اهواء و تضاد فکری و قلبی آنان به حدی بود که هرگز با انفاق و صرف مال (گوهر قدرهم فزون از حد بود) قادر نبودی که بین آنان وحدت و همبستگی ایجاد کنی و دلها و خواستهای آنان را به یکدیگر نزدیک گردانی ولی خداوند با قدرت خویش چنین واقعیت دشواری را تحقق بخشید.
۳. اَ لَمْ تَرَ اَنَّ اَللّهَ یُزْجِی سَحٰاباً ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکٰاماً فَتَرَی اَلْوَدْقَ یَخْرُج مِنْ خِلاٰلِهِ.
«آیا نمیبینی خداوند چه سان بوسیله باد، ابرهای
پراکنده را میرساند و سپس آنها را به هم نزدیک و پیوسته میگرداند و آنگاه آنها را متراکم و انباشته میسازد، در آن هنگام مشاهده میکنی که از لابهلای آن ابرها رگبار باران خارجمیشود».
بر حسب محاسبات دقیق نسبت به هر صد متری که از جو زمین بالا رویم حرارت هوا یکدرجه پایین میآید، بنابر این بجایی خواهیم رسید که بخار آب در آنجا به حالت اشباع میرسد و چوناندکی از این حد بر تکاثف بخار آب بیافزاید به طوری که تراکم و تکاثف آن در این ناحیه از سایر بخارات موجوده در هوا بیشتر گردد، فوراً ریزش باران از لابهلای ابرها شروع میشود.
در پارهای موارد به هنگام ریزش باران رعد و برق نیز حادث میگردد که خود معلول فعل و انفعالات دیگری است که بموقع برخورد ابرها و تالیف آنها به وجود میآید.
در حقیقت رعد و برق اثر برخورد و تخلیه بار دو نوع الکتریسته منفی و مثبت است که ابرها حامل آن میباشد.
بنابراین فعل و انفعالاتی که میان ابرها به هنگام ریزش باران پدید میآید میتواند روشنگر ارتباط و همبستگی اجزاء و امتزاج منظمی باشد که قرآن برای افهام آن کلمه تالیف را بکار برده است؛ گویی باران اثر همان تالیف و ترکیب خاصی است که بین ابرها در شرایط خاصی بوجود میآید.
• الفت از نظر اخلاقی به حالتی گفته میشود که بین دو یا چند نفر به صورت توافق روحی و انس و پیوند خاص معنوی ظاهر میگردد و موجب آن میشود که آنان بیکدیگر خو گرفته و از کینهتوزی، خصومت و اختلاف به دور باشند.
• الفت و انس از غرائز فطری انسان به شمار میرود و انگیزه آن چیزی جز خواست طبع انسانی نیست و به همین دلیل نامی که بر این موجود نهاده شده از ریشه انس گرفته شده و ویرا انسان.
و انس.
و ناس.
و اناس.
نامیدهاند که بعقیده بعضی از لغویین از ماده انس اشتقاق یافته است.
• انسان به حکم فطرت و طبع اولی، خواستار انس و الفت با همنوع خویش است و بر اساس آن از تنهایی، عزلت، توّحش و زندگی مجرد انفرادی، گریزان میباشد.
• این خود یکی از مزایایی است که انسان را از سایر موجودات جنبنده مشخص و ممتاز میگرداند، چنانکه امتیاز حیوانات اهلی نیز به این است که به طور اکتسابی به حالت انس میگرایند.
• صرفنظر از انگیزه فطری، اصولاً انسان به جهت نیازمندیهای گوناگونی که در مسیر زندگی خویش دارد، نیازمند به الفت و ارتباط با دیگر انسانها میباشد و از این رهگذر است که دایماً بدوستی، یگانگی و برادری نیاز ضروری احساس مینماید.
• در هر حال الفت را چه امر فطری انسان بدانیم و چه احتیاجات زندگی را انگیزه آن به حساب آوریم، طبع انسانی آمادگی کامل برای پذیرش این حالت را دارد. زیرا توافق و سنخیت که پایه اصلی تحقق الفت، انس، همبستگی و یگانگی میباشد در نهاد همه انسانها وجود دارد.
• ابن مسکویه از حکیم ارسطو نقل میکند:
چیزهایی که بالطبع با هم مختلفند تشکل نمیپذیرند و نمیتوان آنها را به طرز منظمی با هم ترکیب و تالیف نمود اما چیزهایی که مشابه یکدیگرند در هم تاثیر میبخشند و مشتاق یکدیگر میشوند
• این مطلب را نیز باید توجه داشت که فطری بودن الفت و انس و یا انگیزه فطری داشتن این خصلت انسانی به تنهایی برای تحقق بخشیدن به آن کافی نیست. نخستین وظیفه بشر ایجاد وسایل و ممعدات الفت و پیوندهای اخلاقی و تحقق بخشیدن به عوامل دوستی، یگانگی، عواطف عمومی و محبت به هم نوع میباشد.
به همین دلیل است که اسلام تنها به دستورات و توصیهها اکتفا ننموده و برای ایجاد حالت الفت، یگانگی و دوستی در میان افراد جامعه اسلامی، اعمال و وظایفی را مقرر داشته که خود از عوامل بوجود آورنده این حالت اخلاقی میباشد.
۱. به جماعت خواندن نمازها
• بسیاری از دستورات اجتماعی اسلام در انجام فرایض دینی از همین دیدگاه نشات میگیرد. یکی از این مراسم باشکوه برگزاری نمازهای یومیه، جمعه و عیدین به طور اجتماعی و یکپارچه است، تا انسی که در طبیعت بشر نهفته است فعلیت پیدا کند و نیز فلسفه حج و سایر عبادتهای دسته جمعی میتواند دلیل واضحی بر اهتمام شارع اسلام نسبت به تحکیم الفت، اتحاد و همبستگی در جامعه اسلامی باشد.
۲. برحذر داشتن از اختلاف
• از سوی دیگر، اسلام در مورد نفی عوامل اختلاف و تشتّت و هر آنچه که بر یگانگی و همبستگی جامعه اسلامی لطمه وارد میآورد، دستورات اکیدی صادر نموده و مسلمانان را از این نوع عوامل شیطانی برحذر داشته است و قرآن به طور صریح الفت و یگانگی را به خدا
(وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ اَلشَّیْطٰانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ) .
