• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابومنصور عزالدوله بختیار دیلمی (ح ۳۳۱ یا ۳۳۲ـ۳۶۷ق)، امیر سلسله شیعی مذهب آل‌ بویه در عراق بود که پس از پدرش معزالدوله به امارت رسید و با مشکلاتی چون تهی‌بودن خزانه، اختلافات قومی و مذهبی میان ترکان و دیلمیان، و رقابت با حمدانیان، فاطمیان و پسرعمویش عضدالدوله روبرو شد.
او که در نبرد با ترکان و شورش‌های داخلی ناتوان بود، سرانجام با نیرنگ عضدالدوله دستگیر و سپس به قتل رسید و دوران حکومت او با آشوب‌های مذهبی و قومی، آتش‌سوزی کرخ و از دست‌دادن تدریجی قدرت همراه بود.



عزالدوله بختیار، امیر سلسله شیعی مذهب آل بویه (دیلمیان) در عراق (۳۳۱ یا ۳۳۲-۳۶۷) بود.
ابومنصور بختیار، ملقب به عزالدوله، فرزند و جانشین معزالدوله ابی الحسین احمدبن بویة دیلمی، در اهواز متولد شد، لیکن دیلمی الاصل بود.
در ۳۴۶ با دختر سبکتکین حاجب، یکی از فرماندهان سپاه معزالدوله، ازدواج کرد.
[۲] محمد بن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۷۲، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.

در ۳۵۶، از خلیفه المطیع لله لقب عزالدوله یافت.
در همان سال به جای پدر به امارت عراق رسید و تا ۳۶۷، سال درگذشتش، بر متصرفات پدر مشتمل بر آذربایجان، جزیره، بین النهرین و خوزستان ـ جز عمان و کرمان که به تصرف عضدالدوله درآمده بود ـ حکومت کرد.


معزالدوله هنگام مرگ، وصیت کرد که لقب امیرالامرایی بغداد را به بختیار دهند و از عزالدوله خواست تا از عمویش رکن الدوله، که بزرگ خاندان بویه بود، و پسر عمویش، عضدالدوله، اطاعت و با ترکان سپاه، خصوصاً فرمانده آنان، سبکتکین حاجب، مدارا کند.
همچنین او را به نگه داشتن دو کاتب خویش، ابوالفضل عباس بن حسین شیرازی و ابوالفرج محمد بن عباس، سفارش کرد.
پس از مرگ معزالدوله، سه روز باران بارید، به طوری که رفت و آمد دولتمردان و درباریان دشوار شد و همین امر به بختیار امکان داد که، بدون اختلاف و درگیری، بر سریر حکومت بنشیند.

۲.۱ - مشکلات در آغاز حکومت بختیار

بختیار در سال‌های حکومت خود، با مشکلات بسیاری روبرو شد که اصلی‌ترین آن‌ها تهی بودن خزانه بود؛ زیرا معزالدوله با اتلاف ثروتش در سال‌های آخر عمر، تمام اندوخته خزانه را صرف بذل و بخشش به ترکان و احداث بنایی برای خود کرد.
[۸] احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

مشکل دیگر، اختلافات قومی و مذهبی در سپاه بود، که از ترکان سنی مذهب و دیلمیان شیعی تشکیل شده بود، و سبب تشنج در شهر بغداد شد.
بعلاوه، ضعف شدید دستگاه خلافت، وجود همسایگان که طمع در تصرف بغداد داشتند ـ مانند حمدانیان در موصل و حلب، فاطمیان در دمشق و شام، روم شرقی در شمال و عضدالدوله در شرق ـ سبب افزایش مشکلات و در نهایت از میان رفتن حکومت بختیار شد.

۲.۲ - اوضاع امارت مکه در دوره بختیار

اخشیدیان مصر و علویان عراق (آل بویه)، همواره بر سر امارت مکه رقابت و زد و خورد داشتند؛ چنانکه یک بار در ۳۴۳، و بار دیگر در ۳۵۶، در مراسم حج، بنی سلیم امیرالحاج بوییان، حاجیان مصری را تاراج کرد و امیرشان را کشت؛ و در آن تاریخ به نام بختیار در مکه خطبه خوانده شد و امارت حج بر عهده ابواحمد موسوی پدر شریف رضی و علم الهدی گذاشته شد و بر خلافت المطیع لله نیز تأکید شد.

