معتزله

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اين در اوايل قرن دوم هجرى توسط
واصل بن عطاواصل‌بن عطا، متکلم معتزلی و مؤسس فرقه معتزله است
(۸۰- ۱۳۱) پديد آمد، در آن زمان مسئله مرتكبان
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
و
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
دنيوى و اخروى آنان مورد بحث جدى قرار داشت.
خوارجخوارج از فرقه‌های مسلمان است
آنان را
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
و
مشرکدر قرآن کریم به مناسبت‌های مختلف از مسئله «شرک» و «مشرکان» سخن به میان آمده است و در آیات متعددی از آنها سخن گفته شده است
دانسته و معتقد بودند اگر بدون
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
از دنيا بروند محكوم به عذاب ابدى خواهند بود، اما اكثريت امت آنان را
مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
فاسق مى‏دانستند، و آنها را
منافقبحث نفاق یکی از مباحثی است که در قرآن بسیار به آن پرداخته شده است تا جایی که سوره‌ای به نام «سوره منافقون» بر پیامبر ص نازل شده است
مى‏دانست.
در چنين شرايطى، و اصل بن عطا كه از شاگردان حسن بصرى بود، راى جديدى را ابراز نموده، گفت: اسم مدح بوده و عبارت است از مجموعه‏اى از خصال و صفات پسنديده، و مرتكبان کبایر فاقد برخى از آن صفاتند،
فسقفِسق، به ارتکاب گناه و ترک فرمان خدا اطلاق می‌شود
نيز اسم ذم است، لذا فاسقان را نمى‏توان مؤمن ناميد. و از طرفى، چون به
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
اقرار داشته و برخى از صفات حميده را نيز دارا هستند، نمى‏توان آنان را مشرك و كافر ناميد. و در نتيجه بايد گفت: فسق حد وسط ميان ايمان و كفر بوده و مرتكبان كباير نه مؤمنند و نه كافر، ولى از آنجا كه در قیامت، انسانها دو گروه بيش نيستند، گروهى اهل بهشت و گروهى اهل دوزخ،
«فريق فى الجنة و فريق فى السعير»
[۱] سوره شوری آِیه۷

و بهشت نيز جايگاه مؤمنان و صالحان است.
بنابر اين اگر فاسقان بدون توبه از دنيا بروند اهل دوزخ و مخلد در آنند، اين نظريه به عنوان «منزلة بین المنزلتین‌» شهرت يافت
[۲] امالى،سيد مرتضى، ج ۱، ص ۱۱۵، شرح الاصول الخمسة، قاضى عبد الجبار، ص ۱۳۸- ۱۳۹، الفرق بين الفرق ،عبد القاهر بغدادى، ص ۱۱۸، الملل و النحل، شهرستانى، ج ۱، ص ۴۸.



وجه تسميه معتزله



درباره وجه تسميه آنان به معتزله گفته شده است: چون واصل بن عطا و پيروان او پس از ابراز اين نظريه، از مجلس درس حسن بصرى كناره گرفتند، به اين نام شهرت يافتند. در اين باره وجوه ديگرى نيز گفته شده است كه يادآورى آن در اينجا فايده چندانى ندارد
[۳] ر. ك: ملل و نحل، جعفر سبحانى، ج ۳، ص ۱۵۵- ۱۶۳.


سیر تحول تاریخی معتزله



مذهب معتزله در طول حيات خود تحولاتى را پشت‏سر گذاشته است .

← عصر امويان


زمامداران اموى، غالبا از عقيده
جبریکی از بحث برانگیز ترین و جنجال خیز ترین مباحث فکری بشر بحث جبر و اختیار انسان در افعالش می باشد
طرفدارى مى‏كردند و با طرفداران آزادى
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
مخالفت و درگيرى داشتند. بدين جهت پيشگامان
قدریه«قدریه» منسوب به «قدر» به معنی «تقدیر» و «تاء» آخر کلمه (که در فارسی هاء خوانده می‌شود)، نشانه انتساب به طائفه‌ای خاص به نام «طایفه قدریه» است
را به قتل رساندند، و از آنجا كه معتزله نيز در مسئله آزادى اراده، طرفدار نظريه قدريه بودند، بايد گفت: آنان در اين زمان از شرايط مناسبى براى نشر عقايد خود برخوردار نبودند. و براى آنكه به سرنوشت اسلاف قدرى خود گرفتار نشوند، روش ملايمت را برگزيدند. ولى پس از مرگ
هشام بن عبدالملکهشام‌ بن عبدالمک، ‌بن مروان حکم، دهمین خلیفۀ اموی و هفتمین خلیفۀ مروانی (خلافت: ۱۰۵-۱۲۵) است
، حکومت اموی ثبات و اقتدار سياسى خود را از دست داد و به بى‏ثباتى و تزلزل گراييد. در دوران آخرين زمامدار، مروان حمار (۱۲۷- ۱۳۲) دامنه شورش و اعتراض عليه امویان گسترش يافت و سرانجام حكومت‏بنى اميه به دست عباسیان سقوط كرد
[۴] تاريخ الخلفاء، سيوطى، ص ۲۵۰- ۲۵۵.
در نتيجه شرايط ياد شده، در آخرين فصل تاريخ حكومت امويان، متفكران اسلامى زمينه مناسب را براى فعاليت‏هاى فكرى و فرهنگى فراهم كردند. متكلمان معتزلى نيز به طور كامل از آن بهره گرفته و به نشر افكار و عقايد خود را در نقاط مختلف سرزمين اسلامى پرداختند. رهبرى كلام معتزله را در اين دوره، پايه گذار آن، يعنى واصل بن عطا بر عهده داشت، وى در سال ۱۳۱ هجرى درگذشت. و پس از او تا سال ۱۴۳ عمرو بن عبید، كلام معتزله را رهبرى كرد.

