• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مصلحت مؤلفه قلوبهم (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





مؤلفة قلوبهم، یکی از مصارف زکات در فقه اسلامی است که بر پایه مصلحت تألیف دل‌ها و تقویت موقعیت اسلام تشریع شده است.
مذاهب فقهی در شمول این عنوان اختلاف دارند و آن را شامل کافران، مسلمانان تازه‌ وارد یا هر دو گروه دانسته‌اند.
حنفیه این سهم را منسوخ می‌دانند، در حالی که مالکیه، شافعیه و حنبلیه با شرایطی آن را معتبر می‌شمارند.
فقه شیعه، مؤلفة قلوبهم را ناظر به هر فرد یا گروهی می‌داند که تألیف قلب آنان در تقویت دین و جامعه اسلامی مؤثر باشد.
این دیدگاه‌ها بیانگر نقش گسترده مصلحت در نظام اقتصادی و سیاسی اسلام است.



با بررسى نظريات مذاهب اسلامى مى‌توان ديدگاه آن‌ها را در بعد مصلحت مؤلفة قلوبهم به دست آورد.

۱.۱ - نظر مذهب مالکی

فقهاى مالكيه معتقدند: مؤلفة قلوبهم كفارى هستند كه مقدارى از زكات به آن‌ها داده مى‌شود كه نسبت به اسلام رغبت پيدا كنند و مى‌توانند از قريش باشند.
گفته‌شده «مؤلفة قلوبهم» مسلمانان تازه به اسلام گرويده‌اى هستند كه به آنان كمک مالى مى‌شود، تا اسلام در دل‌هاى آنان استقرار يابد.
بنابر قول دوم، حكم آنان باقى است و فسخ نشده است و هم‌اكنون نيز به آنان از زكات داده مى‌شود.
اما بنابر تفسير اول در اين كه حكم «مؤلفة قلوبهم» تا زمان ما ادامه دارد يا نه، اختلاف وجود دارد و تحقيق مطلب آن است كه هرگاه اسلام نيازمند به تحبيب قلوب كفار باشد و مقتضيات، آن را ايجاب كند به آنان از زكات داده مى‌شود و الاّ نه.
[۱] جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.


۱.۲ - نظر مذهب حنبلی

به عقيده فقهاى حنبلى: «مؤلفة قلوبهم» عبارت از پيشوايان و بزرگان عشيره‌ها هستند كه اميد مى‌رود با دادن سهمى از زكات، مسلمان شوند.
يا بيم آن رود كه از آنان شرى عايد مسلمين شود يا شايد به اين وسيله ايمانشان قوى شد.
يا كفار و گروهى كه با آنان نظير و هم‌چشم هستند به اسلام بگروند.
يا در گردآورى زكات به آنان نيازى باشد در اين موارد سهمى از زكات به آنان داده مى‌شود، تا تأليف قلوب آن‌ها حاصل گردد.
[۲] جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.


۱.۳ - نظر مذهب شافعی

فقهاى شافعيه معتقدند:
[۳] جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.
«مؤلفة قلوبهم» چهار طايفه هستند:
گروه اول: افراد ضعيف الايمانى هستند كه تازه اسلام آورده‌اند و به آنان از زكات داده مى‌شود تا اسلامشان قوى شود؛
گروه دوم: آنانی كه اسلام آورده‌اند و در عشيره خود داراى مقام و منزلتى هستند كه هرگاه به آنان كمک كنيم ديگر كفار نيز اسلام بياورند؛
گروه سوم: مسلمانان قوى الايمان مى‌باشند كه انتظار مى‌رود با دادن زكات به آنان شر كفارى كه در پشت سر آنان قرار گرفته اند، به آن وسيله دفع شود؛
گروه چهارم: كسانى هستند كه شر مانعان زكات را دفع مى‌كنند.
[۴] جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.


۱.۴ - نظر مذهب حنفی

بر اساس نظريه فقهاى حنفيه «مؤلفة قلوبهم» سهمى از زكات ندارند، مدرک و مستند آنان در اين زمينه رفتار خليفه اول نسبت به «مؤلفة قلوبهم» است.
[۵] جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.

«مؤلفة قلوبهم» در زمان خلافت خليفه اول از زكات منع شدند و در عمل اين بخش از احكام سياسى اسلام تعطيل گرديد.