و اختلاف و تشتّت را به شیطان نسبت داده است.
(انمٰا یُرِیدُ اَلشَّیْطٰانُ اَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ اَلْعَدٰاوَةَ وَ اَلْبَغْضٰاءَ) .
• هنگامی که اسلام ظهور نمود سراسر شبه جزیره را جنگ و خونریزی فرا گرفته بود و در آتش فتنه و آشوب میسوخت؛ مردمان آن سرزمین همواره با یکدیگر دشمنی، عداوت و روابط خصمانه داشتند و دلهای آنان از حقد و کینه مملو بود و مظاهر دشمنی در تمام شئون زندگی آنان به چشم میخورد.
۳. ایجاد و حفظ اخوت
• اسلام با مبارزات پیگیر، این دشمنیها و کینهتوزیها را به اخوت مبدل ساخت و الفت و برادری را در جامعه اسلامی تحکیم و این خط مشی کلی را به عنوان یک استراتژی ثابت و جزئی اجتنابناپذیر و یکی از اساسیترین اصول برنامههای اجتماعی و سیاسی خود، قرار داد و بر امت اسلامی فرو فرستاد که: اِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ فَاَصْلِحُوا بَیْنَ اَخَوَیْکُمْ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ.
«مؤمنین همگی برادر یکدیگرند. بنابراین بین برادران خود آرامش و صلح ایجاد نمایید، پرهیزکاری پیشه کنید شاید بخشوده شوید».
• پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با نزول این آیه یکباره با استفاده از همه عوامل و امکانات موجود دامن همت به کمر زد و با تلاش بسیار توانست عملاً پیوند برادری و اخوت را در جامعه اسلامی زمان خود برقرار سازد و شعار برادر دینی همراه با واژه برادر نسبی به صورت یک فرهنگ عمومی و فراگیر مطرح و از افتخارات جامعه اسلامی بهشمار آید.
• علی (علیهالسّلام) که خود قربانی نقشههای شوم تفرقههای شیطانی بود هنگام مرگ به فرزندان و خاندان خویش چنین وصیت فرمود: اوصیکما، و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی، بتقوی الله، و نظم امرکم و صلاح ذات بینکم، فانی سمعت جدکما رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) یقول: صلاح ذات البین افضل من عامة الصلوة و الصیام
«فرزندان من! شما را سفارش میکنم که پرهیزکاری پیشه کنید امور خویش را منظم سازید و همواره بین خودتان را اصلاح کنید. زیرا من از جدّ بزرگوارتان رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شنیدم که فرمود اصلاح میان دو نفر در نزد خدا از یکسال نماز و روزه افضل است».
• روی این اصل اساسی پیشوایان بزرگ دین به حفظ اخوت تا آن حد اهتمام میورزیدند که گاه با اختصاص مبالغی پول برای حل اختلافات، سعی بر آن داشتند که عوامل تفرقه و اختلاف را حتّی در اشکال عادی و متعارف آن از میان بردارند.
• ابی حنیفه که زمانی مسؤولیت امیر الحاج را بر عهده داشت نقل میکند: هنگامی با شخصی بر سر میراثی منازعه داشتم، مفضّل بن عمر بر ما گذشت و لحظهای ما را تماشا کرد، آنگاه ما را به منزل خویش برد و بین ما را با چهارصد درهم صلح داد و آن را از پیش خود به ما پرداخت، سپس گفت بدانید این پول از آن من نبود بلکه آن را امام صادق (علیهالسّلام) بمن داده و دستور داده که هرگاه دو نفر از شیعیان درباره مالی با هم نزاع داشتند با این مال آنها را صلح دهم.
• بیشک دستورات اخلاقی و اجتماعی اسلام در زمینه سازگاری، حسن خلق، خوشرویی، رفق، مدارا، ابراز عطوفت و مهربانی و نیز تاکید بر دیدار و زیارت برادران دینی، افشای سلام، مصافحه به هنگام ملاقات، سعی در ایجاد سرور در دل آنان، خیرخواهی و نصیحت مؤمنان و مسؤولان، تلاش برای اصلاح ذات البین، عدم احتجاب از حاجتمندان و نظایر آن، همه و همه در راستای هدف تحکیم پیوندهای اجتماعی و ایجاد وحدت و یکپارچگی در میان آحاد امت اسلامی و تشدّد حالت الفت و یگانگی و همبستگی بیشتر بین افراد مسلمان در روابط اجتماعی میباشد.
برای نمونه کافی است به روایاتی چند در این مقوله توجه نماییم:
الف - امام باقر (علیهالسّلام) فرمود:
اکمل المؤمنین ایماناً احسنهم خلقا
«کاملترین مؤمنین از نظر ایمان آنانی هستند که از نظر اخلاق و سیره و سلوک با مردم بهترین باشند».
ب - امام صادق (علیهالسّلام) فرمود: «رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب، شما با اموال خویش هرگز نمیتوانید مردم را راضی کنید پس با آنان با روی باز و گشاده روبرو شوید».
ج- ابیالربیع الشامی گوید: بر امام صادق (علیهالسّلام) وارد شدم در حالی که خانه با انبوه جمعیت پر بود. در آن مجلس از مردم خراسان و شام و از مردمان سایر نقاط و سرزمینها حضور داشتتند که جایی برای نشستن خویش نیافتم، در آن هنگام امام صادق (علیهالسّلام) نشست در حالی که تکیه داده بود فرمود: «ای شیعیان آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بدانید آنان که به هنگام خشم نتوانند خویشتندار باشند از ما نیستند و همچنین کسانی که با هم صحبتانشان نیکو مصاحبت نکنند و با معاشرین خود خوشرفتار و خوشخو نباشند و با دوستان خویش دوست نیک نباشند و با همسایگانشان همسایه نیک و با همخوارگان خود بخوبی رفتار نکنند. ای شیعیان آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تا میتوانید و به آناندازه که قدرت دارید تقوی پیشه کنید در جهان گردش و حرکت و نیرویی جز از خدا نیست».
