• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تراویح (مقاله‌دوم)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: تراویح (مقالات مرتبط).

تراویح اصطلاحی در فقه اهل سنت به نمازهای مستحبی شب‌های رمضان گفته می‌شود که به جماعت برگزار می‌گردد و نام آن از فرصت استراحت میان هر دو رکعت گرفته شده است.
پیامبر (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) چند شب آن را به جماعت خواند، اما سپس ترک کرد تا بر مسلمانان واجب نشود؛ بعدها عمر آن را به جماعت معمول ساخت و پایه‌ گذار تراویح در تاریخ اسلام شناخته شد.
فقهای اهل سنت مشروعیت آن را پذیرفته‌اند، ولی در افضل بودن جماعت یا فرادی و تعداد رکعت‌ها اختلاف دارند.
امامان شیعه (علیهم‌السلام) و فقیهان شیعی، برپایی تراویح به جماعت را بدعت و حرام دانسته و به جای آن بر نمازهای مستحبی فردی در شب‌های رمضان تأکید کرده‌اند.



تراویح، اصطلاحی در فقه اهل سنّت می باشد.
در لغت جمع ترویحه به معنای استراحت دادن و راحت گذاردن است، و در اصطلاح به نمازهای مستحبی خاصی که در شب‌های ماه رمضان به جماعت برپا می‌شود، اطلاق شده است.


وجه تسمیه این نمازها به تراویح آن بوده که امام جماعت پس از هر دو نماز مستحبی، که به‌ صورت دو رکعتی برگزار می‌شده، به مردم فرصت استراحت می‌داده است.
[۱] ابن‌ اثیر، جامع‌ الاصول فی احادیث الرسول، ۱۳۶۴ ش، چاپ عبدالقادر ارناؤوط.
[۲] ابن‌ اثیر، جامع‌ الاصول فی احادیث الرسول، ج۲، ص۲۷۴، چاپ عبدالقادر ارناؤوط.
[۴] محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۴۵۷، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.

این فرصت به اندازه‌ای بوده که نمازگزار بتواند از مسجد پیامبر (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) تا کوه سَلْع، در نزدیکی مسجد، برود.
در مکه نیز پس از هر دو نماز، در فرصتی که داده می‌شد، هفت دور بر گرد کعبه طواف می‌کردند.
این روش در مکه مدت‌ها استمرار داشت.
ابن‌ جُبَیر که در ۵۷۹ به مکه رفته، این مراسم را گزارش کرده است.


در احادیث اسلامی، بر شب‌ زنده‌ داری و اقامه نماز مستحبی در ماه رمضان تأکید شده است، ولی در زمان پیامبر (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) این کار به‌ طور فرادی' انجام می‌گرفت و تنها دو یا سه شب به جماعت برگزار شد.
در این باره بخاری
[۹] محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، ج۳، ص۵۸ـ۵۹، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت بی‌تا.
و مسلم از عایشه روایت کرده‌اند که پیامبر اکرم (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) در شبی از ماه رمضان در مسجد به نافله پرداخت و گروهی به آن حضرت اقتدا کردند.
این کار در شب بعد نیز تکرار شد، در شب سوم یا چهارم جمعیت افزون‌ تر شد، ولی پیامبر (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) به مسجد نرفت و هنگام صبح به مردم فرمود که من از اجتماع شما مطلع بودم، اما از آن بیم داشتم که در صورت استمرار این نماز بر شما واجب گردد و از انجام آن ناتوان باشید.


به‌ همین سبب، مراسم تراویح در زمان آن حضرت و دوران خلافت ابوبکر و نخستین سال خلافت عمر برگزار نشد؛ اما عمر در سال ۱۴ به برپایی تراویح فرمان داد.
به گفته عبدالرحمان بن عبد القادر، کارگزار بیت‌ المال ، عمر آنگاه که پراکندگی مردم را در نماز مستحبی دیده اُبیّ بن کعب را پیش‌ نماز قرار داده و به جماعت خواندن این نماز را معمول کرده است.
[۱۳] محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، ج۳، ص۵۸، چاپ احمد محمد شاکر، بیروتبی‌تا.

