• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: وضو
مقالات مرتبط: مقالات دارابی.


وضو در شرع مقدس بر طهارتی ویژه، ترکیب یافته از شستن صورت و دو دست و مسح سر و دو پا به قصد قربت اطلاق می‌شود. بنابراین، وضو از عبادات به شمار می‌رود.
در منابع فقهی، دربارهٔ نواقض وضو، انواع آب، و شرایط صحت آن مانند ترتیب، موالات و طهارت آب به تفصیل بحث شده است. وضو با آب مطلق صحیح است و با آب مضاف یا نجس باطل می‌شود.
وضو به اقسام واجب، مستحب و تجدیدی تقسیم می‌گردد و هر یک بر حسب قصد و اثر، احکام خاصی دارد.
برخی از آثار وضو عبارتند از:
• شرط صحت عباداتی چون نماز و طواف.
• عامل طهارت معنوی و رفع کراهت برخی اعمال.
• مقدمه وصول به قرب الهی و پاکی درونی.
از احکام آن به تفصیل در باب طهارت سخن گفته‌اند.



وضو به خودی خود واجب (واجب نفسی) نیست، آیا مستحب (مستحب نفسی) است یا نه؟ استحباب نفسی وضو به دو معنا است:
۱. به معنای با طهارت بودن. مقابل آن، وضو برای غایات مستحب، همچون تلاوت قرآن قرار دارد که وضو برای آن غایات مستحب غیری است.
۲. به معنای رجحان ذاتیِ وضو، از این جهت که فعلی است مشتمل بر دو شستن و دو مسح کردن. مقابل آن وضویی است که برای غایتی اختیاری؛ اعم از واجب، مانند نماز واجب، و مستحب، مانند تلاوت قرآن، یا غایتی غیر اختیاری، همچون با طهارت بودن که به طور قهری بر وضو مترتب می‌گردد، انجام می‌شود. در استحباب نفسی وضو به معنای نخست، اختلافی نیست؛ لیکن به معنای دوم (رجحان ذاتی آن)، اختلاف وجود دارد.


وضو به لحاظ آثار مترتب بر آن دارای اقسامی است؛ زیرا یا شرط صحت عملی است، مانند نماز؛ اعم از واجب و مستحب و یا شرط کمال عملی، مانند تلاوت قرآن، یا شرط جواز عملی، مانند مسّ نوشته قرآن یا رافع کراهت عملی، مانند خوردن برای جنب و یا شرط تحقق امری است، مانند با طهارت بودن.


مقصود از غایت‌های وضو اموری است که وضو برای آنها واجب یا مستحب می‌گردد. این غایت‌ها دو گونه‌اند: واجب و مستحب.

۳.۱ - غایات واجب

وضو برای این غایت‌ها واجب است:
۱. گزاردن نماز واجب؛ اعم از ادا و قضا و نیز به جا آوردن اجزای فراموش شده نماز، همچون تشهّد و یک سجده و بنابر قول برخی، دو سجده سهو.
۲. انجام دادن طواف واجب؛ یعنی طوافی که جزئی از اعمال حج یا عمره است؛ هرچند خود حج یا عمره مستحب باشد.
۳. مسّ نوشته قرآن در صورت وجوب آن به سبب نذر و مانند آن و یا افتادن آن در جایی که بیرون آوردنش از آنجا واجب است و یا برای تطهیر آن در صورت توقف بیرون آوردن یا تطهیر بر مسّ نوشته، بنابر قولی، نام‌های خدا و صفات خاص او و نیز نام‌های معصومان (علیهم‌السّلام) در این حکم ملحق به قرآن‌اند. (← اسماء متبرک).
۴. وضوی واجب به سبب نذر، عهد یا قسم.
وجوب وضو برای غایات یاد شده، جز نذر، عهد و قسم، در صورت نداشتن طهارت (محدث بودن) و در موارد نذر، عهد و قسم تابع آنها است؛ بدین‌معنا که اگر متعلق نذر، عهد یا قسم با طهارت بودن باشد، وضو تنها در صورت محدِث بودن واجب خواهد بود؛ (← حدث)؛ اما اگر متعلق آنها وضوی تجدیدی باشد، باید وضو بگیرد؛ هرچند وضو داشته باشد.

۳.۲ - غایات مستحب

برخی، این نوع وضو را به سه قسم تقسیم کرده‌اند:
۱. وضوی مستحب در حالت محدث بودن به حدث اصغر که مفید طهارت است.
۲. وضوی مستحب در حالت با طهارت بودن که حاصل آن طهارت بر طهارت است. (← وضوی تجدیدی).
۳. وضوی مستحب در حالت محدِث بودن به حدث اکبر. این وضو مفید طهارت نیست؛ لیکن برای رفع کراهت حصول کمال کاری مستحب است.
[۷] https://lib.eshia.ir/۱۰۳۴۲/۱/۳۴۳/أحدها طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۳.


۳.۲.۱ - قسم اول

غایات این قسم از وضو عبارت‌اند از:
۱. نمازهای مستحب. البته وضو شرط صحت آنها نیز می‌باشد.
۲. طواف مستحب؛ یعنی طوافی که جزء اعمال حج و عمره نیست. البته وضو شرط صحت نماز طواف است.
۳. بنابر قولی، جهت آماده شدن برای نماز در اول وقت یا اول زمان امکان اقامه آن در صورت عدم امکان به جا آوردن آن در اول وقت.
۴. ورود به مسجد.
۵. ورود به مشاهد مشرفه.
۶. گزاردن مناسک حج، جز طواف و نماز آن که وضو برای آن دو واجب است.
۷. نماز میت.
۸. زیارت اهل قبور.
۹. تلاوت، نگارش، لمس حاشیه یا حمل قرآن کریم.
۱۰. دعا و طلب حاجت از خدای تعالی.
۱۱. زیارت معصومان (علیهم‌السّلام)؛ هرچند از راه دور.
۱۲. سجده شکر و سجده تلاوت.
۱۳. اذان و اقامه. برخی در اقامه، طهارت را شرط صحت آن نیز دانسته‌اند.
۱۴. داخل شدن زوج بر زوجه در شب زفاف.
۱۵. ورود مسافر بر خانواده‌اش قبل از ورود.
۱۶. خوابیدن.
۱۷. آمیزش با همسر باردار.
۱۸. نشستن قاضی در مجلس قضاوت. برخی گفته‌اند: دلیلی بر آن نیافته‌اند.
۱۹. با طهارت بودن.
۲۰. مسّ نوشته قرآن کریم، در صورت عدم وجوب مسّ به سبب نذر و مانند آن؛ البته بنابر مشهور، وضو شرط جواز مسّ نوشته قرآن است و بدون وضو مس آن حرام می‌باشد.

