• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شاپور بختیار (۱۲۹۴‑۱۳۷۰ش)، سیاستمدار و آخرین نخست‌وزیر رژیم پهلوی، با تحصیلات حقوق در فرانسه و حضور در جبهه ملی، از مخالفان دیرین شاه بود، اما در آستانه انقلاب اسلامی با پذیرش نخست‌وزیری از سوی محمدرضا شاه، به چهره‌ای دوگانه در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.
دولت ۳۷ روزهٔ او با مخالفت همه‌جانبهٔ امام خمینی، جبهه ملی و گروه‌های سیاسی، و نیز با خروج شاه و بی‌طرفی ارتش، در بهمن ۱۳۵۷ فرو پاشید و بختیار پس از انقلاب با تشکیل نهضت مقاومت ملی در پاریس، به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه داد تا اینکه در سال ۱۳۷۰ در فرانسه ترور شد.

فهرست مندرجات

۱ - نسب و ولادت
۲ - تحصیلات
۳ - مناصب و فعالیت‌های بختیار تا قبل از نخست‌وزیری
       ۳.۱ - خدمت در وزارت کار و عضویت در حزب ایران
       ۳.۲ - دستگیری و زندان و کناره‌گیری از کار دولتی
       ۳.۳ - فعالیت در جبهه ملی و مخالفت با انقلاب سفید
       ۳.۴ - ضویت در جبهه ملی چهارم و فاصله‌گیری از انقلاب
۴ - انتخاب بختیار به نخست‌وزیری
       ۴.۱ - تشکیل کابینه
       ۴.۲ - اعضای کابینه بختیار
       ۴.۳ - برنامه‌های دولت بختیار
       ۴.۴ - رئوس برنامه‌های فوری دولت
              ۴.۴.۱ - سیاست خارجی
              ۴.۴.۲ - سیاست داخلی
۵ - حوادث دولت ۳۷ روزه‌ بختیار و سقوط پهلوی
       ۵.۱ - واکنش گروه‌های سیاسی
       ۵.۲ - مخالفت امام خمینی با دولت بختیار
       ۵.۳ - خروج شاه و تشکیل شورای سلطنت
       ۵.۴ - راهپیمایی اربعین و افزایش فشارهای مردمی
       ۵.۵ - تشکیل دولت موقت بازرگان و بی‌طرفی ارتش
۶ - بختیار بعد از انقلاب اسلامی
۷ - پانویس
۸ - منبع


شاپور بختیار، فرزند سردار عسگر بختیاری، و نوه‌ی دختری صمصام‌السلطنه بختیاری، که در سال‌های پس از مشروطه دو بار به نخست‌وزیری رسید، در سال ۱۲۹۴هـ. ش
[۱] معاونت خدمات مدیریت و اطلاع رسانی اداره‌ی کل آرشیو، اسناد و موزه، دولت‌های ایران از میرزا نصرالله خان مشیرالدوله تا میر حسین موسوی، صص۳۷۱-۳۷۰، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، ۱۳۷۸، چاپ اول.
در منطقه‌ای واقع در میان دو کوه کلار و سبزکوه در ناحیه‌ی چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد.
[۲] بختیار، شاپور، یکرنگی، صص۱۹-۱۱، ترجمه‌ی مهشید امیر شاهی، پاریس، ۱۳۶۱، چاپ اول.



ایام کودکی‌اش را در میان ایل بختیاری گذراند و چون در روستای محل زندگی‌اش مدرسه‌ای وجود نداشت، خواندن و نوشتن را به کمک معلم سرخانه آموخت.
[۳] طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ص۵۹۳، تهران، علم، ۱۳۷۲، چاپ اول، جلد اول.
بعد برای ادامه تحصیل در دوره‌ی ابتدایی به شهر کرد فرستاده شد و در سال ۱۳۰۵ در سن یازده سالگی برای تکمیل تحصیلش به اصفهان رفت، بعد عازم بیروت گردید و در مدرسه‌ی فرانسوی‌ها بعد از چهار سال دیپلم ریاضی گرفت.
[۴] بهنود، مسعود، از سید ضیاء تا بختیار، ص۸۴۳، تهران، جاویدان، ۱۳۷۸، چاپ اول.

برای ادامه‌ی تحصیل به فرانسه رفت اما پس از ورود به آنجا، به دلیل آن‌که خبر اعدام چهار تن از اعضای خانواده‌اش از جمله پدرش (۱۰ فروردین ۱۳۱۳) را به دنبال اختلاف میان رضاشاه و عشایر شنید به ایران بازگشت و بعد از دو سال با گرفتن گذرنامه به فرانسه بازگشت.
[۵] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، ص۵۶، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.

از آن‌جا که تمایل داشت در رشته‌ی حقوق (فلسفه حقوق) تحصیل نماید، ابتدا دیپلم فلسفه گرفت و پس از آن در دانشکده‌ی حقوق، و رشته فلسفه دانشگاه سوربن نام‌نویسی نمود و در سال دوم در رشته علوم سیاسی نیز ثبت نام کرد.
[۶] روزنامه‌ی اطلاعات، یکشنبه ۱۷دی ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۵۷۵۳.
او
در سال ۱۹۳۹م با یک دختر جوان فرانسوی ازدواج کرد. درست در همین زمان، جنگ جهانی دوم آغاز شد و فرانسه و بریتانیا به آلمان اعلام جنگ دادند، در نتیجه، بختیار، وارد نهضت مقاومت ملی فرانسه شد و داوطلبانه به عنوان یکی از سربازان فرانسه (ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه) به گردان اورلئان پیوست و پس از هیجده ماه خدمت در ارتش برای گذراندن مقطع دکتری دوباره به دانشگاه حقوق سوربن بازگشت و پس از پایان تحصیلاتش و اخذ دکتری حقوق بین‌الملل و علوم سیاسی در سال ۱۳۲۴،
[۷] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۸۲، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.
پس از یازده سال اقامت در فرانسه، در سن ۳۱ سالگی وارد ایران شد.
[۸] دیبا، فریده، دخترم فرح، ص۳۶۸، ترجمه‌ی الهه رئیس فیروزی، تهران، به‌آفرین، ۱۳۸۰، چاپ اول.