د - امام صادق (علیهالسّلام) فرمود: قال رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، ثلاث من لم یکن فیه لم یتم له عمل: ورع یحجزه عن معاصی الله و خلق یداری به الناس و حلم یرد به جهل الجاهل
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: «سه چیز است که هر کس آن را نداشته باشد عملش تام و کامل نمیگردد، ورع و پرهیزکاری که وی را از گناهان و سرپیچی از فرمان خدا باز دارد و اخلاق نیکویی که بوسیله آن با مردم مدارا کند و حلم و بردباری که با آن از نادانی نادان بگذرد».
ه - حسین ابن الحسن گوید:
سمعت جعفر (علیهالسّلام) یقول: جاء جبرئیل (علیهالسّلام) الی النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فقال: یا محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ربک یقرئک السلام و یقول لک: دار خلقی
«حسین بن حسن میگوید: شنیدم امام صادق (علیهالسّلام) میفرمود: «جبرئیل بر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نازل شد و فرمود: ای محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) پروردگارت سلامت میرساند و میگوید: با مخلوق من مدارا کن».
و - سکونی از امام صادق (علیهالسّلام) نقل میکند:
قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): ما اصطحب اثنان الا کان اعظمهما اجرا و احبهما الی الله عزوجل ارفقهما بصاحبه
سکونی از امام صادق (علیهالسّلام) نقل میکند که فرمود: «رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: هیچگاه دو نفر با یکدیگر صحبت و همراه نمیشوند، مگر اینکه مداراترین آن دو اجر بیشتری نصیبش میگردد و مورد محبت بیشتر خداوند قرار میگردد».
ز - ابی بصیر میگوید از امام صادق (علیهالسّلام) شنیدم فرمود: «مؤمن برادر مؤمن است، مانند تن واحد، هرگاه عضوی به درد آید در تمام تن او رنج و الم آن احساس میشود و روح آن دو از روح واحدی هستند و روح مؤمن ارتباط و اتصالش به روح خدا از اتصال و همبستگی شعاع خورشید با خورشید بیشتر است».
ح - جابر از امام باقر (علیهالسّلام) نقل میکند:
قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) حدثنی جبرئیل (علیهالسّلام) ان الله عزّوجل اهبط الی الارض ملکاً، فاقبل ذلک الملک یمشی حتی وقع الی باب علیه رجل یستاذن علی ربّ الدار، فقال له الملک، .... . قال له الملک، ما جاء بک الا ذاک؟ فقال: ما جاء بی الا ذاک فقال انی رسول الله الیک و هو یقرئک السّلام و یقول: و جبت لک الجنة و قال الملک: انّ الله عزّوجل یقول: ایّما مسلم زار مسلماً فلیس ایّاه زار، ایّای زار و ثوابه علی الجنه
«رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: جبرییل مرا خبر داد که خداوند فرشتهای را بر زمین فرستاد و این فرشته شروع به راهپیمایی نمود تا آنگاه که به در منزلی رسید که در آن مردی از صاحب خانه رخصت میطلبد، فرشته به وی گفت: از این صاحب خانه چه میخواهی؟ گفت: برادر مسلمان من است و برای جلب رضایت خداوند بزیارتش آمدهام، سپس فرشته گفت: ترا جز این نیت بدین کار وا نداشت؟ گفت: مرا جز این بدین کار وادار ننمود، فرشته گفت من فرستاده خدا به سوی تو هستم، خداوند سلامت میرساند و میگوید: بهشت ترا واجب گردیده، فرشته گفت خداوند میگوید هر آن مسلمانی که مسلمانی را زیارت کند (در حقیقت) او را زیارت ننموده بلکه گویی مرا زیارت نموده است و ثواب و اجر آن بر من همانا بهشت است».
ط - جابر از امام باقر (علیهالسّلام) نقل میکند:
قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) من زار اخاه فی بیته قال الله عزوجل له، انت صیفی و زائری، علی قراک و قد اوجبت لک الجنة بحبک ایاه
جابر از امام باقر (علیهالسّلام) نقل میکند که فرمود: «رسول خدا فرمود: کسی که برادر خویش را در خانهاش زیارت کند خداوند به او میگوید تو مهمان منی و زائر من هستی، میزبانی تو بر عهده من است و بهشت برای تو واجب نمودم به خاطر دوستی که تو با وی داری».
ی - ابی الخاد القماط از امام باقر (علیهالسّلام) نقل میکند: «ان المؤمنین اذا التقیا و فتصا فحا انزل الله عزوجل الرحمة علیها فکانت تسعة و تسعین لاشدّ هما حبا لصاحبه».
ابی خالد قماط از امام باقر (علیهالسّلام) نقل میکند که فرمود: «هرگاه دو مؤمن با یکدیگر ملاقات نمایند و مصافحه کنند خداوند دست خویش را در میان دو دست آنان داخل میکند و با مهربانتر و دوسترین آن دو مصافحه مینماید».
ک - جابر از امام باقر (علیهالسّلام) نقل میکند: قال رسول الله اذا التقیتم فتلا قوا بالتسلیم و التصافح و اذا تفرقتم فتفرقوا بالاستغفار
جابر از امام باقر (علیهالسّلام) نقل میکند فرمود: رسول خدا فرمود: «هنگامیکه با یکدیگر روبرو میشوید، با سلام و مصافحه روبرو شوید و هرگاه از یکدیگر جدا میشوید با طلب مغفرت جدا شوید».
ل - از امام صادق (علیهالسّلام) نقل شده فرمود: «مسلمانان هنگامی که با رسول خدا به جهاد میرفتند و از سرزمین پردرختی میگذشتند و آنگاه بفضایی وارد میشدند، هر کدام بدیگری نظر میافکند و مصافحه مینمودند».
م - ابی حمزه ثمالی گوید: «سمعت ابا جعفر یقول: قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): من سرّ مؤمناً فقد سرّنی و من سرّنی فقد سرّ الله».
از امام باقر (علیهالسّلام) شنیدم میفرمود: «رسول خدا فرمود: هر آن کس که مؤمن را مسرور نماید گویی مرا مسرور نموده و هر آن کس که مرا مسرور کند گویی خدا را مسرور نموده است».