۳.۲.۲ - قسم دوم

وضو برای تجدید طهارت مستحب است. (← وضوی تجدیدی).

۳.۲.۳ - قسم سوم

وضو برای این غایات جهت حصول کمال یا رفع کراهت عملی مستحب است:
۱. ذکر گفتن به مقدار به جا آوردن نماز در اوقات آن برای حایض، بنابر مشهور. از برخی قدما وجوب آن نقل شده است.
۲. جهت خوردن، نوشیدن، خوابیدن، آمیزش و غسل دادن میت، برای فرد جنب.
۳. جهت آمیزش برای کسی که مسّ میت کرده، لیکن غسل آن را به جا نیاورده است.
۴. جهت کفن کردن یا خاک سپردن میت، برای کسی که میت را غسل داده، لیکن غسل مسّ میت به جا نیاورده است. برخی گفته‌اند: در این مورد نصّی وجود ندارد؛ لیکن فقها تصریح به استحباب کرده‌اند. در مورد سوم نیز گفته‌اند: مفاد روایت خصوص غسل‌دهنده میت می‌باشد، نه هر کس که آن را مس کرده است.


اسباب وضو و نیز آنچه وضو را نقض و باطل می‌کند، شش چیز است:
ادرار؛ مدفوع؛ باد معده خارج شده از محل خروج مدفوع؛ خوابی که بر اثر آن انسان نشنود و نبیند و نفهمد، نه صِرف چرت زدن که به این حد نرسیده باشد؛ هر آنچه عقل آدمی را زایل کند، مانند بیهوشی، مستی و دیوانگی، و استحاضه. (← استحاضه).
آنچه در شرع محکوم به ادرار است نیز حکم ادرار را دارد، مانند رطوبت خارج شده بعد از ادرار و قبل از استبراء. (← استبراء)
در ادرار و مدفوع، خروج از محل اصلی و طبیعی شرط است. چنانچه نسبت به شخصی، محل خروج، غیر محل طبیعی در دیگران باشد و آن محل بر حسب این شخص طبیعی به شمار رود یا محل طبیعی بسته و مخرج دیگری برای آن دو باز شود، در هر دو مورد، خروج ادرار و مدفوع موجب وضو می‌شود؛ اما اگر باز شدن مخرج جدید، مخرج طبیعی هم باز باشد، آیا خروج آن دو از مخرج غیر اصلی موجب وضو می‌شود یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. بنابر مشهور میان متاخران، در صورت عادت شدن خروج ادرار و مدفوع از محل غیر اصلی، خروج موجب بطلان وضو است.
خروج غیر ادرار و مدفوع از انسان، همچون خروج کرم یا هسته موجب بطلان وضو نیست.
[۲۸] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۰.
در بطلان وضو به باد معده، تفاوتی بین با صدا و بدون صدا، بودار و بدون بو بودن آن نیست؛ لیکن خروج باد از قُبُل زن یا مرد یا خروج از غیر معده موجب بطلان وضو نمی‌شود.
[۲۹] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۰.

از برخی، بطلان وضو با خروج باد از قُبُل زن یا مرد و یا خصوص زن نقل شده است.
[۳۰] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۹۴.
خروج خون یا چرک از مخرج ادرار و مدفوع، موجب بطلان وضو نیست.
[۳۱] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.
[۳۲] حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۲۶۰.
چنان‌که بنابر مشهور، خروج مَذی (رطوبت حاصل از ملاعبه) موجب وضو نمی‌شود.
وَدی (رطوبت بیرون آمده پس از ادرار و استبرا) و وَذی (رطوبت بیرون آمده پس از خروج منی) نیز حکم مَذی را دارند.
[۳۳] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.
[۳۴] آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۳۲–۱۳۶.



به گفته جمعی، وضو در پی حدوث امور زیر مستحب است؛ هرچند باطل‌کننده وضو نیستند:
خروج مَذی، وَذی و وَدی. البته دلیلی بر وضو پس از خروج وَدی یافت نشده است.
[۳۵] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۱، ص۴۱۵.

دروغ گفتن؛ ستم کردن به دیگری؛ بسیار شعر باطل خواندن؛ استفراغ کردن؛ خندیدن در نماز؛ خون دماغ؛ خلال کردنی که موجب خون آمدن شود؛ بوسیدن از روی شهوت؛ مسّ فرج هرچند فرج خود؛ مسّ درونِ دُبُر و آلت تناسلی؛ فراموش کردن شستن مخرج ادرار پس از ادرار، در صورتی که وضو گرفته باشد که مستحب است آن را بشوید سپس وضو بگیرد و مسّ سگ از دیگر اموری هستند که مستحب است پس از پیدایی آنها انسان وضو بگیرد. هرچند پیش از آن وضو داشته باشد. البته در این موارد، دلیلی بر استحباب وضو یافت نشده است؛
[۳۶] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.
از این‌رو، برخی استحباب در هیچ یک از موارد یاد شده را ثابت ندانسته و روایات وارده شده را حمل بر تقیه کرده‌اند‌. ‌
[۳۷] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.
[۳۸] آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۳۶–۱۳۹.
[۳۹] خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۴، ص۴۵۷–۴۶۱.



این امور در وضو واجب است:

۶.۱ - نیّت

در نیّت قصد تقرّب به خدای تعالی و امتثال امر او واجب است‌. ‌
[۴۰] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۷۵ و ص۸۶.
آیا قصد وجه (قصد وجوب در وضوی واجب و استحباب در وضوی مستحب) و نیز قصد رفع حدث یا مباح شدن عملِ مشروط به طهارت، مانند نماز، واجب است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است‌. ‌
[۴۱] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۸۱ و ص۸۹–۹۳.

بنابر مشهور، مستحب است هنگام شستن دست‌ها نیت وضو کند‌. ‌
[۴۲] ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۱.
[۴۳] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۰.
[۴۴] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۵.
[۴۵] شهید اول، البیان، ج۱، ص۴۳.
برخی آن را جایز دانسته‌اند‌. ‌
[۴۶] شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۰۸.
برخی نیز نیت هنگام مضمضه و استنشاق را جایز دانسته‌اند‌. ‌
[۴۷] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۰۴.