مناصب و فعالیت‌های سیاسی و اداری شاپور بختیار پیش از نخست‌وزیری به شرح زیر است.

۳.۱ - خدمت در وزارت کار و عضویت در حزب ایران

بختیار اوایل سال ۱۳۲۵ به استخدام وزارت‌خانه تازه تاسیس، کار و تبلیغات درآمد. و سه سال بعد در سال ۱۳۲۸ ابتدا به ریاست اداره‌ی کل کار خوزستان و سپس به مدیر کلی آن‌جا منصوب شد. بختیار بعد از یک سال و نیم مدیر کلی، در سال ۱۳۲۹ به تهران بازگشت. در این سال به دنبال ازدواج محمدرضا شاه با ثریا بختیاری، کمیته‌ای از بختیاری‌های سرشناس کشور تشکیل شد که هدف آن به وجود آوردن یک تیم از سوارکاران چابک برای همراهی همیشگی شاه بود. این تیم فدائیان شاه لقب گرفت و آن کمیته متشکل از ۱۱ نفر از جمله بختیار بود، با این حال بختیار یک سال بعد از عضویت در این کمیته خارج شد. بختیار همچنین در سال ۱۳۲۹ به حزب ایران که ستون فقرات جبهه‌ی ملی بود، پیوست و تا آخر عضو آن باقی ماند.
[۹] بختیار، شاپور، یکرنگی، صص۶۰-۵۹، ترجمه‌ی مهشید امیر شاهی، پاریس، ۱۳۶۱، چاپ اول.

با تشکیل دولت مصدق، بختیار ابتدا به عنوان نماینده‌ی دولت برای رسیدگی به وضع کارگران خوزستان راهی آن‌جا شد و در زمان دومین دوره‌ی نخست‌وزیری مصدق، چون در جریان ملی شدن صنعت نفت در خوزستان خدماتی انجام داده بود به معاونت وزارت کار منصوب شد و تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در آن سمت باقی ماند.
[۱۰] افتخاری، یوسف، خاطرات دوران سپری شده، ص۸۲، به کوشش کاوه بیات و مجید تفرشی، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۰، چاپ اول.


۳.۲ - دستگیری و زندان و کناره‌گیری از کار دولتی

بعد از کودتای ۲۸ مرداد از کار برکنار شد و تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی هم بازداشت بود. بعد به همراه تنی چند از پیروان مصدق از جمله مهندس بازرگان در تشکیل یک کمیته‌ی سری به نام نهضت مقاومت ملی همکاری کرد.
[۱۱] نجاتی، غلامرضا، خاطرات بازرگان، شصت سال خدمت و مقاومت، صص۳۰۷-۳۰۶، تهران، موسسه‌ی خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۵، چاپ اول، جلد اول.
او همچنین خود را کاندیدای نمایندگی مجلس شورای ملی معرفی نمود که ناکام ماند. او در جریان محاکمه‌ی مصدق به اتهام اخلال‌گری و توهین به مقام سلطنت بازداشت شد و در سال ۱۳۳۳ به سه سال زندان تادیبی محکوم گردید، اما بیش از دو سال در زندان به سر نبرد و در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۳۴ مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد.
[۱۲] روزنامه‌ی کیهان، شنبه ۱۶ دی ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۰۶۰۵.
شاپور بختیار پس از آزادی از زندان، از کارهای دولتی کناره جست و به بخش خصوصی رفت و تنها به کارهای حقوقی و سیاسی پرداخت.
[۱۳] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۸۲، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.


۳.۳ - فعالیت در جبهه ملی و مخالفت با انقلاب سفید

بختیار که در سال‌های نخست بعد از کودتا عضو کمیته‌ی رابط احزاب نهضت ملی بود، پس از تشکیل جبهه ملی دوم در ۳۰ تیر ۱۳۳۹، به عضویت شورای عالی آن درآمد. و به همراه دیگر سران جبهه‌ی ملی در تاریخ ۱۰ بهمن ۳۹ در اعتراض به آزاد نبودن انتخابات مجلس بیستم در مجلس سنا به مدت پنج هفته متحصن شد.
[۱۴] نجاتی، غلامرضا.
[۱۵] تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، صص۱۷۷-۱۷۳، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۳، چاپ اول، جلد اول.
بعد از رسیدن دکتر امینی به نخست‌وزیری در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۰ و آزادی نسبی به وجود آمده، بختیار از جمله کسانی بود که در میدان جلالیه (پارک لاله فعلی) در میتینگ جبهه‌ی ملی (۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۰) سخن‌رانی کرد.
[۱۶] هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، انقلاب ایران به روایت بی‌بی‌سی، ص۱۰۳، تهران، طرح نو، ۱۳۷۲، چاپ اول.

به دلیل مخالفت جبهه‌ی ملی با رفراندوم ۶ بهمن‌ماه ۱۳۴۱ (اصول شش‌گانه‌ی انقلاب سفید) بختیار به همراه تعدادی از سران جبهه‌ی ملی به مدت هفت ماه و نیم تا ۱۸ شهریور ۱۳۴۲ به زندان افتادند. بعد از شکل‌گیری جبهه‌ی ملی سوم بختیار به عضویت آن درآمد ولی به دلیل فشارهای رژیم و دستگیری جمعی از رهبران و اعضای هیات اجرایی آن، بعد از سه هفته از آغاز فعالیتش منحل شد.
[۱۷] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۶۰-۵۹، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
و بختیار به همراه دیگر سران جبهه‌ی ملی به کلی از صحنه سیاسی خارج شدند و تنها به برگزاری نشست‌های مخفیانه به منظور بحث و بررسی اوضاع و نقد و ارزیابی سیاست‌های شاه و نیز حفظ ارتباط با سایر جریان‌های وابسته به جبهه‌ی ملی اکتفا نمودند که تا آغاز فعالیت جبهه‌ی ملی چهارم در آبان ۱۳۵۶ به طول انجامید.
[۱۸] سنجابی، کریم، امیدها و نا امیدی‌ها، ص۲۷۹، لندن، جبهه ملی، ۱۳۶۸، چاپ اول.


