تراویح (مقالهدوم)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
تراویح اصطلاحی در
فقه اهل سنت به
نمازهای مستحبی شبهای
رمضان گفته میشود که به
جماعت برگزار میگردد و نام آن از فرصت
استراحت میان هر دو
رکعت گرفته شده است.
پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) چند شب آن را به جماعت خواند، اما سپس ترک کرد تا بر
مسلمانان واجب نشود؛ بعدها عمر آن را به جماعت معمول ساخت و پایه گذار تراویح در تاریخ اسلام شناخته شد.
فقهای اهل سنت مشروعیت آن را پذیرفتهاند، ولی در افضل بودن جماعت یا فرادی و تعداد رکعتها اختلاف دارند.
امامان شیعه (علیهمالسلام) و فقیهان شیعی، برپایی تراویح به جماعت را
بدعت و
حرام دانسته و به جای آن بر نمازهای مستحبی فردی در شبهای رمضان تأکید کردهاند.
تراویح، اصطلاحی در فقه اهل سنّت می باشد.
در
لغت جمع ترویحه به معنای
استراحت دادن و راحت گذاردن است، و در اصطلاح به نمازهای مستحبی خاصی که در شبهای
ماه رمضان به جماعت برپا میشود، اطلاق شده است.
وجه تسمیه این نمازها به تراویح آن بوده که
امام جماعت پس از هر دو نماز مستحبی، که به صورت دو رکعتی برگزار میشده، به مردم فرصت استراحت میداده است.
این فرصت به اندازهای بوده که نمازگزار بتواند از
مسجد پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) تا کوه سَلْع، در نزدیکی
مسجد، برود.
در
مکه نیز پس از هر دو
نماز، در فرصتی که داده میشد، هفت دور بر گرد
کعبه طواف میکردند.
این روش در مکه مدتها استمرار داشت.
ابن جُبَیر که در ۵۷۹ به مکه رفته، این مراسم را گزارش کرده است.
در
احادیث اسلامی، بر شب زنده داری و اقامه نماز مستحبی در ماه رمضان تأکید شده است، ولی در زمان پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) این کار به طور فرادی' انجام میگرفت و تنها دو یا سه شب به جماعت برگزار شد.
در این باره
بخاری و
مسلم از
عایشه روایت کردهاند که
پیامبر اکرم (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) در شبی از
ماه رمضان در مسجد به
نافله پرداخت و گروهی به آن حضرت اقتدا کردند.
این کار در شب بعد نیز تکرار شد، در شب سوم یا چهارم جمعیت افزون تر شد، ولی پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) به مسجد نرفت و هنگام
صبح به مردم فرمود که من از اجتماع شما مطلع بودم، اما از آن بیم داشتم که در صورت استمرار این نماز بر شما
واجب گردد و از انجام آن ناتوان باشید.
به همین سبب، مراسم تراویح در زمان آن حضرت و دوران خلافت
ابوبکر و نخستین سال خلافت
عمر برگزار نشد؛ اما عمر در سال ۱۴ به برپایی تراویح فرمان داد.
به گفته
عبدالرحمان بن عبد القادر، کارگزار
بیت المال ، عمر آنگاه که پراکندگی مردم را در نماز مستحبی دیده
اُبیّ بن کعب را پیش نماز قرار داده و به جماعت خواندن این نماز را معمول کرده است.
بر این اساس، خلیفه دوم پایه گذار تراویح در تاریخ اسلام شناخته شده است.
این روایت را که ابیّ بن کعب در زمان پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) نیز این نماز را به جماعت برپا میداشته، و این امر مورد تأیید آن حضرت بوده
، از جهت سند ضعیف دانستهاند.
تمامی فقهای عامه مشروعیت نماز تراویح را پذیرفته و برخی تفاصیل
احکام آن را آوردهاند
، ولی در جزئیات آن اختلاف دارند.
اکثریت آنان در تراویح جماعت را افضل میدانند
، طحاوی به جماعت خواندن آن را
واجب کفایی دانسته است
و در برابر،
شافعی و
مالک و
ابو یوسف و برخی دیگر
نماز فرادی' را بهتر دانستهاند.
گروه دوم به
سیره پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) و روش برخی از بزرگان
صحابه و تابعین استناد کردهاند که این نماز را به تنهایی ادا میکردهاند، و افزون بر آن،
عبداللّه بن عمر حضور در جماعت را نکوهش میکرده است.
در تعداد رکعتهای نماز تراویح نیز اختلاف بسیار است.
ابوحنیفه و
شافعی و
احمد بن حنبل، با استناد به سنّت رایج در زمان
خلیفه دوم، آن را بیست رکعت دانستهاند و مالک، با استناد به روش مردم
مدینه، آن را ۳۶ رکعت دانسته است.