تاخیر نیّت از آغاز شستن صورت جایز است‌. ‌
[۴۸] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۰۵.
استمرار حکم نیّت تا پایان وضو واجب است‌. ‌
[۴۹] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۹.
[۵۰] ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.
[۵۱] ابن‌زهره، حمزه، غنیة النزوع، ج۱، ص۵۴.
[۵۲] ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۸.
[۵۳] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۳۹.
[۵۴] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۰۵.
(← نیت)

۶.۲ - شستن صورت

مقصود از صورت در طول، حدّ فاصل روییدن مو در جلو سر و انتهای چانه و در عرض، محدوده پوشش انگشت‌های شست و وسط است‌. ‌
[۵۵] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۱۹۷.
[۵۶] فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۲۴–۵۲۶.
[۵۷] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۲۶.
بیرون از این محدوده از صورت به شمار نمی‌رود و شستن آن در وضو واجب نیست‌. ‌
[۵۸] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۳۸.

نَزَعَتان (دو طرف سر که به پیشانی احاطه دارد و در بیشتر مردان فاقد مو است) از صورت به شمار نمی‌رود و شستن آن واجب نیست؛ چنان‌که گیجگاه (← صدغ) همین حکم را دارد‌. ‌
[۵۹] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۳–۱۴۴.
آیا عِذار (برآمدگی محاذی گوش که از آن به خطّ ریش تعبیر می‌کنند) جزء صورت به شمار می‌رود و شستن آن واجب است یا نه؟ مسئله اختلافی است‌. ‌
[۶۰] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۵.
چنان‌که این اختلاف در عارضان‌. ‌
[۶۱] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۶.
(موهای دو طرف صورت از انتهای عِذار تا بالای چانه) (← عارضان)، همچنین مواضع تحذیف‌. ‌
[۶۲] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۶.
(حدّ فاصل انتهای عِذار و نَزعه که متصل به موی سر است) نیز وجود دارد‌. ‌
بنابر مشهور، واجب است صورت از بالا به پایین شسته شود و شستن عکس آن موجب بطلان وضو می‌شود‌. ‌
[۶۳] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۱۹۹.
[۶۴] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۸.
برخی عکس آن را نیز جایز دانسته‌اند‌. ‌
[۶۵] ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۰.

شستن آن مقدار از ریش که بیرون از حدّ صورت است واجب نیست‌. ‌
[۶۶] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۲۶.
[۶۷] شهید اول، البیان، ج۱، ص۴۵.
[۶۸] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۰۱.
چنان‌که رساندن آب به پوست زیر ریش واجب نمی‌باشد؛ بلکه شستن روی آن کفایت می‌کند‌. ‌
[۶۹] علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۷۶.
[۷۰] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۵۵.

آیا این حکم (عدم وجوب) اختصاص به دارندهٔ موهای پرپشت که پوست از میان آنها دیده نمی‌شود دارد یا دارندهٔ موهای تُنُک و کم‌پشت که پوست از میان آنها دیده می‌شود را نیز شامل می‌شود؟ مسئله محل اختلاف است. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است‌. ‌
[۷۱] شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۱.
[۷۲] محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۴.


۶.۳ - شستن دو دست

واجب است دست‌ها از آرنج تا سر انگشتان شسته شوند. آرنج نیز داخل در شستن دست است؛ لیکن در اینکه شستن آن از باب مقدمه برای حصول یقین به شستن ذراع است یا اینکه شستن آن بالاصاله -و نه از باب مقدمه– واجب می‌باشد، مسئله محل اختلاف است‌. ‌
[۷۳] شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۷.
[۷۴] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۵۹–۱۶۱.

بنابر مشهور، شستن دست را باید از آرنج آغاز کند و عکس آن موجب بطلان وضو است‌. ‌
[۷۵] فاضل‌هندی، محمد بن حسن، التنقیح الرائع، ج۱، ص۸۰.
[۷۶] فاضل‌ هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۳۳.
[۷۷] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۶۲–۱۶۳.
برخی عکس آن را مکروه دانسته‌اند نه مبطل‌. ‌
[۷۸] ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.

واجب است ابتدا دست راست و پس از آن دست چپ شسته شود‌. ‌
[۷۹] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۶۳.
کسی که بعض دو دستش از پایین آرنج قطع شده است، واجب است باقی مانده را از آرنج بشوید؛ اما اگر از بالای آرنج قطع شده باشد، شستن ساقط است‌. ‌
[۸۰] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۳۶.
[۸۱] فاضل‌ هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۳۵.
[۸۲] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۶۳–۱۶۴.


۶.۴ - مسح سر

بنابر مشهور، واجب در مسح، مسمّای آن است‌. ‌
[۸۳] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۰۷.
چنان‌که مشهور، در مسح سر و پا، اکتفا به مسح یک انگشت است‌. ‌
[۸۴] علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۸۹.
بسیاری به وجوب مسمّای مسح تصریح کرده‌اند‌. ‌
[۸۵] ابن فهد حلی، الرسائل العشر (الجمل والعقود)، ج۱، ص۱۵۹.
[۸۶] ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۱.
[۸۷] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۴.
[۸۸] علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۷۹.
[۸۹] شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۵.
[۹۰] محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۸.
برخی مسح سر به کمتر از سه انگشت بسته را جایز ندانسته‌اند‌. ‌
[۹۱] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.
[۹۲] شیخ طوسی، النهایة، ج۱، ص۱۴.
بسیاری نیز حکم به استحباب آن کرده‌اند‌. ‌
[۹۳] شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۸.
[۹۴] شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۱–۸۲.
[۹۵] ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۱.
[۹۶] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۵.
[۹۷] علامه ‌حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۰۳.
[۹۸] محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۸.

بر داشتن روسری یا مقنعه از سر هنگام مسح؛ بویژه در نماز صبح و مغرب، بر زن مستحب است؛ چنان‌که مسح با سه انگشت بر وی مستحب می‌باشد. لیکن می‌تواند روسری را برندارد و با یک انگشت از زیر آن مسح کند‌. ‌
[۹۹] شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۴۱.
[۱۰۰] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۳.
ظاهر کلام برخی قدما، وجوب برداشتن روسری هنگام مسح در صبح و مغرب است‌. ‌
[۱۰۱] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۹.
[۱۰۲] شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۵.