۲.۳ - کمک به رکن‌الدوله و اختلاف با عضدالدوله

در ۳۵۶، هنگام حمله وشمگیر به خراسان، با درخواست کمک رکن الدوله از بختیار، او سبکتکین را مأمور کرد.
با نافرمانی سبکتکین، بختیار ناچار بختکین آزادرویه، یکی از غلامان معزالدوله، را به کمک عمویش فرستاد؛ اما با مرگ وشمگیر قضیه منتفی شد.
[۱۲] احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۳ـ۲۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۱۳] محمد بن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۹۶، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.

در همین زمان، کارگزاران عضدالدوله برای خرید سالانه سپاه به بغداد آمده بودند؛ اما بختیار مانع کار آنان شد
[۱۴] احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
و زمینه اختلاف با پسر عمویش را فراهم آورد.

۲.۴ - مشکل تهی بودن خزانه و نافرمانی برادر

خزانه تهی بختیار به او امکان رفع حوایج سپاه را نمی‌داد؛ و ترکان و دیلمیان سپاه به اتفاق بر او فشار می‌آوردند.
[۱۵] احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

ابوالفضل عباس تقبل کرد که مخارج سپاه را تأمین کند و با دریافت خراج از اهل ذمه و مصادره اموال و املاک مردم، موقتاً مشکل را حل کرد و به پاداش این کار به وزارت رسید.
بختیار در ۳۵۸ او را عزل و اموال و املاکش را ضبط کرد، و ابوالفرج محمد بن عباس را به جای او برگماشت؛ لیکن پس از مدتی، بار دیگر ابوالفضل عباس را به وزارت آورد.
مشکلات حکومت بختیار در ۳۵۷، با نافرمانی برادرش حبشی، حاکم بصره که به تحریک جمعی از سپاهیان بر او شوریده بود، آشکارتر شد. بختیار نیز ابوالفضل عباس را برای دستگیری برادر روانه کرد.
حبشی شکست خورد و مدتی در قلعه مهدی، و سپس اهواز و رامهرمز دربند بود؛ اما سرانجام با درخواست رکن الدوله، از زندان آزاد شد و نزد عمو و سپس پسر عمویش عضدالدوله رفت.
بختیار نیز پسر هشت ساله خود مرزبان را به جای برادر، امیر بصره کرد.

۲.۵ - ادعای مهدویت محمد بن مستکفی

در همین سال (زمانی که پسر بختیار امیر بصره شد)، محمد پسر مستکفی در بغداد ادعای مهدویت کرد.
او که قبلاً نزد کافور اخشیدی در مصر، کارش بالا گرفته بود، به بغداد رفت و از میان علویان و سنیان طرفدارانی جمع کرد.
سبکتکین حاجب نیز با او بیعت کرد، لیکن هنگامی که دریافت پسر مستکفی است، از او کناره گرفت؛ و همین امر سبب کاهش قدرت محمد شد.
سپس بختیار او را دستگیر کرده نزد خلیفه فرستاد، و خلیفه نیز او را کیفر داد.

۲.۶ - مشکل ظهور فاطمیان و یاغیگری بن شاهین

با ظهور فاطمیان در مصر برای بختیار مشکل جدیدی فراهم شد.
همین مسئله سبب گشت تا حسین (یا حسن) بن احمد بن ابوسعید جنابی قرمطی با کمک مالی بختیار و تحریک خلیفه در ۳۵۸ روی به دمشق نهد و بر آن شهر که در دست جعفر بن فلاح، از فرماندهان خلیفه فاطمی، بود مسلط شود.
[۲۳] دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، ذیل «قرامطه»، تهران ۱۳۴۵ ش.

