• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

دروزیه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





دُروزيه، فرقه‌ای است که نام آن از «دَرزی» به معنای خیاط، مؤسس آن، گرفته شده است.
این فرقه در سدهٔ (۵ ه.ق) به‌دست محمد بن اسماعیل درزی و با همکاری حمزة‌ بن علی زوزنی در مصر شکل گرفت و به الوهیت الحاکم بامرالله، ششمین خلیفهٔ فاطمی، باور یافت.
دروزیان به حلول خداوند در انسان، تناسخ ارواح و ظهور دوبارهٔ الحاکم در آخرالزمان اعتقاد دارند و او را پروردگار خود می‌خوانند.
آیین دروز دارای کتاب‌ها، رسائل مقدس متعدد و نظامی سلسله مراتبی از داعی تا عقّال است و پیروان آن خود را هم از مسلمانان و هم از مسیحیان می‌شمارند.
پیروان این فرقه امروزه در لبنان، سوریه و مناطق اطراف آن زندگی می‌کنند.



نام اين فرقه از كلمۀ «درزى» به معنى خياط، مؤسس آن طایفه گرفته شده است.
اين مرد درزى كه نام او به‌درستى معلوم نيست در آغاز از باطنیان اسماعیلی بود و مورّخان نصرانى نام او را محمد بن اسماعيل نوشته‌اند و گويند ايرانى الاصل بود و لقب «نشتكين» داشت.


او در سال (۴۰۸ ه.ق) به مصر رفت و با حمزة بن على زوزنى كه ظاهرا او نيز ايرانى الاصل و از مقربان الحاكم بامراللّه خليفه فاطمى بود طرح دوستى ريخت و به يارى او به دربار راه يافت.
وی مذهبى به نام مذهب توحيد به هميارى مؤذنی به نام علی بن احمد حبّال پديد آورده و مى‌كوشيد كه از حمزة بن علی سعایت كرده و به جاى او بنشيند، ولى توفيق نيافت.
درزى نخستين كسى است كه قائل به «الوهيت» الحاكم بامراللّه خليفه فاطمى شد و مى‌گفت كه: «عقل كلى» در آدم ابوالبشر حلول كرد و به‌صورت او تجسّد يافت و از وى به ديگر انبیاء انتقال مى‌يابد تا به حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم)، ائمه و خلفاى فاطمى رسد.
وى در اين باب كتابى مبسوط نوشت و در مسجد قاهره بخواند.
او مى‌خوارى و ازدواج با محارم را روا داشت و قائل به «تناسخ ارواح» بود.
لذا مردم مصر بر او بشوريدند و وى از بيم رسوايى ناچار به ترک آن سرزمين شد و به شام مهاجرت كرد تا اينكه به‌دست غلامان ترک كشته شد.
گويند: مرگ وى به تحريک رقيبش حمزة بن على زوزنى بود.
بنيامين تطيلى اهل اندلس (درگذشته ۱۱۷۳ م) مى‌نويسد كه: «دروز از سلالۀ ايتورائيانى هستند كه در عهد جانشينان اسکندر به كشتار و غارت اشتهار داشتند و روميان ايشان را در كوه‌هاى لبنان اسكان دادند.»
در قرن هفدهم دروز از بقاياى نصاراى لاتين بودند كه از كشتار اشرف سلطان مصر در عكّا نجات يافتند، امّا مورّخان جديد اين روايت را درست نمى‌دانند.


از امراى دروز كه در تاريخ شهرت يافتند، عبارتند از:
۱- امير فخرالدين از بنى معن (۱۵۱۶-۱۵۴۴ ه.ق
۲- امير بشیر بن حسین شهابی (درگذشته ۱۶۹۷ ه.ق).

دروزيه معتقدند منصور بن العزيز باللّٰه بن المعز لدين اللّٰه فاطمى ملقب به الحاكم بامراللّه (۳۷۵-۴۱۱ ه.ق) ششمين خليفه فاطمى صورت ناسوتى خداوند است و او خداى واحد، فرد، صمد و منزّه از ازدواج و عدد است.
شخص موحّد يعنى دروزى چاره‌اى جز اطاعت از مولاى جليل‌الذكر خود ندارد و نبايد كه در عبادت او كسى را با او شريک بدارد.
بايد جسم، روح و فرزند خود را تسلیم او كند و به همه احکام او خشنود و راضى باشد.
موحّد دروزى كسى است كه اقرار كند در آسمان و زمين جز او خدايى نيست و او را به صفات مَوْلَانَا، مَوْلَانَا سُبْحَانَهُ، جَلَّ ذِكْرُهُ، عَزَّ اسْمُهُ، لَا مَعْبُودَ سِوَاهُ، لَيْسَ لَهُ شَبَهٌ فِي الْجِسْمَانِيَّةِ، لَا ضِدَّ لَهُ فِي الْجِرْمَانِيِّينَ، لَا كُفْوَ لَهُ فِي الرُّوحَانِيِّينَ، لَا نَظِيرَ لَهُ فِي النَّفْسَانِيِّينَ، وَلَا مَقَامَ لَهُ فِي النُّورَانِيِّينَ توصيف كند.
در رسالۀ سبب الاسباب چنين آمده است:
«مَوْلَانَا الَّذِي لَا يُدْرَكُ بِوَهْمٍ وَلَا يَدْخُلُ فِي الْخَوَاطِرِ وَالْوَهْمِ، مَا مِنَ الْعَالَمِينَ أَحَدٌ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ، فَهُوَ جَلَّ ذِكْرُهُ أَعْظَمُ مِمَّا يُوصَفُ أَوْ يُدْرَكُ، وَمِنَ الْكُلِّ عَلَيْهِ فَهُوَ يَكْفِيهِ جَمِيعَ مُهَمَّاتِ.»