۳.۴ - ضویت در جبهه ملی چهارم و فاصله‌گیری از انقلاب

به دنبال فضای باز سیاسی که در سال ۵۶ به دلیل دکترین حقوق بشر کارتر ایجاد شده بود، بختیار به اتفاق دکتر کریم سنجابی و داریوش فروهر، طی نامه‌ی سرگشاده‌ای در ۲۲ خرداد ۵۶ به شاه و اشاره به وضعیت نابسامان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، تورم، رکود سیاسی، و انتقاد از تمرکز اختیارات و مسولیت‌ها در شخص شاه و اعتراض به جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و هزینه‌های گزاف و حیف و میل‌های دیگر و نیز سوء مدیریت کشور، اعلام کردند.
[۱۹] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، ص۶۱، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.

به دنبال این حرکت، جبهه‌ی ملی چهارم با اتحاد گروه‌های دیگر در ۲۸ آبان ۵۶ اعلام موجودیت کرد که بختیار به عنوان عضو کمیته‌ی مرکزی انتخاب شد.
[۲۰] مقصودی، مجتبی، تحولات سیاسی- اجتماعی ایران ۱۳۵۷-۱۳۲۰، ص۱۹۵، تهران، روزنه، ۱۳۸۰، چاپ اول.
اما در سال ۵۷ و هم‌زمان با تشدید مبارزات ضد استبدادی و اوج‌گیری فعالیت‌های انقلابی مردم ایران، و دیدار دکتر سنجابی و فروهر (از سران جبهه ملی) با امام خمینی و صدور اعلامیه‌ی سه ماده‌ای در پاریس و حمایت از رهبری امام خمینی، جریان قدرت‌طلب و محافظه‌کار جبهه ملی که توسط بختیار رهبری می‌شد، هم‌چنان در چارچوب گفتمان پیشین جبهه‌ی ملی گام بر‌می‌داشت و می‌کوشید تا نه با انقلاب و رهبری آن همراه شود و نه از رژیم سلطنتی دفاع کند، بلکه به عنوان یک آلترناتیو خود را در جایگاه جانشین سلطنت مطلقه بشناساند. بنابراین بختیار موضع خود را از آنها جدا کرد و معتقد به دفاع از نظم موجود و مخالف با هرگونه تغییر بنیادی یا انقلابی بود.
[۲۱] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۶۷-۶۲، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.



با نمایان شدن ضعف و ناتوانی دولت نظامی ازهاری در آرام کردن جو انقلابی کشور، شاه سعی کرد با تشکیل یک دولت ائتلاف ملی
[۲۲] پارسونز، آنتونی، غروب و سقوط، ص۱۴۶، ترجمه منوچهر راستین، تهران، هفته، ۱۳۶۳، چاپ اول.
در چارچوب نظام سلطنت، با کمک شخصیت‌های ملی کمی اوضاع کشور را سامان دهد.
[۲۳] سولیون، ویلیام، و پارسونز، آنتونی، خاطرات دو سفیر، صص۱۵۷-۱۵۶، ترجمه محمود طلوعی، تهران، علم، ۱۳۷۳، چاپ اول.
به همین منظور با افرادی از قبیل عبدالله انتظام، دکتر علی امینی، سروری، کریم سنجابی، دکتر صدیقی مذاکراتی انجام داد که یا این افراد قبول نکردند یا با شاه به توافق نرسیدند.
[۲۴] مازندی، یوسف، ایران ابرقدرت قرن، صص۶۱۷-۶۱۶، تهران، البرز، ۱۳۷۳، چاپ اول.
[۲۵] یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، صص۶۲-۶۱، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.

نخستین تماس‌ها با بختیار به واسطه‌ی سپهبد مقدم، رئیس ساواک، در همان ایام مذاکره شاه با افراد فوق صورت گرفت. در خلال این تماس‌ها بختیار آمادگی خود را برای شرکت در یک دولت ائتلافی، به شرط رعایت کامل قانون اساسی توسط شاه، اعلام نمود.
[۲۶] کارتوزیان، محمدعلی، مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران، ص۳۰۸، ترجمه فرزانه طاهری، تهران، مرکز، ۱۳۷۲، چاپ اول.
تا آن زمان بحث نخست‌وزیری بختیار مطرح نبود. بلکه تنها بحث عضویت وی در یک کابینه‌ی ائتلافی وجود داشت. با خودداری شخصیت‌های بارز جبهه‌ی ملی از تشکیل یک دولت ائتلافی و به خصوص پس از نافرجام ماندن ماموریت صدیقی در تشکیل یک دولت ائتلافی، بختیار به عنوان داوطلب احتمالی مقام نخست‌وزیری مطرح گردید. که با حضور او نزد شاه در اواخر آذر ۱۳۵۷، شاه در این ملاقات با طرح سوالاتی، بدون این‌که بحث نخست‌وزیری را مطرح کند دریافت که بختیار می‌تواند چهره‌ی مناسبی برای مقام نخست‌وزیری باشد، زیرا ضمن آن‌که به اصول اولیه‌ی جبهه‌ی ملی، یعنی سلطنت بدون حکومت شاه، اعتقاد داشت و او را به عنوان سمبل وحدت مملکت پذیرفته بود، و خط ‌مشی سیاسی نیروهای انقلابی را نیز قبول نداشت و همچنین از مخالفان سر سخت ملاقات سنجابی با امام خمینی بود و در تظاهرات ماه‌های اخیر علیه شاه مخصوصا تظاهرات تاسوعا و عاشورا شرکت نکرده بود.
[۲۷] بختیار، شاپور، یکرنگی، صص۱۵۶-۱۴۷، ترجمه‌ی مهشید امیر شاهی، پاریس، ۱۳۶۱، چاپ اول.
به همین دلایل شاه، پس از گذشت ده روز از ملاقات نخستین، در هشتم دی‌ماه ۵۷، به بختیار نخست‌وزیری را پیشنهاد کرد که بختیار در روز بعد شرایطش را برای قبول نخست‌وزیری به شاه اعلام کرد.
[۲۸] بختیار، شاپور، سی‌ و هفت روز پس از سی‌ و هفت سال، ص۸، فرانسه، انتشارات رادیو ایران، ۱۳۶۱.
این شرایط عبارت بودند از: ۱- آزادی مطبوعات؛ ۲- انحلال ساواک؛ ۳- آزادی زندانیان سیاسی؛ ۴- انتقال بنیاد پهلوی به دولت؛ ۵- حذف کمیسیون شاهنشاهی؛ ۶- انتخاب وزرا تنها توسط نخست‌وزیر انجام گیرد؛ ۷- مسافرت شاه به خارج از کشور.
[۲۹] لاجوردی، حبیب، خاطرات شاپور بختیار، ص۱۰۸، تهران، زیبا، ۱۳۸۰، چاپ اول.

