uvjf

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بغی بمعنای شورش بر امام و حاکم مشروع اسلامی می‌باشد.
بغی در لغت به معنای طلب، ظلم، فساد، حسد، زنا، کبر و تجاوز از حق و حدّ آمده است.
[۲] لسان‌العرب، ج۱، ص‌۷۶.
[۳] لسان‌العرب، ج۱، ص۷۹.
[۵] تاج‌العروس، ج‌۱۰، ص۴۰، «بغا».
ابن‌فارس‌ طلب کردن و فساد را معانی اصلی این ماده دانسته ؛ اما برخی معنای اصلی آن را طلب شدید و فهم معانی دیگر را نیازمند قرینه دانسته‌اند.
[۸] التحقیق، ج۱، ص۳۱۱، «بغی».
[۹] التحقیق، ج۱، ص۳۰۹.
شماری از لغویان با توجه به آیاتی که بغی در آن مقید به «غیر حق» شده بغی را بر دو گونه دانسته‌اند: بغی پسندیده و جایز که حرکت از عدالت به سوی احسان و از واجب به سمت مستحب است و بغی ناپسند که تجاوز از حق به سوی باطل و شبهات است، هرچند کاربرد آن در تجاوزهای ناپسند شایع‌تر است.
[۱۳] تاج العروس، ج‌۱۰، ص‌۳۹، «بغا».

در اصطلاح فقه آرای متفاوتی میان فقیهان مطرح است؛ عموم فقهای اهل سنت بغی را خروج گروهی از مسلمانان دارای قدرت و شوکت بر ضدّ حاکم عادل یا غیر عادل اسلامی یا ندادن حق واجبی همچون زکات به او دانسته‌اند که این خروج و مخالفت از نظر باغی غالباً بر اساس اجتهاد و تأویل صحیح بوده است.
[۱۴] الفقه‌الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۷۸‌-۵۴۷۹‌.
[۱۵] الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۱۸.
[۱۶] التشریع الجنایی الاسلامی، ج‌۲، ص‌۶۷۳‌.

در اصطلاح فقه امامیه بغی عبارت است از خروج بر ضدّ امام یا حاکم مشروع
[۱۸] مصطلحات الفقه، ص‌۱۰۱.
، اعم از خروج و تعدی گروهی یا فردی.
[۲۰] ولایة الفقیه، ج‌۳، ص‌۲۸۰‌-۲۸۱.
[۲۱] مصطلحات الفقه، ص‌۱۰۱.
برخی فقیهان دیگر امامیه دایره بغی را گسترده‌تر دانسته و خروج حکومتی اسلامی بر ضدّ حکومت اسلامی دیگر یا تعدی حکومت اسلامی جور بر ضدّ امت اسلامی یا خروج و جنگ گروهی از مسلمانان با مسلمانان دیگر را نیز مصداقی از بغی شمرده‌اند.
[۲۲] ولایة الفقیه، ج‌۳، ص‌۲۸۰‌-۲۸۱.
[۲۳] الفقه، ج‌۴۸، ص‌۱۳۱.
[۲۴] جهاد در اسلام، ص‌۱۱۶‌-۱۱۷.

