دفن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دفن در
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
و مانند آن است. دفن در
اصطلاحاصطلاح نقل لفظ از معنی لغوی به معنی دیگر را گویند
عبارت است از در‌ خاک نهادن مرده؛ بدین گونه که گودالی در
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
،
حفربه کندن زمین و گودکردن آن حفر می گویند که احکام آن در بابهاى طهارت، خمس،غصب،احیاءموات، حدود و دیات آمده است
کرده و مرده را در آن جاى دهند و رویش را بپوشانند؛ لیکن معناى لغوى آن اعم است.


دفن به معنای اول (اعم)



جایگاه اصلى دفن به معناى نخست (به خاک سپردن مرده)، باب است، لیکن به مناسبت، در باب‌هاى دیگرى نظیر
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
و
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
نیز آمده است.

← احکام دفن به معنای اعم


۱) دفن کردن
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
با کیفیت خاص، واجب کفایی است.
اجزایبخش معینی از یک مرکب را جزء آن می گویند
جدا شده از بدن میّت حتّى ناخن و
دندان‌هایدندان‏ از اعضای بدن هست که در دهان قرار دارد
او نیز مشمول
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
یاد شده‌اند.
۲) دفن کردن
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نیست؛ بلکه برخى، آن را ندانسته‌اند.
۳)
کودکاندر این مقاله واژه «کودک» از جهت لغوی و فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است
و در
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
دفن تابع والدین خود هستند بنابر‌این، با مسلمان بودن یکى از والدین، دفن فرزند نا یا دیوانه‌ وى، واجب خواهد بود.
۴) در دفن، قصد قربت شرط نیست؛ از این رو، اگر کودکى،
میّتیمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
را به گونه‌ صحیح دفن نماید کفایت مى‌کند.
۵) اگر در
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
و در میان کشتگان، مسلمان از کافر بازشناخته نشود بنابر قول برخى، آن که
آلت تناسلی‌اشآلت تناسلى یا قُبُل به شرمگاه پیش نرینه و مادینه اطلاق می شود
کوچک ‌تر است دفن مى‌گردد.
برخى گفته‌اند: آن که
قرعهقرعه، حاصل مصدر از ریشۀ قَرَعَ و به معنای نصیب است
به نامش درآمد دفن مى‌شود.
بعضى دیگر، دفن همه‌ کشته‌ها را به
احتیاطاحتیاط عبارت است از عمل به گونه‌ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود
، واجب دانسته‌اند.
۶) رزمنده‌ای که در
معرکهمعرکه اصطلاحی در فقه نظامی است و به محل قتال اطلاق می‌شود، گرچه گاهی به خود نبرد هم معرکه گفته ‌می‌شود
به رسیده با لباسش دفن مى‌گردد، مگر کفش‌ها و
پوستینپوستین، یکی از قدیم‌ترین جامه‌هایی که بشر از پوست جانوران تهیه می‌کرده است، امروزه جامه‌ای از پوست پرداخت شده گوسفند را گویند
و بنابر قول برخى، عرقچین،
شلوارشلوار به لباس پاچه دار پوشاننده بدن از کمرتا قوزک پامي گويند
،
عمامهعِمامه، پارچه به نسبت درازی که به دور سر می‌پیچند
و کمربند که از‌ تنش درآورده مى‌شوند.
در این
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
، بنابر مشهور، فرقى بین خون آلود بودن یا نبودن لباس‌ها نیست.
۷)نبش قبر جز در مواردى که شده
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.
هزینهواژه Cost در لغت به‌معنای هزینه و در اصطلاح اقتصاد نظری عبارتست از مجموع پرداخت‌هایی که یک واحد تولیدی برای سرمایه، زمین، کار و نیز مدیریت به‌عمل می‌آورد
‌ دفن همچون هزینه‌هاى تهیّه‌
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
،
اجرتعوضی که مستأجر در قبال استفاده از منفعت مال يا کار، به موجر يا اجیر می‌پردازد، اجرت ناميده می‌شود
قبرکَن و کننده‌
جنازهجنازه دارای دو معنا می باشد که لغویان به آن پرداخته اند
از برداشته مى‌شود.
[۱۳] التنقیح (الطهارة)، ج۸، ص۳۹۹-۴۰۱.

۸) سزاوار است
مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
در حال
حیاتحیات‏ مقابل ممات است
، مکانى را براى قبر خود تهیّه کند و در آن
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
بخواند.
اهداى زمین براى دفن ، است؛ چنان که در کندن قبر مؤمن، دارد.
بنابر قول مشهور گرفتن
اجرتعوضی که مستأجر در قبال استفاده از منفعت مال يا کار، به موجر يا اجیر می‌پردازد، اجرت ناميده می‌شود
بر دفن، نیست.

