بهشت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بهشت، به جایگاه نیكان و در
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى ، و
حجحج یکی از فروع دین است
سخن رفته است.


معنای لغوی



واژه قرآنی آن «جنة» و جمع آن «جنات» است و جنّة به هر
باغباغ‌، محوطه‌ای‌ غالباً محصور، ساخته انسان‌ با بهره‌گیری‌ از گل‌ و گیاه‌، درخت‌، آب‌ و بناهای‌ ویژه‌ که‌ بر قواعد هندسی‌ و باورها مبتنی‌ است‌
و بستانی گویند که دارای درختان انبوه باشد و
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
را بپوشاند. نامگذاری بهشت به جنة؛ یا به جهت
تشبیهمانند کردن خدا به مخلوقات را تشبیه گویند
به باغ‌های
دنیاستدنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
و یا به خاطر پوشیده بودن نعمت‌هایش از ساکنین دنیاست چون در بهشت از
خیرخَیر مقابل شر است
و سعادت چیزهایی هست که بر
قلباستفاده از «اصل» و «علت» موجود در یک قیاس برای اثبات حکمی مخالف حکم اصل را قلب گویند
هیچ
بشریموجود قائم بر دو پا که در اصطلاح آدم و بشر اطلاق می‌‌شود را انسان گویند
خطور نمی‌کند:
«فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ؛ هیچ کس نمی‌داند چه پاداش‌های مهمی که مایه روشنی چشم‌هاست برای آنها نهفته شده.»
[۴] معادیخواه، عبدالمجید؛ فروغ بی‌پایان، فهرست تفصیلی مفاهیم قرآن کریم، تهران، نشر ذره، ۱۳۷۸، ص۱۶۴.


ویژگی‌های بهشت




← خرمی و شادابی


«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ؛ به
یقینیقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد
پرهیزگاران در باغ‌های (سرسبز بهشت) و در کنار چشمه‌ها هستند.»
«...جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ؛ باغ‌هایی(از بهشت) که نهرها از زیر (درختانش) جاری است.»

← تنوع و فراوانی


«لَهُم مَّا یَشَاؤُونَ فِیهَا وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ؛ هر چه بخواهند در آن‌جا برای آن‌ها هست و نزد ما نعمت‌های بیشتری است (که به فکر هیچ کس نمی‌رسد).»

← جاودانگی


«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِیمِ خَالِدِینَ فِیهَا وَ عْدَ اللَّهِ حَقًّا...؛ کسانی که آورده و
اعمال صالحکلید واژه‏ها: کار، ایمان، عمل صالح
انجام داده‌اند، باغ‌های پر نعمت بهشت از آن آن‌هاست، جاودانه در آن خواهند ماند این وعده حتمی الهی است...»

← امنیت و آرامش


«...وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ؛ آن‌ها در غرفه‌های بهشتی در (نهایت)
آرامشآرامش‏ به آرام بودن، عدم حرکت و همچنین به معنی سکون داشتن و طمأنینه است که در باب صلات آمده است
خواهند بود.»
«لاَ یَمَسُّهُمْ فِیهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِینَ؛ هیچ
خستگیخستگی حالت فرد خسته است
در آن‌جا به آن‌ها نمی‌رسد و هیچ‌گاه از آن اخراج نمی‌گردند.»

ملاک‌ و معیارهای بهشتی شدن




← تقوا و پرهیزگاری


«جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَآؤُونَ کَذَلِکَ یَجْزِی اللّهُ الْمُتَّقِینَ؛
باغهاییباغ‌، محوطه‌ای‌ غالباً محصور، ساخته انسان‌ با بهره‌گیری‌ از گل‌ و گیاه‌، درخت‌، آب‌ و بناهای‌ ویژه‌ که‌ بر قواعد هندسی‌ و باورها مبتنی‌ است‌
از بهشت جاویدان که وارد آن می‌شوند... پرهیزگاران را چنین پاداش می‌دهد.»

← ایمان و عمل صالح


«وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَات أُوْلَـئِکَ أصحَابُ الجَنّةِ هُم فیها خَالِدُون؛ و آنها که آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آنان اهل بهشت‌اند و همیشه در آن خواهند بود.»

← جهاد و پایمردی


«لَـکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ... أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ «ولی و کسانی که با او آوردند، با اموال و جانهایشان
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
کردند... برای آنها باغ‌هایی از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است...»