واجب است جلوی سر مسح شود و مسح پشت سر کفایت نمی‌کند‌. ‌
[۱۰۳] شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.
[۱۰۴] ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.
[۱۰۵] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۴.
[۱۰۶] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۴۹.
[۱۰۷] شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.
بر این حکم، ادعای اجماع شده است‌. ‌
[۱۰۸] مرتضی، سیدمرتضی، الانتصار، ج۱، ص۱۰۳.
[۱۰۹] شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.
البته موضع بعض جلوی سر کفایت می‌کند و نیازی به مسح همه قسمت جلو نیست‌. ‌
[۱۱۰] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۷۹.

واجب است مسح سر با رطوبت آب وضو صورت گیرد و مسح با آب جدید صحیح نیست‌. ‌
[۱۱۱] علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۰.
[۱۱۲] شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.
[۱۱۳] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۰.
[۱۱۴] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۹–۲۸۰.
[۱۱۵] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۸۱–۱۸۲.
از ابن جنید، جواز مسح سر با آب جدید در صورت زوال رطوبت دست و صورت، نقل شده است؛ ‌
[۱۱۶] علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۶.
لیکن اجماع فقها پس از ایشان، بر عدم جواز آن است‌. ‌
[۱۱۷] شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۳۸.
[۱۱۸] محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۲.
[۱۱۹] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۸۱.

مسح سر با دست راست واجب نیست؛ هرچند مستحب است‌. ‌
[۱۲۰] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۸۷.
ظاهر کلام برخی وجوب آن است‌. ‌
[۱۲۱] شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.
[۱۲۲] ابن‌برّاج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۴۴.
مقصود از دست در مسح با آن، کف دست است؛ نه پشت آن‌. ‌
[۱۲۳] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۸۵.

با زوال رطوبت دست برای مسح، از رطوبت ریش و دیگر جاهای دارای رطوبت مواضع وضو کمک می‌گیرد‌. ‌
[۱۲۴] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۸۹.
و در صورت عدم وجود رطوبت در هیچ یک از مواضع، باید دوباره وضو بگیرد‌. ‌
[۱۲۵] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۹۴.

بنابر قول منسوب به مشهور، افضل در مسح سر، مسح از بالا به پایین است و عکس آن کراهت دارد‌. ‌
[۱۲۶] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۴.
[۱۲۷] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۹.
برخی قائل به عدم جواز آن شده‌اند‌. ‌
[۱۲۸] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.
[۱۲۹] مرتضی، سیدمرتضی، الانتصار، ج۱، ص۱۰۳.
[۱۳۰] شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.
[۱۳۱] شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.
[۱۳۲] ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.
بعضی این قول را به مشهور نسبت داده‌اند‌. ‌
[۱۳۳] شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.

مسح بر موهای جلوی سر، در صورتی که آنقدر بلند نباشد که اگر کشیده شوند، از حدّ سر فراتر روند، جایز است؛ خواه موها تُنُک و کم‌پشت باشد یا پرپشت‌. ‌
[۱۳۴] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۶.
[۱۳۵] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۵.
[۱۳۶] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۵۲.
در صورت فراتر بودن از حدّ سر، مسح بر مقدار اضافی صحیح نیست‌. ‌
[۱۳۷] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۰۱–۲۰۲.


۶.۵ - مسح دو پا

بنابر مشهور، مسح روی پا از سر انگشتان تا برآمدگی استخوان روی پا [کَعب] واجب است‌. ‌
[۱۳۸] ابن‌زهره، حمزه، غنیة النزوع، ج۱، ص۵۶.
[۱۳۹] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.
[۱۴۰] فیض کاشانی، ملا محسن، معتصم‌ الشیعة، ج۱، ص۳۲۱.
برخی مسح پا را از سر انگشتان تا مفصل میان ساق و قدم واجب دانسته‌اند‌. ‌
[۱۴۱] علامه ‌حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۰۳.
[۱۴۲] علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۳.
[۱۴۳] ابن فهد ‌حلی، الرسائل العشر، ج۱، ص۲۸۲.

آیا عکس کیفیت یاد شده (از کعب تا سر انگشتان) جایز است یا نه؟ مسئله محل اختلاف و مشهور جواز آن است‌. ‌
[۱۴۴] شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۵۳.
[۱۴۵] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۲۴.
[۱۴۶] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۲۶.
لیکن برخی آن را جایز ندانسته‌اند‌. ‌
[۱۴۷] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.
[۱۴۸] شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.
[۱۴۹] مرتضی، سیدمرتضی، الانتصار، ج۱، ص۱۱۵.
[۱۵۰] ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.

بنابر مشهور، رعایت ترتیب در مسح دو پا از راست به چپ واجب نیست؛ از این‌رو، مسح پای چپ قبل از پای راست و مسح هر دو باهم جایز است‌. ‌
[۱۵۱] علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۸.
[۱۵۲] شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۵۵.
[۱۵۳] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۲.

جمعی رعایت ترتیب و تقدیم مسح پای راست بر پای چپ را واجب دانسته‌اند‌. ‌
[۱۵۴] سلار، دیلمی، المراسم العلویة، ج۱، ص۳۸.
[۱۵۵] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.
[۱۵۶] محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۴.
[۱۵۷] شهید اول، اللمعة الدمشقیة، ج۱، ص۱۷.
[۱۵۸] شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۶.
[۱۵۹] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۲.

آیا مسح دو پا با یک دست کفایت می‌کند یا باید مسح با دو دست انجام گیرد؟ برخی به قول نخست تصریح کرده‌اند. بنابراین، مسح هر دو پا با یک دست و مسح پای چپ با دست راست و بالعکس، جایز و کافی خواهد بود. برخی به استحباب مسح پای راست با دست راست و پای چپ با دست چپ تصریح کرده‌اند‌. ‌
[۱۶۰] علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۸۹.
چنان‌که در مسح سر گذشت، مشهور، واجبِ در مسح پا نیز اکتفا به مسح با یک انگشت است‌. ‌
[۱۶۱] شهید اول، الالفیة و النفلیة، ج۱، ص۹۳.
[۱۶۲] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۳۰.