با پذیرش شرایط بختیار توسط شاه، روز ۹ بهمن‌ماه ۱۳۵۷، نخست‌وزیری بختیار قطعی شد.
[۳۰] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، ص۷۳، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.


۴.۱ - تشکیل کابینه

بختیار سرانجام با به پایان رسیدن مهلتی که برای تشکیل کابینه‌اش از شاه درخواست کرده بود، در روز ۱۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، اعضای کابینه‌اش را در کاخ نیاوران به حضور شاه معرفی نمود و از مجموع ۲۰۵ رای، با ۱۴۹ رای موافق، ۴۳ رای مخالف و ۳ رای ممتنع، از مجلس شورای ملی دوره‌ی بیست و چهارم رای اعتماد گرفت.
[۳۱] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۷۵-۷۴، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.


۴.۲ - اعضای کابینه بختیار

اعضای کابینه بختیار عبارت بودند از:
شاپور بختیار، نخست‌وزیر و وزیرکشور، احمد میرفندرسکی، وزیر امورخارجه، ارتشبد فریدون جم و ارتشبد جعفر شفقت، وزیر جنگ، یحیی صادق وزیری، وزیر دادگستری، مهندس منوچهر کاظمی، وزیر کشاورزی، دکتر منوچهر رزم‌آرا، وزیر بهداری و بهزیستی، دکتر سیروس آموزگار، وزیر مشاور و سرپرست وزارت اطلاعات و جهان‌گردی، رستم پیراسته، وزیر امور اقتصادی و دارایی، لطفعلی صمیمی، وزیر پست و تلگراف و تلفن، عباسعلی بختیار، وزیر منابع و معادن، منوچهر آریانا، وزیر کار و امور اجتماعی، محمد مشیری یزدی، معاون مالی و اداری نخست‌وزیر.
[۳۲] ملکی، حسین، دولت‌ها و دولت‌مردان ایران در عصر مشروطیت و ساختار و نهادها، ص۴۵۶، تهران، اشاره، ۱۳۸۹، چاپ دوم، جلد اول.

اگرچه برای تشکیل کابینه‌اش، بختیار به ۱۸ نفر نیازمند بود، اما فهرست او تنها ۱۲ نفر بودند.
[۳۳] قره‌باغی، عباس، اعترافات ژنرال، ص۱۲۱، تهران، نی، ۱۳۶۴، چاپ اول.
علت این نقص صرف‌نظر از عدم همکاری شخصیت‌های قابل توجه، عبارت بودند از آن‌که اولا او درصدد بود تا خود وزارت کشور را بر عهده گیرد و ثانیا چون هنوز امیدوار بود تا همکاری جبهه‌ی ملی را جلب کند. چند وزارت‌خانه، به خصوص وزارت‌خانه‌هایی را که به کار فنی و مهندسی نیاز داشتند، برای آن‌ها در نظر گرفته بود. قصد بختیار آن بود تا بعدها به تدریج، افراد جدیدی را وارد کابینه نماید که طی دوره‌ی ۳۷ روزه‌ی حکومتش، در این راستا توفیقی نیافت.
[۳۴] بختیار، شاپور، یکرنگی، صص۱۶۴-۱۶۳، ترجمه‌ی مهشید امیر شاهی، پاریس، ۱۳۶۱، چاپ اول.

از ابتکاراتی که بختیار در این زمان برای جلب‌نظر روحانیون به کار برد، این بود که اعلام نمود، اداره سازمان اوقاف، به روحانیون واگذار خواهد شد و دولت، تنها بر حساب‌های آن سازمان نظارت خواهد نمود. هم‌چنین اعلام گردید که برخی از وزارت‌خانه‌ها، همانند اطلاعات و جهان‌گردی، علوم و آموزش عالی و بازرگانی، منحل و در وزارت‌خانه‌های دیگر ادغام خواهندشد. به علاوه ابراز گردید که برای وزارت فرهنگ و هنر، وزیری اعلام نخواهد کرد و ترتیبات جدیدی برای آن اتخاذ خواهد شد.
[۳۵] مدنی، سید جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص۴۲۵، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵، چاپ چهارم، جلد دوم.


