طرح مسأله در حقوق بینالملل (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
طرح مسأله در حقوق بینالملل حقوق بینالملل اگرچه به عنوان رشتهای نوین در حقوق مدرن شناخته میشود، اما بررسی تاریخی روابط میان ملتها نشان میدهد که ریشههای آن به تمدنهای کهن بازمیگردد.
شواهد تاریخی از جوامع باستانی،
یونان،
روم و نیز
فقه و تاریخ سیاسی
اسلام، حاکی از وجود قواعد و رسوم حقوقی در روابط خارجی دولتها پیش از شکلگیری نظام حقوقی غربی است.
با این حال، جهان غرب تدوین
حقوق بینالملل را به خود نسبت داده و آن را در قالب سازمانهای مدرن مانند سازمان ملل متحد صورتبندی کرده است، بیآنکه بتواند تعارض میان نظریه
حکومت جهانی و اصل
حاکمیت مستقل دولتها را به طور کامل حل کند.
حقوق بينالملل را از رشتههاى نوين حقوق و محصول تفكر جديد سياسى - حقوقى در سطح بينالمللى شمردهاند.
ولى مطالعه روابط ملل و جوامع سياسى در گذشته دور نشان مىدهد كه ريشههاى اين رشته حقوقى به قرنهاى بسيار دور تاريخ بازمىگردد و قواعد و رسوم متعارف در روابط خارجى ملل مختلف كهن حاكى از تولد و تكون نوعى حقوق بينالملل در جوامع سياسى ابتدایى بوده است.
اروپا و غرب كه همواره سعى كرده است علىرغم شواهد مستند تاريخى تدوين علوم را به خود نسبت دهد تا خود را وارث تمدن جديد و صاحب امتياز علم و تكنولوژى در دنياى معاصر قلمداد كند.
در مورد حقوق بينالملل نيز از همين سياست پيروى كرده و تدوين آن را به خود اختصاص داده است و حقوقدانانى صاحب نام چون اپنهام و ژرژ سل براى اينكه مبادا پيش صاحبنظران باريکبين خلاف آن ثابت شود و مشكلى براى مخاطبين آنها به وجود آيد، پيشاپيش با اضافه كردن وصف نوين به حقوق بينالملل رفع شبهه نمودهاند.
اپنهام مىگويد:
حقوق بينالملل نوين، محصولى از تمدن مسيحى است، چه نخستين بار ميان كشورهاى مسيحى به وجود آمد.
ژرژ سل اضافه مىكند كه:
تنها در جو
مسیحیت بود كه حقوق بينالملل زاده شد.
آنانى كه به دنبال چنين حقوقى در عهد باستان مىگردند كار بيهودهاى مىكنند، چه در آنجا فقط آثار پراكنده و نامنسجمى از مسائل حقوق بينالملل يافت مىشود.
اما نتوانستهاند حقوقدانانى چون تونكين (حقوقدان معروف و بينالملل شوروى) را قانع كنند و نه واقعيتهاى علمى و تاريخى را كه از آن جمله فقه و تاريخ سياسى اسلام است تغيير دهند.
انديشه ايدهآلى حكومت جهانى كه از ريشهدارترين تفكرات سياسى بشر محسوب مىشود و همچنين كتيبههاى عهد باستان در زمينه قراردادهاى خارجى ملتها و اسناد تاريخ يونان قديم و روم قرون وسطى، نشانگر سابقه ممتد تاريخى حقوق بينالملل است.
تكنيكى كه جهان غرب در تبيين حقوق بينالملل و سازمان قانومندىشده آن (سازمان ملل متحد) ارائه داده، در حقيقت پل رابطى است كه دو نظريه قديمى را به شيوه محافظهكارانه به هم مرتبط مىسازد، بدون آنكه تعارض فيما بين آن دو را بر طرف كند.
نظر اول همكارى و همگون شدن ملتها و از ميان بردن عوامل تفرقه در جهت رسيدن به
حکومت واحد جهانى است و نظر دوم حفظ
حاکمیت دولتها و
استقلال واصل جدایى ملتها است كه كليه ارزشهاى بينالمللى مانند
صلح و
امنیت و
عدالت را بر مبناى آن تفسير مىكند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳-۲۴.