واجب است مسح بر خود پا صورت گیرد، از این‌رو، مسح بر حایلی همچون جوراب یا کفش صحیح نیست‌. ‌
[۱۶۳] علامه ‌حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۴۴.
[۱۶۴] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۳.
[۱۶۵] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۳۲.



شرایط صحت وضو عبارت‌اند از:

۷.۱ - ترتیب

ترتیب بدین‌گونه: نخست شستن صورت؛ سپس دست راست؛ پس از آن دست چپ و بعد از آن مسح سر و در پایان، مسح دو پا. عمل بر خلاف این ترتیب موجب بطلان وضو است‌. ‌
[۱۶۶] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۲.
[۱۶۷] شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۹۵–۹۶.
[۱۶۸] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۵.
[۱۶۹] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۴۶.


۷.۲ - موالات

موالات شرط صحت وضو و ترک آن موجب بطلان وضو است‌. ‌
[۱۷۰] شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۹۳.
[۱۷۱] علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۱.
[۱۷۲] علامه ‌حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۱۸۸.
[۱۷۳] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۶.
لیکن در معنای آن اختلاف است. برخی آن را به شستن هر عضو قبل از خشک شدن اعضای قبلی تعریف کرده‌اند‌. ‌
[۱۷۴] ابن فهد حلی، الرسائل العشر (الجمل و العقود)، ج۱، ص۱۵۹.
[۱۷۵] محقق‌حلی، جعفر، الکافی فی الفقه، ج۱، ص۱۳۳.
[۱۷۶] ابن‌برّاج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۴۵.
[۱۷۷] ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.
[۱۷۸] شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۷۰.
[۱۷۹] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۶–۲۲۸.
[۱۸۰] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۵۲ و ص۲۵۵.
این تعریف به مشهور نسبت داده شده است‌. ‌
[۱۸۱] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۵۲.

برخی دیگر آن را به پی‌درپی انجام دادن اعمال وضو در حال اختیار (بدون عذر و ضرورت) تعریف کرده‌اند. بنابراین، هر عضو باید بدون فاصله بعد از عضو قبلی شسته شود، مگر در حال ضرورت که موالات عبارت از خشک نشدن اعضای قبلی خواهد بود‌. ‌
[۱۸۲] شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۷.
[۱۸۳] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۳.
[۱۸۴] علامه ‌حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۱۸۹.


۷.۳ - مباشرت

مقصود آن است که کسی دیگر او را وضو ندهد؛ بلکه خودش باید اقدام به شستن و مسح کند، مگر در حال ضرورت‌. ‌
[۱۸۵] مرتضی، سیدمرتضی، الانتصار، ج۱، ص۱۱۷–۱۱۸.
[۱۸۶] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۶۲.
[۱۸۷] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۲.
البته کمک خواستن از دیگری در مقدمات وضو، همچون ریختن آب به دست وضوگیرنده، جایز است‌. ‌
[۱۸۸] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۱۱.

وضو دادن توسط دیگری در حال ضرورت، جایز بلکه واجب است؛ هرچند در ازای دریافت اجرت باشد‌. ‌
[۱۸۹] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۶۲.
[۱۹۰] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۳.
[۱۹۱] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۱۳.


۷.۴ - اطلاق آب

وضو با آب مضاف‌ صحیح نیست و آب وضو باید مطلق باشد‌. ‌
[۱۹۲] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۷۸.
[۱۹۳] حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۲.
‌ (← آب مطلق) برخی قدما قائل به جواز وضو با گلاب شده و از برخی دیگر جواز وضو با آب مضاف در صورت نبود آب مطلق نقل شده است‌. ‌
[۱۹۴] علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۲۶.
[۱۹۵] آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۵۷.


۷.۵ - موارد دیگر

پاکی آب و مواضع وضو:
آب وضو باید پاک باشد و وضو با آب نجس باطل است‌. همچنین بنابر مشهور، مواضع وضو (صورت، دست‌ها، سر و پاها) باید قبل از وضو پاک باشند و یک شستن، هم به قصد تطهیر محل و هم به قصد وضو کافی نیست‌. ‌
[۱۹۶] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۳۷۰ و ص۳۷۷.
[۱۹۷] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۷۸–۳۷۹.

مباح بودن آب، ظرف، مکان و محل ریختن آب وضو:
با غصبی بودن یکی از آنها وضو صحیح نخواهد بود‌. ‌
[۱۹۸] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۱–۳۸۲.
البته در شرط بودن اباحه آب اختلاف نیست‌. ‌
[۱۹۹] حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۶.
[۲۰۰] آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۶۲.
لیکن در شرط بودن اباحه ظرف آب، مکان وضو و محل ریختن آب آن اختلاف است‌. ‌
[۲۰۱] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۱–۳۸۳.
[۲۰۲] حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۶–۴۲۷.
[۲۰۳] آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۶۲–۳۶۶.

آب وضو در تطهیر نجس به کار نرفته باشد: بنابراین، وضو گرفتن با آبی که در شست‌وشوی چیز نجس به کار رفته است، هرچند پاک باشد، مانند آب استنجا‌ء صحیح نیست‌. ‌
[۲۰۴] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۰۰ و ص۳۹۸.
برخی در صورت پاکی آب، وضو با آن را صحیح دانسته‌اند‌. ‌
[۲۰۵] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱، ص۴۷۷.

آیا وضو گرفتن با آبی که در حدث اکبر، همچون جنابت به کار رفته، صحیح است یا نه؟ مسئله اختلافی است‌. ‌
[۲۰۶] ابن‌برّاج، عبدالعزیز، المقتصر، ج۱، ص۴۴.
[۲۰۷] فاضل‌مقداد، مقداد، کفایة الاحکام، ج۱، ص۵۵.
[۲۰۸] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۹۹ و ص۳۹۸.

عدم وجود مانع از استعمال آب بنابر قولی: برخی گفته‌اند از شرایط صحت وضو آن است که مانعی از استعمال آب، همچون بیماری و بیم از غلبه تشنگی نداشته باشد؛ چه اینکه با وجود مانع، وظیفه تیمم است و اگر وضو بگیرد، باطل خواهد بود‌. ‌
[۲۰۹] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۹.

گنجایش وقت برای وضو و نماز بنابر قولی: چنانچه وقت برای وضو و نماز گنجایش نداشته باشد، وظیفه تیمم است و اگر وضو بگیرد، به گفته برخی باطل خواهد بود‌. ‌
[۲۱۰] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۴۰۰–۴۰۱.


