ناسیونالیزم (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ناسیونالیزم ایدئولوژیای است که دولت ملّی را عالیترین شکل سازمان سیاسی میداند و بر
حاکمیت ملی،
استقلال و همبستگی ملت تأکید دارد.
این اندیشه بر پایه آگاهی جمعی و اشتراک در عناصری چون زبان، فرهنگ، تاریخ،
دین و تجربههای مشترک شکل میگیرد.
ناسیونالیسم وفاداری به ملت و فداکاری برای منافع ملی را بر دیگر تعلقات اجتماعی مقدم میداند.
رشد آن با شکلگیری دولتهای ملی در
اروپا از قرن (هفدهم م) و در
آسیا و
آفریقا به ویژه در سده (بیستم م)، همزمان با جنبشهای ضد استعماری همراه بوده است.
اهداف ناسیونالیسم میتواند از حفظ هویت فرهنگی تا
استقلال سیاسی،
وحدت سرزمینی یا گسترش نفوذ ملی متفاوت باشد.
ناسيوناليزم يا ناسيوناليسم (Nationalism) در لغت به معناى ملت خواهى، مليت خواهى و تعصب ملى است. (فرهنگ فارسى عميد، ج دوم، ص ۱۸۸۹)
ناسيوناليزم ايدئولوژى است كه «
دولت ملّى» را عالىترين شكل سازمان سياسى مىداند و مبارزههاى ناسيوناليستى بر ضد چيرگى يا تاخت و تاز بيگانه براى به وجود آوردن يا پاسدارى از چنين دولتى است.
رشد ناسيوناليسم از ويژگىهاى يک دوره تاريخى است كه در آن ملتها به صورت واحدهاى سياسى مستقل درآمدند و اصل «
حاكميت ملى» شناخته شد.
اين دوره براى اروپا از قرن (هفدهم م) تا اواخر سده (نوزدهم م)، انجاميد و در آسيا و آفريقا به ويژه نيمه دوم سده (بيستم م) را در برمىگيرد، دوران رشد ناسيوناليسم را دوران «
بيدارى ملى» هم ناميدهاند كه در آسيا و آفريقا با جنبش استعمارى درآميخته است.
ناسيوناليسم به عنوان آگاهى گروهى، حس همبستگى و يگانگى پديد مىآورد كه از اشتراک در عواملى مانند زبان، ارزشهاى اخلاقى، دين، ادبيات، متنهاى تاريخى، تاريخ، نمادها و تجربههاى مشترک سرچشمه مىگيرد.
ناسيوناليسم همچنين احساس مسئوليت در برابر سرنوشت ملى و وفادارى به ملت را در برمىگيرد كه بر ديگر وفادارىها (مانند وفادارى به خانواده) مقدم است و اين وفادارى، فداكارى نيز مىطلبد.
ناسيوناليزم فرد را در برابر خواستهاى ملى، مانند پاسدارى از
استقلال ملی يا مبارزه براى به دست آوردن آن يا كوشش براى رفاه، سربلندى و پيشرفت ملت مسئول مىشمارد و هر فرد، در عين حال، از راه هويت ملى خود، از غرور كردهها و افتخارهاى ملى و پيشينه تاريخى و فرهنگى ملت خود برخوردار است.
ناسيوناليسم، فداكارى در راه ملت را به اصول يا برنامهها تبديل مىكند.
اغلب ناسيوناليستها برنامهاى خاص براى ملت خود دارند.
ويژگى عمومى اصول جهانى ناسيوناليسم، تأكيد بر برترى هويت ملى بر دعاوى مبتنى بر طبقه،
مذهب يا بشريت به طور كلى است.
چيستى هدف مورد نظر ناسيوناليسمهاى خاص مىتواند به نحو قابل ملاحظهاى متفاوت باشد.
در موارد «
كلاسيک» در
آلمان و ايتالياى سده (نوزدهم م)، محور پروژه ناسيوناليستى استقرار وحدت سياسى و استقلال بود.
ناسيوناليستها نه تنها مىتوانند در پى حفظ يک هويت فرهنگى باشند، بلكه همچنين ممكن است در پى گسترش قلمرو يا حفظ منافع ابتاع خارج از سرزمين خود باشند.
از آنجا كه هر ملت داراى سرزمين خاص است، وفادارى به خاک و فداكارى براى پاسدارى از آن و بزرگداشت آن از پايههاى ناسيوناليسم به شمار مىرود.
به طور معمول سده (نوزدهم م) را آغاز جنبشهاى ناسيوناليستى در غرب قلمداد مىكنند، ناسيوناليزم در قالب ايدئولوژى ملت و انديشه ميهن پرستانه، حركت جديدى را در غرب به وجود آورد كه سرآغاز تشكلهاى جديد در اروپا و حركتهاى تاريخساز شد.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۷۲-۶۷۳.