ن - امام صادق (علیهالسّلام) از پدر خود از علی بن الحسین نقل نمود: قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): ان احب الاعمال الی الله عزوجل ادخال السرور علی المؤمنین
«امام صادق (علیهالسّلام) از پدرش از امام زینالعابدین (علیهالسّلام) نقل میکند فرمود: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: دوستترین اعمال در پیشگاه خداوند ایجاد سرور و مسرّت در قلوب مؤمنین میباشد».
س - امام صادق (علیهالسّلام) فرمود: قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ان اعظم الناس منزلة عند الله یومالقیمة امشاهم فی ارضه بالنصیحة لهم
امام صادق (علیهالسّلام) فرمود: «رسول خدا فرمود: بالاترین و بزرگترین مردم از نظر منزلت در روز رستاخیز آنانی هستند که بیشتر از دیگران در زمین با نصیحت نمودن مردم راه میروند».
ع - و نیز فرمود: ان النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) قال: من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم
از امام صادق (علیهالسّلام) نقل شده نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: «کسی که صبح کند در حالی که بشئون حیاتی مسلمانان اهتمام نمیورزد از مسلمانان محسوب نمیگردد و کسی که بشنود مردی مسلمانان را به کمک میطلبد و وی را یاری نکند مسلمان نیست».
• قرآن خاطره پیدایش مردم از شخص واحد را بیاد آنان میآورد و در وجدان همه کس نزدیکی نسبی و همبستگی خونی را بیدار میسازد و به پیوند خدایی آنان را یادآوری میکند.
یا اَیُّهَا اَلنّٰاسُ اِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا.
تا تار و پود وجودشان با این احساسات لطیف و پاک آشنا شده، بگذشت، یکدلی، صلح، آرامش، جوشش و ائتلاف نزدیکتر شوند و علل و اسباب اختلاف و ستیز سست گردد و زمینه تحقق آرمان اخوت اسلامی کاملاً امکانپذیر شود و وجدان بیدار امت اسلامی بمثابه ضامن اجرای الفت و پیوستگی و وحدت جامعه اسلامی مانع جداییها و نزاعها و تشتتّها گردیده و این پیوند بزرگ و ریشهدار و محکم که آیه: اِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ
• وعده داده است جامه عمل پوشد و آرزوی پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) که فرمود: مثل مؤمنان در دوستی و محبت و مهرورزی با همدیگر همانند بدنی است که اگر عضوی از آن بدرد آید بقیه اعضاء بدن نیز رنجور گردد و نیز فرمود: با همدیگر دشمنی نکنید و حسد نورزید و از هم روگردان نشوید و همهی بندگان خدا با هم برادر باشید
• از آنجا که الفت موّدت و همبستگی و پیوند معنوی اخوت جز با تقبّل مسؤولیتهای متقابل قابل استمرار و بقا نمیباشد، لذا یک سلسله حقوق و آثاری بدان مترّتب میگردد که برادران دینی به خاطر حفظ روح اخوت و الفت ناگزیر از مراعات آن حقوق میباشند.
• چنانکه در احادیث اسلامی و دستورات پیشوایان بزرگ دین و نیز در گفتار علمای اخلاق و اهل سیر و سلوک، سخنان زیاد و توصیههای فراوانی در توضیح و تفسیر این حقوق و عمل بدان آمده است.
• علی (علیهالسّلام) از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل میکند که فرمود: هر مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر سی حق دارد که باید آن را انجام دهد و یا آنکه او را ببخشد، مسلمان باید لغزشهای برادر دینی خود را نادیده بگیرد و در ناراحتیها بر او رحم کند، اسرار او را پنهان دارد، اشتباهات او را بر او نگیرد، عذر او را بپذیرد در برابر بدگویان از او دفاع کند، همواره او را نصیحت کند، دوستی او را حفظ کند ذمّه او را مراعات نماید، در حال مرض او را عیادت کند و در حال مرگ به تشییع جنازه او حاضر شود، دعوت او را اجابت کند و هدیه او را قبول نماید و عطایای او را جزا دهد و نعمت او را شکرگزاری کند، وی را نیکو نصرت دهد، ناموس او را حفظ کند و حاجات او را برآورد و او را به مطلوب خود برساند، اگر عطسه نمود باو تحیّت گوید، گمشدههای او را راهنمایی کند، سلامش را جواب دهد گفتههای او را تصدیق کند، با دوستان او دوست باشد، او را نصرت کند خواه ظالم باشد خواه مظلوم، اما یاری او در حالی که ظالم است باینستکه او را از ظلمش باز دارد و اما یاری او در حالی که مظلوم است باینستکه او را در گرفتن حق خویش یاری نماید او را در برابر حوادث تنها نگذارد و آنچه برای خود نمیخواهد برای او نیز نخواهد.
• امام باقر (علیهالسّلام) فرمود: «بعضی از حقوق شخص مؤمن بر برادرش آنست که در گرسنگی او را سیر گرداند، اسرار او را حفظ نماید، سختیهای او را بر او آسان کند، بدهکاریهای او را بپردازد و هنگامی که از دنیا رفت نسبت به اولادش پدری کند»
• امام صادق (علیهالسّلام) فرمود: «مؤمن برادر مؤمن است و برای او چشم و راهنماست، باو خیانت نمیکند و بر او ظلم نمینماید، او را فریب نمیدهد و اگر وعدهای باو دهد بدان وفا میکند».
• امام صادق (علیهالسّلام) فرمود:
خداوند به چیزی افضل و برتر از اداء حق مؤمن پرستش نشده است. روایات در این زمینه بقدری زیاد و مؤکد است که نقل همه آنها ما را از بحث اصلی و ادامه آن باز میدارد و چند نمونه فوقالذّکر میتواند طرز فکر اسلامی و روح دستورات اسلامی را در این زمینه واضح و روشن گرداند، چنانکه با مراجعه به رساله حقوق منسوب به امام زینالعابدین (علیهالسّلام)
میتوان حقایق روشنتر و معارف عالیتری آشنا شد. لذا چنین قراردادی هرگز خارج از اراده و اختیار فرد نمیتواند باشد و روی این اصل پیوند ملّیت، همواره ناشی از خواست زندگی جمعی خواهد بود.
