مؤمن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
کسی است که به خدا دارد و این ایمان باعث
آرامشآرامش‏ به آرام بودن، عدم حرکت و همچنین به معنی سکون داشتن و طمأنینه است که در باب صلات آمده است
او می‌گردد.

فهرست مندرجات

۱ - تعریف مؤمن
۲ - متعدی شدن مؤمن با «ل» و «یاء»
۳ - مؤمن در اصطلاح قرآنی
۴ - ایمان و عمل صالح
۵ - مقایسه میان مؤمن و کافر
       ۵.۱ - ازدیاد ایمان مؤمنین با یاد خدا
       ۵.۲ - سرپرست مؤمنان بودن خدا
       ۵.۳ - آرامش قلب مؤمنین
       ۵.۴ - پیرو حق بودن مؤمنین
۶ - بایسته‌های ایمان
       ۶.۱ - اطاعت از خدا
       ۶.۲ - برپا داری نماز
       ۶.۳ - جهاد در راه خدا
       ۶.۴ - اجرای عدالت
       ۶.۵ - انفاق
       ۶.۶ - تبّری و بیزاری از دشمنان خدا
       ۶.۷ - توکّل
       ۶.۸ - پرهیز از ربا خواری
       ۶.۹ - اجتناب از کم فروشی
۷ - آثار و نتایج ایمان
       ۷.۱ - آرامش
       ۷.۲ - قبولی اعمال
       ۷.۳ - نزول خیر و برکت الهی
       ۷.۴ - بهره‌مندی از حیات معنوی
       ۷.۵ - نورانیّت
       ۷.۶ - دریافت پاداش بطور کامل
       ۷.۷ - آمرزش و پاداش بزرگ الهی
       ۷.۸ - ورود به بهشت و روزی بی‌حساب
۸ - پی آمدهای بی‌ایمانی
       ۸.۱ - پلیدی
       ۸.۲ - ولایت شیطان
       ۸.۳ - عذاب دردناک
       ۸.۴ - انحراف از صراط مستقیم
       ۸.۵ - تحیّر و سرگردانی
       ۸.۶ - در زمره زیانکارترین افراد
۹ - پانویس
۱۰ - منبع

تعریف مؤمن



"مؤمن" اسم فاعل از واژۀ ایمان و از مادّۀ امن است "اَمْن" عبارت است از آرامش و رفعِ
ترسبیم از وقوع امری ناخوشایند را ترس می گویند و از آن به مناسبت در بابهایی همچون طهارت، صلات، صوم، حج، حدود و دیات یاد شده است
و نگرانی، و ایمان عبارت است از خود یا دیگری را در
امنیتامنیت به معنی ایمنی داشتن جانی، مالی، عِرضی یا معنوی می باشد
و آرامش قرار دادن. پس مؤمن یعنی مطمئِنّ، آمَنَ باللهِ؛ یعنی برای او
اطمینانسکون و آرامش را اطمینان گویند
و آرامش نسبت به خدای متعال حاصل شد.
[۱] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۵۰-۱۵۱.


متعدی شدن مؤمن با «ل» و «یاء»



واژۀ "آمن" اگر با «ل» متعدّی شود به معنای تصدیق است و اگر با «یاء» متعدّی شود به معنای اصطلاحی خواهد بود.
«...یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ...»
«...پیامبر به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می‌کند...».
[۳] واژه شناسی قرآن مجید، همایی، غلامعلی، ص۹۹.


مؤمن در اصطلاح قرآنی



مؤمن به کسی گفته می‌شود که
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
، ، فرستادگان الهی، کتابهای آسمانی و روز قیامت (
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
) و غیب را پذیرفته باشد.
قرآن کریم می‌فرماید:
«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَ مَلآئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ و َرُسُلِهِ...»
«، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن می‌باشد.) و همه (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند...».
همچنین می‌فرماید:
«الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ...»
«کسانی که به غیب (آنچه از حس پوشیده و پنهان است) ایمان می‌آوررند».