یاغیگری عمران بن شاهین، که در زمان حکومت معزالدوله، بر اثر ارتکاب جنایتی، به بطائح ـ باتلاق‌های اطراف واسط و بصره ـ پناه برده بود، در زمان بختیار نیز ادامه داشت.
بختیار در آغاز حکومت خود، با او صلح کرد، لیکن در ۳۶۰، ناگزیر شد که برای جنگ با وی به نعمانیه برود؛ اما در این جنگ شکست خورد و تقاضای صلح کرد.

۲.۷ - اقدام بختیار برای رفع اختلاف میان ترکان و دیلمیان

بختیار برای رفع اختلاف میان ترکان و دیلمیان، در ۳۶۰ دختر بختکین را به ازدواج پسر خود مرزبان و دختر بکتجور، غلام معزالدوله، را به عقد پسر دیگر خود سالار درآورد و همه سپاه برای حفظ دوستی سبکتکین و بختیار سوگند خوردند، لیکن این کار ثمری نداشت.

۲.۸ - جنگ با رومیان

در ۳۶۱، دمستیکوس با سپاه روم روی به جزیره و بین النهرین نهاد و مسلمانان را کشته و غارت کرد.
جمعی از مردم ربیعه و دیاربکر از خلیفه، و برخی از علما مانند ابوبکر رازی، ابوالحسن علی بن عیسی نحوی و ابن دقاق نیز از بختیار که در کوفه بود، یاری خواستند.
بختیار نیز وعده جنگ با رومیان را داد و فرمان جنگ صادر کرد.
عده بی‌شماری از غازیان در بغداد جمع شدند
[۲۸] احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۰۳ـ۳۰۹، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
و، به گفته ابن تغری بردی،
[۳۰] ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، ج۴، ص۶۵ـ۶۶، مصر.
به روم حمله بردند و بسیاری از رومیان را اسیر کردند و جمع زیادی از بطریقان (پاتریسین‌ها) را کشتند و سرهایشان را برای مسلمانان آوردند.
به نوشته ابن اثیر بختیار به بهانه جنگ با رومیان، چهارصد هزار درهم از خلیفه گرفت و مسئله غزوه و جهاد را فراموش کرد، و خلیفه برای تأمین این پول، اثاث البیت و جامه خود را فروخت.

۲.۹ - نا امنی در بغداد توسط غازیان

وجود غازیان در بغداد، که سنیان و شیعیان و جوانان و عیاران نیز در میان آنان بودند، سبب شد تا مردان مسلح بسیاری در بغداد پراکنده شوند و تشنج سال ۳۶۱ پدید آید.
در این سال، عیاران محلات مختلف را غارت و به خانه‌ها حمله می‌کردند.
محله کرخ که شیعی‌نشین و کانون بازرگانی بود، گرفتار هجوم شد ترکان به هتک ناموس مردم پرداختند و خمار، صاحب شرطه بختیار در بغداد، را به بهانه ناچیزی کشتند.
بختیار برای جلوگیری از گسترش شورش، از خون صاحب شرطه خود گذشت و برای رفع فتنه ترکان از سبکتکین کمک خواست و یکی از حاجبان سبکتکین را صاحب شرطه بغداد کرد.
در شعبان ۳۶۲، دوستاق بان (زندانبان) کرخ مردی عامی از اهل سنت را به قتل رساند.
عامه مردم و ترکان شوریدند و دوستاق بان را کشتند و جسدش را سوزانیدند، درهای زندان را نیز گشودند و زندانیان را آزاد ساختند.
ابوالفضل عباس (وزیر) که سنی متعصب بود، حاجب خود، صافی، را که او نیز سنی متعصب بود، برای کشتار عامه به کرخ فرستاد.
او کرخ را به آتش کشید، که در آن هفده هزار تن کشته شدند و سیصد دکان و ۳۳ مسجد و بسیاری از اموال مردم در آتش سوخت.
در ۳۶۲، ابوالفضل عباس، که در آتش سوزی کرخ مؤثر بود، از وزارت عزل شد و پس از او ابن بقیه، که آشپز بختیار و از خانواده پستی بود، به وزارت رسید و دستور داد تا ابوالفضل عباس را حبس و اموالش را مصادره کنند.