← عصر عباسيان


كلام معتزله در عهد عباسيان چهار دوره متمايز را پشت‏سر گذاشت:
۱- دوره قبل از مامون (۱۳۲- ۱۹۸).
۲- دوره مامون تا واثق (۱۹۸- ۲۳۲).
۳- عهد متوکل و پس از آن (۲۳۲- ۳۰۰).
۴- پس از ظهور
اشعریاَشْعَری‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ اسماعیل‌ بن‌ اسحاق‌ (۲۶۰-۳۲۴ق‌/ ۸۷۴ -۹۳۶م‌)، متکلم‌ نامدار و بنیان‌گذار مکتبی‌ در عقاید اسلامی‌ که‌ پیروانش‌ اشاعره ‌ (ه م‌) خوانده‌ شده‌اند
.

← دوره قبل از مامون


در اوائل دوره نخست (عصر سفاح و منصور) رابطه معتزله با دستگاه حاكم، نه كاملا قهرآميز بود و نه مورد حمايت عباسيان. در اين ايام معتزله به مقتضاى
اصلاصل به معنی قانون، مرجعِ هنگامِ شک بوده و همچنین در معنای نوشته آغازین حدیثی ( اصول اربعمائه) نیز می‌باشد و از آن در اصول فقه، مباحث الفاظ سخن رفته است
امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منکر به معنی واداشتن به نیکی و بازداشتن از بدی می باشد
، گاهى مظالم هيئت‏حاكم را به آنان گوشزد مى‏كردند، ولى از شورش و قيام خوددارى مى‏نمودند، لذا از خشم عباسيان در امان ماندند. در زمان مهدی عباسی (۱۶۹- ۱۵۹) متكلمان معتزلى از شرايط خوبى برخوردار بودند، زيرا افزايش زنادقه و فعاليت‏هاى الحادى آنان، مهدى را به مبارزه با آنان بر انگيخت و او از متكلمان خواست تا به مقابله با زنادقه قيام كنند
[۵] تاريخ تمدن اسلام، جرجى زيدان، ج ۳، ص ۵۵۵.
ولى در اواخر اين دوره (عصر
هارون الرشیدابوجعفر هارون الرشید (۱۴۸-۱۹۳ ق) فرزند مهدی عباسی، پنجمین خلیفه عباسیان است
) با آنان مخالفت‏شد، و هارون از مناظرات كلامى- كه مورد علاقه شديد معتزله بود- ممانعت كرد، و حتى متكلمان زندانى شدند
[۶] طبقات المعتزله، ص ۵۶.

در اين عصر ترجمه كتب فلسفی به عربى آغاز گرديد و متكلمان معتزلى توانستند به تدريج‏با آراى فلسفى آشنا گردند، چنانكه علی بن محمد خراسانی گفته است: منصور اولين خليفه‏اى است كه كتابهاى سریانی،
اعجمیغیر عرب رااَعجَمی میگویند که از این عنوان در بابهای طهارت، صلات،حج، نکاح، اقرار و کفارات سخن رفته است
و يونانى براى او ترجمه شد
[۷] تاريخ الخلفاء، ص ۳۸۸..


