زنادقه
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
زَنادِقَه، جمع
زندیق است و به
مسلمان ملحدی گفته میشود که
تفسیرهایش از
قرآن و
سنت موجب گمراهی مسلمانان گردد.
کیفر زنديق بر پایه
سوره مائده،
قتل،
صلب، بریدن دست و پا از چپ و راست یا نفی از زمین است.
واژه زنديق از ریشه
پهلوی زنديک به معنای مفسر
اوستا میآید و به مانویان و مزدکیانی گفته میشد که عقاید خود را پنهان میکردند.
نخستین زنادقه از موالیان ایرانی در
کوفه و
حیره بودند و کسانی مانند
جعد بن درهم،
بشار بن برد،
ابن راوندی و
ابن المقفع از مشهورترین آناناند.
زنادقه غالبا قائل به
اباحه،
شک در
دین و
ثنویت بودند و خلفای عباسی بهویژه
مهدی و
هادی میان
سالهای ۱۵۳ تا ۱۷۰ ه.ق آنان را بهشدت تعقیب میکردند.
زنادقه جمع زنديق است.
زنديق در اصطلاح به مسلمان ملحدى گويند كه تفسيرهاى او از نصوص شرعيه قرآن و سنت، موجب گمراهى مسلمانان گردد.
كلمۀ زنديق، از ريشه پهلوى زنديک مىآيد كه به معنى مفسّر اوستا كتاب زرتشت است.
بهخاطر آنکه مانويان و مزدكيان جرأت اظهار عقايد دينى خود را نداشتند به تفسير اوستا پرداخته مىگفتند: «منظور ما از اين سخنان، شرح و تفسير اوستا مىباشد.»
از آن جهت ايشان را زندیک ناميدند.
كيفر زنديق بنا به آيۀ قرآن، قتل و صلب ايشان يا بريدن دست و پا از چپ و راست مىباشد؛ زيرا آنان با
خدا و
رسولش جنگ كرده و در زمين
فساد نمودهاند.
(إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِينَ يُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيٰا. . .) «كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمىخيزند و براى فساد در روى زمين تلاش مىكنند و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مىبرند، فقط اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا دست و پاى آنها، بهعكس يكديگر (چهار انگشت از دست راست و چهار انگشت از پاى چپ) بريده شود و يا از سرزمين خود
تبعید گردند. اين رسوايى آنها در دنياست....»
نخستين زنديقان از مواليان ايرانى در كوفه و حيره بودند كه خود را به
قبایل عرب نسبت داده و
عقاید کفرآمیز خويش را
اشاعه مىدادند.
اولين كسى كه اظهار زندقه كرد جعد بن درهم
(مقتول در ۱۲۵ ه.ق) در
عراق بود.
سپس بشّار بن برد،
صالح بن عبدالقدوس، ابن راوندى و ابن المقفع اظهار زندقه كردند.
زنادقه سخت مورد تعقيب خلفاى عباسى بودند و علماى
اسلام گناه زندقه را قابل بخشش نمىدانستند.
چنانكه
غزالی در كتاب
فیصل التفرقه بین الاسلام و الزندقه در تأويل حديث
تفرقه دربارۀ
نجات فرق اسلام قائل به
تسامح شده مىنويسد:
«كلها فى الجنة الا الزنادقه»
زنادقه غالبا قائل به اباحه و شک در دين و نوعى آزادانديشى و اغلب ثنوى بودند. مانند صالح بن عبد القدوس كه قائل به دو اصل قديم
نور و ظلمت بود.
در
سال ۱۶۳ ه.ق مهدى خليفه عباسى شديدا به تعقيب زنادقه پرداخت و به
محتسب معروف آن زمان
عبدالجبار كه او را صاحب الزنادقه مىگفتند، مأموريت داد كه در بلاد اسلام جستجو كند و هرجا به اين
طایفه برخورد، آنان را تعقيب و به قتل رساند.
