• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

احیای اموات (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: احیای موات.


احیاء اموات به آباد کردن زمینی که به‌خاطر بی‌آبی، آب‌گرفتگی یا موانع دیگر آماده بهره‌برداری نیست، اطلاق می‌شود.
احیا می‌تواند شامل زراعت یا تأسيسات باشد و کیفیت آن تابع هدف احیاکننده است.
فقها بر اساس حدیث مالکیت را برای آبادگر قائل‌اند اما اغلب آن را مشروط به اذن امام و نظارت دولت اسلامی می‌دانند.



احياى موات : آباد كردن زمين باير.
به‌زمينى كه بر اثر بى‌آبى يا آب گرفتگى يا نى‌زار بودن و يا موانعى ديگر، آماده بهره‌بردارى نيست «موات» و به عمليّات بر طرف كردن موانع و آماده‌سازى آن براى بهره‌بردارى «احياء» گفته مى‌شود.
احياى زمين موات به‌دليل اهميت موضوع آن و داشتن مسائل بسيار، باب مستقلّى را در فقه به نام خود اختصاص داده است.


آن‌چه احيا مى‌پذيرد يا زمين است يا چاه. یا نهر است و يا معدن.
[۱] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۳۱۱.

احياى هر چيزى به آباد كردن آن است به زراعت و يا تأسيسات كيفيت احيا، تابع هدف احياكننده است.
احياى موات از ایقاعات و از اسباب تملّک است. در حريم زمين عام، نمى‌توان احيا كرد. در اقطاعات اعطايى امام اصل و در محدوده مورد تحجر ديگران نمى‌توان احياء كرد.
[۲] جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمينولوژى، ج۱، ص۱۹۵.

آباد كردن و بهره‌بردارى از زمين‌هاى موات راه درآمد مشروعى است كه در عين تأثيرى كه در توليد و توزيع ثروت دارد، در فقرزدايى هم مى‌تواند نقش به‌سزايى ايفا كند.

۲.۱ - مالکیت زمین‌های موات

فقها به استناد حديث معروف: «من أحيى ارضا ميتة فهى له» آباد كردن و بهره‌بردارى از زمين‌هاى موات را موجب مالكيت آباد كننده نسبت به زمين آباد شده دانسته‌اند ولى اغلب آن را مشروط به اذن امام دانسته و نظارت دولت اسلامى را بر شيوه و محدوده احياى زمين‌هاى موات، امرى ضرورى و غير قابل‌ترديد تلقى كرده‌اند.
[۸] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۴، ص۳۱.



۱. ↑ عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۳۱۱.
۲. ↑ جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمينولوژى، ج۱، ص۱۹۵.
۳. ↑ حر عاملی، محمدحسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۷، ص۳۲۸.    
۴. ↑ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام،ج۱۶، ص۱۲۳.    
۵. ↑ کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۷، ص۶۴.    
۶. ↑ خمینی، سید روح‌الله، البیع، ج۳، ص۱۴۸.    
۷. ↑ خمینی، سید روح‌الله، ج۲، ص۲۱۰.    
۸. ↑ عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۴، ص۳۱.



• عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۱۱۰.    






جعبه ابزار