به اعتقاد شيعه اين عمل خلاف شریعت بوده و در نظر اهل سنت اجتهاد محسوب شده است.
بدون ترديد تأليف قلب‌ها در مورد هر دو گروه كفار و مسلمانان متحقق مى‌شود، الا اين كه «مؤلفة قلوبهم» در زمان پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) كسانى بودند كه به آن‌ها از زكات و از غير زكات بيشتر از ديگران داده مى‌شد.
آن‌ها به ظاهر از كفار نبودند و اظهار اسلام مى‌كردند، ولى از نظر ايمان ضعيف بودند و در ميان قوم خويش از اشراف و بزرگان محسوب مى‌شدند.
مانند:ابوسفیان، اقرع، عينيه و امثال آن‌ها، ابن جنيد در اين مورد گفتار مشابهى دارد مى‌گويد: پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) اينان را خوب مى‌شناخت كه به زبان اظهار دين مى‌كنند و مسلمين و پيشوايان را كمک مى‌كنند و جز قلب‌شان با آنان هستند.


در فقه شيعه «مؤلفة قلوبهم» را به این صورت بیان کرده که عبارتند از:

۳.۱ - نظریه اول

«مؤلفة قلوبهم» شامل كسانى هم مى‌شود كه به اسلام گرويده‌اند ولى بيم آن مى‌رود كه از اسلام دورى گزينند.
امام با دادن سهمى از زكات، دل آنان را به دست مى‌آورد تا به دينى كه گرويده‌اند، دلگرم و پايبند باشند و از اين راه شک از دل آنان ريشه‌كن مى‌شود.
برمبناى اين نظريه «مؤلفة قلوبهم» شامل هر دو گروه زير مى‌شود:
کفاری كه مقصود تأليف قلوب آن‌ها براى جهاد است؛
• مسلمانانى كه ضعيف العقيده هستند و اختصاص به يک گروه معين ندارد.

۳.۲ - نظریه دوم

در مقابل اين نظريه، ديدگاه ديگرى قرار داد كه «مؤلفة قلوبهم» را شامل كفار نمی‌داند.
زيرا اين عنوان در آيه زكات اختصاص به مسلمانان ضعيف العقيده‌اى دارد كه با دادن زكات شايد ايمان‌شان قوی‌تر شود و به يارى مسلمين بشتابند.
[۱۲] طبری، محمد بن جریر، تفسير طبرى، ج۹، ص۱۶۳.
[۱۳] کاشف‌الغطاء، احمد، قلائد الدرر في مناسك من حج و اعتمر، ج۱، ص۲۸۹.
[۱۶] عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، شرح اللمعة الدمشقيه، ج۱، ص۱۷۳.
[۱۷] قطب، سید، العدالة الاجتماعية فى الاسلام، ص۱۳۵.

شايد دليل اين نظريه آن باشد كه در بسيارى از احاديثى كه در زمينه تفسير «مؤلفة قلوبهم» وارد شده، تنها از گروه مسلمانان «مؤلفة قلوبهم» ياد شده است.
همين روايات است كه نارسايى نظريه اول را هم كه «مؤلفة قلوبهم» را به گروه كفار اختصاص داده، ثابت مى‌كند.
بنابراين اطلاق «مؤلفة قلوبهم» با توجه به مفهوم عام لغوى آن مى‌تواند صحت نظريه سوم را كه «مؤلفة قلوبهم» را شامل هر دو گروه مسلمانان و كفار مى‌داند اثبات كند.


از مجموع اين نظريات مى‌توان به ابعاد گسترده مصلحتى كه در نظام اقتصادى سياسى مؤلفة قلوبهم، در فقه اسلامى منظور شده، پى برد و با عرصه وسيع مصلحت در نظام حقوقى اسلام آشنا شد.
[۲۰] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۹، ص۱۸۳-۱۸۰.



۱. جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.
۲. جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.
۳. جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.
۴. جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.
۵. جزيری، عبدالرحمن بن محمد عوض، الفقه على المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۲۳-۵۰۲.
۶. نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۳۳۹-۳۸۸.    
۷. نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۳۴۱.    
۸. نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۳۴۱.    
۹. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۶، ص۱۴۵.    
۱۰. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۴۱۲.    
۱۱. همدانی، آقا رضا، مصباح الفقیه، ج۱۳، ص۹۵.    
۱۲. طبری، محمد بن جریر، تفسير طبرى، ج۹، ص۱۶۳.
۱۳. کاشف‌الغطاء، احمد، قلائد الدرر في مناسك من حج و اعتمر، ج۱، ص۲۸۹.
۱۴. نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۳۴۲-۳۴۳.    
۱۵. فاضل الکاظمی، جواد بن سعید، مسالک الأفهام إلی آیات الأحکام، ج۲، ص۳۵.    
۱۶. عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، شرح اللمعة الدمشقيه، ج۱، ص۱۷۳.
۱۷. قطب، سید، العدالة الاجتماعية فى الاسلام، ص۱۳۵.
۱۸. رضا، محمد رشید، تفسیر المنار، ج۱۰، ص۴۲۸.    
۱۹. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامیة، ج۱، ص۲۴۹.    
۲۰. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۹، ص۱۸۳-۱۸۰.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۵۶۶-۵۶۸.    









جعبه ابزار