دولت (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
دولت در
علوم سیاسی و حقوق عمومی به کلیت سازمانیافتهای از
جمعیت، سرزمین و قدرت سیاسی اطلاق میشود که شخصیتی مستقل از اجزای تشکیلدهنده خود دارد.
این واژه در کاربردهای مختلف ممکن است به حاکمان در برابر مردم یا صرفاً به
قوه مجریه و مقامات عالی سیاسی نیز اطلاق شود.
در
فقه اسلامی، گاه معادل «دار» برای معنای کلی
دولت بهکار رفته و در مواردی نیز معادل حاکمیت
عادل یا
ظالم آمده است.
دوران تقليد← عصر فترت
اين اصطلاح كه معادل انگليسى آن «Status» است، مأخوذ از واژه «Stare» به معناى ايستاده بوده كه انديشه استحكام نيز از آن مستفاد مىشود.
دولت به معناى عام كلمه، عبارت از جامعهاى است كه در آن قدرت سياسى براساس قوانين اساسى تعيين و تشريح شده است.
در مفهوم عمومى،
دولت به معناى مجموعه سازمانهاى اجرايى است كه قدرت اداره
جامعه به آن داده شده است.
دولت به مفهوم نهاد نهادها، گستردهترين كليّتى است كه هم ميدان گاه
حقوق اساسی و هم موضوع مورد بررسى آن است. واژه
دولت در
زبان فارسی معانى مختلفى افاده مىكند. ولى در زمينه
حقوق عمومی و
سیاست سه معناى مهم زير بر او بار شده است:
- الف - مقصود همان كليت متمايز و مشخصى است كه شخصيت مشخص و متمايزى از عناصر تركيبى خود دارد و با دستگاه حكومت و يا افراد و نهادهاى قدرت اين دولتها اشتباه نمیشود؛
- ب - گاهى واژه دولت به معناى جبهه فرمانروايان يک كشور در برابر حكومتشوندگان و شهروندان به كار مىرود. مفهوم دولت، در اين برداشت، در برابر مفهوم مردم و ملّت قرار مىگيرد؛
- ج - گاهى نيز واژه دولت به معناى لايه سياسى قوه مجريه كشور يا ردههاى فوقانى سياسى نظير رییس جمهور، وزیر و هیأت وزیران به كار برده مىشود.
منظور و غرض اصلى از
دولت در حقوق عمومى همان معناى اول مدنظر است يعنى همان كليت متمايز و مجردى كه جامعه سياسى را با تمام ابعاد ان فرامىگيرد و عوامل زير سازنده آن هستند:
۱ - جمعيت؛ ۲ - سرزمين؛ ۳ - قدرت سياسى.
در
فقه سیاسی با واژه «دار» از اين مفهوم ياد شده است. اما
دولت به معنا و مفهوم دوم نيز كاربردهايى در متون دينى دارد، آنچنانكه
امام علی (علیهالسلام) خود اين واژه را در خطبهها و نامهها به كار برده و مفهومى اعم از
دولت حق و
دولت باطل و عادل و يا
فاجر منظور كرده است، از آن جمله در
عهدنامه مالک اشتر چنين آمده است:
«قَدْ جَرَتْ عَلَيْها دُوَلٌ قَبْلَکَ، مِنْ عَدْل وَ جَوْر»؛ (قبل از تو در مصر دولتهايى روى كار آمدهاند كه برخى عادل و برخى ديگر
ظلم پيشه بودهاند).
در متون فقهى از
دولت به معناى سوم نيز واژه
امیر يا
والی ياد شده است.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۴۷-۴۸.