۲.۱۰ - شورش ترکان و نبرد با سبکتکین

ترکان سپاه که قدرت زیادی یافته بودند، از سویی و دیلمیان که از عشیره بختیار بودند و قدرت داشتند، از سوی دیگر، برای تأمین هزینه سپاه، بر بختیار فشار می‌آوردند؛ اما خزانه تهی و درآمد حکومت بختیار، هزینه روزافزون سپاه را تکافو نمی‌کرد. ازینرو در ۳۶۳، سپاهیان شوریدند.
بختیار نیز برای تأمین هزینه سپاه، به موصل سرزمین اباتغلب حمدانی حمله کرد.
اباتغلب که پس از مرگ معزالدوله، به دلیل ضعف مالی و ناتوانی سیاسی بختیار، تصمیم داشت بغداد را تصرف کند
[۳۹] احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
در ۳۶۲ سعی کرد که سبکتکین را، به نیرنگ، به دستگیری خلیفه و بختیار وادارد، لیکن با وساطت ابن بقیه میان او و سبکتکین مصالحه شد و بختیار شرایط صلح را پذیرفت.
بختیار از لشکرکشی خود به موصل، در ۳۶۳، نتیجه نگرفت و برای به دست آوردن پول، به اهواز که مقر اقطاعات ترکان و خصوصاً سبکتکین بود، روی کرد و سبکتکین را در بغداد نهاد.
حاکم اهواز، بختکین آزادرویه، با بختیار بشایستگی رفتار نمود و دو بار مالیات سالانه را پیشکش کرد، لیکن میان سپاهیان ترک و دیلم نزاع درگرفت.
سران دیلمی سپاه از بختیار خواستند که ترکان را دربند کشد و در اهواز خون ترکان مباح اعلام شد.
بختیار پیش از حرکت به سوی اهواز، از خانواده خود خواسته بود که خبر مرگ او را در بغداد شایع کنند و سبکتکین را، که برای تسلیت می‌آمد، دستگیر سازند.
شک سبکتکین نسبت به خبر مرگ بختیار، او را از این دام نجات داد و آشکار شدن حیله بختیار ترکان را به شورش واداشت. تا جایی که سرای بختیار را محاصره کردند و به آتش کشیدند.
ترکان در خانه دیلمیان فرود آمدند و اهل سنت، به طرفداری از سبکتکین، به محله کرخ حمله کردند و بار دیگر آن‌جا را سوزاندند.
بزرگان ترک بختیار را شماتت کردند، به همین سبب او ترکان را آزاد ساخت و آزادرویه را به جای سبکتکین سپه سالار کرد.
چون اختیار بغداد از کف بختیار خارج شد، رکن الدوله و پسرش عضدالدوله و اباتغلب را به کمک طلبید؛ همچنین با فرستادن هدایایی برای عمران بن شاهین، از او نیز یاری خواست لیکن عمران هدایای او را پس فرستاد و درخواست کمک او را رد کرد.
[۴۷] احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۲۹ـ۳۳۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

در ۳۶۴، سبکتکین طی نامه‌ای به بختیار پیشنهاد کرد که واسط و بغداد از آن ترکان و بصره و اهواز متعلق به دیلمیان باشد. پس از آگاهی دیلمیان از متن نامه، بار دیگر میان آنان و ترکان جنگ درگرفت.
[۴۸] احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۳ـ۳۳۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

سبکتکین همراه ترکان به واسط رفت و خلیفه الطائع و پدر او المطیع را که در ۳۶۳ از خلافت عزل کرده بود، با خود به واسط برد.
[۴۹] احمدبن محمد مسکویه، ج۲، ص۳۲۷، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۵۰] احمدبن محمد مسکویه، ج۲، ص۳۴۳، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۵۱] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۷، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

این سفر پنجاه روزه، به منظور جنگ با بختیار بود، اما در گیرودار نبرد، المطیع و سبکتکین درگذشتند و البتکین بر ترکان امارت یافت.