← شهادت


«إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ؛ از ، جان‌ها و اموال‌شان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد. (به این گونه که در راه
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
پیکار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند...)»
ناگفته نماند ملاک و معیارهای بهشتی شدن موارد زیادی دارد که ذکر همه آن‌ها در این مختصر نمی‌گنجد.
[۱۵] معادیخواه، عبدالمجید؛ فروغ بی‌پایان، فهرست تفصیلی مفاهیم قرآن کریم، تهران، نشر ذره، ۱۳۷۸، ص۱۶۵.


زمینه‌های محرومیت از بهشت




← شرک و کفر


«إِنَّهُ مَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ...؛ هر کس شریکی برای
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
قرار دهد خداوند بهشت را بر او
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
کرده است...»
«وَ نَادَی أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُواْ عَلَیْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَی الْکَافِرِینَ؛ و ، بهشتیان را صدا می‌زنند که (
محبتعشق و محبت، گاهی صادق و حقیقی است و گاهی کاذب و بی‏معنا
کنید!) و مقداری
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
، یا از آن‌چه خدا به شما
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
داده، به ما ببخشید، آن‌ها (در پاسخ) می‌گویند: این‌ها را بر
کافرانکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
کرده است!»

← حق ستیزی و استبکار ورزی


«إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَ اسْتَکْبَرُواْ عَنْهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء وَ لاَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّی یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ وَ کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ؛ کسانی که ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبر ورزیدند، (هرگز) درهای
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
به رویشان گشوده نمی‌شود؛ و (هیچ‌گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه
شترشتر حیوانی معروف است و از آن در ابواب مختلف فقهی، مانند طهارت، صلات، زکات، حج، جهاد، تجارت، اطعمه و اشربه و دیات نام برده‏اند
از سوراخ سوزن بگذرد! این گونه، گنهکاران را جزا می‌دهیم.»
[۱۹] سبحانی، جعفر؛ منشور جاوید، قم، موسسه امام صادق (ع)، ۱۳۸۳ش، چاپ اول، ج۱۴، ص۲۰۴-۲۰۶.


پاداش‌های معنوی بهشت



بهشت علاوه بر پاداش‌ها و نعمت‌های مادی از نعمت‌های معنوی نیز برخوردار است که برترین پاداش و
جوایزجایزه به معنای پاداش می باشد و از احکام آن در باب خمس و تجارت و نیز مسائل مستحدثه سخن گفته‌اند
بهشت به شمار می‌رود.
[۲۰] پرسمان قرآنی معاد، سید علی هاشمی، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۵، چاپ سوم،ص۲۱۵.
که به عنوان نمونه مواردی ذکر می‌شود:

← قرب الهی


حضور در پیشگاه الهی و وصل به فیض دائمی و پایان ناپذیر یکی از مواهب معنوی بهشت برین به حساب می‌آید می‌فرماید:
«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ؛ یقیناً پرهیزگاران در
باغ‌هاباغ‌، محوطه‌ای‌ غالباً محصور، ساخته انسان‌ با بهره‌گیری‌ از گل‌ و گیاه‌، درخت‌، آب‌ و بناهای‌ ویژه‌ که‌ بر قواعد هندسی‌ و باورها مبتنی‌ است‌
و نهرهای بهشتی جای دارند، در جایگاه
صدقیکى از نام ها و صفات قرآن صدق است ودر جاهای مختلف قرآن به آن اشاره شده است
نزد مالک مقتدر
آن‌چه از کلمه «عند» استفاده می‌شود نهایت قرب و نزدیکی معنوی به خدای بهشت‌آفرین است که افراد پرهیزگار از چنین موهبت ویژه‌ای بهره‌مند خواهند شد.

← رضوان


قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
، مسأله رضوان الهی را بالاتر از همه پاداش‌ها دانسته، آن‌جا که می‌فرماید:
«...وَ مَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ ...و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان (نصیب آنها ساخته) و رضای خدا، (از همه این‌ها) برتر است و پیروزی بزرگ، همین است.»

