• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نظریات علمای اهل سنت (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نظریات علمای اهل سنت اندیشه سیاسی اهل‌ سنت درباره امامت و حکومت اسلامی بر پایه ضرورت نظم اجتماعی، اجرای احکام الهی و حفظ مصالح عمومی شکل گرفته است.
متفکرانی چون ماوردی، ابو یعلی، جوینی و غزالی بر لزوم وجود امام و تعیین شرایطی مانند علم به احکام، عدالت، توان تدبیر، شجاعت و در برخی دیدگاه‌ها قریشی‌بودن تأکید کرده‌اند.
در کنار این رویکرد فقهی، فیلسوفانی مانند فارابی با طرح الگوی «مدینه فاضله» بر نقش حکمت و فضایل اخلاقی در رهبری سیاسی انگشت نهاده‌اند.
ابن‌خلدون نیز با پیوند دین و سیاست، خلافت را مجرای اجرای قانون الهی دانسته و بر کارآمدی و مدیریت به‌ عنوان شرط اساسی حاکم اسلامی تأکید می‌کند.



در اين‌جا نخست با آراء علماء اهل سنت آشنا مى‌شويم و سپس به نظرات علماء شيعه مى‌پردازيم:

۱.۱ - نظريه ابو منصور بغدادى

وى با تكيه بر اجماع و عقل امامت را ضرورى مى‌دانسته و معتقد بوده است كه هركس خود را شايسته امامت بداند مى‌تواند امامت را عهده دار شود. [۱]    

۱.۲ - نظريه ماوردى

وى ضرورت امامت را با دليل نظم و لزوم اجراى احكام الهى و نصوص قرآن و حديث اثبات مى‌كند و سپس مى‌گويد حاكم و رئيس دولت اسلامی بايد شرایط زير را داشته باشد:
۱. علم به احكام الهى بدان حد كه بتواند در رويدادها و موارد اختلافى به نظر اجتهادى برسد؛
۲. حواس ادراكى سالم داشته باشد تا بتواند مستقيماً امور مربوط به حواس ادراكى را درك نمايد؛
۳. اندامش سالم باشد تا بتواند در فعاليت‌هاى بدنى سرعت لازم از خود نشان دهد؛
۴. صاحب نظر و داراى قدرت تدبير باشد تا بتواند امور سياسى ملت را اداره نمايد؛
۵. شجاع باشد تا توان حمايت از استقلال و موجوديت اسلام و دفاع در برابر دشمن را داشته باشد؛
۶. بايد از قريش باشد زيرا كه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود: «الائمة من قريش» امامان از قبیله قریش هستند. [۲]    

۱.۳ - نظريه قاضى ابو يعلى حنبلى

قاضى ابو يعلى در كتاب الاحكام السلطانيه نظريه مشابه ماوردى را مورد تأييد قرار مى‌دهد و در يک جمله كوتاه مى‌گويد:
حاكم و رئيس دولت اسلامى بايد كليه صفات قاضى را داشته باشد و از آن جمله عدالت است.
بدين ترتيب شرط ديگرى را بر آن‌چه كه ماوردى ذكر كرده افزود است. [۳]    

۱.۴ - نظريه ابن حزم اندلسى

ابن حزم كه از فقهاى معروف اهل سنت است شرایط حاكم و رئيس دولت اسلامی را در دو گروه تقسيم‌بندى مى‌كند و گروه اول را لازم و گروه دوم را در اولويت قرار مى‌دهد. ۳
در بيان شرایط لازم مقام رياست دولت اسلامى به جز شرایط اوليه تكليف (بلوغ و عقل) مرد بودن را اضافه مى‌كند و استناد مى‌كند به حدیث نبوى:
«لا يفلح قوم اسندوا امرهم الى امراة» (رستگار نشدند مردمى كه سرنوشت خود را بدست زنى سپردند) و تصريح مى‌كند كه به دليل آیه نفى سبيل، بايد مسلمان و به اوامر الهى روآور باشد و علناً مفسد فى الارض نباشد و فرایض الهى را بداند و قدرت اداره داشته باشد و داراى رشد عقلانى باشد.

۱.۴.۱ - شرایط اولویتی

ابن حزم شرایطى را كه مبين اولويت واجدين آن مى‌داند چنين بيان مى‌دارد:
علم داشته باشد.
فرایض الهى را بجا آورد.
از گناهان كبيره اجتناب نمايد.
گناهان صغيره را بپوشاند.
ابن حزم آخرين شرطى را كه براى كمال نهایى رئيس دولت اسلامى ذكر مى‌كند اين است كه امام مسلمين بايد مهربان و در برابر منكرات بدون خشونت، شدت عمل نشان دهد و آدمى هشيار و شجاع و در برابر صاحب حق دست‌تنگ نباشد و از اسراف و تبذير بپرهيزد و خلاصه امام مسلمين بايد بپادارنده احکام قرآن و سنت و سيره پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌سلم) باشد. [۴]    

۱.۵ - نظريه امام جوينى امام الحرمين

امام جوینی شرایط زير را براى امامت مسلمين و رئيس دولت اسلامى لازم مى‌شمارد: ۲
۱ - علم در حد اجتهاد؛
۲ - قدرت تصدى امور و نگهدارى مصالح عمومى و تدبير امور؛
۳- شجاعت و توان فرماندهى سپاه اسلام؛
۴ - دلسوزى نسبت به امت؛
۵ - بايد از قریش باشد؛
۶ - مسلمان باشد؛
۷ - مرد باشد.