← کیفیت دفن میت


۱)
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است مرده به گونه‌اى دفن گردد که
بویبو به معنی رایحه قابل استشمام است
بد آن مردم را نکند؛
بدنبدن به معنای اندام و تن انسان یا حیوان می باشد که در باب هاى طهارت، صلاة، حج، تجارت، نکاح، صید و ذباحه و حدود از آن سخن رفته است
نیز از گزند درندگان محفوظ باشد.
۲) اگر دفن میّت در
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
، ممکن نباشد
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است به هر صورتِ ممکن، جسد را پنهان سازند، مانند آنکه آن را در یا
تابوتیتابوت صندوقی برای حمل و نگهداری و دفن مردگان می‌باشد
نهاده و اطراف آن را ببندند یا اگر در کشتى مرده و رساندن جسد به
خشکیخشكى‌ ضد تری می باشد
امکان پذیر نیست، پس از
تجهیزفراهم آوردن ساز و برگ چيزي را تَجهيز مي‌گويند
(
غسلغسل از مطهرات است
و
کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
و
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
)، با بستن چیزى سنگین به پاى وى، او را به
دریاتوده ی بسیار بزرگى از آب را دریا می گویند
افکنند.
۳)بنابر قول مشهور، واجب است مرده را در
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
بر
پهلویپهلو به دو طرف سینه و شکم گفته می شود
راستواژه راست‏ در معانی مختلفی بکار رفته از جمله دروغ و
، رو به
قبله تمام شئون و افعال انسان مورد توجه و نظر شارع مقدس قرار گرفته و از آن میان هر چه که برای رسیدن به رشد و سعادت حقیقی او لازم بوده واجب گردیده و از خطرات و انحرافات پرهیز داده شده است
دفن کنند.
برخى قدما قائل به استحباب آن شده‌اند.
۴)اگر
زنزن مقابل مرد است
کافرِ باردار همراه
جنینجنین‌ مرحله ای از رشد در رحم مادر است
درون رحمش بمیرد در صورتى که بارداریش از مرد مسلمان باشد، باید او را در قبر به پهلوى چپ، پشت به قبله بخوابانند، به گونه‌اى که روى جنین به سمت قبله قرار گیرد.
۵)در جایى که بیم بیرون آوردن جسد از سوى
درندگاندرنده به حیوان گوشتخوار اطلاق می شود خواه پرنده باشد یا غیر پرنده ==معنای اصطلاحی درنده== درنده یعنی حیوان گوشتخوار
مى‌رود، محکم ساختن
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است؛ چنان که در فرض انداختن جسد به دریا
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است جایى انتخاب‌ گردد که به محض افکندن،
طعمهطُعمه، به یک ششم اصل ترکه اطلاق می‌شود
حیوانات دریایى نگردد، هرچند در دراز مدت ممکن است چنین شود.

← آداب دفن میت


آدابی که در دفن میت وارد شده به قرار زیر است:

←← مستحبات دفن میت


امور زیر از مستحبات دفن به شمار مى‌روند:
۱- قرار دادن
جنازهجنازه دارای دو معنا می باشد که لغویان به آن پرداخته اند
در چند
ذراعیذراع دو تعریف دارد و در ابواب مختلف فقهی مانند طهارت ،صلات از آن بحث می شود
قبر و به تدریج در سه مرحله نزدیک قبر بردن.
۲- وارد کردن میّت مرد از سمت سر و میّت زن از سمت عرض در قبر.
۳- خواندن دعاهاى وارد شده هنگام داخل کردن
میّتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
در قبر.
۴- بازکردن گره‌هاى
کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
از طرف سر و پاها.
۵- گذاشتن صورت میت بر
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
و
تلقینالقای کلام به دیگری را تَلقین گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، تجارت، لعان، اقرار و قضاء سخن رفته است
او .
۶- قرار دادن مقدارى
تربتبه خاک قبرتربت می گویند
حضرت علیه السلام همراه میّت در قبر .
۷- داشتن و برهنه بودن سر و پاى کسى که
میّتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
را در قبر مى‌گذارد.
۸- داخل شدن و بیرون آمدن کسى که میّت را در
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
مى‌گذارد از طرف
پایپا عضوی از بدن است که از بیخ ران تا سر پنجه‌ی پا- یعنی ران، زانو، ساق و قدم- را در بر می‌گیرد و گاه به قسمت زیرین یعنی قدم -که از مفصل ساق (مچ پا) تا سر پنجه‌ی انگشتان است- اطلاق می‌شود
میّت.
۹- ریختن
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
در سه مرحله با پشت
دستدست یکی از اعضای بدن است و از آن در باب‌هاى طهارت، صلات و
توسط حاضرانِ غیر خویشاوند با میّت پس از گذاشتن سنگ لحد.
۱۰- پاشیدن
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
بر قبر از طرف سر تا پا و سپس گرداگرد آن تا جانب سر و پاشیدن مازاد آن بر میانه‌ی قبر.
۱۱- گذاشتن دست با
انگشتانانگشت بعنی عضو معروف دست و پا واز آن در بابهای طهارت، صلات، حج، اطعمه و اشربه، حدود، قصاص و دیات سخن رفته است
باز روى قبر و فشار دادن آن در خاک، به گونه‌اى که اثر آن بر قبر بماند.
۱۲- طلب
آمرزشیکی از صفات فعل خداوند آمرزش می‌باشد که تمامی موجودات عالم را در بر می‌گیرد و در آیات و روایات به تصریح شده است
براى میّت و خواندن هفت بار
سوره قدرسوره نود و هفتمین سوره قرآن می‌باشد
و دعاى وارد شده.
۱۳- تلقین دوباره ی میّت توسط ولیّ پس از بازگشت حاضران.
۱۴- تسلی دادن به بازماندگان .
۱۵- خواندن دو
رکعتمجموع قیام، رکوع و سجود را رکعت گویند
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
پس از بازگشت از مراسم تدفین.