ایمان و عمل صالح



در بسیاری از قرآن، ایمان و
عمل صالحکلید واژه‏ها: کار، ایمان، عمل صالح
با هم ذکر شده‌اند:
«وَ بَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ...»
«به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، بشارت ده...».
و در جایی که هر یک به تنهایی آمده باید آنرا تقیید کرد و عمل صالح در
فرهنگ قرآنفرهنگ قرآن، دانش‌نامه ۲۴ جلدیست که در آن عناوین استخراج شده از قرآن کریم گردآوری شده است
، عملی است که مطابق با یکی از منابع دین باشد، عبارت «الّذین آمنوا» حاکی از حسن فاعلی
[۸] تفسیر تسنیم، ج۲، ص۴۷۲.

و «عَمِلوا الصالحاتِ...» بیانگر حسن فعلی است یعنی بشارت به
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
ویژه کسانی است که افزون بر
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
به مبدأ و
معاد\'\'\'معاد\'\'\' واژهٔ عربی برگرفته از «عود» است و به‌معنای «بازگشتن»، «رستاخیز» یا «دوباره‌برخاستن» (پس از مرگ) است
و سایر
اصول دیناُصول‌ِ دین‌ (در مقابل‌ فروع‌ دین)، اصطلاحی‌ کلامی‌ که‌ به‌ نظر بسیاری‌ از دانشمندان‌ دینی‌ مسلمان‌ به‌ مجموعه‌ باورهایی‌ گفته‌ می‌شود که‌ اساس‌ دین‌ اسلام‌ را تشکیل‌ می‌دهد و مسلمانی‌ بدون‌ آنها میسر نیست‌ و انکار هر یک‌ از آن‌ها موجب‌ کفر و استحقاق‌ عذاب‌ است
دارای عمل صالح نیز باشند.
و در حدیثی از
امام رضاامام رضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان‌ و دهمین تن از چهارده معصوم (علیهم السلام) است
(ع) آمده است:
«إِنَّ الایمَانَ هُو الصدیقُ بِالقَلْبِ و الاقرارُ بالسانِ وَ الْعَمَلُ بالارکانِ»
«ایمان، تصدیق به
قلباستفاده از «اصل» و «علت» موجود در یک قیاس برای اثبات حکمی مخالف حکم اصل را قلب گویند
و
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
به
زبانزبان، عضوی از اعضای بدن انسان است که قدرت حرف زدن را به او می دهد
و
عملعمل، به کار می‌شود
به اعضاء و
جوارحجوارح‏ دو معنا دارد
است».

مقایسه میان مؤمن و کافر



قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
برای روشنگری هر چه بیشتر میان مؤمن و
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
راه مقایسه را پیش می‌گیرد تا تمام وجدانها در هر سطحی مسأله را درک کنند:
[۱۰] تفسیر نور، ج۱۰، ص۵۲۹.


← ازدیاد ایمان مؤمنین با یاد خدا


مؤمنان با ایمانشان زیاد می‌شود:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا...»
«مؤمنان، تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان می‌گردد و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‌شود، ایمانشان فزونتر می‌گردد...».
ولی کافران، کفرشان بیشتر می‌شود:
«وَ إِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا»
«( گفت: پروردگارا) و من هر زمان آنها را دعوت کردم که ایمان بیاورند و تو آنها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدّت
استکباراستکبار همان برتری خواهی و بزرگ بینی هست؛ و در آیات و روایات بسیار توبیخ شده هست
کردند».

← سرپرست مؤمنان بودن خدا


سرپرست مؤمنان خداست:
«اللهُ ولِیّ الّذینَ آمنو...»
«خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند...».
ولی سرپرست کافران،
طاغوتهاطاغوت، واژه‌ای قرآنی به معنای طغیان‌گ ر و متجاوز از حدود می‌باشد
هستند.
«...و الّذین کَفَروُا اَوْلِیاءُ الطاغُوت...»
«...کسانی که کافر شدند اولیای آنها طاغوتها هستند...».

← آرامش قلب مؤمنین


بر دل مؤمن، آرامش نازل می‌کند:
«هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ...»
«او کسی است که آرامش را بر دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند...».
ولی بر دلِ کفار ترس و وحشت می‌افکند:
«سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُواْ الرَّعْبَ...»
«بزودی در دلهای کافران ترس و وحشت می‌افکنم...».

