علم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



علم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است.


جایگاه علم



ارزش علم و به اندازه‌ای است که خداوند متعال به
قلمقلم وسیله‌ای است که به وسیله آن مقدرات جهان ثبت می‌شود
و آنچه می‌نویسد خورده است. آنقدر دانش در
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
ارزشمند است که میان آن و ثروت، به هفت
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
علم و دانش را انتخاب می‌نماید.

علوم دارای ارزش



این همه مزیت و اعتبار، برای معرفتی است که هم رساننده و هم بازدارنده باشد و علمی باشد که از طریق
ثوابپاداش بر نیکی را ثواب مي‌گويند و از آن در بابهايي نظير طهارت، صلات، خمس، صوم،جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و ارث سخن رفته است
، به دست ما رسیده باشد هدف تشویق مردم به تحصیل علم و تعمیق در اعتقادات و
تعهدتَعَهُّد، اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی که ناظر به رابطه‌ای حقوقی است و براساس آن شخص ملتزم به انتقال و تسلیم مال یا انجام دادن یا ندادن کاری می‌شود، در این حال اسباب ایجاد چنین رابطه‌ای می‌تواند عقد ، ایقاع و یا الزامی قهری باشد
آنها است تا راسخ و استوار به دنبال داشته باشد.

نکوهش جهل



اعتبار و ارزشی که قرآن کریم برای علم و قائل شده است آنرا برای هیچ موجودی روا نداشته و جاهل را به منزله‌ نابینایی می‌داند که راه را نمی‌شناسد و به سرمنزل مقصود نمی‌رسد.

انواع علم و عالم



حال باید ببینیم علم چیست و عالم کیست و هدف همه‌ مزایا و ارزش‌ها به سمت کدام علم و عالم است؛ آیا هر دانشی ره‌گشا و تأمین‌کننده‌ی سعادت بشری است و آیا هر دانشمندی، چراغی فرا روی حرمان و
جهالتکلمات کلیدی: قرآن، جهل، جهالت، مذمت جاهل، تأثیرات جهل و زدودن آن
انسان‌ها و نجات‌بخش آنان از بزه‌کاری‌ها و ناهنجاری‌هاست یا برعکس، در مواردی زمینه‌ساز تخریب
فطرتفطرت نوعی خاص از آفرینش‌ و راهنمای انسان به سوی خدا است
و از بین برنده‌ی سعادت انسان است.
آیا دانشی که به شخص غیر مهذب رسیده است می‌تواند در خدمت جامعه قرار گیرد و آیا احاد مردم، از پرتو انوار او استفاده می‌کنند؟ آیا
بشرموجود قائم بر دو پا که در اصطلاح آدم و بشر اطلاق می‌‌شود را انسان گویند
در سایه علم و
تمدناین واژه از اصل عربی «مدینه» گرفته شده و به معنای اقامت در شهر و خو گرفتن به اخلاق مردم آن به کار رفته است
و
صنعتصنعت عبارت است از حرفه و فن ، مانند بافندگی ، خیاطی ، بنایی ، رنگرزی و نجاری
و تکنولوژی پیشرفته‌ امروزی، به
صلحصلح یکی از اقسام عقود می‌باشد
و صفا و امنیت روانی رسیده است و می‌تواند آسایش خیال و صلاح خود را ارمغان علم بداند؟
ما در این نوشتار درصدد آنیم که به تعریف دانش و دانشمند بپردازیم و ارزش و مقام علم را از منظر کریم ترسیم نماییم.

مفهوم علم



«علم در
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
به معنای نشان‌دار کردن و علامت گذاشتن است و کردن و به حقیقت چیزی رسیدن نیز معنا شده است.
در قرآن کریم آمده است: «... لا تعلمونهم الله یعلمهم...» یعنی شما به آنها آگاه نیستید، به آنها آگاه است و «... فأن علمتموهنّ مؤمنات...» ؛ یعنی هرگاه آنها را از مؤمنه‌ای یافتید».