← سلامتی


سلامتیسلامتى یک حالت سالم و بیمار نبودن جسم می باشد
از هر گونه و
بیماریمقابل سلامت و تندرستی را بیماری گویند
جسمی و روانی؛
«ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ»

← پاکی دل از صفات زشت اخلاقی


«وَ نَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ...؛ و آن‌چه در دل‌ها از
کینهکینه و دشمنی بر دو قسم است: قسم اول را «حقد و کینه» گویند
و
حسدحسد از رذائل اخلاقی است و از گناهان کبیره به شمار می‌رود
دارند، بر می‌کنیم (تا در صفا و صمیمیت باهم زندگی کنند)...»

← لباسهای زیبا و انس با دوستان و رفیقان


«یَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِینَ؛ در میان باغ‌ها و
چشمه‌هاچشمه محلّ جوشش آب از زمین به طور طبیعی است و آب چشمه‌ای که جریان دارد، آب جاری به شمار می‌رود و احکام خاص آن را دارد از احکام چشمه در بابهای طهارت، صلات و احیاء موات سخن گفته‌اند
؛ آن‌ها لباس‌هایی از حریر نازک و ضخیم می‌پوشند و در مقابل یکدیگر می‌نشینند.»
واژه «متقابلین» یعنی روبروی همند تا با هم
انساُنس در لغت به معنای آرام و قرار یافتن قلب بر اثر نزدیک شدن به چیزی است المصباح المنیر، احمد فیّومی، ص۲۵
داشته باشند چون نزد اهل بهشت هیچ ناملایمتی نیست.به خاطر این‌که فرموده: «در مقابل قرار دارند.»

سرّ جاودانگی بهشتیان در بهشت



(علیه السلام) فرموده است:
«انما خلد اهل النار لأن نیاتهم کانت فی الدنیا ان لو خلدوا فیها ان یعصوا الله ابداً و انما خلد اهل الجنة فی الجنة لان نیاتهم کانت فی الدنیا لو بقوا فیها ان یطیعوا الله ابداً فالنبیات خلد هولاء وهولاء.؛
خلودخلود بمعنای جاودانگی ،یکی از اوصاف جهان آخرت و دنیای بعد از مرگ است؛ و در قرآن به خلود بهشتیان و جهنمیان تصریح شده است
و جاودانگی اهل
آتشآتش‏ ماده ای است که می سوزاند و گرما و نور تولید می کند و از آن در باب‏هاى طهارت، صلات، جهاد، صید و ذباحه و حدود سخن رفته است
به خاطر آن است که
نیت‌شان«نیت» عنصری است که در زمینه و مسائل متعدد مباحث علمی و اسلامی مطرح می‌شود
این بود که اگر در
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
جاوید باشند خدای متعال را الی الابد کنند و جاودانگی اهل بهشت به خاطر آن است که نیات‌شان در صورت جاوید بودن
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
بر
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
ابدی بود. پس به سبب نیت‌ها هر کدام جاودانگی در بهشت و
جهنمجهنم جایگاه کافران و منافقان در عالم آخرت است و از آن به مناسبت در باب هایی نظیر طهارت و صلاة، سخن گفته‌اند
را به دست آوردند.»

احکام بهشت




← حکم اقرار و انکار بهشت


اقرار به حقانیت بهشت،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
و
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
آن موجب
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
است. این اقرار از امورى است که به
میّتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
،
تلقینالقای کلام به دیگری را تَلقین گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، تجارت، لعان، اقرار و قضاء سخن رفته است
مى‌شود.
[۳۱] تحریر الوسیلة، ج ۱، ص۹۲.


← حکم گریه از شوق بهشت


گریه کردن در حال
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
از شوق بهشت موجب
بطلانبطلان(فساد) مقابل صحّت است
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
نمى‌شود؛ بلكه از این جهت که بهشت، جایگاه رضوان الهى و محبوب او است، فضیلت دارد.
[۳۲] الروضة البهیة، ج۲، ص۵۶۵.


← حکم عبادت به قصد بهشت


در اینكه انجام دادن عمل عبادى به قصد دخول در بهشت- به‌گونه‌اى که مقصود از
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
، بهشت باشد نه امتثال امر خداوند از این جهت که امر او است- در تحقّق و
صحّتصحت به معنای سلامتی از بیماری می‌باشد
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
کفایت مى‌كند یا نه، اختلاف است. قول به عدم صحّت به مشهور نسبت داده شده است.
تذکر: البتّه اگر
داعیداعى به معنی انگيزه و قصد است
بر
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
،
امرامر لفظ مشترک بین معنای طلب و غیر آن می باشد
خداوند باشد، لیكن بنده آن را وسیله‌اى براى تحصیل
ثوابپاداش بر نیکی را ثواب مي‌گويند و از آن در بابهايي نظير طهارت، صلات، خمس، صوم،جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و ارث سخن رفته است
و دخول در بهشت قرار دهد، عبادتش خواهد بود.
[۳۴] العروة الوثقى، ج۱، ص۲۳۷.