• افزون بر عواملی که گفته شد، اسلام با استفاده از ممیّزات ذاتی انسان که در دو موهبت تعقّل و فطرت خلاصه میشود، ارکان وحدت و پیوند ملی را تحکیم و تعمیق بیشتری بخشیده و با این دو خصلت ذاتی آن را تضمین نموده است:
تعقل همان عنصری است که به انسان کرامت و احترام خاص بخشیده و وی را برای هرگونه تعالی، ترقی و اکتساب هر نوع کمالات وارزشها آماده نموده است
و فطرت نیز عبارت از مجموعه خصایصی است که در زندگی شایسته مقام انسانی نقش اساسی و شالوده را داشته و به طور ناخودآگاه بشر را رهبری میکند.
با این تفاوت که استفاده انسان از موهبت عقل، بیشتر اختیاری است. در صورتی که بهرهبرداری از فطرت اغلب از اختیار انسان بیرون بوده و به صورت ناخودآگاه و طبیعی میباشد.
• پر واضح است که هر انسانی چه رنگ پوست او سفید باشد و چه زرد یا سرخ و سیاه باشد و در هر مکانی زندگی کند از این دو موهبت ذاتی برخوردار میباشد، چنان که در بهرهمندی از این دو موهبت وضع و شرایط جغرافیایی و زبان و تاریخ نیز نمیتواند نقش عمدهای داشته باشد.
• تحقق جامعه متشکل و ایجاد ملت واحد بر اساس این دو موهبت ذاتی اصیلترین و صحیحترین راهی است که میتواند مورد قبول باشد و این راهی است که اسلام تئوری آن را پیریزی نموده و بشریت را بدان دعوت کرده است.
• از دیدگاه اسلام ایمان و عقیده شاخص ملت و عنصر واقعی تکوین آن محسوب میگردد و ملت اسلامی را افراد و تودههایی تشکیل میدهند که به آیین اسلام گرویده و به عقیده و قانون اسلام ایمان آورده و روی همین اساس اسلام بجای ملت، اصطلاح امّت را بکار برده و توده متشکل معتقد به آیین اسلام را امت واحدی دانسته است: اِنَّ هٰذِهِ اُمَّتُکُمْ اُمَّةً وٰاحِدَةً وَ اَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ.
• و در آیه دیگر ملت مسلمان به عنوان یک گروه و امّت ممتاز و میانهرو و نمونه معرفی شده است: وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰاکُمْ اُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی اَلنّٰاس .
بر طبق نظریه اسلام مجتمع، اسلامی چون دست واحدی در برابر بیگانگان محسوب میگردند و افراد مسلمان همه یکسان مانند مصالح ساختمان واحد و مستحکمی هستند که هر کدام به نوبه خود در ابقاء و استحکام این بنای منظّم دخیل میباشند و ایمان تنها وسیله و عنصر ارتباط و بهم پیوستگی و تعاون آنهاست.
• اسلام برای استحکام بخشیدن به ریشههای الفت و همبستگی اجتماعی و وحدت امّت، هر نوع امتیاز نژادی و نسبی را محکوم شمرده و مسلمانان را برابر و برادر خوانده و همه را چون دندانههای شانه، مساوی و در برابر حق یکسان دانسته است.
• در آیه ۱۱۱ از سوره توبه به همه تودهها چنین اعلان شده: فَاِنْ تٰابُوا وَ اَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ آتَوُا اَلزَّکٰاةَ فَاِخْوٰانُکُمْ فِی اَلدِّینِ
هر گروه و دستهای که براه حق برگردند و بر طبق وظایف اسلامی قانون اسلام را گردن نهند و اقامه نماز و ایتاء زکوة نمایند، برادر دینی شمایند.
• علی (علیهالسّلام) در برابر زن عربی که از تقسیم مساوی غنایم و از اینکه وی با مرد عجمی یکسان سهم برده ابراز ناراحتی مینمود فرمود: «من در تقسیم این غنایم هیچگونه برتری از برای فرزندان اسماعیل (عرب) نسبت به دیگران نمیبینم» و نیز در یکی از پیامهای آن حضرت چنین آمده است: «ما همه سرباز یک وطن هستیم و همگی از یک ناموس و دین دفاع میکنیم و به سوی یک هدف پیش میرویم، هیچ کس را بر دیگری حق برتری و تفوق طلبی نیست، منصب امارت و فرماندهی تا هر پایه که باشد محکوم قانون مساوات میباشد، ما همه برادر و برابریم.»
• از امام باقر (علیهالسّلام) نقل شده که فرمود: «روزی که مکه به دست سپاهیان اسلام فتح گردید، رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بپا خواست و خطبهای ایراد فرمود و ابتدا حمد و ثنای الهی را بجا آورد و آن گاه فرمود:هانای مردم! آنانکه در این مجلس حضور دارند به آنان که غایب هستند ابلاغ نمایند، که خداوند نخوت و تکبّر دوران جاهلیت و فخر فروشی به پدران، قبیلهها و عشیرهها را با ارزانی داشتن آیین اسلام از بین برد، وای مردم شما همگی از آدم بوجود آمدهاید و آدم نیز از گل، آگاه باشید امروز بهترین شما و محترمترین و با فضیلتترین شما در پیشگاه الهی با تقواترین شما و فرمان بردارترین شما میباشد».
• اسلام تکروی و روش عزلت طلبی و دوری از اجتماع مسلمین را مورد نکوهش قرار داده و مسلمانان را از آن بر حذر داشته است و به مسلمین تاکید نموده است که هیچگاه خود را از اجتماع مسلمین منعزل نکنند و همواره الفت و هبستگی و پیوند خویش را با جامعه مسلمانان حفظ نمایند.
• امام صادق (علیهالسّلام) در حدیثی فرمود: من فارق جماعة المسلمین قید شبر، فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه
• امام صادق (علیهالسّلام) فرمود: «کسی که از اجتماع مسلمین به مقدار یک وجب دوری گزیند پیوند اسلام را از گردن خویش بریده است».
• در حدیث دیگر فرمود: اِنَّ المؤمن لیسکن الی المؤمن کما یسکن الظمئان الی الماء البارد
امام صادق (علیهالسّلام) فرمود: «شخص با ایمان آرامش خویش را در کنار مؤمن باز مییابد، آنچنان که تشنه در کنار آب سرد گوارا آرام میگیرد.»