بر این اساس، خلیفه دوم پایه‌ گذار تراویح در تاریخ اسلام شناخته شده است.
[۱۴] ابن‌ سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۱، بیروت ۱۳۷۷/۱۹۵۷.
[۱۵] عبدالرحمان بن ابی‌بکر سیوطی، الوسائل الی معرفه الاوائل، ص۴۷، چاپ عبدالرحمان جوزو، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
[۱۶] ابن‌قدامه، المغنی، ج۱، ص۷۹۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

این روایت را که ابیّ بن کعب در زمان پیامبر (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز این نماز را به جماعت برپا می‌داشته، و این امر مورد تأیید آن حضرت بوده
[۱۷] سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابی‌داود، ج۲، ص۵۱، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بی‌جا، بی‌تا.
، از جهت سند ضعیف دانسته‌اند.
[۱۸] ابن‌قدامه، المغنی، ابن‌قدامه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۹] محمود بن احمد عینی، عمده‌القاری: شرح صحیح‌البخاری، ج۱۱، ص۱۲۵، بیروتبی‌تا.

تمامی فقهای عامه مشروعیت نماز تراویح را پذیرفته و برخی تفاصیل احکام آن را آورده‌اند
[۲۱] ابن‌قدامه، المغنی، ج۱، ص۷۹۷ـ۸۰۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
، ولی در جزئیات آن اختلاف دارند.


اکثریت آنان در تراویح جماعت را افضل می‌دانند ، طحاوی به جماعت خواندن آن را واجب کفایی دانسته است
[۲۳] محمد بن علی شوکانی، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقی الاخبار، ج۲، جزء۳، ص۵۰، بیروتبی‌تا.
و در برابر، شافعی و مالک و ابو یوسف و برخی دیگر نماز فرادی' را بهتر دانسته‌اند.
گروه دوم به سیره پیامبر (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) و روش برخی از بزرگان صحابه و تابعین استناد کرده‌اند که این نماز را به‌ تنهایی ادا می‌کرده‌اند، و افزون بر آن، عبداللّه بن عمر حضور در جماعت را نکوهش می‌کرده است.
[۲۴] ابن‌ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الا´ثار، ج۲، ص۲۸۸ـ۲۹۰، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
[۲۵] احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۴۹۴، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروتبی‌تا.
[۲۶] ابن عبدالبرّ، الاستذکار، ج۵، ص۱۵۸ـ۱۵۹، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، دمشق ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۲۷] ابن‌رشد، بدایه‌المجتهد و نهایه المقتصد، ج۱، ص۲۰۹ـ۲۱۰، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.



در تعداد رکعت‌های نماز تراویح نیز اختلاف بسیار است.
ابوحنیفه و شافعی و احمد بن حنبل، با استناد به سنّت رایج در زمان خلیفه دوم، آن را بیست رکعت دانسته‌اند و مالک، با استناد به روش مردم مدینه، آن را ۳۶ رکعت دانسته است.
[۲۸] رجوع کنید به: ابن‌حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۴، ص۲۰۴ـ۲۰۵، مصر ۱۳۴۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.

برپایه نظراتی دیگر، شماره رکعات تراویح از ۱۱ تا ۴۷ تعیین شده است.
[۲۹] ابن‌حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۴، ص۲۰۴ـ۲۰۵، مصر ۱۳۴۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
[۳۰] محمود بن احمد عینی، عمده‌القاری: شرح صحیح‌البخاری، ج۱۱، ص۱۲۶، بیروتبی‌تا.
[۳۱] ابن عبدالبرّ، الاستذکار، ابن‌عبدالبرّ، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، دمشق ۱۴۱۳/۱۹۹۳.



هرچند در احادیثی از امامان شیعه (علیهم‌السلام) بر پا داشتن نمازهای مستحبی در شب‌های ماه رمضان مورد تأکید قرار گرفته اما از اقامه آن به جماعت شدیداً نهی شده و نماز تراویح نوعی بدعت به‌شمار آمده است.
[۳۲] محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۷۰، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
[۳۳] حرّ عاملی، ج۸، ص۱۷ـ۴۵.