برپایه نظراتی دیگر، شماره رکعات تراویح از ۱۱ تا ۴۷ تعیین شده است.
هرچند در احادیثی از
امامان شیعه (علیهمالسلام) بر پا داشتن
نمازهای مستحبی در شبهای
ماه رمضان مورد تأکید قرار گرفته اما از اقامه آن به جماعت شدیداً
نهی شده و نماز تراویح نوعی بدعت بهشمار آمده است.
به نظر برخی محدّثان
اهل سنّت،
امام علی (علیهالسلام) حامی سنّت تراویح بوده و برای این نماز امام جماعت معیّن میفرموده است.
، ولی بر پایه روایاتی که از
اهل بیت (علیهمالسلام) در دست است،
حضرت علی (علیهالسلام) با تراویح سخت مخالفت میورزیده است.
آن حضرت پس از ورود به
کوفه به فرزندش حسن (علیهالسلام) فرمان داد که ممنوعیت تراویح را در میان مردم اعلام دارد.
در این باره حدیثی از علی (علیهالسلام) نقل شده حاکی از اینکه اعلام بدعت بودن تراویح نزدیک بوده است که منجر به وقوع شورش در لشکر ایشان شود.
در
احادیث شیعه مخالفت با تراویح به سنت پیامبر اسلام (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) نیز مستند شده است.
فقیهان شیعی، به تبع امامان (علیهمالسلام)، اقامه نماز تراویح را بدعت و
حرام دانستهاند.
آنان علاوه بر احادیث اهل بیت (علیهمالسلام)، به روایتی از اهل سنّت استناد کردهاند که بر پایه آن
زید بن ثابت، ماجرای تجمع شبانه مردم در مسجد برای اقتدا به پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) و نیامدن حضرت و نهی شدید ایشان را نقل نموده است.
بنابر نقل
بیهقی ، این واقعه در ماه رمضان رخ داده است.
یکسانی نقل بیهقی با احادیث گذشته نیز این نکته را تأیید میکند.
نکته قابل توجه در باره تراویح گفته خلیفه دوم، عمر، است که بر بدعت بودن تراویح تصریح کرده است.
برخی از دانشمندان اهل سنّت در توجیه این سخن، بدعت را به دو نوع حسنه و سیئه تقسیم کرده
و
بدعت تراویح را از نوع حسنه شمردهاند.
اما از دیدگاه دانشمندان شیعی
و برخی دانشمندان اهل سنّت
هرگونه بدعتی نادرست است.
۱. محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱؛
۲. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، حیدرآباد دکن ۱۳۴۴ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروتبیتا.؛
۳. ابن قدامه، المغنی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۴. ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۱؛
۵. ابن عبدالبرّ، الاستذکار، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، دمشق ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛
۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۳۷۷/۱۹۵۷؛
۷. ابن رشد، بدایة المجتهد و نهایه المقتصد، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛
۸. ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، مصر ۱۳۴۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛
۹. ابن جبیر، رحله ابن جبیر، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛
۱۰. ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰؛
۱۱. ابن اثیر، جامع الاصول فی احادیث الرسول، چاپ عبدالقادر ارناؤوط؛
۱۲. ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الا´ثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛
۱۳. بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛
۱۴. بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، چاپ محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت ۱۳۸۳/ ۱۹۶۳، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش؛
۱۵. سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابیداود، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید،بیجا، بیتا.؛
۱۶. محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، چاپ احمد محمد شاکر، بیروتبیتا.؛
۱۷. حرّ عاملی؛
۱۸. سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس، چاپ محمدباقر انصاری زنجانی، قم ۱۳۷۳ ش؛
۱۹. عبدالرحمان بن ابیبکر سیوطی، الوسائل الی معرفه الاوائل، چاپ عبدالرحمان جوزو، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸؛
۲۰. ابراهیم بن موسی شاطبی، الاعتصام، ریاضبیتا.؛
۲۱. محمد بن احمد شمسالائمه سرخسی، کتاب المبسوط، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛
۲۲. محمد بن علی شوکانی، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقی الاخبار، بیروتبیتا.؛
۲۳. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰؛
۲۴. محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛
۲۵. حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکره الفقهاء، ج ۲، قم ۱۳۷۲ ش؛
۲۶. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیّاشی، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قمبیتا.؛
۲۷. محمود بن احمد عینی، عمدهالقاری: شرح صحیحالبخاری، بیروتبیتا.؛
۲۸. احمد بن محمد قسطلانی، ارشادالساری لشرح صحیحالبخاری، بیروت: دارء احیاء التراث العربی، بیتا. ؛
۲۹. کلینی؛
۳۰. علی بن حسامالدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیّانی و صفوهالسقّا، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛
۳۱. مجلسی؛
۳۲. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.؛
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تراویح»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۵/۷/۰۶.