• دعوت به اتحاد از بارزترین مشخصات آیین اسلام در رهبری همه جانبه بشریت است و ما این حقیقت را میتوانیم با ملاحظه متون صریح و دستورات اکید قرآن و پیشوایان بزرگ مذهبی در کمال وضوح دریابیم.
قرآن با لطف و تاکید خاصّ، اصل وحدت و اتحاد اجتماعی را در دو آیه زیر چنین توصیف نموده است: وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا.
«همگی برشته حق چنگ زنید و بر آن گرد آیید و از تفرقه و پراکندگی اجتناب کنید.» یٰا اَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.
«هانای کسانی که ایمان آوردید در مقابل شداید و مشکلات و مسؤولیتهایی که دارید صبر پیشه کنید و تحمل و پایداری به خرج دهید و علایق و روابط خود را با دیگران حفظ کنید و در برابر خداوند تقوی پیشه سازید، شاید رستگار گردید»
در آیات دیگر، سخت مردم مسلمان را از انحرافاتی که موجب تفرقه و پراکندگی مسلمین میگردد بر حذر داشته است.
وَ اَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا اَلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ.
«اینست راه راست من، آن را پیروی کنید و از پیروی کورهراهها بپرهیزید تا دچار تفرقه نشوید»
وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اِخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ اَلْبَیِّنٰاتُ.
«نباشید مانند کسانی که پراکنده گشتند و با یکدیگر به اختلاف برخواستند پس از آنکه بیّنات و دلایل واضح نازل گردید»
اِنَّ اَلَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کٰانُوا شِیَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ.
«آنانیکه در دینشان بپراکندگی و اختلاف میگرایند و به ایجاد دو دستگی و تفرقه میگروند، تو از آنها نیستی و ارتباطی با کار آنها نداری»
وَ لاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ.
«با یکدیگر منازعه نکنید که شیرازه اجتماعتان از هم گسیخته شود و آبرو و حیثیت و شخصیت اجتماعیتان بباد رود»
در تعقیب این هدف مقدس است که اسلام در مورد تکبّر، خودبزرگی، تحقیر و تمسخر دیگران هشدار داده و آن را محکوم شمرده است: وَ لاٰ تَمْشِ فِی اَلْاَرْضِ مَرَحاً اِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ اَلْاَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ اَلْجِبٰالَ طُولاً.
«بر زمین به تکبّر راه مرو که هرگز زمین را نخواهی شکافت و هرگز به بلندی کوهها نخواهی رسید».
یٰا اَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسیٰ اَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لاٰ نِسٰاءٌ مِنْ نِسٰاءٍ عَسیٰ اَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لاٰ تَلْمِزُوا اَنْفُسَکُمْ وَ لاٰ تَنٰابَزُوا بِالْاَلْقٰابِ بِئْسَ اَلاِسْمُ اَلْفُسُوقُ بَعْدَ اَلْاِیمٰانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَاُولٰئِکَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ.
«شما که ایمان دارید گروهی گروه دیگر را مسخره نکنند، که شاید آن گروه از ایشان بهتر باشند و نه زنانی زنان دیگر را مسخره کنند که شاید آن زنان بهتر از ایشان باشند، عیب یکدیگر مگویید و همدیگر را به لقب بد خطاب مکنید که عصیان کردن از پس ایمان نشانه بدیست و هر کس توبه نیاورد، آنها ستمگرانند».
اسلام دقیقترین و باریکترین احساسات بشری را مورد نظر قرار میدهد و از نجوی و در گوشی صحبت کردن دو نفر پیش شخص سوم منع میکند. این یک ادب اجتماعی و یک تربیت فردی است.
اسلام ضمن دعوت همه به نیکوکاری، احسان و دستگیری از مستمندان از منتگذاری نهی میکند. زیرا منتگذاری خصلت نکوهیدهایست و شخصیت و طرف احساساتش را جریحهدار میکند و بجای سپاس، ناسپاسی و نقمت به دنبال میآورد.
اسلام در این راه حتی برخورد لفظی و شیوه سخن گفتن را نیز از نظر دور نمیدارد و آداب اجتماعی وحدت بخش را با توصیههای زیر تکمیل میکند: وَ قُلْ لِعِبٰادِی یَقُولُوا اَلَّتِی هِیَ اَحْسَنُ.
«به بندگانم بگو آنچه را که نیکوترست بگویید» وَ قُولُوا لِلنّٰاسِ حُسْناً
«به مردم نیک و نیکو بگویید».
• اسلام مسلمانان را بدرود گفتن و سلام کردن و افشای آن دعوت میکند. زیرا رابطه انسانی و پیوند معنوی در آشنایی و برای ابتدای تحیت گویی کافیست تا از این راه دلها بهم نزدیکتر و اعتماد بیشتر گردد. وَ اِذٰا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِاَحْسَنَ مِنْهٰا اَوْ رُدُّوهٰا اِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ حَسِیباً.
«چون شما را درود گویند درودی بهتر از آن گویید یا همان را باز گویید که خدا حسابگر همه چیز است.»
از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) پرسیدند محسنات اسلام و نیکوییهای مسلمانی، بهترینش کدام است فرمود: کوشش در اطعام به مردم و به هر کس که بشناسی و یا نشناسی سلام کنی.
این سخن را میتوان چنین هم بیان کرد: سلام اسلامی، صلح جویانهترین شعاری است که دینی در عالم به خود دیده است.
• اسلام به خاطر تحکیم پیوند اجتماعی به نیکی کردن در مقابل بدرفتاری دیگران توصیه میکند: اِدْفَعْ بِالَّتِی هِیَ اَحْسَنُ فَاِذَا اَلَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَدٰاوَةٌ کَاَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ.
«بدی را به آنچه نیکوتر است دفع کن، آنوقت گویی آنکه میان تو و او دشمنی بود دوستی مهربان است».
• و نیز به عفو و بخشش و خودنگهداری در موقع غضب دعوت میکند: وَ اِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَاِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ.
«اگر بگذرید و چشم بپوشید و ببخشید خدا آمرزنده و رحیم است».