۴.۳ - برنامه‌های دولت بختیار

بختیار در روز چهارشنبه ۱۳ دی‌ماه ۱۳۵۷، و جمعه ۱۵ دی‌ماه ۱۳۵۷ در مصاحبه‌ای با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی، به اجمال، مهم‌ترین برنامه‌های داخلی و خارجی را مطرح نمود.
[۳۶] روزنامه‌ی اطلاعات، شنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۵۷۵۲.
[۳۷] روزنامه کیهان، شنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۵۷، شماره ۱۰۶۰۵.
اما‌اندکی بعد، در تاریخ پنج‌شنبه ۲۱ دی‌ماه، هنگام معرفی کابینه‌اش به مجلس شورای ملی دوره‌ی بیست و چهارم، برنامه‌های خود را به صورت تفصیلی و به ترتیب زیر بیان نمود:

۴.۴ - رئوس برنامه‌های فوری دولت

انحلال ساواک، محاکمه‌ی سریع غارت‌گران و متجاوزان به حقوق ملت، انتصاب یک کمیسیون بی‌نظر جهت رسیدگی به کارهای گذشته و سوابق خدمتی مامورین ساواک، آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی، اعاده‌ی حیثیت کلیه‌ی زندانیان سیاسی که بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تاکنون گرفتار شده‌اند، پرداخت غرامت معقول از طرف دولت به کلیه‌ی کسانی که به جرم سیاسی برای مدتی بیش از یک سال متوالی در زندان به سر برده‌اند و یا این‌که به جرم سیاسی مورد آزار قرارگرفته‌اند و نقص عضو پیدا کرده‌اند از سال ۱۳۳۲ تاکنون، پرداخت غرامت متناسب از طرف دولت به بازماندگان صغیر یا تحت کفالت کلیه‌ی کسانی که در زندان‌های شاه جان خود را از دست داده‌اند از سال ۱۳۳۲ تاکنون، لغو تدریجی حکومت نظامی ضمن جلب همکاری مراجع محترم تقلید در شهرهایی که حکومت نظامی در آن‌ها برقرار است، اعلام رسمی کشته‌شدگان سیاسی اخیر به عنوان شهدا از طریق گذراندن قانون از مجلسین، پرداخت غرامت از طرف دولت به خانواده‌های شهدا و به آن‌هایی که در مبارزات اخیر دچار نقص عضو شده‌اند، پایان دادن به اعتصابات با همکاری مراجع محترم تقلید و روشن‌فکران صاحب رسالت و کارگران و صنعت‌گران، ایجاد زمینه‌ی نزدیک همکاری بین دولت و عالم روحانیت به طوری‌که آیات عظام ناظر بر اجرای درست امور باشند، ترمیم خرابی‌های اخیر و به جریان‌انداختن امور روزمره‌ی کشور، به جریان‌انداختن امور تولیدی کشور و بهبود وضع اقتصادی، برنامه‌ریزی برای ایجاد یک انتخابات آزاد در سطوح مختلف (از انجمن روستا تا انجمن شهر) و انتخابات آزاد شهرداری‌ها و بالاخره انتخابات مجلس شورا و سنا، اخراج کلیه‌ی کارمندان خارجی زاید و کارگران خارجی غیر مجاز از کشور، ایجاد امنیت اجتماعی در پناه قانون.

۴.۴.۱ - سیاست خارجی

برنامه‌ی بختیار در بخش سیاست خارجی، بر سه اصل استوار بود که عبارت بودند از:
الف. شناخت صحیح واقعیات داخلی و خارجی؛
ب. صداقت در روابط بین‌المللی؛
ج. صراحت از هر جهت؛
عناصر اصلی این سیاست به قرار زیر بود:
تقویت و توسعه روابط سیاسی اقتصادی و فرهنگی با کشورهای اسلامی، حفظ و توسعه روابط با کلیه دول جهان به خصوص همسایگان بر اساس احترام متقابل و عدم مداخله در امور یکدیگر و همزیستی مسالمت‌آمیز با توجه‌ی کامل به منافع ملی ملت ایران، تلاش برای توسعه روابط با کشورهای در حال توسعه به دلیل وجوه مشترک، تلاش در جهت رفع تشنجات بین‌المللی، پشتیبانی بدون قید و شرط از اصول منشور ملل متحد و اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، تجدید نظر در روابط با دولت آفریقای جنوبی و عدم فروش نفت به آن کشور، حمایت از ملت فلسطین و عدم فروش نفت به اسرائیل.

۴.۴.۲ - سیاست داخلی

تامین آزادی فردی و اجتماعی و... در چارچوب قانون اساسی کشور، اعاده‌ی حیثیت قوه‌ی قضائیه و تامین استقلال آن، عدم دخالت دولت در امور تجارت مگر به عنوان برنامه‌ریزی، ارشاد و کنترل، عدم دخالت دولت در امور صنعت مگر صنایع نفت و گاز و انرژی اتمی، عدم تمرکز در کلیه‌ امور کشوری و تجدید سازمان استانداری‌ها و...، تامین رفاه کارمندان دولت، مبارزه پی‌گیر با فساد چه در دستگاه‌های دولتی و چه در بخش خصوصی، برنامه‌ریزی زمان‌بندی و اجرا در جهت خودکفایی کشاورزی و دامپروری، مبارزه‌ی شدید و همه‌جانبه با تورم، اجرای موثر برنامه‌های تامین اجتماعی و محدود کردن آن به برنامه‌های واقعی دولت، انحلال وزارت علوم و آموزش عالی به منظور تامین استقلال واقعی دولت، انجام اصلاحات در سازمان برنامه و بودجه به منظور جلوگیری از هرگونه موازی‌کاری.
[۳۸] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۹۳-۹۰، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
[۳۹] روزنامه‌ی‌ اطلاعات، پنج شنبه ۲۱ دی ماه ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۵۷۵۷.
[۴۰] روزنامه‌ی کیهان، پنج شنبه، ۲۱ دی ماه ۱۳۵۷، شماره‌ ۱۰۶۱۰.



مهم‌ترین رویدادهای دوران نخست‌وزیری شاپور بختیار به شرح زیر است.