۷.۱ - مخالفت امام علی با تراویح

به‌ نظر برخی محدّثان اهل‌ سنّت، امام علی (علیه‌السلام) حامی سنّت تراویح بوده و برای این نماز امام جماعت معیّن می‌فرموده است.
[۳۴] ابن‌ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الا´ثار، ج۲، ص۲۸۷ـ۲۸۵، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
[۳۵] احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۴۹۴، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروتبی‌تا.
، ولی بر پایه روایاتی که از اهل‌ بیت (علیهم‌السلام) در دست است، حضرت علی (علیه‌السلام) با تراویح سخت مخالفت می‌ورزیده است.
آن حضرت پس از ورود به کوفه به فرزندش حسن (علیه‌السلام) فرمان داد که ممنوعیت تراویح را در میان مردم اعلام دارد.
[۳۷] محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۷۰، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
[۳۸] محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیّاشی، ج۱، ص۲۷۵، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قمبی‌تا.

در این باره حدیثی از علی (علیه‌السلام) نقل شده حاکی از اینکه اعلام بدعت بودن تراویح نزدیک بوده است که منجر به وقوع شورش در لشکر ایشان شود.
[۳۹] کلینی، ج۸، ص۶۲ـ۶۳.
[۴۰] سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس، ص۷۲۱، چاپ محمدباقر انصاری زنجانی، قم ۱۳۷۳ ش.


۷.۲ - استنادات فقیهان شیعی

در احادیث شیعه مخالفت با تراویح به سنت پیامبر اسلام (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز مستند شده است.
[۴۱] رجوع کنید به: محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۷۰ـ۷۱، ابن‌بابویه، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
[۴۲] رجوع کنید به: محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۲، ص۸۷ـ۸۸، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.

فقیهان شیعی، به تبع امامان (علیهم‌السلام)، اقامه نماز تراویح را بدعت و حرام دانسته‌اند.
[۴۳] محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷.
[۴۴] محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، ج۱، ص۵۲۸ـ۵۳۰، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷.
[۴۵] حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکره الفقهاء، ج۲، ص۲۸۲ـ۲۸۴، ج ۲، قم ۱۳۷۲ ش.

آنان علاوه بر احادیث اهل‌ بیت (علیهم‌السلام)، به روایتی از اهل‌ سنّت استناد کرده‌اند که بر پایه آن زید بن ثابت، ماجرای تجمع شبانه مردم در مسجد برای اقتدا به پیامبر (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) و نیامدن حضرت و نهی شدید ایشان را نقل نموده است.
[۴۷] سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابی‌داود، ج۲، ص۶۹، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بی‌جا، بی‌تا.

بنابر نقل بیهقی
[۴۸] احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۴۹۴، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروت بی‌تا.
، این واقعه در ماه رمضان رخ داده است.
یکسانی نقل بیهقی با احادیث گذشته نیز این نکته را تأیید می‌کند.


نکته قابل توجه در باره تراویح گفته خلیفه دوم، عمر، است که بر بدعت بودن تراویح تصریح کرده است.
(ببینید: بدعت)
[۴۹] محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، ج۳، ص۵۸، چاپ احمد محمد شاکر، بیروتبی‌تا.

برخی از دانشمندان اهل‌ سنّت در توجیه این سخن، بدعت را به دو نوع حسنه و سیئه تقسیم کرده
[۵۰] ابن‌اثیر، جامع‌الاصول فی احادیث الرسول، ۱۴۰۳، چاپ عبدالقادر ارناؤوط.
[۵۱] ابن‌اثیر، جامع‌الاصول فی احادیث الرسول، ج۱، ص۲۸۰ـ۲۸۱، چاپ عبدالقادر ارناؤوط.
و بدعت تراویح را از نوع حسنه شمرده‌اند.
اما از دیدگاه دانشمندان شیعی
[۵۲] مجلسی، ج۲، ص۲۶۴.
و برخی دانشمندان اهل‌ سنّت
[۵۳] ابراهیم بن موسی شاطبی، الاعتصام، ج۱، ص۱۴۱، ریاضبی‌تا.
هرگونه بدعتی نادرست است.