از طلا و نقره نبودن ظرف آب بنابر قولی: برخی گفته‌اند اگر از آب ظرف طلا و نقره وضو بگیرد، باطل است‌. ‌
[۲۱۱] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۵.
‌ (← ظرف)
عدم وجود مانع از رسیدن آب به پوست‌. ‌
[۲۱۲] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۰.

نیت وضو؛ چنان‌که در واجبات وضو گذشت‌.


مقصود، کسانی‌اند که به سبب عذری نمی‌توانند مانند غیر معذوران وضو بگیرند؛ مانند کسی که جایی از مواضع وضوی او همچون دستش شکسته یا زخم برداشته و با بسته شده است‌. در این صورت، وضو احکام ویژه‌ای دارد که در عنوان جبیره به تفصیل آمده است‌. ‌ (← جبیره)


کسی که می‌داند حدث مبطل وضو، همچون خوابیدن، از او سرزده، لیکن در طهارت (وضو گرفتن پس از آن) شک دارد، باید برای نماز و سایر امور مشروط به طهارت وضو بگیرد‌. ‌
[۲۱۳] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۷۰.
[۲۱۴] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۴۲.
[۲۱۵] فاضل‌هندی، محمد، کشف اللثام، ج۱، ص۵۸۴.

و اگر به هر دو (طهارت و حدث) یقین دارد، لیکن نمی‌داند کدام یک مقدم بوده است، بنابر مشهور در این صورت نیز باید وضو بگیرد‌. ‌
[۲۱۶] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۴۱.
این قول به همه فقها نسبت داده شده است‌. ‌
[۲۱۷] شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۲۰۶.

کسی که به ترک شستن یا ترک مسح عضوی از اعضای وضو یقین دارد، باید شستن یا مسح آن عضو و مابعد آن را به جا آورد، مگر آنکه رطوبت اعضای قبلی خشک شده باشد، که در این صورت به جهت فوت موالات باید وضو را اعاده کند‌. ‌
[۲۱۸] محقق‌حلی، جعفر، المختصر النافع، ج۱، ص۷.
[۲۱۹] علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۴.
[۲۲۰] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۶.

اگر در حال اشتغال به وضو در انجام دادن یکی از افعال آن شک کند، باید آن فعل و مابعدش را به جا آورد‌. ‌
[۲۲۱] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۶.
[۲۲۲] فاضل‌ هندی، محمد، کشف اللثام، ج۱، ص۵۸۶–۵۸۷.
[۲۲۳] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۵۴.

کسی که می‌داند وضو گرفته است لیکن در باطل شدن آن به سبب شک در عروض حدث، همچون خوابیدن پس از آن، شک دارد، وضویش را اعاده نمی‌کند‌. ‌
[۲۲۴] شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۱۲۳.
[۲۲۵] محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۷۱.
[۲۲۶] علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۹.

چنانچه پس از فراغت از وضو، در به جا آوردن یکی از افعال آن شک کند، به شک خود اعتنا نمی‌کند و وضویش محکوم به صحت است‌. ‌
[۲۲۷] شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۴۵.
[۲۲۸] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۷.
[۲۲۹] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۵۹–۳۶۱.

برخی حصول شک پس از انتقال از محل وضو را، هرچند به گونه تقدیری –مانند نشستن طولانی در آن محل که در حکم انتقال است– شرط عدم اعتنا به شک دانسته‌اند‌. ‌
[۲۳۰] شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۴.
[۲۳۱] قطب‌الدین رازی، مشارق الشموس، ج۱، ص۱۴۰.

کسی که پس از تخلیّ‌، بدون شستن محل ادرار و مدفوع، وضو بگیرد و نماز بگزارد، بنابر مشهور واجب نیست وضو را اعاده کند؛ لیکن پس از تطهیر موضع باید نماز را دوباره بخواند‌. ‌
[۲۳۲] علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۶۹.
[۲۳۳] فاضل‌ هندی، محمد، کشف اللثام، ج۱، ص۲۴۳.
[۲۳۴] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۶۴–۳۶۷.



امور زیر در وضو مستحب است‌.
۱. قرار دادن ظرف آب در سمت راست بنابر مشهور‌. ‌
[۲۳۵] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۴.
برخی روبه‌رو قرار دادن آن را اولی دانسته‌اند‌. ‌
[۲۳۶] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵.
[۲۳۷] فیض کاشانی، ملا محسن، معتصم‌ الشیعة، ج۱، ص۳۴۳–۳۴۴.

۲. برداشتن آب با دست راست‌. ‌
[۲۳۸] شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۷۳.
[۲۳۹] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۲۹.

۳. گفتن «بسم‌ الله الرحمن الرحیم» و خواندن دعای وارد شده قبل از وضو‌. ‌
[۲۴۰] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۳۰.

۴. شستن دست‌ها تا مچ قبل از داخل کردن آن در ظرف آب، یک بار در صورتی که موجب وضو خوابیدن یا ادرار کردن باشد و دو بار در صورتی که موجب آن خروج مدفوع باشد‌. ‌
[۲۴۱] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۶.

۵. مضمضه و استنشاق‌. ‌
[۲۴۲] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۳۵.

۶. خواندن دعاهای وارد شده هنگام شستن و مسح اعضای وضو‌. ‌
[۲۴۳] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۳۸–۳۴۰.

۷. ابتدا کردن مرد به شستن ظاهر ذراع و زن به باطن آن‌. ‌
[۲۴۴] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۴۰.

۸. وضو گرفتن با یک مُدّ‌ (← مدّ) آب‌. ‌
[۲۴۵] شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۷–۳۲۸.
[۲۴۶] محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۸.

۹. مسواک زدن، هرچند با مالیدن انگشت دست و افضل با چوب اراک‌ است‌. ‌
[۲۴۷] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۴۱.

۱۰. شستن هر یک از صورت و دست دو بار بنابر مشهور‌.
۱۱. ریختن آب از بالای هر عضو؛ البته شستن از بالا واجب است‌.
۱۲. شستن اعضا با ریختن آب بر آنها، نه فرو بردن آنها در آب‌.
۱۳. کشیدن دست بر مواضع شستن در وضو، هرچند بدون آن، شستن محقق شود‌.
۱۴. حضور قلب در طول وضو‌.
۱۵. قرائت سوره قدر هنگام وضو و بعد از آن‌.
۱۶. قرائت آیة الکرسی بعد از وضو‌.
۱۷. گشوده بودن چشم‌ها هنگام شستن صورت‌. ‌
[۲۴۸] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۵۱–۳۵۲.