۵.۱ - واکنش گروه‌های سیاسی

با انتشار خبر نخست‌وزیری بختیار، جبهه‌ی ملی، طی اعلامیه‌ای در تاریخ نهم دی‌ماه ۱۳۵۷
[۴۱] سنجابی، کریم، امیدها و نا امیدی‌ها، صص۳۱۲-۳۱۰، لندن، جبهه ملی، ۱۳۶۸، چاپ اول.
و حزب ایران طی اعلامیه‌ای در ۱۰ دی‌ماه ۱۳۵۷، بختیار را از جبهه ملی و حزب ایران برکنار نمودند. سایر تشکل‌ها و احزاب مهم دیگر از جمله حزب مردم ایران، حزب توده‌ و جریان‌های چریکی، و نهضت آزادی به موضع‌گیری در مقابل دولت بختیار پرداختند.
[۴۲] یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، صص۸۶-۸۵، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.

دولت امریکا نیز ژنرال‌ هایزر را برای آرامش و اتحاد میان ارتش و دولت بختیار و در صورت ناکامی این تلاش‌ها و سقوط دولت بختیار و ناتوانی امریکا در سازش با رهبران انقلاب، انجام یک کودتای نظامی برای حفظ منافع امریکا و غرب به ایران فرستاد.
[۴۳] ‌هایزر، رابرت، ماموریت در تهران، خاطرات ژنرال‌هایزر، ص۵۱، ترجمه‌ی ع رشیدی، تهران، اطلاعات، ۱۳۶۵، چاپ اول.
[۴۴] روبین، باری، جنگ قدرت‌ها در ایران، صص۱۶۹-۱۶۸، ترجمه‌ی محمود مشرقی، تهران، آشتیانی، ۱۳۶۳، چاپ اول.


۵.۲ - مخالفت امام خمینی با دولت بختیار

امام خمینی نیز طی سخنانی در ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۷ مواضع خود را در این مورد چنین بیان کرد: «الان ما با این دولت مخالفیم، برای این‌که این دولت غیرقانونی است... چون شاه و مجلس غیر قانونی هستند.... ما این دولت را دولت خائن می‌دانیم... یک هم چون دولتی، دولت باطل است و هر کس و هر مقامی موافقت با این دولت بکند، خائن است....» .
[۴۵] خمینی، روح الله.
[۴۶] صحیفه‌ی نور، ص۱۵۷، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱، چاپ اول، جلد چهارم.


۵.۳ - خروج شاه و تشکیل شورای سلطنت

در ۲۶ دی‌ماه، شاه و فرح ایران را ترک گفتند و شمارش معکوس برای سقوط حکومت بختیار و رژیم پهلوی آغاز شد. شورای سلطنت نیز که اعضای آن در روز ۲۴ دی‌ماه اعلام شده بود، قرار بود تمامی وظایف شاه را در اداره‌ی امور کشور بر اساس قانون اساسی بر عهده بگیرد.
[۴۷] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، ص۱۷۳، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
سید جلال‌الدین تهرانی، ریس شورای سلطنت، دو روز پس از خروج شاه از ایران به توصیه اعضای شورای سلطنت، مخصوصا بختیار برای ملاقات و مذاکره با امام خمینی عازم پاریس شد ولی پیام امام خمینی بر غیرقانونی بودن شورای سلطنت، این ملاقات را غیر ممکن ساخت و شرط ملاقات استعفای کتبی با اعلام این نکته که شورای سلطنت غیر قانونی بوده است، شد، و این مسئله انجام گرفت.
[۴۸] یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، ص۳۰۴، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.
به دنبال استعفای رئیس شورای سلطنت، جمع کثیری از نمایندگان مجلس نیز استعفا نمودند.
[۴۹] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۹۲، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.


۵.۴ - راهپیمایی اربعین و افزایش فشارهای مردمی

مخالفت امام خمینی با دولت بختیار سبب افزایش تظاهرات‌ها شد. به دعوت امام خمینی راهپیمایی تاریخی اربعین روز ۲۹ دی‌ماه ۱۳۵۷، که از بزرگ‌ترین اجتماعات دوران انقلاب بود، با شرکت تمامی طبقات در تهران و تمام شهرها برگزار شد.
[۵۰] روزنامه‌ی اطلاعات، شنبه ۳۱ دی ماه ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۵۷۶۴.
در تهران جمعیتی قریب دو میلیون نفر در این راهپیمایی شرکت کردند و سرانجام در میدان آزادی قطعنامه‌ای در ده مورد، ضمن مخالفت با دولت بختیار و غیر قانونی دانستن آن، خواهان تشکیل جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی شدند.
[۵۱] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۹۲، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.

پس از این راهپیمایی امام خمینی طی پیامی اعلام کردند که به زودی به مردم می‌پیوندند. روز سوم بهمن کمیته‌ی برگزاری استقبال از امام تشکیل شد. بختیار ابتدا سعی کرد با اعزام نمایندگانی برای مذاکره با امام مانع از ورود ایشان به ایران بشوند. با شکست تلاش‌های بختیار، دولت برای جلوگیری از ورود امام به کلیه‌ی شرکت‌های هواپیمایی بین‌المللی اعلام کرد که به تهران پرواز نکنند و دولت تعداد زیادی تانک و زره‌پوش در مهر‌آباد متمرکز نمود و فرودگاه حالت تدافعی و جنگی به خود گرفت. علاوه بر فرودگاه مهرآباد، به دستور بختیار، کلیه‌ی فرودگاه‌های کشور برای سه روز بسته شدند. به علت چنین تصمیمی از طرف دولت بختیار، میلیون‌ها نفر در تهران و شهرستان‌ها به راهپیمایی پرداختند. طی درگیری‌هایی که انجام شد سرانجام بختیار تسلیم شد و روز نهم بهمن‌ماه دستور داد فرودگاه‌ها باز شوند. امام خمینی نیز در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در میان استقبال عظیم مردم به تهران بازگشتند و باز در سخنرانی که انجام دادند دولت بختیار را غیر قانونی اعلام نمودند.
[۵۲] مدنی، سید جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص۲۸۵، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵، چاپ چهارم، جلد دوم.
[۵۳] یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، ص۳۸۰، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.
[۵۴] دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۲۲۹-۲۲۳، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.