←← مکروهات دفن میت


۱- دفن کردن دو میّت در یک قبر، جز در حال
ضرورتواژه ضرورت در لغت ،منطق و فلسفه کاربرد دارد
.
۲- ریختن خاک بر قبر توسط خویشان میّت.
۳- داخل شدن
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
در قبر فرزند خود.

← زمان دفن میت


شتاب کردن در دفن میّت ،مستحب است، مگر آنکه
مرگشمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
معلوم‌ نباشد که در این صورت تا حصول
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
به
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
، واجب است دفن به
تأخیربه عقب انداختن عمل از اوّل وقت امکان آن را تأخیر می‌گویند که از عنوان تأخیر در بیشتر ابواب فقه ـ اعم از عبادات و معاملات ـ به مناسبت سخن رفته و احکامی بر آن مترتّب شده است
بیفتد.
تأخیر در دفن میّت در صورتى که هتک او به شمار رود، نیست؛
[۳۲] توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۳۵۱.
لیکن اگر میّت، باردار و
جنینجنین‌ مرحله ای از رشد در رحم مادر است
در
رحمرحم به فتح راء وکسر حاء دو معنا دارد واز معنای نخست آن در باب نکاح و نیز در بخش مسائل مستحدثه سخن گفته‏اند
او زنده، و حفظ
حیاتحیات‏ مقابل ممات است
جنین متوقف بر دفن نکردن مادر باشد، تأخیر در دفن او
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است.
[۳۳] توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۳۵۵.


← مکان دفن میت


دفن کردن مسلمان در جایى که هتک او به شمار مى‌رود، مانند مزبله و نیز در مکان غصبی و
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
وقفوقف در اصطلاح فقهاء از عقود اسلامی به معنای حبس کردن مال و جاری کردن منفعت یا ثمره آن، بدون دریافت عوض است
شده براى غیر دفن، مانند
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
و مدرسه،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.
دفن کردن مسلمان در گورستان ، همچنین عکس آن، جایز نیست.
جا به جایى میّت از شهری که فوت کرده به شهرى دیگر
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است، مگر مشاهد مشرفه که منتقل کردن به آن جا است؛ لیکن پس از دفن،
انتقالانتقال،از مطهرات است و همچنین گردیدن از حالتی به حالتی دیگر یا از حکمی به حکمی دیگر و یا جابه‌‎جا شدن ملک یا حقی از شخصی به دیگری را انتقال می‌گویند که از انتقال به معنای نخست در باب طهارت سخن رفته و به مفهوم دوم به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حجر، ضمان، طلاق، ظهار و ارث سخن گفته‏اند
به غیر مشاهد مشرّفه جایز نیست.
در
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
نقل به مشاهد مشرّفه پس از دفن، اختلاف است. عدم
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
به مشهور نسبت داده شده است.

← متولّى دفن میت


ولی میّت،
اختیاراختیار در چند معنا به کار رفته است: ۱
دار دفن او است، بدین معنا که نسبت به
تجهیزفراهم آوردن ساز و برگ چيزي را تَجهيز مي‌گويند
میّت، بر دیگران
اولویتحقّ تقدّم همچنین افضلیّت را اولویّت می‌گویند و اولویّت به معنای اول در بابهایی همچون طهارت، صلات، رهن، نکاح و احیاء موات آمده است و معنای دوم در باب صلات آمده است
داد.
مراد از ولیّ میّت؛ کسى است که در
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
بردن از او بر دیگران مقدم است، مگر شوهر که در هر حال نسبت به همسرش بر دیگران اولویت دارد.
در اینکه مراد از اولویّت، عدم جواز پیشى گرفتن دیگران بر ولىّ بدون
اذناذن، رخصت در تصرف از سوی مالک يا شخص به منزله مالک را گویند
او است یا تنها
عدمعدم در لغت به معنای نیستی و نقطه مقابل وجود است
جواز ایجاد مزاحمت براى ولىّ در صورت اقدام وى به تجهیز میت، اختلاف است.
بنابر قول اوّل، جواز اقدام دیگران به دفن، منوط به
اذناذن، رخصت در تصرف از سوی مالک يا شخص به منزله مالک را گویند
ولىّ است.
[۳۸] التنقیح (الطهارة)، ج۸، ص۶۱.