← استحباب درخواست بهشت


درخواست بهشت بویژه در حالات زیر است:
۱) در حال تعقیب نماز
[۳۵] . الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۸۴.

۲)هنگام
تلاوتتلاوت، یک اصطلاح قرآنی است که به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت گفته می‌شود
آیه‌اینماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
از
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
که متضمّن وصف بهشت و نعمت هاى ‌ بهشتى است
[۳۶] كلمة التقوى،ج۱، ص۴۲۵.

۳)هنگام ورود به
حمامحمام ،عنوان مکانی است که از آن برای شستشو ونظافت بدن استفاده می‌شود،حمام به معنای گرمابه می‌باشد
[۳۷] الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۲۸-۱۲۹.

۴) هفتاد بار هنگام وقوف در
عرفاتعرفه منطقه ای در مکه است
[۳۸] مناسك حج (امام خمینى)، ص۱۹۴.


پانویس


 
۱. مفردات راغب، ص۹۸.    
۲. تفسیر المیزان، ج۱، ص۱۷۷.    
۳. سجده/سوره۳۲، آیه۱۷.    
۴. معادیخواه، عبدالمجید؛ فروغ بی‌پایان، فهرست تفصیلی مفاهیم قرآن کریم، تهران، نشر ذره، ۱۳۷۸، ص۱۶۴.
۵. حجر/سوره۱۵، آیه۴۵.    
۶. فتح/سوره۴۸، آیه۱۷.    
۷. ق/سوره۵۰، آیه۳۵.    
۸. لقمان/سوره۳۱، آیه۸-۹.    
۹. سبا/سوره۳۴، آیه۳۷.    
۱۰. حجر/سوره۱۵، آیه۴۸.    
۱۱. نحل/سوره۱۶، آیه۳۱.    
۱۲. بقره/سوره۲، آیه۸۲.    
۱۳. توبه/سوره۹، آیه۸۸-۸۹.    
۱۴. توبه/سوره۹، آیه۱۱۱.    
۱۵. معادیخواه، عبدالمجید؛ فروغ بی‌پایان، فهرست تفصیلی مفاهیم قرآن کریم، تهران، نشر ذره، ۱۳۷۸، ص۱۶۵.
۱۶. مائده/سوره۵، آیه۷۲.    
۱۷. اعراف/سوره۷، آیه۵۰.    
۱۸. اعراف/سوره۷، آیه۴۰.    
۱۹. سبحانی، جعفر؛ منشور جاوید، قم، موسسه امام صادق (ع)، ۱۳۸۳ش، چاپ اول، ج۱۴، ص۲۰۴-۲۰۶.
۲۰. پرسمان قرآنی معاد، سید علی هاشمی، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۵، چاپ سوم،ص۲۱۵.
۲۱. قمر/سوره۵۴، آیه۵۴-۵۵.    
۲۲. تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۸۰.    
۲۳. توبه/سوره۹، آیه۷۲.    
۲۴. حجر/سوره۱۵، آیه۴۶.    
۲۵. اعراف/سوره۷، آیه۴۳.    
۲۶. دخان/سوره۵۱، آیه۵۳.    
۲۷. تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۱۴۹.    
۲۸. دخان/سوره۵۱، آیه۵۱.    
۲۹. اصول کافی، ج۲، ص۸۵.    
۳۰. تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۴۴.    
۳۱. تحریر الوسیلة، ج ۱، ص۹۲.
۳۲. الروضة البهیة، ج۲، ص۵۶۵.
۳۳. جواهر الکلام، ج۲، ص۸۷.    
۳۴. العروة الوثقى، ج۱، ص۲۳۷.
۳۵. . الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۸۴.
۳۶. كلمة التقوى،ج۱، ص۴۲۵.
۳۷. الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۲۸-۱۲۹.
۳۸. مناسك حج (امام خمینى)، ص۱۹۴.


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۲، ص۱۴۴و۱۵۴‌.
سایت پژوهه    




جعبه ابزار