اين سختگيریها ما بين
سالهای ۱۶۶ و
۱۷۰ ه.ق به اوج شدت رسيد.
به اندک گمانى كه دربارۀ دين كسى مىبردند او را متهم به زندقه مىكردند.
غالبا براى امتحان كسى كه گمان مىكردند او از زنادقه است به وى امر مىنمودند كه بر صورت مانى كه در آن زمان تصويرى از او موجود بود خيو (آب دهان) بيندازد، اگر امتناع مىكرد او را متهم به زندقه مىكردند.
يا مىگفتند: مرغى دريايى را كه نام او تذرگ (تذرو) بود بكشد و ظاهرا مانويان از قتل حيوانات ابا داشتند بهخصوص از قتل اين
پرنده.
در آن زمان كه مصادف با سال ۱۲۳۹ م بود كاتارهاى Cathares مانوى كه از توسكانیها بودند (اترورياى قديم كه اتروسكا منسوب به آن ناحيه است و از بلاد ايتاليا بهشمار مىرود.) مورد تعقيب پاپ ژرژ چهارم قرار گرفتند.
ايشان را وادار مىكردند در پيش اسقفان
گوشت بخورند؛ زيرا مانويان از خوردن گوشت ابا مىكردند.
زنادقهاى كه در بين سالهاى ۱۵۳ و ۱۷۰ هـ.ق به امر مهدى و هادى دو خليفه عباسى مورد تعقيب قرار گرفتند غالبا مانوى بودند.
اینان از قائلين به دو اصل قديم نور و ظلمت بهشمار مىرفتند و
ذبح حیوانات و خوردن گوشت آنها را
حرام مىشمردند.
در زمان خلفاى عباسى، تنها مانويان را تعقيب نمىكردند بلكه هاشميان را كه از
اولاد علی (علیهالسلام) بودند و دعوت خلافت داشتند متهم به زندقه مىكردند، چنانكه
عبداللّٰه بن معاویه را از زندقيان مىشمردند يا بعضى از مخالفان خود را به اتهام زندقه مىكشتند.
از جمله كسانى كه خلفاى عباسى بهعنوان زندقه مورد تعقيب قرار دادند
ابوعلی سعید،
ابوعلی رجا و
ابویحیی یزدانبخت بودند.
ظاهرا زنادقه حقيقى از دين مزدكى و مانوى خود برنمىگشتند و تن به مرگ مىدادند.
از مشاهير و
متکلمان زنادقه
ابن طالوت و
نعمان نامى بودند كه هر دو استاد ابن راوندى زنديق مشهور بهشمار مىرفتند.
شعوبیه يعنى ايرانيانى كه قائل به برترى
عجم بر عرب بودند اغلب از زنادقه بودند.
از شخصيتهاى بارز زنادقه
عبدالکریم بن ابی العوجاء بود.
ابوعلی ورّاق معتزلی نيز از ايشان بهشمار مىرفت، و او را از زنادقه و
شیعۀ رافضی مىشمردند و معتقد به اصالت نور و ظلمت بود.
در ميان
ادبا و
شعرا ابان بن عبدالحمید لاحقی كه
کلیله و دمنه ابن المقفع را به شعر درآورده بود نيز از زنادقه بهشمار مىرفت و مانند بشّار بن برد از ملىگرايان ايرانى بود.
ابوالعتاهیه را نيز از زنادقه شمردهاند؛ زيرا در اشعار خود به اصالت دو اصل
خیر و
شر، و نور و ظلمت قائل بود.
ولید بن یزید اموی را كه خليفهاى بىاعتقاد بود و به قرآن كريم جسارت كرد و با انداختن تيرى آن را پاره كرده و بسوزانيد نيز زنديق مىخواندند.
ديگر كسانى را كه زنديق خواندهاند
معن بن زائده شیبانی و ديگرى
عبدالسلام رعبان بود.
•
مشکور، محمدجواد؛ مدیرشانه چی، کاظم، فرهنگ فرق اسلامی، ج۱، ص۲۱۰-۲۱۳.