← دوره مامون تا واثق


دوره دوم، دوران اوج عزت و اقتدار معتزله است، زيرا در اين دوره از حمايت كامل زمامداران عباسى برخوردار بودند و آراء و عقايد آنان به صورت عقايد رسمى دينى پذيرفته شد و آنان با آزادى كامل به نشر عقايد خود پرداختند و با توجه به عقيده خاص آنان درباره امر به معروف و نهى از منكر، با مخالفان خود (
اهل حدیثعنوان پیروان یکی از دوگرایش فقهی در شیعه (اخباریان) مقابل اصولیان و همچنبن صاحبان یکی از دو گرایش اصلی فقهی‌ در اهل‌سنت، مقابل اصحاب رأی و همچنین عالمان علم حدیث را اهل حدیث می‌گویند
و
حنابلهحدوث و قدم از مهمترین مباحث در خداشناسی است
)به شدت برخورد مى‏كردند

← دوره متوکل و پس از آن


با مرگ واثق (متوفاى ۲۳۲) و به قدرت رسيدن متوكل (۲۳۲- ۲۴۷) ، ستاره اقبال و اقتدار معتزله افول كرد، زيرا وى روشى كاملا متضاد با سه خليفه پيش از خود )مامون، ، واثق) در پيش گرفت، بحثهاى كلامى را ممنوع كرد، از مخالفان معتزله (اهل حديث و حنابله) ، و نظریه قدم قرآن به شدت حمايت كرد. مخالفت متوكل با افكار و عقايد معتزله- و در حقيقت‏با عقل گرایی- سنت‏سيئه‏اى بود كه حكماى عباسى بعد از وى نيز از آن پيروى كردند. اين امر باعث‏شد كه ظاهرگرایان با تكيه بر قدرت سياسى، از رشد و گسترش عقل گرايى جلوگيرى كردند و در اين راه از حوادث تلخ دوران محنت نيز سود جستند و افكار عمومى را عليه معتزله شوراندند. مخالفت آنان مبتنى بر استدلال عقلی و منطقى نبود. لذا در انظار صاحب خردان مقبوليت چندانى نيافت. بنابر اين پس از متوكل، تا پايان قرن سوم، اقتدار معتزله درهم شكست و مخالفان آنان مورد حمايت‏حكام عباسى بودند. اهل حديث و ظاهرگرايان، روش مجادله و كلام را بدعت دانسته و در مخالفت‏با عقايد معتزله از استدلال عقلى استفاده نمى‏كردند و يگانه حربه آنان استناد به ظواهر و تكفير مخالفان بود، لذا متكلمان معتزله توانستند در فرصتهايى كه به دست مى‏آورند با استفاده از جدل و استدلال عقلى از خود دفاع كنند.

← معتزله، پس از قرن سوم


در آستانه قرن چهارم هجرى،
ابو الحسن اشعریعلی بن اسماعیل اشعری معروف به ابو الحسن اشعری از اعقاب ابو موسی اشعری‏ است(۲۶۰-۳۳۰ ه
- كه از شاگردان ابو علی جبایی (متوفاى ۳۰۳) معتزلى بود و با روش مجادله و كلام آشنايى كافى داشت- به دنبال مناظره‏اى كه ميان او و استادش رخ داد و پاسخهاى استاد را قانع كننده ندانست، از مکتب معتزله كناره گرفت. او در يك روز جمعه، در مسجد جامع بصره، كناره‏گيرى خود را از آراء و عقايد معتزله درباره خلق قرآن، رؤیت‌خدا و خلق افعال اعلان كرد.
[۸] فهرست ابن نديم، مقاله پنجم، فن سوم، ص ۲۵۷.


روش فكرى معتزله



معتزله در بحثهاى كلامى و نيز تفسير آيات قرآن،از
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
و تفكر عقلانى استفاده مى‏كردند،و هرگاه نتايج استدلالهاى عقلى آنان با ظواهر دینی مخالفت داشت،دست به
تأویلبرگرداندن لفظ از معنای ظاهری‌اش را تأویل گویند
ظواهر زده و بدين وسيله ميان عقل و دين ايجاد هماهنگى مى‏كردند.فیلسوفان اسلامی نيز از همين روش پيروى مى‏كنند،كه معتزله غالبا از تفکر جدلی بهره مى‏گرفتند،ولى فيلسوفان اسلامى از تفکر برهانی. محقق لاهیجی نيز در تعريف روش معتزله گفته است: «اين جماعت،ترتيب رأى عقلى نموده،آيات و احاديثى كه مضمونش به حسب ظاهر موافق آرا و عقول ايشان نبودند،به تأويل آن بر نهج قوانين عقلى مبادرت مى‏كردند»
[۹] گوهر مراد،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى،ص .۴۶


