• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

پیوندی فشرده‌تر از وحدت ملی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





پيوندى فشرده‌تر از وحدت ملى، از مباحث مطرح در فقه اسلامی است که در فقه سیاسی نیز کاربرد دارد.
براساس دیدگاه اسلام، جامعه اسلامی مبتنی بر پیوند برادری دینی است که جایگزین تمامی امتیازات نژادی، قومی و طبقاتی می‌شود.
مؤمنان در این نظام با پذیرش اختیاری ایمان به عضویت جامعه‌ای واحد درمی‌آیند که در آن قانون واحد اسلامی بر روابط فردی و اجتماعی حاکم است.
این رابطه برادرانه که در قرآن (إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) نامیده شده، عالی‌ترین شکل زندگی اجتماعی را شکل می‌دهد که تلفیقی از عقل، عاطفه و قانون است.
در اندیشه سیاسی اسلام، چنین جامعه‌ای در برابر بیگانگان چون مشتی واحد عمل کرده و بالاترین معیار برتری در آن تقوا است، نه خون یا نژاد.
این دیدگاه در سیره عملی امام علی (علیه‌السلام) نیز تجلی یافته که بر برابری تمام مسلمانان در حقوق اجتماعی و تقسیم غنائم تأکید داشت.



بر طبق نظريه اسلام، مجتمع اسلامی چون دست واحدى در برابر بيگانگان محسوب مى‌گردد و افراد مسلمان مانند مصالح ساختمان واحد و مستحكمى هستند كه هر كدام به‌نوبه خود در ابقاء و استحكام اين بناى معظم مؤثر و دخيل مى‌باشد و ایمان، تنها وسيله ارتباط و به‌هم پيوستگى و تعاون آنهاست.
اصولا رابطه معنوى و انفكاک‌ناپذير ملیت در اسلام، به‌صورت انسانی‌تر و باشكوه‌ترى جلوه مى‌كند؛ زيرا اين رابطه، جنبه برادرى به‌خود گرفته و برطبق قانون اسلامى مسلمان برادر مسلمان است.
وحدت خونى جاى خود را به وحدت اساسى‌تر ديگرى كه از آن به ايمان تعبير مى‌كنيم، مى‌دهد.


روى اين اساس بايد گفت: مجتمع اسلامى، يک جامعه و مجتمع برادرى است.
اين، عالی‌ترين مظهر زندگى اجتماعى انسانى است كه شايسته مقام شامخ انسان مى‌باشد.


در اين سيستم عقل، احساسات، عواطف و قانون همگى به‌هم آميخته شده و در نتيجه، زندگى اجتماعى از حالت خشكى، جمود، بى‌روحى و خسته‌كنندگى، كه در اثر تحكيم قانون و انضباط ممكن بود بر آن چيره گردد، رهایى يافته، چهره انسانى و واقعى خود را در كمال صفا، نشاط و طراوت بازمى‌يابد.
از آنجا كه اين رابطه معنوى و برادرى به‌صورت يک پيمان اختيارى (پذيرش اختيارى ايمان) صورت مى‌گيرد، لذا همواره ريشه اين پيوند كه با دل و جان توده، امت و ملت آميخته شده است، چون منبعى ثابت و پايدار، محيط اجتماع را حرارت و صفا مى‌بخشد و جامعه بزرگ انسانى را، به يک محيط لذت‌بخش و با صفاى خانوادگى تبديل مى‌نمايد.
در مجتمع برادرى اسلامى، هر فردى پس از يک پيمان اختيارى (ايمان)، رسما به عضويت اين مجتمع در مى‌آيد و در تنظيم حيات فردى و اجتماعى با ديگر برادران اسلامى تشريک مساعى مى‌كند.
برطبق اين پيمان، قانون و نظام واحدى را براى مجتمع برادرى انتخاب و تبعيت از آن را به‌عهده مى‌گيرد.
به اين ترتيب امتيازات و اختلافات ديگر از ميان مى‌رود. عالى و دانى، فقیر و غنى، بزرگ و كوچک، سفيد و سياه، سرخ و زرد، نژاد آريا و سامى، عرب و عجم، آسيایى و اروپایى، آمريكایى و آفريقایى همه و همه برادر و عضو مجتمع واحدى مى‌شوند كه همگى قانون واحدى را براى نظم بخشيدن به اجتماع برادرى خود اختيار نموده‌اند.