۵.۵ - تشکیل دولت موقت بازرگان و بی‌طرفی ارتش

امام خمینی در ۱۵ بهمن‌ماه ۱۳۵۷ آقای بازرگان را به نخست‌وزیری دولت موقت برگزیدند.
[۵۵] یوسفی اشکوری، حسن، در تکاپوی آزادی، سیری در زندگی، آثار و افکار مهندس بازرگان، ص۱۶۷، تهران، قلم، ۱۳۷۹، چاپ اول، جلد دوم.
و از مردم خواستند نظر خودشان را درباره‌ی دولت با تظاهرات آرام در شهرها اعلام کنند که مردم در روز ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ با عظیم‌ترین راهپیمایی، دولت بازرگان را تایید نمودند. روز به روز اعتصاب گسترده‌تر می‌شد و بخش‌های مهم سیاسی، اجرایی و نظامی به صف انقلاب می‌پیوستند. روز پنج شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۵۷، همافران نیروی هوایی با اعلام همبستگی با امام و رژه در مقابل ایشان به صف انقلاب پیوستند.
[۵۶] قره‌باغی، عباس، اعترافات ژنرال، صص۳۱۱-۳۰۵، تهران، نی، ۱۳۶۴، چاپ اول.
روز ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ درگیری‌ها به اوج خود رسید. با گرد آمدن ۲۷ تن از فرماندهان ارتش، شورای فرماندهان ارتش در ساعت ۱۰: ۳۰ روز یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تشکیل جلسه داد و در ساعت ۱۰: ۳۰، طی اعلامیه‌ای که از رادیو تلویزیون پخش شد، تصمیم گرفته شده بود که برای جلوگیری از هرج و مرج و خون‌ریزی بیشتر، بی‌طرفی خود را در مناقشات سیاسی اعلام و به یگان‌های نظامی دستور داده شد که به پادگان‌های خود مراجعت نمایند.
[۵۷] مازندی، یوسف، ایران ابرقدرت قرن، صص۶۱۷-۶۱۶، تهران، البرز، ۱۳۷۳، چاپ اول.
[۵۸] یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، صص۶۸۳-۶۸۲، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.
پس از پخش این تصمیم ارتش، قوای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم شاهنشاهی ایران را به مردم مژده دادند.
[۵۹] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۹۷، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.



با سقوط رژیم پهلوی، بختیار از کاخ نخست‌وزیری خارج و مدتی مخفی گردید و سپس با دست‌های نامرئی در اواسط فروردین ۱۳۵۸ به اروپا فرار کرد و از پاریس سر درآورد. بختیار بلافاصله پس از ورود به فرانسه، نهضت مقاومت ملی ایران را بنیان گذاشت و با حمایت کامل سرویس‌های اطلاعاتی غرب و همچنین حمایت‌های مالی، فعالیت‌ها و توطئه‌های متعددی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران انجام داد که از مهمترین این توطئه‌ها دخالت وی در کودتای نافرجام نوژه و طرح تجزیه‌ی خوزستان بود. طبق این طرح ارتش عراق می‌بایست در یک حمله‌ی سریع خوزستان را اشغال می‌کرد و بختیار، دولت آزاد خود را در این خطه اعلام می‌نمود. سرانجام شاپور بختیار بعد از ۱۲ سال فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، علی‌رغم جان سالم به در بردن در سوء قصد تابستان ۱۳۵۹، این بار، در ۱۵ خرداد ۱۳۷۰، در ویلای مسکونی‌اش در حومه‌ی پاریس، با وجود محافظت شبانه‌روزی از او، همراه با منشی‌اش، سروش کتیبه، به قتل رسیدند.
[۶۰] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۹۷، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.