← پیرو حق بودن مؤمنین


افراد مؤمن، پیرو
حقحق در سه معنا استعمال شده است
هستند:
«وَ أَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ...»
«...مؤمنان از حقّی که از سوی پروردگارشان بود
تبعیّتتبعیّت یعنی ارتباط و وابستگی چیزی (تابع) به چیزی (متبوع) که از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، جهاد، تجارت، نکاح و لقطه سخن رفته است
نمودند...».
ولی افراد کافر پیرو باطل‌اند:
«... الَّذِینَ کَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ...»
«...کافران از باطل پیروی کردند...»

بایسته‌های ایمان



اینکه مؤمنان در راستای اقتضای ایمانشان باید به چه ویژگیهایی خود را آراسته سازند؟ و از چه زشتی‌هایی
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
و
روان==روان از دیدگاه غرب==اگر به تاریخچه، و سیر پیدایش روان‌شناسی معاصر نگاه کنیم، به زمان افلاطون می‌رسیم
خود را پیراسته نمایند رعایت اموری را به جدّ از آنان می‌طلبد تا در سایه عمل به آن در زمرۀ واقعی قرار گیرند:
[۱۹] فرهنگ قرآن، اکبر، هاشمی رفسنجانی.


← اطاعت از خدا


«...وَ أَطِیعُواْ اللّهَ وَ رَسُولَهُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»
«...و خدا و پیامبرش را
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
کنید اگر دارید».

← برپا داری نماز


«الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا...»
«آنها که
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
را برپا می‌دارند و از آنچه به آنها
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
داده‌ایم،
انفاقانفاق، یکی از فضایل اخلاقی که در اسلام به طور مکرر به آن سفارش شده است، و در قرآن نیز به آن پرداخته شده است
می‌کنند (آری) مؤمنان حقیقی آنها هستند...».

← جهاد در راه خدا


«وَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ...أُولَـئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا...»
«وآنها که ایمان آوردند و
هجرتهجرت_ که از آن به مهاجرت نیز تعبیر شده_ به معنای جدایی است
نمودند و در راه خدا
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
کردند... آنان مؤمنان حقیقی‌اند...».

← اجرای عدالت


«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَ لَوْ عَلَی أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَ الأَقْرَبِینَ...»
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید. کاملاً قیام به
عدالتعدالت، یعنی نهادن هر چیزی به جای خود و لفظی است که با معنایی وسیع در کلیه شؤون آدمی حضور مؤثر دارد
کنید! برای خدا دهید، اگر چه (این گواهی) به خود شما، یا
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر و نزدیکان شما بوده است...».

← انفاق


«...وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا...»
«...(آنهایی) از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند (آری) مؤمنان حقیقی آنها هستند...».

← تبّری و بیزاری از دشمنان خدا


«لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ...»
«هیچ قومی را که ایمان به خدا و دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند...».
برپایه این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
،
محبّتعشق و محبت، گاهی صادق و حقیقی است و گاهی کاذب و بی‏معنا
پدران و فرزندان و برادران و اقوام، هنگامی که رو در روی محبّت خدا قرار گیرد ارزش خود را از دست می‌دهد چرا که می‌فرماید:
«...والّذین آمَنوُ اَشَدُّ حُبّاًللهِ...»
«...آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا شدیدتر است».

← توکّل


«...وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»
«و افراد با ایمان، باید تنها بر خدا
توکّلتوکل در اسلام به معنی آن است که بندهٔ خدا، خدا را وکیل در امر خود قرار دهد
کنند».

← پرهیز از ربا خواری


«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَ ذَرُواْ مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفان فرمان) خدا بپرهیزید و آنچه از (مطالبات)
رباربا از گناهان کبیره به معنای معامله دو کالای همجنس با زیادی دریک طرف، قرض دادن به شرط زیادی، یا سود ظالمانه در معامله یا تجارت است
باقی مانده، رها کنید اگر ایمان دارید!»

← اجتناب از کم فروشی


«فَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَ الْمِیزَانَ وَ لاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ وَ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»
«...حق
پیمانهپیمانه به نوعی وسیله سنجش گفته می شود و در ابواب مختلف فقهی مثل تجارت کاربرد زیادی دارد
دوزان را ادا کنید: و از اموال مردم چیزی نکاهید! و در روی
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
، بعد از آنکه (در پرتو ایمان و دعوت ) اصلاح شده است، نکنید! این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید!»