۱.۶ - نظريه غزالى

غزالی تصريح مى‌كند كه امام مسلمين نه تنها بايد در علم به فروع دين صاحب نظر و مجتهد باشد بلكه بايد نسبت به اصول دین نيز صاحب نظر در حد اجتهاد بوده و عادل باشد و بتواند پاسدار و بتواند پاسدار دين و مدافع آن باشد.
وى قريشى بودن امام را لازم مى‌شمارد. ۳

۱.۷ - نظريه فارابى

فارابی براى اقامه مدینه فاضله و حکومت اسلامی آرمانى شرایط زير را در حاكم لازم مى‌شمارد:
حکمت، قدرت جسمانى، قدرت تصميم‌گيرى، تيزفهمى، حافظه قوى، ذكاوت فراوان، خوش بيانى، علم دوستى، بردبارى، عدم زياده روى در لذات جسمانى، دوستدار راستى بودن، كرامت نفس، عدالت، انصاف، شجاعت.
فارابى ضمن اهميت فوق‌العاده دادن به حكمت مى‌گويد:
اگر همه صفات در يک انسان جمع نشد و حكمت در مردى و بقيه صفات در مردى ديگر جمع آمد، آن دو به كمک يكديگر دولت را اداره مى‌كنند و اگر اين صفات در چند نفر بود همگى دست در دست يكديگر سياست جامعه را عهده‌دار مى‌گردند. [۵]    

۱.۸ - نظريه ابن خلدون

ابن خلدون بخشى از مقدمه خود را اختصاص به بحث امامت و خلافت داده و پس از نقل نظريات ديگر و نقد آن‌ها مى‌گويد:
بهترين سياست و قانون همانا سياست و قانون الهى است كه هر جامعه را مى‌تواند به سعادت برساند و خلافت عبارت از رواج و اجراى سياست و قانون دین است.
سياست و دين از يكديگر جدا نيست و خلیفه مجراى هر دو است همچنان‌كه پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) مجرى آن دو بوده است.
لزومى ندارد خليفه از خاندان خاصى باشد و در اين مورد نظريه ابن حزم را سخت مورد انتقاد قرار مى‌دهد و بالأخره شرایط زير را براى احراز امامت و خلافت ضرورى مى‌شمارد:
۱. عصبيت و حمايت معتقدانه از اسلام؛
۲. علم و آگاهى از احکام الهی؛
۳. كفايت و مديريت؛
۴. سلامت جسم و حواس ادراكى. [۶]    


۱. لائوست، هانری، سياست و غزالى، ج۲، ص۳۴۸.
۲. لائوست، هانری، سياست و غزالى، ج۲، ص۳۶۵-۳۶۶.
۳. لائوست، هانری، سياست و غزالى، ج۲، ص۲۱۹.
۴. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، كليات عقاید ابن خلدون، ص۱۵۸.

[۷]    
[۱] لائوست، هانری، سياست و غزالى، ج۲، ص۳۴۸.

[۸]     الاحكام السلطانيه ماوردى، ص ۴-۵. ماوردی، علی بن محمد،
[۹]     . الأحكام السلطانيه أبو يعلى حنبلى، ص ۴. ابن فراء، محمد بن حسین،
[۱۰]     الملل و الاهواء ابن حزم، ج ۴، ص ۶۶. ابن حزم، علی بن احمد،
[۱۱]     الملل و الاهواء ابن حزم، ج ۴، ص ۶۷. ابن حزم، علی بن احمد،
[۱۲]     الارشاد، ص ۴۲۶. مفید، محمد بن محمد،
[۱۳]     نظام الحكم و الاداره فى الاسلام، ص ۲۲۴-۲۲۵. منتظری، حسینعلی،
۳.
[۲] لائوست، هانری، سياست و غزالى، ج۲، ص۳۶۵-۳۶۶.

[۱۴]    
[۳] لائوست، هانری، سياست و غزالى، ج۲، ص۲۱۹.

[۱۵]     . مقدمه ابن خلدون، ص ۲۶۸، ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد،
۱.
[۴] ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، كليات عقاید ابن خلدون، ص۱۵۸.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۱۹۹-۲۰۳.    






جعبه ابزار