۲.۱۱ - دستگیری بختیار و بازگشت مجدد به قدرت

بختیار از عضدالدوله کمک خواست، اما عضدالدوله که در انتظار نابودی او بود، کمک را به تأخیر می‌انداخت، تا سرانجام به او پیغام داد که از واسط خارج شود.
ترکان، واسط را محاصره کرده بودند لیکن هنوز حرمت بختیار را نگاه می‌داشتند و او را دستگیر نمی‌کردند.
[۵۲] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

با اصرار بختیار، عضدالدوله به سوی واسط حرکت کرد و ابوالفتح بن عمید، وزیر رکن الدوله، نیز که از ری عازم شده بود، به سوی واسط رفت.
[۵۳] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
البتکین و ترکان به بغداد بازگشتند و اباتغلب که در غیاب ترکان وارد بغداد شده بود، بغداد را تخلیه کرد.
عضدالدوله از سمت مشرق به بغداد حمله کرد و در ۳۶۳، بین دیالی و مداین، ترکان را شکست داد.
[۵۴] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

او که آرزوی حکومت عراق را در سر می‌پرورد و از گذشته نیز با بختیار اختلاف داشت، در نهان از سران دیلمی سپاه خواست که بر بختیار بشورند و ارزاق عقب افتاده را طلب کنند، در حالی که خزانه تهی بود
[۵۵] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
و از بختیار نیز خواست تا برای تهدید سران سپاه، بظاهر از کار کناره گیری کند.
بختیار خواسته او را پذیرفت و عضدالدوله با این ترفند بختیار و خانواده‌اش را دستگیر و زندانی کرد.
[۵۶] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۲ـ۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۵۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۵۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

سپس از ترکان استرداد خلیفه الطائع لله را خواست و او را به بغداد بازگرداند و به او اکرام فراوان نمود،
[۵۸] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
سپس با عمران بن شاهین و اباتغلب صلح کرد.
مرزبان بن بختیار، حاکم بصره، ماجرای دستگیری پدرش را با رکن الدوله در میان نهاد.
در همین زمان، عضدالدوله نیز ابوالفتح عمید را نزد پدر فرستاد تا با وعده سی میلیون (دینار) خراج سالانه، امارت او را بر عراق بپذیرد و قبول کند که بختیار و خانواده‌اش به ری نزد او بروند.
رکن الدوله از دستگیری بختیار سخت برآشفت و برفرزند خشم گرفت.
[۵۹] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۲، ۳۴۸ـ۳۵۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

ابن بقیه در واسط از فرمان عضدالدوله روی برتافت و عمران بن شاهین نیز با او همدست شد. عضدالدوله برای سرکوب آنان لشکری فرستاد ولی موفق نشد.
مردم چون از شکست او آگاهی یافتند، شورش کردند؛ و در فارس، چون شنیده بودند که پدر بر او خشم گرفته، راه ارسال اموال وی را بستند.
مردم بغداد نیز بر عضدالدوله شوریدند، و او ناچار بختیار را از بند رهانید و به فارس بازگشت
[۶۰] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۵۳۸ ـ۵۳۹، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
و بختیار را، به نیابت خود در عراق برگماشت؛ لیکن قرار شد که خطبه به نام عضدالدوله خوانده شود.
[۶۱] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.


۲.۱۲ - نفاق ابن‌عمید و مرگ رکن‌الدوله

با خروج عضدالدوله از عراق، ابن عمید وزیر رکن الدوله، که در عراق مانده بود، به سمت وزارت بختیار منصوب شد
[۶۲] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
و بختیار نیز با فخرالدوله، ابن بقیه، اباتغلب حمدانی، معین الدین، و عمران بن شاهین بر ضد عضدالدوله همدست شد و نام او را از خطبه برانداختند و در بغداد بدگویی از او را رواج دادند.
[۶۳] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

ابن عمید نیز به این نفاق دامن می‌زد. الطائع لله، دختر بختیار را به عقد خود درآورد و صاحب شرطه سبکتکین، که در آتش سوزی کرخ دست داشت، سیاست شد.
[۶۴] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

با مرگ رکن الدوله در ۳۶۶، بختیار از اطاعت عضدالدوله سرباز زد؛ ازینرو ابن بقیه را نزد خلیفه فرستاد تا جماعتی را از اهواز به واسط گسیل دارد.