انواع درک



درک کردن حقیقت چیزی، بر دو نوع است:
یکی درک کردن ذات شیء است و دیگری حکم کردن بر
شیءشی‏ء: چیز را گویند و جمع آن اشیاء می‌باشد
به وجود چیزی که آن برای آن شیء موجود است، یا نفی چیزی که نافی از آن شیء است. بنابر معنای اول با یک مفعول متعدی می‌شود، مانند آیه‌ گذشته و دومی با دو مفعول متعدی می‌شود، مانند آنچه در آیه‌ سوره‌ ممتحنه گذشت.

تقسیم دیگر علم



علم از حیث دیگری نیز به دو گونه تقسیم شده است: نظری و عملی.

← علم نظری


علم نظری همان است که با دانستن، کامل می‌شود مثل علم به موجودات هستی.

← علم عملی


علم عملی کامل نمی‌شود مگر اینکه بدان عمل شود، مانند علم به .

نظر سقراط درباه علم



«دانشمندانی چون سقراط تنها راه معارف را عمل دانسته و برای آن ارزش نامحدودی قائل شده و حقیقت علم را مدرکات عقلانی پنداشته‌اند و کلیه اعمال نیک را مبتنی بر عمل دانسته‌اند. حصول علم مطلق ممکن است و علم حقیقی عبارت است از علم به مثل و اشیا و این گروه، مدرکات عقلی را، اصل دانسته و معتقدند همانطور که ماده و مادیات پرتوی از عوامل روحانی و معنوی هستند علمی که از راه
حواسحس/ حواس، از مفاهیم و اصطلاحات علم‌النفس است
حاصل می‌شود نیز علم حقیقی نبوده و تنها علم حقیقی مخصوص به مدرکات
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
است که براثر اتصال آن با عقل فعال، حقایق عالم را در می‌یابد».
[۵] حسینی دشتی، محمد، معارف و معاریف، ج۷، ص۴۳۵.


تقسیم علم از نظر علامه طباطبایی



البته علم صفتی است که موجب تمایز اشیاء می‌شود و عبارت از
ادراکادراک در دو معنای رسیدن به چیزی و رسیدن چیزی به کار رفته است
مطلق یا حصول صور اشیاء نزد عقل است و شامل صور یقینی یا وهمی یا شکلی می‌گردد و علم را به حصولی و حضوری تقسیم نموده و معتقد است در
علم حصولیعلم حصولی شامل: لزوم بررسی علم حصولی، تصور و تصدیق اجزاء قضیه ، اقسام تصور، تصورات کلی، تحقیق درباره مفهوم کلی، پاسخ یک شبهه، بررسی نظریات دیگر می باشد
،
ماهیتماهیت به معنای حقیقت شیء ، یا پاسخ سؤال از چیستی شیء می‌باشد
نزد عالم معلوم است، در حالی که در
علم حضوریعلم حضوری، به معنای علم به ذات معلوم بدون واسطه صورت ذهنی بوده و مرتبه‌ بالاتر از علم حصولی قرار دارد
وجود نزد معلوم است.

تجرد علم



البته علم
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
دارای حقیقتی نوری الذات و مجرد است که به
نفس"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد
و
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
انسان افاضه می‌شود و این حقیقت از حقیقت نفس متمایز است و ذاتاً
نورنور در متون دینی بر مصادیق گوناگونی اطلاق شده است این مصادیق طیفی از موجودات را شامل می‏شود که یک طرف آن نور حسی و طرف دیگر آن ذات خداوندی است در میان این دو عقل، علم، ایمان، پیامبر، امام هدایت و
، خودش را معرفی می‌کند و چیز دیگر را نیز روشن می‌سازد.

اطلاق علم به مطلق دانش



البته علم، به مطلق دانش و
معرفتمعرفت و عرفان، ادراک شیء است به‌ اندیشه و تدبیر در اثر آن چیز، که اخصّ از علم می‌باشد؛ زیرا علم مطلق ادراک است و به تفکّر در خود شیء نیز حاصل می‌شود
نیز اطلاق می‌شود چه از طریق عقل تحصیل شود (مانند علم ریاضی) و یا از راه تجربه (مانند علم فیزیک و یا شیمی).