اصول مذهب معتزله


مذهب معتزله بر پايه پنج اصل استوار است كه هر كس به آنها اعتقاد داشته باشد معتزلى خوانده مى‏شود. قاضی عبد الجبار معتزلی (متوفاى ۴۱۵ ه) كتابى را بر اساس همين اصول پنجگانه تدوين كرده است كه «شرح الاصول الخمسة» نام دارد. از اصول ياد شده، آنچه جزو مسايل ايمانى و اعتقادى است، اصل توحيد و عدل است و سه اصل ديگر در واقع معرف مذهب معتزله است
[۱۰] آشنايى با علوم اسلامى، ج ۲، ص ۲۵ ـ .۲۴

۱ـ اصل توحيد
۲ ـ اصل عدل
۳ ـ وعد و وعید: يكى از مصاديق
قاعده لطفیكی از اصول و قواعد مهم در کلام عدلیه، قاعده لطف است كه پس از قاعده حسن و قبح عقلی مهمترین قاعده کلامی به شمار می‎رود
، وجوب وعد و وعيد است.وفاى به وعده نيز عقلا و نقلا واجب است .جهات ياد شده مورد قبول همه طرفداران قاعده حسن و قبح عقلی است، ولى درباره وفاى به وعيد دو نظريه است: اكثريت معتزله وفاى به وعيد را نيز
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
مى‏دانند و آنان به «وعيديه» معروفند، و ديگران كه قائل به
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
آن نيستند، به «تفضيليه» مشهورند. بنابر اين، از نظر «وعيديه» گنهكارانى كه بدون توبه از دنيا بروند، قطعا عذاب خواهند شد، و اين نظريه با نظريه «
مرجئهمرجئه یکی از فرقه‌ های اسلامی‌ است
» در تضاد كامل است، زيرا آنان به طور قطع به شمول عفو الهى نسبت به گنهكاران
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
كرده‏اند.
۴ ـ المنزلة بين المنزلتين: همان گونه كه در آغاز بحث بيان گرديد، اين اصل مربوط به مرتكبان كباير است و نظريه «المنزلة بين المنزلتين» اولين نظريه جديدى بود كه معتزله آن را مطرح كردند و به واسطه آن به معتزله ناميده شدند.
۵ ـ امر به معروف و نهى از منكر: در اينكه امر به معروف و نهى از منكر از ضروریات دین اسلام است، اختلافى نيست.اختلاف نظر درباره نحوه وجوب و شرايط و مراتب آن است، معتزله در اجراى اين فريضه دينى، اهتمام بسيار داشتند و به ويژه با زندقه و
الحادعدول از آیین حق و همچنین ارتکاب گناه در مسجد الحرام را اِلحاد می‌گویند و الحاد به مفهوم دوم به مناسبت در باب صلات و حج آمده است
، شديدا مبارزه مى‏كردند، فريضه امر به معروف و نهى از منكر، در
مذهب امامیهاِمامیّه‌، عنوان‌ یکی‌ از مذاهب‌ اسلامی‌ که‌ نقشی‌ اساسی‌ در شکل‌گیری‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ اسلامی‌ ایفا کرده‌ است‌
نيز جايگاه بلندى دارد كه در كتب
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
، ،
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
و
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
شيعه درباره آن بحثهاى گسترده‏اى انجام شده است
[۱۱] برای بحث امر به معروف و نهی از منکر ر.ك: وسائل الشیعه، ج ۱۱    ، جواهر الکلام، ج ۲۱    ، تحرير الوسيلة، ج ۲، كشف المراد .



پانویس


 
۱. سوره شوری آِیه۷
۲. امالى،سيد مرتضى، ج ۱، ص ۱۱۵، شرح الاصول الخمسة، قاضى عبد الجبار، ص ۱۳۸- ۱۳۹، الفرق بين الفرق ،عبد القاهر بغدادى، ص ۱۱۸، الملل و النحل، شهرستانى، ج ۱، ص ۴۸.
۳. ر. ك: ملل و نحل، جعفر سبحانى، ج ۳، ص ۱۵۵- ۱۶۳.
۴. تاريخ الخلفاء، سيوطى، ص ۲۵۰- ۲۵۵.
۵. تاريخ تمدن اسلام، جرجى زيدان، ج ۳، ص ۵۵۵.
۶. طبقات المعتزله، ص ۵۶.
۷. تاريخ الخلفاء، ص ۳۸۸..
۸. فهرست ابن نديم، مقاله پنجم، فن سوم، ص ۲۵۷.
۹. گوهر مراد،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى،ص .۴۶
۱۰. آشنايى با علوم اسلامى، ج ۲، ص ۲۵ ـ .۲۴
۱۱. برای بحث امر به معروف و نهی از منکر ر.ك: وسائل الشیعه، ج ۱۱    ، جواهر الکلام، ج ۲۱    ، تحرير الوسيلة، ج ۲، كشف المراد .


منبع



فرق و مذاهب کلامی ، علی ربانی گلپایگانی



جعبه ابزار