۱ - گویی جسد تو مانند موسی بود که مدهوش افتاد و سر تو در بالای نیزه گویی عیسی روحاللّه بود. قصیدهای در رثای حسین (علیهالسّلام) که ابیات آن تلمیح است به داستان انبیاء در قرآن:
۱ - آنان گروهی بودند که شمشیرها به دنبال جانهای آنان میدویدند، نه دختران سفیدروی جوان. ۲ - به اجساد آنان نگاه کن، این اعضای بدنشان است که از جلو دریده شده نه پیراهن و لباس آنها (زیرا هرگز پشت به دشمن نکردند). ۳ - هنگامی که هاجر از تشنگی به هر طرف میدوید وجود اسماعیل ناراحتی او را کم میکرد. ۴ - داستان مادر موسی هم خیلی ناراحتکننده نیست در آن هنگام که فرزندش را که فرعون در طلب او بود، به دریا افکند. ۵ - این یکی، پسرش برای شیر خوردن به او برگشت و آن یکی، پسرش را از آب سرد گوارا سیراب کرد. ۶ - این دو زن کجا و آنکه کودک شیرخوارهاش تشنهلب شهید شد و از او دور شد و دیگر برنگشت کجا؟ ۷ - این زن با آن دو نفر از یک جنساند، ولی از نظر نسب و نوع از آنها جدا و ممتاز است.
۱ - اگر عیسی (علیهالسّلام) میدید که تو در سرزمین طف تنها هستی، هیچگاه نجات خویش را برنمیگزید و به سوی آسمان بالا نمیرفت. ۲ - و بعد از رفتن شما زندگی را دوست نمیداشت و جز سرزمین طف آرامگاهی را نمیجست. ۳ - بپاخیزید که در اطراف کوه عزّت، طوفانی برخاسته که کوه را پاره پاره میکند. ۴ - اگر نبرد پرخونی که دیدن و شنیدن آن سهمناک است برای شما برپا نشود، شما به مراتب والای خود دست نمییابید. ۵ - جنگی که در آن از گرد و غبار متراکم روزش سیاه و از درخشش شمشیرها شبش روشن گردیده است. ۶ - در آن جنگ باید اسبها بر گونه زمین لطمه زنند، چون بهترین فرد از نسل نزار بر خاک افتاده است. ۷ - در این روز هر شیردهندهای باید شیرخوار خود را رها کند (فراموش کند) چون فرزند او از خون گردن خویش شیر خورده است.
۱ - به نام حسین (علیهالسّلام) که به تمامی زندگان، زندگی بخشید. ۲ - موسی (علیهالسّلام) و آرزوهایش در نزد حسین (علیهالسّلام) باید شرم داشته باشند. ۳ - و هنگامی که خداوند در وادی طف بر او متجلّی شد نه در سینا. ۴ - در آنجا هر عضوی از اعضای کلیم (علیهالسّلام) در برابر او مدهوش شد و با همهی اعضا در مقابل او به سخن درآمد. محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۵۰۸. |