اين واقعيت انسانى در قرآن با جمله‌اى كوتاه چنين بيان شده است:
(إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ)
(مؤمنين تنها برادر يكديگرند.)
با اين جمله، پيوند و ارتباط خلق‌هاى جامعه اسلامى، در رابطه برادرى كه محكم‌ترين، مقدس‌ترين و عاطفى‌ترين رابطه انسانى است، انحصار مى‌يابد. نيز مى‌فرمايد:
(فَإِنْ تٰابُوا وَ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ آتَوُا اَلزَّكٰاةَ فَإِخْوٰانُكُمْ فِي اَلدِّينِ)
(اگر مشركين و بيگانگان به راه حق برگردند و برطبق وظایف اسلامى، قانون اسلام را در امور معنوى (چون نماز) و آنچه مربوط به حيات اجتماعى است (چون زكات) گردن نهند، همانا آنان برادران دينى شما هستند.)


پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در ضمن خطبه‌اى كه در مسجد خیف ايراد فرمود، اين حقيقت را به اين صورت اعلام داشت:
«المؤمنون اخوة تتكافأ دمائهم و يسعى بذمتهم ادناهم و هم يد على من سواهم »
(مؤمنين برادر يكديگرند، خون‌هاى همه يک رنگ، يكسان و همپايه است و آنها براى حفظ پيمان يكديگر و حتى پيمان و ذمه پایين‌ترشان كوشش مى‌كنند و آنان همگى، چون مشت گره‌خورده واحدى عليه دشمنانشان هستند.)


امام على (علیه‌السلام) در برابر كسانى كه به استناد شرافت خونى و نژادى از وى مطالبه امتيازاتى مى‌نمودند، فرمود:
«هر فردى كه آیين ما را بپذيرد و پيمان ما را به‌عهده بگيرد، ما حكم قرآن، قانون و مقررات اسلام را درباره وى اجرا مى‌كنيم و هيچ فردى را بر ديگرى برترى نيست مگر به تقوى و وارستگى.»
«اى ملت اسلام و اهل دين خدا، بنگريد در آنچه در قرآن از حقوق خود يافته‌ايد و در آنچه كه پيش پيامبر خدا سپرده‌ايد و به‌خاطر بياوريد آنچه را در راه آن و براى آن در راه خدا جهاد نموديد. آيا به‌خاطر حسب و خاندان بود يا براى نسب و نژاد بود و يا به عمل و طاعت و زهد بود و بنگريد اكنون چه چيزى را مطالبه مى‌كنيد و به چه متاعى رغبت مى‌نمایيد.»
در برابر زن عربى كه از تقسيم مساوى غنائم و از اينكه وى با مرد عجمى يكسان بهره برده است، ابراز ناراحتى مى‌نمود، فرمود:
«انى لا ارى فى هذا الفىء فضيلة لبنى اسماعيل على غيرهم»
(من در تقسيم اين غنائم هيچ‌گونه برترى از براى فرزندان اسماعیل (عرب) نسبت به ديگران نمى‌بينم.)
در يكى از پيام‌هاى آن حضرت، چنين آمده است:
«ما همه سرباز يک وطن هستيم و همگى از يک ناموس و دین دفاع مى‌كنيم و به‌سوى يک هدف پيش مى‌رويم. هيچ‌كس را بر ديگرى حق برترى و تفوق نيست.
منصب فرماندهى و حكمرانى تا هر پايه كه پرافتخار باشد، محكوم قانون مساوات مى‌باشد. ما همه برادر و برابريم.»


۱. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۲. توبه/سوره۹، آیه۱۱.    
۳. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۰۴.    
۴. شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج۱، ص۱۵۰.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۲۰۹.    






جعبه ابزار