مقدسات دينى در نزد ايشان پنج است از اين قرار:
• نخست: «عقل كلى» و آن علة العلل است كه او را امام اعظم حمزة بن على بن احمد زوزنى درزى، هادى المستجيبين، قائم الزمان و آدم حقيقى در دور كنونى خوانند.
• دوم: «نفس كليه» و او كسى است كه دانش و علم را از امام اعظم همى مكد، ادريس زمان، اخنوخ اوان، هرمس الهرامسه و شيخ برگزيده است كه همان ابوابراهیم اسماعیل بن محمد بن حامد تمیمی، صهر (داماد) يا پدر زن حمزة بن على مى‌باشد.
• سوم: كلمه و او سفير قدرت، شيخ رضى، فخر الموحدين، بشير المؤمنين و عماد المستجيبين ابوعبداللّه محمد بن وهب قرشى است.
• چهارم: جناح الايمن (بال سمت راست) نظام المستجيبين و عز الموحّدين ابوالخير سلامة بن عبدالوهاب سامرى باشد.
• پنجم: جناح الايسر (بال سمت چپ) الشيخ المقتنى، لسان‌ المؤمنين و سند الموحدين، بهاءالدين ابوالحسن على‌ بن احمد سموقى مشهور به الضّيف (مهمان) است.

دروزيه داراى كتاب‌ها و رسائل مقدس بسيارى هستند كه عدد آنها به صد و يازده مى‌رسد و نسخ خطى فراوان از ايشان در كتابخانه‌هاى اروپا موجود است.
ايشان معتقدند كه خداوند هميشه در انسان حلول مى‌كند و پيكر آدمى پذيرد و تنها كسى را كه به‌عنوان خدايى مى‌شناسند الحاكم بامراللّه است.
از اين جهت خود را موحّد مى‌خوانند و الحاكم بامراللّه را عبادت كرده او را ربّنا (پروردگار ما) مى‌خوانند و منكر وفات او هستند و گويند: او از چشم خلق مستور است و در آخرالزمان ظاهر خواهد شد.
عقيدۀ تناسخ در بين ايشان شايع است و نيكان به‌صورت زيبا متناسخ مى‌شوند، امّا بدها به‌صورت سگان درآيند.


مراتب و طبقات دينى دروز عبارت است از:
۱- داعى كه به او فاتح هم مى‌گويند؛
۲- مأذون يا نقیب يا مكاسر و او كسى است كه باب مريد را مى‌گشايد. (مكاسر، همان شبه‌اى مى‌باشد كه در شب تاريک ظاهر مى‌گردد.)

معرفت ذات خداوند، صفات و تجليات او در هفت ركن جاى مى‌گيرد:
۱- حبّ الحق (دوست داشتن مؤمنان طريقت خودشان)؛
۲- تبرّی از عقايد درزى كه بنيانگذار مذهب ايشان بود و او را شیطان خوانند؛
۳- اعتراف به‌وجود مبدأ لاهوت به ناسوت در هر زمان؛
۴- خشنودى و تسليم به افعال ربنا (الحاكم بامر اللّه)؛
۵- خضوع كامل در برابر او؛
۶- تسليم بدون قيد و شرط در مقابل ارادۀ ربنا؛
۷- انجام اين قواعد بر هر مرد و زن دروزى واجب مى‌باشد.

جامعۀ دروز خود را در بين مسلمانان از مسلمين و در بين نصارى از نصارى مى‌شمارند.
اماكن معينى براى عبادت ندارند.
بزرگان خود را عقّال و عوام را جهّال نامند.
تنها عقال حق دارند كه در جلسات دينى شركت كنند و اين جلسات در شب جمعه منعقد مى‌شود و از آن به كلمۀ خلوت تعبير مى‌نمايند.
رسم چند زنى در بين ايشان رايج است و گاهى با خواهر خود نيز ازدواج كنند.


اكنون طوايف دروز در لبنان، ماوراى لبنان، دمشق و جبل حوران زندگى مى‌كنند.
[۱] حسین، محمدکامل، طائفه الدروز، طبع مصر.
[۲] نسیب مکارم، سامی، اضواء على مسلك التوليد الدروزيه.
[۳] امین، حسن، دائرة المعارف الاسلاميه، ج۹، ص۱۹۳-۲۱۴.
[۴] امین، حسن، دائرة المعارف الاسلاميه، ج۹، ص۱۹۴-۲۲۲.
[۵] بدوی، عبدالرحمن، مذاهب الاسلاميين، ج۲، ص۵۰۹-۶۳۵.



۱. حسین، محمدکامل، طائفه الدروز، طبع مصر.
۲. نسیب مکارم، سامی، اضواء على مسلك التوليد الدروزيه.
۳. امین، حسن، دائرة المعارف الاسلاميه، ج۹، ص۱۹۳-۲۱۴.
۴. امین، حسن، دائرة المعارف الاسلاميه، ج۹، ص۱۹۴-۲۲۲.
۵. بدوی، عبدالرحمن، مذاهب الاسلاميين، ج۲، ص۵۰۹-۶۳۵.



مشکور، محمدجواد؛ مدیرشانه چی، کاظم، فرهنگ فرق اسلامی، ج۱، ص۱۹۲-۱۹۴.    






جعبه ابزار