دفن به معنای دوم (اخص)



از دفن به معناى دوم در باب هایى نظیر طهارت،
حجحج یکی از فروع دین است
و
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
سخن گفته‌اند.

← احکام دفن به معنای اخص


۱)دفن کردن مو، ناخن،
دنداندندان‏ از اعضای بدن هست که در دهان قرار دارد
و
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
انسان زنده، است.
[۴۰] کشف الغطاء، ج۲، ص۴۱۹.

۲) بنابر مشهور، بر مستحب است پس از یا
تقصیرتقصیر به معانی کوتاه کردن ناخن یا موی سر، کوتاه کردن عمل عبادی، کوتاهی در عمل است
در مِنى، موهاى خود را در همان جا دفن کند.
[۴۲] مناسک حج (مراجع)، ص ۴۲۷،م۱۱۳۳.
[۴۳] مناسک حج (مراجع)، ص ۴۴۰،م۱۱۷۱.

۳)بنابر مشهور، جهت
رجمرجم‏ به فتح راء یکی از حدود الهی به معنای سنگسار کردن است ==معنای رجم== رَجْم به سنگسار کردن میگویند
، واجب است مرد را تا کمر و
زنزن مقابل مرد است
را تا
سینهسینه در دو معنای ‏ بخش بالایى تنه و پستان به کار می‌رود که از آن به معناى نخست در بابهاى طهارت، صلات، حدود و دیات سخن گفته‏اند
در
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
دفن کنند.

پانویس


 
۱. جواهر الکلام، ج۴، ص۲۸۹-۲۹۰.    
۲. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۲.    
۳. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۷.    
۴. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۳۲-۱۳۳.    
۵. مستمسک العروة، ج۴، ص۶۸.    
۶. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۵.    
۷. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۳۱.    
۸. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۴.    
۹. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۳۳-۱۳۴.    
۱۰. جواهر الکلام، ج۴، ص ۳۷۱-۳۷۴.    
۱۱. جواهر الکلام، ج۴، ص۳۵۳-۳۶۰.    
۱۲. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۷.    
۱۳. التنقیح (الطهارة)، ج۸، ص۳۹۹-۴۰۱.
۱۴. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۴۱.    
۱۵. الحدائق الناضرة، ج۱۸، ص۲۱۱.    
۱۶. جواهر الکلام، ج۲۲، ص۱۱۶.    
۱۷. جواهر الکلام، ج۴، ص ۲۹۰-۲۹۱.    
۱۸. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص ۱۱۲-۱۱۳.    
۱۹. جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹۱-۲۹۵.    
۲۰. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۳-۱۱۴.    
۲۱. جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹۶-۲۹۷.    
۲۲. جامع المدارک، ج۱، ص۱۴۸.    
۲۳. الوسیلة، ص۶۸.    
۲۴. جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹۷-۲۹۹.    
۲۵. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۴-۱۱۵.    
۲۶. جواهر الکلام، ج۴، ص۲۹۹-۳۳۲.    
۲۷. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۸-۱۲۶.    
۲۸. جواهر الکلام، ج۴، ص۳۴۱.    
۲۹. جواهر الکلام، ج۴، ص۳۳۴.    
۳۰. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۲۷.    
۳۱. جواهر الکلام، ج۴، ص۲۳-۲۴.    
۳۲. توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۳۵۱.
۳۳. توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۳۵۵.
۳۴. العروة الوثقیٰ، ج۲، ص۱۱۵-۱۱۶.    
۳۵. جواهر الکلام، ج ۴، ص ۳۴۳.    
۳۶. جواهر الکلام، ج۴، ص۳۶۰.    
۳۷. جواهر الکلام، ج۴، ص۳۱.    
۳۸. التنقیح (الطهارة)، ج۸، ص۶۱.
۳۹. جواهر الکلام، ج۴، ص۴۷.    
۴۰. کشف الغطاء، ج۲، ص۴۱۹.
۴۱. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۴۳-۲۴۴.    
۴۲. مناسک حج (مراجع)، ص ۴۲۷،م۱۱۳۳.
۴۳. مناسک حج (مراجع)، ص ۴۴۰،م۱۱۷۱.


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۳، ص ۶۳۹ تا۶۴۳.    




جعبه ابزار