تعالیم اسلام در مواردی مانند آنچه به عنوان نمونه در اینجا آورده شد در حقیقت نوعی محدودیتهای فردی در قبال مصالح عالیه اجتماعی است که نشانگر بینش و رشد و تعالی فرهنگ جامعه در قبال مسؤولیتهای بزرگ جمعی تلقی میگردد.
• یکی دیگر از بارزترین مظاهر پیوند و همبستگی اجتماعی حسّ همکاری و روح تعاون است که خود از خواستهای فطری و از مقتضیات زندگی اجتماعی میباشد.
اصولاً شدّت و ضعف حسّ همکاری و تعاون در یک جامعه میتواند نمایشگر قدرت و یا ضعف همبستگی و روح الفت و پیوند اجتماعی افراد آن جامعه باشد.
جامعه متشکل، متحد و بهم پیوستهای که اسلام تئوری آن را به بشریت عرضه نموده است از آنجا که پیوند عناصر تشکیل دهنده آن جامعه ریشههای عمیق و مستحکمی دارد و از اراده و خواست قلب و جان و فکر و عقیده مردم آن سرچشمه میگیرد، لذا باید واجد آن چنان روح تعاون و حس همکاری و همدردی باشد که متناسب با مقام شامخ انسان در زندگی شایسته انسانی باشد.
روی همین اصل است که اسلام سعی میکند همه افراد جامعه بزرگ اسلامی را با زنجیر مصالح و منافع مشترک به همدیگر مربوط سازد و در دل و جان آنان حسّ همکاری، تعاون، تضامن، احساس مسؤولیت و وظیفه همگانی بنفع همه را تقویت کند و حدود آزادی فردی را در مرز مصالح مشترکه و منافع همگانی محدود سازد و بدینوسیله همه درک میکنند که در اجتماع اسلامی هدفهای مشترکی وجود دارد که فرد به تنهایی قادر به انجام آن نیست و بایستی همه برای گسترش آن همکاری و تعاون داشته باشند: وَ تَعٰاوَنُوا عَلَی اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْویٰ.
«در نیکوکاری و تقوی با یکدیگر همکاری کنید»
اجتماع و همکاری همه جانبه افراد جامعه اسلامی در راه ایمان و عمل صالح بر اساس تقوی و موازین اسلام میتواند محکمترین پیوند اجتماعی و سیاسی را در جامعه بزرگ اسلامی بوجود آورده و به عنوان قویترین پشتیبانی دفاعی کشور در برابر هر نوع خطر تهدید کننده داخلی و خارجی بوده و امنیت را برای نظام و مردم تضمین نماید.
الف: آموزش شنا و تیراندازی
ب: برگزاری مسابقه
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند:
«لا سبق الا فی حافر أو نصل أو خف»جهت دادن به اعمال انسانی و از آن جمله کارهایی که به عنوان
تفریح انجام میگیرد هر چند هم مورد نیاز روحی و جسمی
انسان باشد یکی از نکات برجسته هدایتی
اسلام میباشد.
در این حدیث «
مسابقه» بیهدف و فاقد نتایج سومند و صرفاً به خاطر رسیدن به سود مالی که از طریق
شرط بندی در آن حاصل میشود مورد
نهی قرار گرفته است ولی همین عمل اگر در مورد سوارکاری و تیراندازی انجام بگیرد از آنجا که همراه با هدفهای رزمی و بار
جهادی میباشد
مجاز شمرده شده است.
ج: آموزش سوارکاری
•
امام صادق (علیهالسّلام) فرمود:
«الرمی سهم من سهام الاسلام» «تیراندازی خود یکی از تیرهای برنده اسلام است». و مشابه این حدیث در مورد سوارکاری نیز آمده است.
• در حدیثی از پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است:
«ارکبوا و ارموا و ان ترموا احب الی من ان ترکبوا، ثم قال: کل لهو «اُمر» المؤمن باطل الّا فی ثلاث: فی تادیبه الفرس، و رمیه عن قوسه و..»«سوارکاری کنید و تیراندازی نمایید و از میان این دو، نزد من تیراندازی محبوبتر است، بیهودهکاری و وقتگذرانی برای مؤمن شایسته نیست، مگر در دو مورد: هنگامی که به تربیت اسبش اشتغال دارد و با سلاحش تیراندازی میکند».
• از آنجا که کسب آمادگی برای استفاده بهینه از
مرکب و
سلاح، دارای هدفهای جهادی است از این نقطه نظر «
لهو» و کار
بیهوده محسوب نمیگردد بلکه چون
نیت خدایی دارد عبادت نیز محسوب میشود.
۱. یٰا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مٰا لَکُمْ اِذٰا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ اثّٰاقَلْتُمْ اِلَی الْاَرْضِ.
«مردم با ایمان، شما را چه میشود که به هنگام فراخوانی به جبهههای جهاد در راه خدا، زمینگیر میشوید و از حرکت به سوی جبههها باز میمانید».
• «نفر» به معنی حضور و بسیج به هنگام فراخوانی است و این واژه در قرآن در دو مورد به کار رفته است.
نخست: در مورد حضور در صحنههای نفقه و آموزش دین:
فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ.
«از هر گروهی، باید جمعی بسیج شوند تا در این نفقه یابند و با دانش دین به سوی قومشان برگردند».
دوم: در مورد جهاد مورد تاکید قرار گرفته که در آیه شریفه: اِنْفِرُوا خِفٰافاً" وَ ثِقٰالاً.
«چه سبکبار و چه سنگینبار، جملگی به سوی جبههها بسیج شوید».
۲. اِلاّٰ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذٰاباً" اَلِیماً "وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً" غَیْرَکُمْ.
«اگر آماده حرکت به سوی میادین جهاد نشوید خدا مجازاتتان میکند و دیگران را بجای شما مشعلدار هدایت جهانیان قرار میدهد».
فقها وجوب «نفر» به معنی حضور به هنگام فراخوانی و نیاز را در هر دو مورد: نفقه در دین و جهاد در راه خدا واجب کفایی دانسته و بر آن اتفاق نظر دارند.
وجوب «نفر» به معنایی که گفته شد در فقه شیعه در هر دو حالت جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی حکم یکسان دارد. زیرا مفروض در «نفر» فراخوانی نیروهای ذخیره توسط امام معصوم (علیهالسّلام) و یا ولی امر مسلمین است که فرامین وی به عنوان احکام حکومتی لازمالاجراء میباشد.