آثار و نتایج ایمان



ایمان آثار بسیار خوبی در زندگی انسان دارد که ذیلا به آنها اشاره می‌کنیم:

← آرامش


«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ أَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَ آتَوُاْ الزَّکَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»
«کسانی که ایمان آوردند و انجام دادند و نماز را برپا داشتند و
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
را پرداختند اجرشان نزد پروردگارشان است! و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند».
از عبارت «لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» استفاده می‌شود که
امنیّتامنیت به معنی ایمنی داشتن جانی، مالی، عِرضی یا معنوی می باشد
و آرامش واقعی، در سایه ایمان و عمل صالح و پیوند با خدا و بندگان خداست.

← قبولی اعمال


«وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ یَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَ الْکَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ»
«و () در خواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند می‌پذیرد و از فضل خود بر آنها می‌افزاید امّا برای کافران
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
شدیدی است».
واژۀ استجابت به معنای اجابت دعا است و از آنجایی که عبادت خود نوعی دعوت و خواندن خدای متعال است لذا از قبول
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
آنان تعبیر به کرد به دلیل اینکه دنبالش فرمود: «ویزیدُهُم مِنْ فَضْلِه» چون ظاهر این جمله است که منظور از زیاد کردن فضل از یاد کردن ثواب باشد و همچنین از اینکه در مقابل استجابت مؤمنان فرموده: «و کافران عذابی شدید دارند» این معنی (قبولی اعمال مؤمنان) استفاده می‌شود.

← نزول خیر و برکت الهی


«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَ اتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَ الأَرْضِ...»
«و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می‌آوردند و
تقواپرهیز از گناه را تقوا گویند و از آن به مناسبت در باب‌های اجتهاد و تقلید، صلاة و جهاد سخن رفته است
پیشه می‌کردند،
برکاتبرکت به معنای زیاد شدن، رشد کردن است و از آن به مناسبت، در باب تجارت و نکاح یاد شده است
آسمانها و زمین را بر آنها می‌گشودیم...».

← بهره‌مندی از حیات معنوی


«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً...»
«هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا
زنزن مقابل مرد است
، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم...».
حیات طیّبة، حیات حقیقی و جدیدی است که در عین اینکه از زندگی دیگران جدا نیست ولی غیر از آن است و در مرتبه والا و برتری از آن قرار دارد صاحب چنین زندگیی، در خود؛
نورنور در متون دینی بر مصادیق گوناگونی اطلاق شده است این مصادیق طیفی از موجودات را شامل می‏شود که یک طرف آن نور حسی و طرف دیگر آن ذات خداوندی است در میان این دو عقل، علم، ایمان، پیامبر، امام هدایت و
، کمال، قوّت، عزّت، و سروری احساس می‌کند که قابل وصف و اندازگیری نیست که نظیر آیه؛

← نورانیّت


«یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَی نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمَانِهِم...»
«روزی که مردان و زنان با ایمان را می‌نگری که نورشان پیش رو و در سمت راستشان بسرعت حرکت می‌کند».

← دریافت پاداش بطور کامل


«وَ أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ...»
«امّا آنها که آوردند و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور کامل خواهد داد...».

← آمرزش و پاداش بزرگ الهی


«وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ»
«خداوند به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند وعدۀ آمرزش و پاداش بزرگی داده است».

← ورود به بهشت و روزی بی‌حساب


«...وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ»
«هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد یا زن در حالی که مؤمن باشد آنها وارد
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
می‌شوند و در آن، روزی بی حسابی به آنها داده خواهد شد».

پی آمدهای بی‌ایمانی



بر خلاف باایمان بودن، بی‌ایمانی آثار سوئی در زندگی انسان دارد که اشاره می‌شود:

← پلیدی


«کَذَلِکَ یَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ»
«خداوند، پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می دهد!»

← ولایت شیطان


«...إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ»
«ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند».

← عذاب دردناک


«و أَنَّ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا»
«برای آنان که به قیامت ایمان نمی‌آوردند عذاب دردناکی آماده ساخته‌ایم».