۱. محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱؛
۲. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروتبی‌تا.؛
۳. ابن‌ قدامه، المغنی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۴. ابن‌ فارس، معجم مقاییس اللغه، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۱؛
۵. ابن عبدالبرّ، الاستذکار، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، دمشق ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛
۶. ابن‌ سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۳۷۷/۱۹۵۷؛
۷. ابن‌ رشد، بدایة المجتهد و نهایه المقتصد، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛
۸. ابن‌ حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، مصر ۱۳۴۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛
۹. ابن‌ جبیر، رحله ابن‌ جبیر، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛
۱۰. ابن‌ بابویه، من لایحضره الفقیه، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰؛
۱۱. ابن‌ اثیر، جامع‌ الاصول فی احادیث الرسول، چاپ عبدالقادر ارناؤوط؛
۱۲. ابن‌ ابی‌ شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الا´ثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛
۱۳. بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛
۱۴. بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، چاپ محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت ۱۳۸۳/ ۱۹۶۳، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش؛
۱۵. سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابی‌داود، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید،بی‌جا، بی‌تا.؛
۱۶. محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، چاپ احمد محمد شاکر، بیروتبی‌تا.؛
۱۷. حرّ عاملی؛
۱۸. سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس، چاپ محمدباقر انصاری زنجانی، قم ۱۳۷۳ ش؛
۱۹. عبدالرحمان بن ابی‌بکر سیوطی، الوسائل الی معرفه الاوائل، چاپ عبدالرحمان جوزو، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸؛
۲۰. ابراهیم بن موسی شاطبی، الاعتصام، ریاضبی‌تا.؛
۲۱. محمد بن احمد شمس‌الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛
۲۲. محمد بن علی شوکانی، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقی الاخبار، بیروتبی‌تا.؛
۲۳. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰؛
۲۴. محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛
۲۵. حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکره الفقهاء، ج ۲، قم ۱۳۷۲ ش؛
۲۶. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیّاشی، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قمبی‌تا.؛
۲۷. محمود بن احمد عینی، عمده‌القاری: شرح صحیح‌البخاری، بیروتبی‌تا.؛
۲۸. احمد بن محمد قسطلانی، ارشادالساری لشرح صحیح‌البخاری، بیروت: دارء احیاء التراث العربی، بی‌تا. ؛
۲۹. کلینی؛
۳۰. علی بن حسام‌الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیّانی و صفوه‌السقّا، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛
۳۱. مجلسی؛
۳۲. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.؛


