مقالات دارابی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بُختُنَصَّر (
بُختُ نَصَّر، در زبان عبری
نَبوکَد نَصَّر)، پادشاه نیرومند
بابل (حک: ۶۰۵‑۵۶۲ ق.م)، با فتح
اورشلیم و ویرانی
معبد سلیمان در سال ۵۸۶ ق.م، به اسطورهای از قهر و
غضب الهی در تاریخ
یهود و
مسیحیت بدل شد و در منابع اسلامی نیز به عنوان عامل عقوبت
بنیاسرائیل و یکی از چهرههای برجسته در تفاسیر قرآنی و روایات تاریخی جای گرفت.
در تاریخنگاری اسلامی، بختنصر با عناوینی چون «مرزبان
عراق» و «کارگزار لهراسب» توصیف شده و گاه با ضحّاک و جمشید در روایات اساطیری پیوند خورده است؛ با این حال، واقعیت تاریخی او در کتیبههای بابلی و گزارشهای کتاب مقدس، چهرهای از یک پادشاه کشورگشا، معبدساز و آبادگر را ترسیم میکند که باغهای معلق بابل از یادگاران اوست.
بُختُنَصَّر (
بُختُ نَصَّر)، پادشاه
بابل، ویران کننده
بیت المقدس و اسیر سازنده
قوم یهود.
این نام که در اصل بابلی است و در زبان عبری به صورت
نَبوکَد نَصَّر درآمده،
در
زبان عربی تغییر یافته و در منابع اسلامی
بُخْتُ النَّصر شده است. (برای نامهای دیگر رجوع کنید به
)
از تاریخ تولد بختنصر اطلاعی در دست نیست، اما میدانیم که در فاصله سالهای ۶۰۵ـ۵۶۲ قم
حکومت میکرده است.
پدرش، نَبوپْلَسَر، پس از آنکه آمئی تیدا دختر هوخشتره پادشاه ماد را به همسریِ بختنصر برگزید، با دولت ماد متحد شد
و امپراتوری آشور را شکست داد و بخش غربی امپراتوری آشور،
سوریه،
فلسطین و
مصر سهم دولت بابل شد.
پس از این شکست، نِخائو پادشاه مصر، که مطیع دولت آشور بود، با یوشیا پادشاه یهود هم پیمان شد و به سرزمینهایی که بابل تصرف کرده بود تاخت و تا کنار
فرات پیش رفت.
نبوپلسر، بختنصر را مأمور مقابله با او کرد. آن دو در کَرْکَمیش
ـ قسمت علیای رود فرات ـ
جنگیدند و بختنصر به سوریه و فلسطین دست یافت.
وی پس از درگذشت پدر (۶۰۵ قم) بر تخت نشست.
در آغاز فرمانروایی بختنصر، در عیلام و پارسوا شورشهایی درگرفت که با چیرگی سپاهیان ماد بر آن منطقه، پایان یافت. پس از آن، بختنصر بیشتر نظر خود را به مناطق غربی امپراتوری بابل معطوف داشت، زیرا نخائو دوباره بر ضد او قیام کرده و یهویاقیم (یهویاکین) از فرمانبرداری بختنصر سر باز زده بود.
بختنصر برای سرکوب آنان سپاه فرستاد، یهویاقیم نخست فرمان برد، اما دوباره سر به شورش برداشت، ولی اندکی بعد درگذشت و پسرش یویاحین جانشین او شد. بختنصر در یورش به
اورشلیم، یویاحین را
اسیر و به بابل تبعید کرد و صدقیا را به حکومت برگزید.
پس از بازگشت سپاه بابل، یهودیان بهرغم مخالفت ارمیا، دیگر بار شورش کردند و با دولت فنیقیه بر ضد بابلیان همپیمان شدند و ارمیا را به دلیل مخالفت آزار و
شکنجه دادند.
این بار بختنصر، بیت المقدس را محاصره کرد و به آتش کشید. مردم بسیاری از
بیماری و
گرسنگی جان دادند و گروهی نیز به اسارت برده شدند و شهر ویران شد.
بختنصر پس از این پیروزی، مصر را نیز ضمیمه متصرفات خود کرد
و آنگاه به بابل بازگشت و با احداث باغهای معلق و آثار دیگر در آبادانی آن کوشید.
بختنصر پادشاهی جنگجو، کشورگشا و در عین حال دیندار بود و بابلیان در دوره فرمانروایی او با عصر جدیدی از رفاه آشنا شدند.
تاریخنگاران مسلمان به تفصیل از بختنصر یاد کردهاند.
گزارشهای آنان برگرفته از تفاسیر
قرآن کریم و نیز روایات
عهد عتیق و منابع ایرانی پیش از اسلام است؛ بختنصر در این منابع چهرهای آمیخته با افسانه پیدا کرده است.
با آنکه در قرآن (
سوره اسراء) آشکارا از بختنصر ذکری به میان نیامده، در تفسیرهایی که از این سوره (آیه ۷) درباره
بنی اسرائیل آمده است، یورش بختنصر به بیت المقدس و اسارت قوم بنی اسرائیل به دست او به حاصل نافرمانی و ستمگری آنان بر پیامبرانشان تعبیر شده است
و نیز بر اساس تفسیر
سوره بقره (جزء سوم) و
سوره شوری حمله بختنصر در زمان
عُزَیز پیامبر انجام گرفته که ویرانی بیت المقدس را در پی داشته است.
