• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شیخ صالح کوّاز (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





ابو المهدى بن حاج حمزه عربى محتد، ملقّب به شيخ صالح كوّاز، از شعرای قرن دوازدهم هجری است.
وی عالمی بزرگوار و در ادب و نحو کم‌نظیر بود.




ابو المهدی، ملقّب به شیخ صالح کوّاز، از قبیله‌ی «خضیرات» است.
او از شعرای قرن دوازدهم هجری است که به سال ۱۲۳۳ ه‌.ق متولد شده است.
وی عالمی بزرگوار و در ادب و نحو کم‌نظیر بود.



شیخ صالح، در سال ۱۲۹۰ ه‌.ق درگذشته و در نجف دفن شده است.



اشعار رثایی صالح کوّاز، در مجالس عزا خوانده می‌شود.
کان جسمک موسی مذ هوی صعقا • • • • • و ان راسک روح اللّه مذ رفعا

۱ - گویی جسد تو مانند موسی بود که مدهوش افتاد و سر تو در بالای نیزه گویی عیسی روح‌اللّه بود.

قصیده‌ای در رثای حسین (علیه‌السّلام) که ابیات آن تلمیح است به داستان انبیاء در قرآن:
و معشر راودتهم عن نفوسهم • • • • • بیض الضبا غیر بیض الخرد العرب
فانظر لاجسادهم قد قدّ من قبل • • • • • اعضاؤها لا الی القمصان و الاهب
فقل بهاجر اسماعیل احزنها • • • • • متی تشط عنه من بحر الظّما تؤب
و ما حکتها و لا امّ الکلیم اسی • • • • • غداة فی الیم القته من الطلب
هذی الیها ابنها قد عاد مرتضعا • • • • • و هذه قد سقی بالبارد العذب
فایّن‌هاتان ممّن قد قضی عطشا • • • • • رضیعها و نای عنها و لم یؤب
شارکنها فی عموم الجنس و انفردت • • • • • عنهن فیما یخصّ النوع من نسب



۱ - آنان گروهی بودند که شمشیرها به دنبال جان‌های آنان می‌دویدند، نه دختران سفیدروی جوان.
۲ - به اجساد آنان نگاه کن، این اعضای بدن‌شان است که از جلو دریده شده نه پیراهن و لباس آن‌ها (زیرا هرگز پشت به دشمن نکردند).
۳ - هنگامی‌ که‌ هاجر از تشنگی به هر طرف می‌دوید وجود اسماعیل ناراحتی او را کم می‌کرد.
۴ - داستان مادر موسی هم خیلی ناراحت‌کننده نیست در آن‌ هنگام که فرزندش را که فرعون در طلب او بود، به دریا افکند.
۵ - این یکی، پسرش برای شیر خوردن به او برگشت و آن یکی، پسرش را از آب سرد گوارا سیراب کرد.
۶ - این دو زن کجا و آن‌که کودک شیرخواره‌اش تشنه‌لب شهید شد و از او دور شد و دیگر برنگشت کجا؟
۷ - این زن با آن دو نفر از یک جنس‌اند، ولی از نظر نسب و نوع از آن‌ها جدا و ممتاز است.


و لو رآک بارض الطّف منفردا • • • • • عیسی لما اختار ان ینجو و یرتفعا
و لا احبّ حیاة بعد فقدکم • • • • • و لا اراد بغیر الطّف مضطجعا
قوموا فقد عصفت بالطّف عاصفة • • • • • مالت بارجاء طود العزّ فانصدعا
لا انتم انتم ان لم تقم لکم • • • • • شعواء مرهوبة مرای و مستمعا
نهارها اسود بالنقع مرتکم • • • • • و لیلها ابیض بالقضب قد نصعا
فلتلطم الخیل خدّ الارض عادیة • • • • • فخدّ علیا نزار للثرّی ضرعا
و لتذهل الیوم منکم کلّ مرضعة • • • • • فطفله من دما اوداجه رضعا


۱ - اگر عیسی (علیه‌السّلام) می‌دید که تو در سرزمین طف تنها هستی، هیچ‌گاه نجات خویش را برنمی‌گزید و به سوی آسمان بالا نمی‌رفت.
۲ - و بعد از رفتن شما زندگی را دوست نمی‌داشت و جز سرزمین طف آرام‌گاهی را نمی‌جست.
۳ - بپاخیزید که در اطراف کوه عزّت، طوفانی برخاسته که کوه را پاره‌ پاره می‌کند.
۴ - اگر نبرد پرخونی که دیدن و شنیدن آن سهم‌ناک است برای شما برپا نشود، شما به مراتب والای خود دست نمی‌یابید.
۵ - جنگی که در آن از گرد و غبار متراکم روزش سیاه و از درخشش شمشیرها شبش روشن گردیده است.
۶ - در آن جنگ باید اسب‌ها بر گونه زمین لطمه زنند، چون بهترین فرد از نسل نزار بر خاک افتاده است.
۷ - در این روز هر شیردهنده‌ای باید شیرخوار خود را رها کند (فراموش کند) چون فرزند او از خون گردن خویش شیر خورده است.


باسم الحسین دعا نعاء نعاء • • • • • فنعمی الحیاة لسائر الاحیاء
قد کان موسی و المنیة اذ دنت • • • • • جاءته ماشیة علی استحیاء
و له تجلی اللّه جل جلاله • • • • • فی طور وادی الطّف لا سیناء
و هناک خر و کل عضو قد غدا • • • • • منه الکلیم مکلم الاحشاء


۱ - به نام حسین (علیه‌السّلام) که به تمامی زندگان، زندگی بخشید.
۲ - موسی (علیه‌السّلام) و آرزوهایش در نزد حسین (علیه‌السّلام) باید شرم داشته باشند.
۳ - و هنگامی‌ که خداوند در وادی طف بر او متجلّی شد نه در سینا.
۴ - در آن‌جا هر عضوی از اعضای کلیم (علیه‌السّلام) در برابر او مدهوش شد و با همه‌ی اعضا در مقابل او به سخن درآمد.



۱. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۷، ص۲۱۴.    
۲. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۷، ص۲۱۴.    
۳. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۷، ص۲۱۴.    
۴. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۷، ص۲۱۷.    
۵. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۷، ص۲۲۴-۲۲۵.    
۶. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۷، ص۲۲۷.    
۷. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۷، ص۲۱۳.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۵۰۸.    






جعبه ابزار