• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نوء

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: نوء


نَوء به غروب ستاره‌ای و طلوع ستاره‌ای دیگر مقابل آن می‌گویند که از آن به مناسبت در باب صلات سخن گفته‌اند.



نَوء: غروب ستاره‌ای و طلوع ستاره‌ای دیگر مقابل آن است.
در روایتی نبوی از طریق عامه، از نسبت دادن بارش باران به نَوء نهی شده است
ودر روایتی از امام باقر (علیه‌السّلام)، درخواست باران از انواء به مردم جاهلی نسبت داده شده است.
برخی گفته‌اند:انواء ۲۸ ستاره‌اند که محل طلوع آن‌ها در طول سال معروف است و در هر سیزده شب، ستاره‌ای از آن‌ها در مغرب با طلوع فجر، غروب و برابر آن، ستاره‌ای دیگر در همان ساعت در مشرق طلوع می‌کند.
اعراب دوره جاهلی هنگام رخداد یاد شده (غروب ستاره‌ای و طلوع ستاره‌ای دیگر) می‌گفتند: باید بادها بوزند و باران ببارد و هر بارانی را به ستاره‌ای که غروب می‌کرد نسبت داده، می‌گفتند: با غروب ثریا یا دبران یا سماک و غیر آن باران بر ما بارید.


علت نامیدن این ستاره به نوء این بود که مقابل آن ستاره‌ای در شرق طلوع می‌کرد؛ چه اینکه نوه از ناء ینوء به معنای برخاستن و برآمدن است.
برخی گفته‌اند: نوء از اضداد است و در معنای برخاستن و افتادن و سقوط؛ هر دو به کار می‌رود؛ از این رو، به ستاره در آستانه غروب نوء گفته می‌شد.
[۴] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، واژۀ نوا.

برخی دیگر گفته‌اند: نزد بعضی عرب‌ها و نیز ستاره شناسان نام ستاره‌ای است که طلوع می‌کند و بعض عرب، ستاره‌ای را که غروب می‌کند نوء نامیده‌اند.


از آن به مناسبت در باب صلات سخن گفته‌اند.
از نسبت دادن بارش باران به نوء (غروب و طلوع ستارگان) نهی شده است و برخی آن را جایز ندانسته‌اند
[۶] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۳۵.

برخی دیگر آن را مکروه دانسته‌اند، مگر آنکه گوینده آن معتقد باشد که غروب و طلوع ستاره سببی مستقل و تاثیرگذار در بارش باران است ویا برای آن، علاوه بر اراده و مشیت خدای تعالی، تاثیری قایل باشد
بدین معنا که در بارش باران دو امر دخیل باشد:
۱. یکی اراده خدای تعالی و
۲. دیگری غروب ستاره‌ای و طلوع ستاره‌ای دیگر
در این صورت، نسبت دادن باران به نوء با اعتقاد یاد شده حرام خواهد بود.
بنابر این، چنانچه کسی معتقد باشد بارش باران تنها به مشیت و اراده خدای تعالی است و عاملی دیگر در آن تاثیرگذار نیست و غروب و طلوع ستارگان سببی است که خدای تعالی قرار داده است؛ بدین معنا که افعال خود را از آن اسباب جاری و ظاهر ساخته، در حدی که این اسباب محلهای ظهور فعل خدای تعالی هستند و با این اعتقاد بارش باران را به نوء نسبت دهد، حرام نیست، هرچند به جهت ورود نهی از آن، مکروه می‌باشد.


۱. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۶۳.    
۲. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۳۲۶.    
۳. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۳۲۶.    
۴. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، واژۀ نوا.
۵. حمیری، نشوان، شمس العلوم، ج۱۰، ص۳۵۳.    
۶. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۳۵.
۷. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۳۲۷.    
۸. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۹۹.    
۹. شهید اول، البیان، ص۱۲۵.    
۱۰. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۶۳.    
۱۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۴.    
۱۲. شهید ثانی، الفوائد الملیة، ص۳۲۱-۳۲۲.    
۱۳. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۶۳.    
۱۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۵-۱۵۴.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۲۳۱.


رده‌های این صفحه : اصطلاحات فقهی




جعبه ابزار