جایگاه علم در قرآن



در فراوانی، انسان‌ها را به فراگیری علم و دانش و شناخت رازهای هستی و اسرار عالم آفرینش دعوت می‌کند و در برابر دیدگان مردم
افقافق به اطراف و کناره‌هاى آسمان می گویند و از آن در باب‌ هاى صلاة و صوم سخن رفته است
تازه‌ای می‌گشاید و
شناختشناخت مجموع حالت‌ها و فرآیندهای روانی مانند تفکر، استدلال، درک و تولید زبان، دریافت حواس پنجگانه، آموزش، آگاهی، احساسات و… می‌باشد
و
معرفتمعرفت و عرفان، ادراک شیء است به‌ اندیشه و تدبیر در اثر آن چیز، که اخصّ از علم می‌باشد؛ زیرا علم مطلق ادراک است و به تفکّر در خود شیء نیز حاصل می‌شود
را یک وظیفه‌ی قطعی قلمداد می‌کند و جالب اینجاست که این دعوت زمانی انجام می‌گیرد که ابرهای
جهلجهل‌، واژه‌ای‌ در قرآن‌ و حدیث‌، که مخالف‌ علم‌ می ‌باشد
و
تاریکیتاریکى ضد روشنایی است و از آن به مناسبت در بابهاى صلات، صوم و تجارت سخن رفته است
افق
جامعهجامِعه، کتـابـی نـام‌بـردار در روایـات شیعه ، بـه امـلای رسول‌الله (ص) و خط امیرالمؤمنین علی (ع) است
را پوشانده و مردم را به خوابی عمیق فرو برده است.

← دعوت قرآن به شناخت


خداوند متعال در ۲۷ مورد در قرآن کریم با لفظ «اعلموا» مردم را به صورت آشکار، به فراگیری و شناخت دعوت نموده است مانند آیات ۲۰۳، ۲۰۹، ۲۲۳ و ۲۳۱
سوره بقرهدومین سوره از قرآن است
.

← قوام دین از نظر قرآن


از نظر قرآن قوام و پایداری دین بر اساس
تعلیمتعلیم و تعلم از مهمترین امور سعادت آفرین برای بشر است
و
آموزشآموزش به عمل یاد دادن (تعلیم) و یاد گرفتن (تعلّم) می گویند که از آن در باب‌هاى: اجتهاد و تقلید، صلات، زکات، تجارت، اجاره، نکاح و دیات به مناسبت سخن رفته است
است و انتقال اندوخته‌های علمی به دیگران از اهم است.

← نکوهش ترک علم در قرآن


قرآن کریم در مواردی بر لزوم تعلیم و توصیه نموده و مردم را به دلیل ترک سرزنش کرده است؛ «چرا از هر گروهی، طائفه‌ای از آنان کوچ نمی‌کنند تا در آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود آنها را
انذار•••••••••••••پیامبران، در میان سایر انذارگران به عنوان انذارگران الهی از جایگاه خاصّی برخوردارند
نمایند تا شاید از مخالفت فرمان الهی حذر نمایند».

← بصیرت و ظلمت از نظر قرآن


قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
علم را
بصیرتبصیرت به معنای شناخت حقیقت و قدرت درک صحیح امور است
و
بیناییبینایى به معنی قوّه دیدن رنگها و شکلها (باصره)، از حواس پنجگانه است و از آن به مناسبت در بابهاى صلات، قضاء، قصاص و دیات سخن رفته است
و جهل را کوری و ظلمت می‌داند؛ «... هل یستوی الأعمی والبصیر...».

← علم منشأ ایمان و تقوی


از نظر قرآن کریم علم و دانش منشأ و است؛ چنان‌که می‌فرماید: «آنها که پیش از این علم و دانش دریافت داشته‌اند هنگامی که قرآن بر آنها
تلاوتتلاوت، یک اصطلاح قرآنی است که به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت گفته می‌شود
می‌شود به
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
می‌افتند و می‌کنند و می‌گویند: ما منزه است زیرا وعده‌هایش قطعاً انجام شدنی است»
همچنین در جای دیگر می‌فرماید: «و راسخان در علم می‌گویند: ما به همه آیات الهی ایمان آورده‌ایم همه از سوی پروردگار ماست و تنها صاحبان عقل متذکر می‌شوند».