این امور در وضو مکروه است‌.
۱. کمک گرفتن از دیگری در مقدمات وضو‌. ‌
[۲۴۹] موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۱.
[۲۵۰] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۴۳.

۲. خشک کردن رطوبت وضو با دستمال و مانند آن بنابر مشهور‌. ‌
[۲۵۱] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۴۱۳.
برخی قائل به عدم کراهت آن شده‌اند‌. ‌
[۲۵۲] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۳.

۳. وضو گرفتن در محل استنجا‌.
۴. وضو گرفتن از ظرفی که در آن نقره به کار رفته یا دارای تصویر است‌.
۵. وضو گرفتن با برخی آبها مکروه است، مانند آب گرم‌شده به آفتاب و نیز آب تغییر یافته به غیر نجاست؛ آب قلیلی که در آن مار یا عقرب یا وزغ مرده باشد؛ آب نیم‌خورده زن حائض‌ (← سؤر) ‌؛ همچنین نیم‌خورده موش، اسب، قاطر، الاغ، حیوان نجاست‌خوار و هر حیوان حرام‌گوشت‌. ‌
[۲۵۳] طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۵۲–۳۵۳.



۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۸.    
۲. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۳.    
۳. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۴۳–۱۴۵.    
۴. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص. ۳۳۳.    
۵. اصفهانی، سیدابوالحسن، وسیلة النجاة، ص۳۱–۳۲.    
۶. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۶.    
۷. https://lib.eshia.ir/۱۰۳۴۲/۱/۳۴۳/أحدها طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۳.
۸. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۲۰.    
۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۴.    
۱۰. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۶۱.    
۱۱. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۲۰.    
۱۲. گروه محققان، رساله‌های خطی فقهی (شارع‌ النجاة)، ص۲۸۰.    
۱۳. فیض کاشانی، ملا محسن، معتصم‌ الشیعة، ج۱، ص۲۶۵.    
۱۴. بحرانی، یوسف، الحدائق ‌الناضرة، ج۲، ص۱۴۰.    
۱۵. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۵.    
۱۶. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۶۷.    
۱۷. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف ‌اللثام، ج۱، ص۱۲۶.    
۱۸. بحرانی، یوسف، الحدائق‌ الناضرة، ج۲، ص۱۴۵.    
۱۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۵.    
۲۰. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۶.    
۲۱. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۷۲–۱۷۹.    
۲۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۳۹۳.    
۲۳. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروةالوثقی، ج۱، ص۳۳۰–۳۳۱.    
۲۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۳۹۳.    
۲۵. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۰.    
۲۶. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۱۴.    
۲۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۳۹۳.    
۲۸. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۰.
۲۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۰.
۳۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۹۴.
۳۱. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.
۳۲. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۲۶۰.
۳۳. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.
۳۴. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۳۲–۱۳۶.
۳۵. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۱، ص۴۱۵.
۳۶. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.
۳۷. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.
۳۸. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۳۶–۱۳۹.
۳۹. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۴، ص۴۵۷–۴۶۱.
۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۷۵ و ص۸۶.
۴۱. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۸۱ و ص۸۹–۹۳.
۴۲. ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۱.
۴۳. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۰.
۴۴. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۵.
۴۵. شهید اول، البیان، ج۱، ص۴۳.
۴۶. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۰۸.
۴۷. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۰۴.
۴۸. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۰۵.
۴۹. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۹.
۵۰. ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.
۵۱. ابن‌زهره، حمزه، غنیة النزوع، ج۱، ص۵۴.
۵۲. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۸.
۵۳. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۳۹.
۵۴. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۰۵.
۵۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۱۹۷.
۵۶. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۲۴–۵۲۶.
۵۷. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۲۶.
۵۸. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۳۸.
۵۹. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۳–۱۴۴.
۶۰. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۵.
۶۱. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۶.
۶۲. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۶.
۶۳. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۱۹۹.
۶۴. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۴۸.
۶۵. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۰.
۶۶. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۲۶.
۶۷. شهید اول، البیان، ج۱، ص۴۵.
۶۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۰۱.
۶۹. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۷۶.
۷۰. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۵۵.
۷۱. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۱.
۷۲. محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۴.
۷۳. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۷.
۷۴. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۵۹–۱۶۱.
۷۵. فاضل‌هندی، محمد بن حسن، التنقیح الرائع، ج۱، ص۸۰.
۷۶. فاضل‌ هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۳۳.
۷۷. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۶۲–۱۶۳.
۷۸. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.
۷۹. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۶۳.
۸۰. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۳۶.
۸۱. فاضل‌ هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۳۵.
۸۲. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۶۳–۱۶۴.
۸۳. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۰۷.
۸۴. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۸۹.
۸۵. ابن فهد حلی، الرسائل العشر (الجمل والعقود)، ج۱، ص۱۵۹.
۸۶. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۱.
۸۷. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۴.
۸۸. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۷۹.
۸۹. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۵.
۹۰. محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۸.
۹۱. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.
۹۲. شیخ طوسی، النهایة، ج۱، ص۱۴.
۹۳. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۸.
۹۴. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۱–۸۲.
۹۵. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۱.
۹۶. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۵.
۹۷. علامه ‌حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۰۳.
۹۸. محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۸.
۹۹. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۴۱.
۱۰۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۳.
۱۰۱. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۹.
۱۰۲. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۵.
۱۰۳. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.
۱۰۴. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.
۱۰۵. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۴.
۱۰۶. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۴۹.
۱۰۷. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.
۱۰۸. مرتضی، سیدمرتضی، الانتصار، ج۱، ص۱۰۳.
۱۰۹. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.
۱۱۰. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۷۹.
۱۱۱. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۰.
۱۱۲. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.
۱۱۳. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۰.
۱۱۴. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۹–۲۸۰.
۱۱۵. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۸۱–۱۸۲.
۱۱۶. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۶.
۱۱۷. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۳۸.
۱۱۸. محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۲.
۱۱۹. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۸۱.