۱. ↑ ابن‌ اثیر، جامع‌ الاصول فی احادیث الرسول، ۱۳۶۴ ش، چاپ عبدالقادر ارناؤوط.
۲. ↑ ابن‌ اثیر، جامع‌ الاصول فی احادیث الرسول، ج۲، ص۲۷۴، چاپ عبدالقادر ارناؤوط.
۳. ↑ ابن‌ فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۴۵۶، ذیل «روح»، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۶۶ ۱۳۷۱.    
۴. ↑ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۴۵۷، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.
۵. ↑ احمد بن محمد قسطلانی، ارشاد الساری لشرح صحیح‌ البخاری، ج۳، ص۴۲۴، بیروت:دارء احیاء التراث العربی، بی‌تا.    
۶. ↑ علی بن حسام‌الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۸، ص۴۰۹، چاپ بکری حیّانی و صفوه‌السقّا، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.    
۷. ↑ محمد بن احمد شمس‌الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، ج۲، ص۱۴۵، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.    
۸. ↑ ابن‌جبیر، رحله ابن‌جبیر، ص۱۲۲۱۲۳، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۹. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، ج۳، ص۵۸ـ۵۹، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت بی‌تا.
۱۰. ↑ مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۱، ص۵۲۴، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.    
۱۱. ↑ احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۴۹۳، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴۱۳۵۵، چاپ افست بیروتبی‌تا.    
۱۲. ↑ احمد بن محمد قسطلانی، ارشادالساری لشرح صحیح‌البخاری، ج۳، ص۴۲۵، بیروت:دارء احیاء التراث العربی، بی‌تا.    
۱۳. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، ج۳، ص۵۸، چاپ احمد محمد شاکر، بیروتبی‌تا.
۱۴. ↑ ابن‌ سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۸۱، بیروت ۱۳۷۷/۱۹۵۷.
۱۵. ↑ عبدالرحمان بن ابی‌بکر سیوطی، الوسائل الی معرفه الاوائل، ص۴۷، چاپ عبدالرحمان جوزو، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۱۶. ↑ ابن‌قدامه، المغنی، ج۱، ص۷۹۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۷. ↑ سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابی‌داود، ج۲، ص۵۱، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بی‌جا، بی‌تا.
۱۸. ↑ ابن‌قدامه، المغنی، ابن‌قدامه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۹. ↑ محمود بن احمد عینی، عمده‌القاری: شرح صحیح‌البخاری، ج۱۱، ص۱۲۵، بیروتبی‌تا.
۲۰. ↑ ر.ک:محمد بن احمد شمس‌الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، ج۲، ص۱۴۴۱۴۹، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.    
۲۱. ↑ ابن‌قدامه، المغنی، ج۱، ص۷۹۷ـ۸۰۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۲. ↑ محمد بن احمد شمس‌الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، ج۲، ص۱۴۴، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.    
۲۳. ↑ محمد بن علی شوکانی، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقی الاخبار، ج۲، جزء۳، ص۵۰، بیروتبی‌تا.
۲۴. ↑ ابن‌ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الا´ثار، ج۲، ص۲۸۸ـ۲۹۰، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
۲۵. ↑ احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۴۹۴، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروتبی‌تا.
۲۶. ↑ ابن عبدالبرّ، الاستذکار، ج۵، ص۱۵۸ـ۱۵۹، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، دمشق ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۲۷. ↑ ابن‌رشد، بدایه‌المجتهد و نهایه المقتصد، ج۱، ص۲۰۹ـ۲۱۰، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
۲۸. ↑ رجوع کنید به: ابن‌حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۴، ص۲۰۴ـ۲۰۵، مصر ۱۳۴۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۲۹. ↑ ابن‌حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج۴، ص۲۰۴ـ۲۰۵، مصر ۱۳۴۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۳۰. ↑ محمود بن احمد عینی، عمده‌القاری: شرح صحیح‌البخاری، ج۱۱، ص۱۲۶، بیروتبی‌تا.
۳۱. ↑ ابن عبدالبرّ، الاستذکار، ابن‌عبدالبرّ، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، دمشق ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۳۲. ↑ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۷۰، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
۳۳. ↑ حرّ عاملی، ج۸، ص۱۷ـ۴۵.
۳۴. ↑ ابن‌ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الا´ثار، ج۲، ص۲۸۷ـ۲۸۵، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
۳۵. ↑ احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۴۹۴، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروتبی‌تا.
۳۶. ↑ علی بن حسام‌الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۸، ص۴۰۹۴۱۰، چاپ بکری حیّانی و صفوه‌السقّا، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.    
۳۷. ↑ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۷۰، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
۳۸. ↑ محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیّاشی، ج۱، ص۲۷۵، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قمبی‌تا.
۳۹. ↑ کلینی، ج۸، ص۶۲ـ۶۳.
۴۰. ↑ سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس، ص۷۲۱، چاپ محمدباقر انصاری زنجانی، قم ۱۳۷۳ ش.
۴۱. ↑ رجوع کنید به: محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۷۰ـ۷۱، ابن‌بابویه، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
۴۲. ↑ رجوع کنید به: محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۲، ص۸۷ـ۸۸، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
۴۳. ↑ محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷.
۴۴. ↑ محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، ج۱، ص۵۲۸ـ۵۳۰، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷.
۴۵. ↑ حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکره الفقهاء، ج۲، ص۲۸۲ـ۲۸۴، ج ۲، قم ۱۳۷۲ ش.
۴۶. ↑ مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۱، ص۵۳۹۵۴۰، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.    
۴۷. ↑ سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابی‌داود، ج۲، ص۶۹، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بی‌جا، بی‌تا.
۴۸. ↑ احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۴۹۴، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروت بی‌تا.
۴۹. ↑ محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، ج۳، ص۵۸، چاپ احمد محمد شاکر، بیروتبی‌تا.
۵۰. ↑ ابن‌اثیر، جامع‌الاصول فی احادیث الرسول، ۱۴۰۳، چاپ عبدالقادر ارناؤوط.
۵۱. ↑ ابن‌اثیر، جامع‌الاصول فی احادیث الرسول، ج۱، ص۲۸۰ـ۲۸۱، چاپ عبدالقادر ارناؤوط.
۵۲. ↑ مجلسی، ج۲، ص۲۶۴.
۵۳. ↑ ابراهیم بن موسی شاطبی، الاعتصام، ج۱، ص۱۴۱، ریاضبی‌تا.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تراویح»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۵/۷/۰۶.    


رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه جهان اسلام




جعبه ابزار