← علم منشأ قدرت و پیشرفت


علم و دانش در همه ابعاد افتخارآفرین است و منشأ قدرت و پیشرفت‌های مادی می‌شود «ما به داود و علم و دانش فراوان بخشیدیم و آنها گفتند: سپاس خداوندی را که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشیده سلیمان وارث داوود شد و گفت: ای مردم! سخن گفتن به ما تعلیم داده شده است و از هر چیزی هم به ما عطا گردیده که اینها خود فضیلت آشکاری است»
زمانی که قوم
موسیاو ازپیامبران اولواالعزم، دارای شریعت وکتاب مستقل (به نام تورات) و دعوت جهانی بود
علیه‌السلام
قاروندر قرآن به مناسبتهای مختلف نام برخی افراد معاصر یا غیر معاصر پیامبر ص و یا انبیاء پیشین برده شده است
ثروتمند و را کردند که از مکنت خود
جامعهجامِعه، کتـابـی نـام‌بـردار در روایـات شیعه ، بـه امـلای رسول‌الله (ص) و خط امیرالمؤمنین علی (ع) است
را
اشباعاشباع در دو معنای پرخواندن حرکات حروف و سیر کردن گرسنه آمده است
کن پاسخ داد: «این ثروت را به وسیله دانشی که نزد من است به دست آورده‌ام»؛و متذکر می‌شود که ثروتمندان و نیرومندان دیگری نیز هلاک شده‌اند «آیا او نمی‌دانست که
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
اقوامی را پیش از او به هلاکت رساند که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند».

← شرط درک اسرار هستی


قرآن کریم درک اسرار هستی را ویژه دانشمندان می‌داند و می‌فرماید: «از نشانه‌های او آفرینش
آسمان‌هاآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
و
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
و تفاوت زبان‌ها و رنگ‌های شماست و این‌ها نشانه‌هایی برای دانشمندان است».
و در جای دیگر که نعمات الهی برشمرده می‌شود می‌فرماید: «این مثال‌ها را برای مردم می‌زنیم و جز عالمان آن را نمی‌کنند».

← شرط تقرب به خدا


از نظر
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
هرچه ایمان بالاتر باشد بنده خدا مقرب‌‌تر است و در حدیثی از علیه السلام نقل شده که فرمودند: «پاداش هر کس به اندازه
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
و دانش اوست».

← علم قرآنی از نظر علامه


با استناد به آیه‌ «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکراولوالالباب»
معتقد است که در آیه فوق علم داشتن و نداشتن هر دو مطلق آمده، ولی مراد از آن برحسب مفاد
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
، علم به خداست، چون علم به خداست که آدمی را به کمال می‌رساند و به
حقیقتحقیقت، به معنای کارگیرى لفظ در معناى وضع شده براى آن گفته می شود
معنای کلمه نافع است و نبود آن
ضررضرر، مقابل نفع عبارت است از ورود نقصان در مال، جان و آبرو؛ واژه ضرر درباره آبرو کمتر به کار رفته است
می‌رساند؛ ولی علوم دیگر مانند
مالمال همان سرمایه و ثروت انسان است که در آموزه‌های دینی از احکام ویژه‌ای برخوردار است
هستند که تنها نافع زندگی دنیوی است و با فنای
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
فانی می‌گردد. پس دو دسته‌اند مؤمنان عالم و مؤمنان غیرعالم که گروه اول رجحان و برتری دارند.
قرآن کریم در مقام اهتمام به صاحبان علم می‌فرماید: «...یرفع الله الذین ءامنو منکم والذین أوتوا العلم درجات والله بما تعملون خبیر».

← ارتقای رتبه انسانی


؛ خداوند رتبه‌ کسانی از شما را که آورده‌‌اید و کسانی را که دانشمندند به درجات بالا ارتقا داد و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.
در آمده است: «این‌که صاحبان علم نام برده شده‌اند با آنکه از جمله مؤمنان هستند دلالت بر رفعت درجات و شایستگی آنها دارد».
[۲۴] تفسیر منهج الصادقین، ج۹، ص۲۱۰.