۲.۱۳ - شکست نهایی و قتل بختیار

عضدالدوله نیز به سمت عراق حرکت کرد و در ارجان فرود آمد و به خلیفه نامه صلح نوشت.
بختیار در کنار نهر سوراب مستقر شد و برادرش در طائف ماند و خلیفه به سوی بغداد حرکت کرد.
[۶۵] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

عضدالدوله به رامهرمز رسید و سپاه بختیار از هم گسیخت؛ ابن بقیه نیز از مصادره پول مردم و پرداخت آن به سپاه جلوگیری کرد.
[۶۶] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

عمران بن شاهین به یاری بختیار آمد و شکست خورد. آشوب شهر بصره نیز، که بر اثر اختلاف دو قبیله مضر ـ طرفدار عضدالدوله ـ و ربیعه ـ هوادار بختیار ـ به وجود آمده بود، با ورود عضدالدوله پایان یافت.
[۶۷] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۸ـ۳۷۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

در گیرودار نبرد، غلام مورد علاقه بختیار اسیر عضدالدوله شد؛ و بختیار برای آزادی او به سه شرط عضدالدوله که دستگیری و کور کردن ابن بقیه، همدست نشدن با حمدانیان، و فرمانبرداری و پذیرفتن خلعت از عضدالدوله بود، گردن نهاد.
[۶۸] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۷۱ـ۳۷۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۶۹] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۷۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

عضدالدوله ابن بقیه را، پس از تسلیم زیر پای فیل افکند و کشت.
[۷۰] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۲، ص ۳۶۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۷۱] خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۰، بیروت ۱۹۸۶.

بختیار در راه بازگشت به بغداد، به تحریک اباتغلب حمدانی، نافرمانی کرد، اما عضدالدوله به بغداد لشکر کشید و او را شکست داد.
بختیار نیز به واسط عقب نشست و فرار کرد، ولی ارسلان کورموش، غلام ترک، او را شناخت و دستگیر کرد.
بختیار نزد عضدالدوله برده شد و سرانجام به تشویق بزرگان سپاه، در ۳۶۷، به قتل رسید
[۷۲] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۸۱-۳۸۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۷۳] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۳، ص۵۲۵، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
و به گفته یمینی، از قول صابی، ابن جراح او را کشت.
[۷۴] محمدبن عبدالجبار عتبی، ترجمة تاریخ یمینی، ج۱، ص۳۰۵، از ناصح بن ظفر جرفاذقانی، چاپ جعفر شعار، تهران ۱۳۵۷ ش.



بختیار از نظر جسمانی قدرتی عجیب داشت
[۷۵] محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۹۶، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
ولی سیاستمدار بی درایتی بود.
به شکار و بزم بسیار علاقه داشت، در عین حال، به علم و علما و برگزاری مجالس علمی نیز علاقه مند بود، به طوری که در زمان وکالت ابن بقیه، سالانه ده هزار درهم به او می‌داد تا نویسندگان را یاری دهد و کتاب تهیه کند.
[۷۶] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۸۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۷۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.



از بختیار چندین سکه مانده است که در ۳۶۳ و ۳۶۵ در بغداد به نام عزالدوله ضرب شده بود و بیش‌تر جنبه تشریفاتی داشت و عیار آن بسیار خوب بود.
روی یکی از این سکه‌ها تصویر پادشاهی است که مطربی در برابر او عود می‌نوازد.
روی سکه‌ای دیگر، شیری حمله‌ور به یک گوزن حکاکی شده است، و با نقشی مستدیر جمله شهادت را نوشته‌اند؛ و سکه‌ای دیگر عقابی را نشان می‌دهد که اردکی در چنگال دارد و در روی دیگر عقابی به گوزنی حمله کرده است.
نمادهای شیر و عقاب، وام گرفته از ایران ساسانی، و جمله شهادت مؤید اعتقاد اسلامی بختیار است.