۱. معاونت خدمات مدیریت و اطلاع رسانی اداره‌ی کل آرشیو، اسناد و موزه، دولت‌های ایران از میرزا نصرالله خان مشیرالدوله تا میر حسین موسوی، صص۳۷۱-۳۷۰، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، ۱۳۷۸، چاپ اول.
۲. بختیار، شاپور، یکرنگی، صص۱۹-۱۱، ترجمه‌ی مهشید امیر شاهی، پاریس، ۱۳۶۱، چاپ اول.
۳. طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ص۵۹۳، تهران، علم، ۱۳۷۲، چاپ اول، جلد اول.
۴. بهنود، مسعود، از سید ضیاء تا بختیار، ص۸۴۳، تهران، جاویدان، ۱۳۷۸، چاپ اول.
۵. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، ص۵۶، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۶. روزنامه‌ی اطلاعات، یکشنبه ۱۷دی ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۵۷۵۳.
۷. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۸۲، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.
۸. دیبا، فریده، دخترم فرح، ص۳۶۸، ترجمه‌ی الهه رئیس فیروزی، تهران، به‌آفرین، ۱۳۸۰، چاپ اول.
۹. بختیار، شاپور، یکرنگی، صص۶۰-۵۹، ترجمه‌ی مهشید امیر شاهی، پاریس، ۱۳۶۱، چاپ اول.
۱۰. افتخاری، یوسف، خاطرات دوران سپری شده، ص۸۲، به کوشش کاوه بیات و مجید تفرشی، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۰، چاپ اول.
۱۱. نجاتی، غلامرضا، خاطرات بازرگان، شصت سال خدمت و مقاومت، صص۳۰۷-۳۰۶، تهران، موسسه‌ی خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۵، چاپ اول، جلد اول.
۱۲. روزنامه‌ی کیهان، شنبه ۱۶ دی ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۰۶۰۵.
۱۳. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۸۲، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.
۱۴. نجاتی، غلامرضا.
۱۵. تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، صص۱۷۷-۱۷۳، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۳، چاپ اول، جلد اول.
۱۶. هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، انقلاب ایران به روایت بی‌بی‌سی، ص۱۰۳، تهران، طرح نو، ۱۳۷۲، چاپ اول.
۱۷. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۶۰-۵۹، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۱۸. سنجابی، کریم، امیدها و نا امیدی‌ها، ص۲۷۹، لندن، جبهه ملی، ۱۳۶۸، چاپ اول.
۱۹. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، ص۶۱، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۲۰. مقصودی، مجتبی، تحولات سیاسی- اجتماعی ایران ۱۳۵۷-۱۳۲۰، ص۱۹۵، تهران، روزنه، ۱۳۸۰، چاپ اول.
۲۱. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۶۷-۶۲، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۲۲. پارسونز، آنتونی، غروب و سقوط، ص۱۴۶، ترجمه منوچهر راستین، تهران، هفته، ۱۳۶۳، چاپ اول.
۲۳. سولیون، ویلیام، و پارسونز، آنتونی، خاطرات دو سفیر، صص۱۵۷-۱۵۶، ترجمه محمود طلوعی، تهران، علم، ۱۳۷۳، چاپ اول.
۲۴. مازندی، یوسف، ایران ابرقدرت قرن، صص۶۱۷-۶۱۶، تهران، البرز، ۱۳۷۳، چاپ اول.
۲۵. یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، صص۶۲-۶۱، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.
۲۶. کارتوزیان، محمدعلی، مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران، ص۳۰۸، ترجمه فرزانه طاهری، تهران، مرکز، ۱۳۷۲، چاپ اول.
۲۷. بختیار، شاپور، یکرنگی، صص۱۵۶-۱۴۷، ترجمه‌ی مهشید امیر شاهی، پاریس، ۱۳۶۱، چاپ اول.
۲۸. بختیار، شاپور، سی‌ و هفت روز پس از سی‌ و هفت سال، ص۸، فرانسه، انتشارات رادیو ایران، ۱۳۶۱.
۲۹. لاجوردی، حبیب، خاطرات شاپور بختیار، ص۱۰۸، تهران، زیبا، ۱۳۸۰، چاپ اول.
۳۰. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، ص۷۳، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۳۱. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۷۵-۷۴، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۳۲. ملکی، حسین، دولت‌ها و دولت‌مردان ایران در عصر مشروطیت و ساختار و نهادها، ص۴۵۶، تهران، اشاره، ۱۳۸۹، چاپ دوم، جلد اول.
۳۳. قره‌باغی، عباس، اعترافات ژنرال، ص۱۲۱، تهران، نی، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۳۴. بختیار، شاپور، یکرنگی، صص۱۶۴-۱۶۳، ترجمه‌ی مهشید امیر شاهی، پاریس، ۱۳۶۱، چاپ اول.
۳۵. مدنی، سید جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص۴۲۵، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵، چاپ چهارم، جلد دوم.
۳۶. روزنامه‌ی اطلاعات، شنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۵۷۵۲.
۳۷. روزنامه کیهان، شنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۵۷، شماره ۱۰۶۰۵.
۳۸. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۹۳-۹۰، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۳۹. روزنامه‌ی‌ اطلاعات، پنج شنبه ۲۱ دی ماه ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۵۷۵۷.
۴۰. روزنامه‌ی کیهان، پنج شنبه، ۲۱ دی ماه ۱۳۵۷، شماره‌ ۱۰۶۱۰.
۴۱. سنجابی، کریم، امیدها و نا امیدی‌ها، صص۳۱۲-۳۱۰، لندن، جبهه ملی، ۱۳۶۸، چاپ اول.
۴۲. یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، صص۸۶-۸۵، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.
۴۳. ‌هایزر، رابرت، ماموریت در تهران، خاطرات ژنرال‌هایزر، ص۵۱، ترجمه‌ی ع رشیدی، تهران، اطلاعات، ۱۳۶۵، چاپ اول.
۴۴. روبین، باری، جنگ قدرت‌ها در ایران، صص۱۶۹-۱۶۸، ترجمه‌ی محمود مشرقی، تهران، آشتیانی، ۱۳۶۳، چاپ اول.
۴۵. خمینی، روح الله.
۴۶. صحیفه‌ی نور، ص۱۵۷، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱، چاپ اول، جلد چهارم.
۴۷. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، ص۱۷۳، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۴۸. یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، ص۳۰۴، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.
۴۹. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۹۲، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.
۵۰. روزنامه‌ی اطلاعات، شنبه ۳۱ دی ماه ۱۳۵۷، شماره‌ی ۱۵۷۶۴.
۵۱. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۹۲، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.
۵۲. مدنی، سید جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص۲۸۵، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵، چاپ چهارم، جلد دوم.
۵۳. یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، ص۳۸۰، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.
۵۴. دهمرده، برات، دولت بختیار و تحولات انقلاب اسلامی، صص۲۲۹-۲۲۳، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، چاپ اول.
۵۵. یوسفی اشکوری، حسن، در تکاپوی آزادی، سیری در زندگی، آثار و افکار مهندس بازرگان، ص۱۶۷، تهران، قلم، ۱۳۷۹، چاپ اول، جلد دوم.
۵۶. قره‌باغی، عباس، اعترافات ژنرال، صص۳۱۱-۳۰۵، تهران، نی، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۵۷. مازندی، یوسف، ایران ابرقدرت قرن، صص۶۱۷-۶۱۶، تهران، البرز، ۱۳۷۳، چاپ اول.
۵۸. یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، صص۶۸۳-۶۸۲، تهران، قلم، ۱۳۶۸، چاپ اول.
۵۹. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۹۷، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.
۶۰. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ص۲۹۷، تهران، گفتار و علمی، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد اول.



پژوهشکده باقر العلوم (علیه‌السلام)، برگرفته از مقاله «شاپور بختیار»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۵/۰۵/۲۶.    



جعبه ابزار