← انحراف از صراط مستقیم


«وَ إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاکِبُونَ»
«امّا کسانی که به
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
ایمان ندارند از
صراط مستقیمیکى از اوصاف قرآن صراط مستقیم است که در آیه ۶ سوره مبارکه حمد ذکر شده است
منحرفند!»

← تحیّر و سرگردانی


«إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ»
«کسانی که به آخرت ایمان ندارند اعمال (بد)شان را برای آنان
زینتقرآن زن را مکلف کرده است که باید خودش را بپوشاند ولی مرد را مکلف نکرده است، یعنی این تکلیف متوجه زن است نه متوجه مرد
می‌دهیم بطوری که سرگردان می‌شوند».

← در زمره زیانکارترین افراد


«أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَ هُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ»
«(بی‌ایمانان) آنان کسانی هستند که عذاب بد (و دردناک) برای آنهاست و آنها در آخرت زیانکارترین مردمند!»
تعبّیر به"زیانکارترین" اشاره دارد به اینکه نه تنها
ثوابپاداش بر نیکی را ثواب مي‌گويند و از آن در بابهايي نظير طهارت، صلات، خمس، صوم،جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و ارث سخن رفته است
نمی‌برند بلکه بدلیل گمراهی و ضلالتشان با عِتاب و
سرزنشسرزنش سخن ‏توبیخ آمیز گفتن به کسى و بازخواست کردن‏او دربرابر لغزشی است که از او سر زده است
مواجه هستند.

پانویس


 
۱. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۵۰-۱۵۱.
۲. توبه/سوره۹، آیه۶۱.    
۳. واژه شناسی قرآن مجید، همایی، غلامعلی، ص۹۹.
۴. المفردات فی غریب القرآن، مادّۀ «أمن»، ص۲۶.    
۵. بقره/سوره۲، آیه۲۸۵.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۳.    
۷. بقره/سوره۲، آیه۲۵.    
۸. تفسیر تسنیم، ج۲، ص۴۷۲.
۹. مجمع البیان، ج۱، ص۱۲۲.    
۱۰. تفسیر نور، ج۱۰، ص۵۲۹.
۱۱. انفال/سوره۸، آیه۲.    
۱۲. نوح/سوره۷۱، آیه۷.    
۱۳. بقره/سوره۲، آیه۲۵۷.    
۱۴. بقره/سوره۲، آیه۲۵۷.    
۱۵. فتح/سوره۴۸، آیه۴.    
۱۶. انفال/سوره۸، آیه۱۲.    
۱۷. محمد/سوره۴۷، آیه۳.    
۱۸. محمد/سوره۴۷، آیه۳.    
۱۹. فرهنگ قرآن، اکبر، هاشمی رفسنجانی.
۲۰. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۲۱. انفال/سوره۸، آیه۳-۴.    
۲۲. انفال/سوره۸، آیه۷۴.    
۲۳. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۲۴. انفال/سوره۸، آیه۳-۴.    
۲۵. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۲۶. بقره/سوره۲، آیه۱۶۵.    
۲۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۲۲.    
۲۸. بقره/سوره۲، آیه۲۷۸.    
۲۹. اعراف/سوره۷۶، آیه۸۵.    
۳۰. بقره/سوره۲، آیه۲۷۷.    
۳۱. شوری/سوره۴۲، آیه۲۶.    
۳۲. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۷۲.    
۳۳. اعراف/سوره۷، آیه۹۶.    
۳۴. نحل/سوره۱۶، آیه۹۷.    
۳۵. ترجمه المیزان، ج۱۲، ص۴۹۱.    
۳۶. حدید/سوره۵۷، آیه۱۲.    
۳۷. آل عمران/سوره۳، آیه۵۷.    
۳۸. مائده/سوره۵، آیه۹.    
۳۹. غافر/سوره۴۰، آیه۴۰.    
۴۰. انعام/سوره۶، آیه۱۲۵.    
۴۱. اعراف/سوره۷، آیه۲۷.    
۴۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰.    
۴۳. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۷۴.    
۴۴. نمل/سوره۲۷، آیه۴.    
۴۵. نمل/سوره۲۷، آیه۵.    
۴۶. مجمع البیان، ج۷، ص۳۳۰.    


منبع



دانشنامه موضوعی قرآن.    



جعبه ابزار