• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نظریه ریشه بودن جنگ برای همه چیز (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نظریه ریشه بودن جنگ برای همه چیز دیدگاهی است که جنگ را علت بنیادین حوادث انسانی و عامل تعیین‌کننده تمایزهای اجتماعی می‌داند.
این نظریه در بستر جامعه‌شناسی و سیاست، نقش اساسی جنگ در شکل‌دهی ساختارها و تحولات اجتماعی و سیاسی را نشان می‌دهد.
هراکلیت معتقد بود جنگ برخی انسان‌ها را به مقام خدایان و دیگران را به بردگی یا آزادی محدود می‌کند و نه تنها معلول شرایط انسانی بلکه عاملی بنیادی در پیدایش نابرابری‌هاست.
نتیجه‌گیری تنها زمانی معتبر است که جنگ ریشه واقعی همه چیزهایی باشد که وجود دارند، نه همه چیزهایی که باید باشند.



هراکلیت فیلسوف یونان باستان معتقد بوده است که جنگ ریشه همه حوادث است از بعضی از انسان‌ها خدایانی می‌سازد و از برخی دیگر بردگان و یا مردان آزاد.
[۱] جلیلی، مقاله نظریه اجتناب‌ناپذیری جنگ‌ها، نشریه مرکز مطالعات عالی بین‌المللی، شماره دهم ص۱۰۶.

از ذکر مثال معلوم می‌شود که این نظریه، بیشتر در رابطه با دید جامعه‌شناسی-سیاسی است و نشانگر نقش عظیم جنگ در زندگی اجتماعی بشری می‌باشد.


این نظریه گرچه بر حسب ظاهر با بحث ما در زمینه علل جنگ ارتباط چندانی ندارد.
زیرا بر اساس این نظریه جنگ در مقام یک علت مطرح است نه در مقام معلول، ولی از این نظر می‌توان آن را به عنوان یک دیدگاه در بررسی ریشه‌های جنگ تلقی نمود که بر اساس این نظریه، از آنجا که جنگ ریشه همه چیز است می‌توان چنین نتیجه گرفت که جنگ برای همه چیز لازم است و ریشه جنگ را باید در عمق نیازهای زندگی بشر جستجو نمود و بشر برای رسیدن به همه چیز ناگزیر باید از گذرگاه جنگ بگذرد.


این نتیجه‌گیری وقتی درست است که معنی سخن هراکلیت آن نباشد که جنگ ریشه همه چیزهایی است که هست، نه همه چیزی که باید باشد.
اگر وی برای رسیدن به چیزی که نیست ولی باید باشد راه دیگری غیر از جنگ را قائل باشد نتیجه‌گیری ما از سخن هراکلیت در این بحث دقیق نخواهد بود.


۱. جلیلی، مقاله نظریه اجتناب‌ناپذیری جنگ‌ها، نشریه مرکز مطالعات عالی بین‌المللی، شماره دهم ص۱۰۶.



عمید زنجانی، عباسعلی، فقه-سیاسی، ج۵، ص۱۷-۱۸.    


رده‌های این صفحه : جامعه‌شناسی | جنگ | فقه سیاسی




جعبه ابزار