(۱) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
(۲) ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، مصر [بی‌ تا.].
(۳) ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
(۴) ابن خلکان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
(۵) دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران ۱۳۴۵ ش.
(۶) خیرالدین زرکلی، الاعلام، بیروت ۱۹۸۶.
(۷) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، چاپ محمدمحی الدین عبدالحمید، قم ۱۳۷۰ ش.
(۸) محمدبن عبدالجبار عتبی، ترجمة تاریخ یمینی، از ناصح بن ظفر جرفاذقانی، چاپ جعفر شعار، تهران ۱۳۵۷ ش.
(۹) احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
(۱۰) محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
(۱۱) G. C. Miles, "Numismatics", in The Cambridge history of Iran , Ë v, Cambridge ۱۹۷۵.


۱. ابن خلکان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، ج۱، ص۲۶۷، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸۱۹۷۷.    
۲. محمد بن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۷۲، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
۳. عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۲۸۸، چاپ محمدمحی الدین عبدالحمید، قم ۱۳۷۰ ش.    
۴. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۲۱۶.    
۵. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۲۷۲.    
۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۶، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۷. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۲۷۰.    
۸. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۰۹، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۰. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۱۳۰، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.    
۱۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۷۵۷۸، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۲. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۳ـ۲۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۱۳. محمد بن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۹۶، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
۱۴. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۱۵. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۱۶. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.    
۱۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۰۱، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۸. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۲۸۱.    
۱۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۸۳۵۸۴، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۲۰. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۲۸۷.    
۲۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۸۴ ۵۸۵، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۲۲. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۱۱۷، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.    
۲۳. دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، ذیل «قرامطه»، تهران ۱۳۴۵ ش.
۲۴. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۳۳۶.    
۲۵. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۳۲۳.    
۲۶. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۳۱۵، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.    
۲۷. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، ج۴، ص۶۵۶۶، مصر.    
۲۸. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۰۳ـ۳۰۹، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۲۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۸۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۳۰. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، ج۴، ص۶۵ـ۶۶، مصر.
۳۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۸۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۳۲. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۳۵۰.    
۳۳. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۹۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۳۴. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۳۴۸.    
۳۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۳۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۳۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۳۸. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۹۵۸۰، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۳۹. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۴۰. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۲۶۳۳، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۴۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۲۶۳۳، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۴۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۴۳. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۴۴. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۴۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۴۶. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۶، ص۳۷۳.    
۴۷. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۲۹ـ۳۳۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۴۸. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۳ـ۳۳۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۴۹. احمدبن محمد مسکویه، ج۲، ص۳۲۷، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۰. احمدبن محمد مسکویه، ج۲، ص۳۴۳، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۷، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۵۲. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۳. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۴. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۵. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۶. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۲ـ۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۵۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۵۸. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۹. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۲، ۳۴۸ـ۳۵۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۰. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۵۳۸ ـ۵۳۹، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۱. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۲. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۳. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۴. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۵. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۶. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۷. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۸ـ۳۷۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۸. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۷۱ـ۳۷۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۹. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۷۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۷۰. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۲، ص ۳۶۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۷۱. خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۰، بیروت ۱۹۸۶.
۷۲. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۸۱-۳۸۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۷۳. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۳، ص۵۲۵، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۷۴. محمدبن عبدالجبار عتبی، ترجمة تاریخ یمینی، ج۱، ص۳۰۵، از ناصح بن ظفر جرفاذقانی، چاپ جعفر شعار، تهران ۱۳۵۷ ش.
۷۵. محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۹۶، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
۷۶. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۸۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۷۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بختیار»، شماره۶۵۳.    
۱:۵۳. ۵:۰۰.



جعبه ابزار