یهودیان که از وحشت بختنصر به مصر گریخته بودند، از آنجا به
مدینه مهاجرت کردند و گرد آن حصارهای
خیبر،
فَدَک،
وادی القُری و
بنی قُرَیظه را کشیدند که جایگاه این قوم شد.
مورخان اسلامی بختنصر را در زمره عجمان
و با لهراسب یکی شمردهاند.
در خداینامک، او را انتقام
خداوند از جم، پادشاه اساطیری که متمرد شده بود، گفتهاند.
همچنین به قول
طبری، بختنصر همان ضحاک است.
بختنصر، کارگزار لهراسب و اسپهبد
اهواز تا روم در باختر
دجله بود
که به دستور او با دمشقیان سازش کرد و یکی از سرداران خود را به بیت المقدس فرستاد و با آنان از در صلح درآمد. اما به سبب کشته شدن پادشاه اسرائیلیان مجدداً به آنان یورش برد و گروه بیشماری را به
قتل رسانید.
بختنصر را مرزبانِ
عراق و مغرب نیز گفتهاند که به معنی کاردار یک چهارم مملکت
ایران، سردار سپاه و حاکم یک ناحیه است.
بهمن
[پادشاه پیشدادی
] او را مأمور حمله به بیت المقدس کرد، زیرا مردم آن دیار بر فرستادگان وی تاخته بودند.
بختنصر پس از سرکوب اسرائیلیان متنیا (صدقیا) را به پادشاهی بیت المقدس برگمارد و خود به بابل بازگشت. اندکی بعد، متنیا از فرمان بختنصر سرپیچی کرد و او دیگر بار برای جنگ با متنیا به بیت المقدس تاخت.
به روایتی دیگر، او برای خونخواهی
یحیی و
زکریا (علیهماالسلام)، که بنی اسرائیل آنان را کشتند، به همراه سیستانیان،
به کینخواهی پیامبران یهود به آن سرزمین لشکر کشید.
۱. قرآن و کتاب مقدس. عهد عتیق؛
۲. حسینبن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روحالجِنان و روحالجَنان، چاپ ابوالحسن شعرانی و علیاکبر غفاری، تهران ۱۳۸۲-۱۳۸۷؛
۳. محمدبن احمد ابوریحان بیرونی، آثارالباقیة عنالقرونالخالیة، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران ۱۳۵۲ ش؛
۴. محمدبن محمد بلعمی، تاریخنامة طبری، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۶۶ ش؛
۵. تاریخ سیستان، چاپ محمدتقی بهار، تهران
[تاریخ مقدمه ۱۳۱۴ ش
] ؛
۶. عبدالملکبن محمد ثعالبی، تاریخ غررالسیر: المعروف بکتاب غرر اخبار ملوکالفرس و سیرهم، پاریس ۱۹۰۰، چاپ افست تهران ۱۹۶۳؛
۷. حمداللهبن ابیبکر حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، چاپ گیلسترنج، تهران ۱۳۶۲ ش؛
۸. حمزةبن حسن حمزة اصفهانی، تاریخ سنی ملوکالارض والانبیاء علیهمالصلاة والسلام، بیروت
[۱۹۶۱
] ؛
۹. ویلیام جیمز دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱: مشرق زمین گاهوارة تمدن، ترجمة احمد آرام، تهران ۱۳۶۵ ش؛
۱۰. ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، تهران ۱۳۵۷ ش؛
۱۱. دینکرت، چاپ عکسی از روی مجموعة دستور هوشنگ، تهران
[بیتا.
] ؛
۱۲. مارگریت روتن، تاریخ بابل، ترجمة رینة عازار و میشال ابیفاضل، بیروت ۱۹۸۴؛
۱۳. اُدّی شیر، تاریخ کلدو و اثور، بیروت ۱۹۱۲-۱۹۱۳؛
۱۴. محمدبن جریر طبری، تاریخ طبری: تاریخالامم والملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت
[۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲-۱۹۶۷
] ؛
۱۵. محمدبن جریر طبری، ترجمه تفسیر طبری، چاپ حبیب یغمائی، تهران ۱۳۶۷ ش؛
۱۶. آرتور کریستنسن، نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانهای ایرانیان، ترجمه احمد تفضلی و ژاله آموزگار، تهران ۱۳۶۸ ش؛
۱۷. عبدالحی گردیزی، زینالاخبار، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ ش؛
۱۸. کارل گوستاو گریمبرگ، تاریخ بزرگ جهان، ترجمه ضیاءالدین دهشیری، تهران ۱۳۶۹ ش؛
۱۹. محمدبن احمد محلی، تفسیرالقرآن العظیم
[المعروف به تفسیرالجلالین
] ، لِلامامین الجلیلین محمدبن احمد محلی و عبدالرحمنبن ابیبکر سیوطی، استانبول
[بیتا
] ؛
۲۰. علیبن حسین مسعودی، مروجالذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۵۶ ش؛
۲۱. احمدبن محمد مسکویه، تجاربالامم، ترجمه ابوالقاسم امامی، تهران ۱۳۶۹ ش؛
۲۲. مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، تهران ۱۳۶۴ ش؛
۲۳. Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ۱۹۷۸-۱۹۸۲, s.v. "Nebuchad Nezzar".;
•
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بُختُنَصَّر». ۲:۲۲.