• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

خلافت (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





خلافت در اصطلاح اسلامی به معنای رهبری عمومی در امور دینی و دنیوی به نیابت از پیامبر اسلام است.
ابن‌خلدون خلافت را نیابت از پیامبر در حفظ دین و سیاست دنیوی امت می‌داند.
ماوردی نیز آن را جانشینی از نبوت برای نگهبانی دین و تدبیر دنیا معرفی می‌کند.
مفهوم خلافت ریشه در قرآن و سنت دارد و در احادیث، به جانشین پیامبر عنوان «خلیفه» اطلاق شده است.



خلافت به معناى نيابت از ديگرى در تصدى امور است.
در اصطلاح اسلامى عبارت است از رياست عامه در امور دنیا و دین به نيابت از پيامبر اسلام.


ابن‌خلدون در تفسير اين تعريف مى‌افزايد: «خلافت وادار كردن مردم به مقتضاى ديدگاه‌هاى شرع در مصالح اخروى و دنيوى آنان است و خلافت در حقيقت نيابت از صاحب شريعت در نگهبانى از دين و سياست دنيايى مردم است.
[۱] ابن خلدون، عبدالرحمن، المقدمه، ص۱۸۹.
ماوردى مى‌گويد: خلافت نيابتى است از نبوت كه نگهبانى دين و سياست دنيا را به عهده مى‌گيرد. ابن‌خلدون مى‌گويد: خلافت عهده‌دارى امور امت است به مقتضاى نظر و حكم شرع در مورد مصالح اخروى و دنيوى آن‌ها.
[۳] ابن خلدون، عبدالرحمن، المقدمه، ص۱۶۶.


اين اصطلاح از قرآن و سنت ريشه گرفته است، زيرا در قرآن خلافت انسان نوعى نيابت از خدا در زمين (إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ) در احاديث به جانشين پيامبر اسلام، خليفه اطلاق شده است:
«ان عليا هو و وزيرى و هو خليفتى فيكم (فله اسمعوا و اطيعو) و هو المبلغ عنى.»
[۵] حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۳۷.
حضرت علی (علیه‌السلام) او برادر من و وزير من و هم او جانشين من در ميان شما است و اوست كه از من آن‌چه مربوط به رسالت است، به شما مى‌رساند.
[۹] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۷، ص۱۵۶.
[۱۰] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۱۵۰.


۱. ↑ ابن خلدون، عبدالرحمن، المقدمه، ص۱۸۹.
۲. ↑ ماوردی، علی بن محمد، الاحکام السلطانیة والولایات الدینیة، ص۳.    
۳. ↑ ابن خلدون، عبدالرحمن، المقدمه، ص۱۶۶.
۴. ↑ بقره/سوره۲، آیه۳۰.    
۵. ↑ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۳۷.
۶. ↑ طبری، عمادالدین، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص۱۶.    
۷. ↑ حرّ عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۳، ص۱۳۰.    
۸. ↑ قمی مشهدی، محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ص۳۹۳.    
۹. ↑ عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۷، ص۱۵۶.
۱۰. ↑ عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۱۵۰.



• عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۷۹۲.    









جعبه ابزار