دستورات عمومی جهاد به عنوان یک فریضه عمومی و یکی از احکام اولیه رکنی اسلام، فرامین جهاد در قرآن به صورتهای مختلف بیان شده است:
۱. به عنوان صفات مؤمنان حقیقی مانند:
تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ.
«مومنان واقعی با خدا معامله میکنند و به خدا و رسولش ایمان میآوردند و در راه خدا جهاد مینمایند».
۲. به عنوان علامت انحصاری ایمان مانند:
اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتٰابُوا وَ جٰاهَدُوا.
«مؤمنان تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده و شکی به دل راه نمیدهند و در راه خدا جهاد میکنند».
۳. به عنوان امتیاز بزرگ مانند: فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ عَلَی الْقٰاعِدِینَ اَجْراً عَظِیماً.
«خداوند برای مجاهدان در مقابل قاعدان اجری عظیم تفضل فرموده است».
و در همین آیه، امتیاز مجاهدان به «درجه» نیز تعبیر شده است. فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ بِاَمْوٰالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقٰاعِدِینَ دَرَجَةً
فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ بِاَمْوٰالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقٰاعِدِینَ دَرَجَةً
۴. به عنوان وسیله آزمایش بزرگ مانند: حَتّٰی نَعْلَمَ الْمُجٰاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصّٰابِرِینَ.
«شما را میآزماییم تا مجاهدان و صابران از میان شما باز شناخته شوند».
آزمایشی که در این آیه به آن اشاره شده در واقع همان صحنه پیکار با دشمنان و جانبازی و فداکاری مؤمنان در راه خدا میباشد که برخی در این آزمایش بزرگ به درجه مجاهدان میرسند و از زمره صابران محسوب میگردند.
۵. اوامر صریح و مؤکد در مورد وجوب مشارکت در جبهههای جهاد به عنوان حکم اولی اسلام که بسیج نیروهای رزمنده را به صورت یک قانون دایمی تضمین میکند، مانند: یا اَیُّهَا اَلنَّبِیُّ جٰاهِدِ اَلْکُفّٰارَ وَ اَلْمُنٰافِقِینَ وَ اُغْلُظْ عَلَیْهِمْ
«هانای پیامبر با کفار و منافقان جهاد کن و نسبت به آنان درشتی و خشونت اعمال کن».
این آیه که از نظر ادبی و شیوه بیان از نکات و ظرائف تاکیدی و مؤثر برخوردار میباشد در سوره تحریم آیه ۹ نیز تکرار شده است.
•
فقها با استفاده از عنوان «ارصاد» که در آیه:
اِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصٰادِ.
آمده و در کمین
دشمن نشستن را به
خدا نسبت داده است واژه مرصد را در مورد مجاهدان و رزمندگان
جبهه جهاد بکار بردهاند.
• در
آیه دیگر عمل ارصاد به عنوان یک
وظیفه دفاعی و نظامی
(واجب کفایی) برای عموم
جامعه اسلامی مقرر گردیده است:
(وَ خُذُوهُمْ وَ اُحْصُرُوهُمْ وَ اُقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ.) درباره دشمنانی که وفادار به تعهداتشان نیستند و خصومتشان را ادامه میدهند چنین رفتار نمایید: «آنها را دستگیر کنید و به محاصره بکشید و هرکجا که ممکن است در کمینشان بنشینید»
• عبارت «کل مرصد» در آیه مذکور شامل کلیه مواردی است که به نحوی
کمین گرفتن در آن
صادق میباشد.
• از این رو هم کمینهای مکانی و
استراتژیک را شامل میشود و هم در مورد زمان و بهرهوری از موقعیتهای زمانی در ضربه زدن به دشمن
متجاوز صدق میکند، چنانکه از نظر
ابزار و ادوات مناسب نیز مفهومی روشن را بیان مینماید.
از آنجا که هر رزمنده مجاهدی میتواند عمل
ارصاد را انجام دهد و اصولاً در
جهاد یکی از اصول
رزم در کمین
دشمن بودن میباشد، لذا
فقها عنوان
مرصد را در مورد همه مجاهدان به کار برده و آنان را به دو دسته تقسیم نمودهاند
۱. المطوّعه:
• عنوان
مطوّعه به رزمندگانی اطلاق میشود که به صورت
داوطلب در
جبهه جهاد شرکت میکنند و هرگاه انگیزه جهاد در آنان برانگیخته شود و تصمیم بر شرکت در جبهه بگیرند در عملیات جهادی شرکت میجویند و در غیر این صورت به
شغل و کار خود میپردازند و به امور
معاش و زندگی روزمره خود باز میگردند.
• این گروه
(رزمندگان داوطلب) که در اصطلاح امروز به آنها «
میلیشیا» گفته میشود و نقش مؤثری در جنگهای نامنظم و
پارتیزانی دارند و عملیات
کمین را بخوبی میتوانند انجام دهند از نظر
فقه اسلامی دارای امتیازاتی هستند که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
امتیازات مطوعه:
الف - سهمی از
زکوة به آنها تعلق میگیرد و میتوانند بهطور مرتب و
ماهیانه از این
سهم برخوردار باشند.
ب - در صورت شرکت در جهاد از چهار پنجم
غنایم جنگی برخوردار میشوند.
۲. نیروهایی که خود را
وقف جبهه جهاد نموده و همواره به صورت ثابت وظیفه جهاد را بر عهده گرفتهاند.
•
حقوق ثابت این دسته از مرصدان از بیتالمال پرداخته میشود و در
عهدنامه مالک اشتر در مورد آنان انتخاب و رسیدگی به امورشان تاکید فراوان دیده میشود
• جمعی از
فقها حتی در صورت عدم انعقاد قراردادی دائر بر نحوه حقوق بگیری «مرصدان» آنها و نیز فرزندانشان پس از
وفات آنها حق مطالبه مستمری دارند و موقعیت نظامی آنان برای آحاد آنها ایجاد حق مینماید.
https://lib.eshia.ir/۱۳۵۹۲/۶/۶۵/مبحث عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۶، ص۶۵ ۸۶.