۱۲۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۸۷.
۱۲۱. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.
۱۲۲. ابن‌برّاج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۴۴.
۱۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۸۵.
۱۲۴. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۸۹.
۱۲۵. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۱۹۴.
۱۲۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۴.
۱۲۷. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۹.
۱۲۸. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.
۱۲۹. مرتضی، سیدمرتضی، الانتصار، ج۱، ص۱۰۳.
۱۳۰. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.
۱۳۱. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.
۱۳۲. ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.
۱۳۳. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.
۱۳۴. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۶.
۱۳۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۵.
۱۳۶. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۵۲.
۱۳۷. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۰۱–۲۰۲.
۱۳۸. ابن‌زهره، حمزه، غنیة النزوع، ج۱، ص۵۶.
۱۳۹. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.
۱۴۰. فیض کاشانی، ملا محسن، معتصم‌ الشیعة، ج۱، ص۳۲۱.
۱۴۱. علامه ‌حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۰۳.
۱۴۲. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۳.
۱۴۳. ابن فهد ‌حلی، الرسائل العشر، ج۱، ص۲۸۲.
۱۴۴. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۵۳.
۱۴۵. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۲۴.
۱۴۶. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۲۶.
۱۴۷. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.
۱۴۸. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.
۱۴۹. مرتضی، سیدمرتضی، الانتصار، ج۱، ص۱۱۵.
۱۵۰. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.
۱۵۱. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۸.
۱۵۲. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۵۵.
۱۵۳. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۲.
۱۵۴. سلار، دیلمی، المراسم العلویة، ج۱، ص۳۸.
۱۵۵. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.
۱۵۶. محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۴.
۱۵۷. شهید اول، اللمعة الدمشقیة، ج۱، ص۱۷.
۱۵۸. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۶.
۱۵۹. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۲.
۱۶۰. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۸۹.
۱۶۱. شهید اول، الالفیة و النفلیة، ج۱، ص۹۳.
۱۶۲. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۳۰.
۱۶۳. علامه ‌حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۴۴.
۱۶۴. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۳.
۱۶۵. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۳۲.
۱۶۶. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۲.
۱۶۷. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۹۵–۹۶.
۱۶۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۵.
۱۶۹. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۴۶.
۱۷۰. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۹۳.
۱۷۱. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۱.
۱۷۲. علامه ‌حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۱۸۸.
۱۷۳. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۶.
۱۷۴. ابن فهد حلی، الرسائل العشر (الجمل و العقود)، ج۱، ص۱۵۹.
۱۷۵. محقق‌حلی، جعفر، الکافی فی الفقه، ج۱، ص۱۳۳.
۱۷۶. ابن‌برّاج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۴۵.
۱۷۷. ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.
۱۷۸. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۷۰.
۱۷۹. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۶–۲۲۸.
۱۸۰. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۵۲ و ص۲۵۵.
۱۸۱. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۵۲.
۱۸۲. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۷.
۱۸۳. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۳.
۱۸۴. علامه ‌حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۱۸۹.
۱۸۵. مرتضی، سیدمرتضی، الانتصار، ج۱، ص۱۱۷–۱۱۸.
۱۸۶. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۶۲.
۱۸۷. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۲.
۱۸۸. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۱۱.
۱۸۹. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۶۲.
۱۹۰. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۳.
۱۹۱. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۱۳.
۱۹۲. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۷۸.
۱۹۳. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۲.
۱۹۴. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۲۶.
۱۹۵. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۵۷.
۱۹۶. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۳۷۰ و ص۳۷۷.
۱۹۷. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۷۸–۳۷۹.
۱۹۸. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۱–۳۸۲.
۱۹۹. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۶.
۲۰۰. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۶۲.
۲۰۱. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۱–۳۸۳.
۲۰۲. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۶–۴۲۷.
۲۰۳. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۶۲–۳۶۶.
۲۰۴. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۰۰ و ص۳۹۸.
۲۰۵. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱، ص۴۷۷.
۲۰۶. ابن‌برّاج، عبدالعزیز، المقتصر، ج۱، ص۴۴.
۲۰۷. فاضل‌مقداد، مقداد، کفایة الاحکام، ج۱، ص۵۵.
۲۰۸. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۹۹ و ص۳۹۸.
۲۰۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۹.
۲۱۰. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۴۰۰–۴۰۱.
۲۱۱. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۵.
۲۱۲. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۰.
۲۱۳. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۷۰.
۲۱۴. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۴۲.
۲۱۵. فاضل‌هندی، محمد، کشف اللثام، ج۱، ص۵۸۴.
۲۱۶. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۴۱.
۲۱۷. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۲۰۶.
۲۱۸. محقق‌حلی، جعفر، المختصر النافع، ج۱، ص۷.
۲۱۹. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۴.
۲۲۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۶.
۲۲۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۶.
۲۲۲. فاضل‌ هندی، محمد، کشف اللثام، ج۱، ص۵۸۶–۵۸۷.
۲۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۵۴.
۲۲۴. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۱۲۳.
۲۲۵. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۷۱.
۲۲۶. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۹.
۲۲۷. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۴۵.
۲۲۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۷.
۲۲۹. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۵۹–۳۶۱.
۲۳۰. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۴.
۲۳۱. قطب‌الدین رازی، مشارق الشموس، ج۱، ص۱۴۰.
۲۳۲. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۶۹.
۲۳۳. فاضل‌ هندی، محمد، کشف اللثام، ج۱، ص۲۴۳.
۲۳۴. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۶۴–۳۶۷.
۲۳۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۴.
۲۳۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵.
۲۳۷. فیض کاشانی، ملا محسن، معتصم‌ الشیعة، ج۱، ص۳۴۳–۳۴۴.
۲۳۸. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۷۳.
۲۳۹. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۲۹.
۲۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۳۰.
۲۴۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۶.
۲۴۲. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۳۵.
۲۴۳. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۳۸–۳۴۰.
۲۴۴. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۴۰.
۲۴۵. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۷–۳۲۸.
۲۴۶. محقق ‌کرکی، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۸.
۲۴۷. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۴۱.
۲۴۸. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۵۱–۳۵۲.
۲۴۹. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۱.
۲۵۰. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۴۳.
۲۵۱. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۴۱۳.
۲۵۲. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۳.
۲۵۳. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۵۲–۳۵۳.



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۹، ص۴۸۷.
۳:۲۶.



جعبه ابزار