← عالی‌ترین مرتبه وجودی انسان


همچنین در
سوره علقعَلَق نود و ششمین سوره قرآن کریم می‌باشد که از آن در باب صلات نام برده‌اند
آمده است: « أقرأ باسم ربک الذی خلق•خلق الانسان من علق•اقرا و ربک الاکرم•الذی علم بالقلم •علم الانسان ما لم یعلم».
که در این آیه نازل‌ترین و عالی‌ترین مرتبه وجودی انسان ذکر شده است. برترین مراتب علم است، از آن جهت که کریم پس از صفت
کریمکریم (الکریم)، یکی از اسمای حسنای خداوند است
و
کرامتکرامت به معنی امر خارق العاده ای است که از اولیاء خدا صادر می شود و جمع آن کرامات است
(که هستی همه چیز به واسطه این صفت ذات اقدس است) صفت
تعلیمتعلیم و تعلم از مهمترین امور سعادت آفرین برای بشر است
علم را به خود منتسب نموده است و از طرف دیگر در مقابل علم، علقه را قرار داده که نازلترین مراتب وجود است پس قوس صعودی کمال انسان حرکت به سمت علم است.
[۲۶] مدیرشانه چی، علم الحدیث، ص۱۸۰.


تفاوت عالم و عابد



در حدیثی از صلی الله علیه و آله نیز آمده است: «وقتی که و عابد در روز قیامت بر
صراطبه معناى راه راست است
اجتماع کنند به عابد گویند به
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
درآی و از
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
خویش بهره‌مند شو و به عالم گویند که اینجا بمان و از هر کسی که می‌خواهی و دوست داری
شفاعتيکي از معتقدات ضروري شيعه و ديگر مذاهب اسلامي مسئله شفاعت است
نما زیرا هر که را تو شفاعت کنی پذیرفته خواهد شد، پس عالم در مقام
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
می‌ایستد و از دوستان و یاران خویش تا آنجا که می‌تواند شفاعت می‌نماید. زیرا در قیامت سه گروه شفاعت می‌کنند: پیامبران، دانشمندان و شهدا»
[۲۷] نهج‌ الفصاحه، ج۱،ص۲۴.


پانویس


 
۱. انفال/سوره۸، آیه۶۰.    
۲. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰.    
۳. مفردات، ص۸۵۶.    
۴. انفال/سوره۸، آیه۶۰.    
۵. حسینی دشتی، محمد، معارف و معاریف، ج۷، ص۴۳۵.
۶. المیزان، ج۶، ص۱۷۱.    
۷. بقره/سوره۲، آیه۲۰۳.    
۸. بقره/سوره۲، آیه۲۰۹.    
۹. بقره/سوره۲، آیه۲۲۳.    
۱۰. بقره/سوره۲، آیه۲۳۱.    
۱۱. توبه/سوره۹، آیه۱۲۲.    
۱۲. رعد/سوره۱۳، آیه۱۶.    
۱۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۷-۱۰۸.    
۱۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷.    
۱۵. نمل/سوره۲۷، آیه۱۶-۱۵.    
۱۶. قصص/سوره۲۸، آیه۷۸.    
۱۷. قصص/سوره۲۸، آیه۷۷.    
۱۸. روم/سوره۳۰، آیه۲۲.    
۱۹. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۳.    
۲۰. بحارالانوار، ج۱، ص۸۴.    
۲۱. زمر/سوره۳۹، آیه۹.    
۲۲. المیزان، ج۱۷، ص۲۴۳.    
۲۳. مجادله/سوره۵۸، آیه۱۱.    
۲۴. تفسیر منهج الصادقین، ج۹، ص۲۱۰.
۲۵. علق/سوره۹۶، آیه۵-۱.    
۲۶. مدیرشانه چی، علم الحدیث، ص۱۸۰.
۲۷. نهج‌ الفصاحه، ج۱،ص۲۴.


منبع



دانشنامه موضوعی قرآن.    




جعبه ابزار