به آنان که در برابر امام و حکومت اسلامی یا مسلمانان قیام کنند «بُغاة» (باغیان) یا «اهل‌ بغی» می‌گویند.
[۲۵] مصطلحات الفقه، ص‌۱۰۱‌-۱۰۲.
وجه این نامگذاری آن است که اینان با طغیان کردن در برابر حاکم اسلامی از حد تجاوز کرده، یا مرتکب ظلم می‌شوند.
[۲۹] فتح الوهاب، ج‌۲، ص‌۲۶۵.
«محاربه» نیز به معنای در دست گرفتن سلاح
[۳۱] مصطلحات الفقه، ص‌۴۷۵.
برای ترساندن مسلمانان و پیکار با آنان است و تفاوت آن با بغی آن است که محاربه بیش‌تر با هدف ایجاد رعب و شرارت و جلب منافع مادی انجام می‌گیرد، برخلاف بغی که با هدف براندازی حکومت انجام می‌گیرد؛ همچنین محاربه گاه به صورت فردی و گاه گروهی صورت می‌گیرد؛ ولی بغی غالباً شورشی دسته جمعی است. محاربه گاه از سوی مسلمان و گاه از سوی کافر روی می‌دهد؛ ولی بغی همواره از سوی مسلمان انجام می‌گیرد. محاربه از جرائمی است که دارای حد و مجازاتی معین است؛ اما بغی خارج از حدود و دارای کیفرهای متفاوت است.
[۳۳] فقه سیاسی اسلام، ص۲۰۹ -۲۱۰.
[۳۴] الفقه الاسلامی، ج۷، ص۵۴۷۹.
محارب به جهت عصیان و فسق به محاربه اقدام می‌کند؛ اما باغی بر اساس اجتهاد ( صحیح
[۳۵] الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۷۹‌.
یا باطل
[۳۶] کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۵۶۰‌.
به بغی اقدام کرده، عمل خود را مشروع می‌پندارد.
واژه «بغی» و مشتقات آن ۹۶ بار در قرآن آمده و در بیش‌تر موارد در معانی لغوی آن به کار رفته و تنها در چند آیه معنای اصطلاحی آن مراد است؛ از جمله آیه ۹ حجرات :«فَاِن بَغَت اِحدهُما عَلَی الاُخری فَقتِلوا الَّتی تَبغی» و نیز آیه «فَمَنِ اضطُرَّ غَیرَ باغ» که طبق برخی روایات مراد از باغی در آیات فوق خروج کننده بر حاکم اسلامی است.
[۴۲] مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۶.
ظاهراً این واژه به معنای اصطلاحی آن نخستین بار در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به کار رفته که آن حضرت در آن قاتلان عمّار را گروه باغی نامیدند. «یا عمار تقتلک الفئة‌الباغیة».
[۴۴] مسند احمد، ج‌۲، ص‌۲۰۶.
[۴۵] صحیح البخاری، ج‌۳، ص‌۲۰۷.
در احادیث دیگر به ویژه سخنان امیرمؤمنان، علی (علیه‌السلام) نیز بسیار به کار رفته است.
[۴۷] نهج البلاغه، خطبه ۹۷.
[۴۸] نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.

احکام اهل بغی:
در آیه ۹ حجرات از طغیان گروهی از مسلمانان بر ضد مسلمانان دیگر و یکی از مصادیق مهم بغی سخن به میان آمده است: «و اِن طَائِفَتانِ مِنَ المُؤمِنینَ اقتَتَلوا فَاَصلِحوا بَینَهُما». به روایتی این آیه درباره نزاع و درگیری دو طایفه اوس و خزرج نازل شد.
[۵۰] جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۱۶۵‌-۱۶۶.
[۵۱] کشف‌ الاسرار، ج‌۹، ص‌۲۵۱.
روایتی دیگر شأن نزول آیه فوق را نزاع زن و شوهری دانسته که هر‌یک قبیله خود را برای پشتیبانی از خویش فرا خواند.
[۵۵] جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۱۶۶.
برخی گفته‌اند که آیه مذکور درباره نزاع عبد الله‌ بن ابیّ منافق با عبد الله‌ بن رواح نازل شد که درباره مسئله‌ای مربوط به پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با یکدیگر به مقابله و نزاع پرداخته، هریک قبیله خود را به یاری طلبیدند
[۵۷] جامع البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۱۶۷.
، با این همه غالب مفسران و فقهای شیعه
[۵۸] مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۲.
[۶۰] روض‌الجنان، ج‌۱۸، ص‌۲۴.
و اهل سنت
[۶۲] الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۱۷.
[۶۳] الفقه‌الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۸۰‌.
[۶۴] احکام القرآن، ابن‌العربی، ج‌۴، ص‌۱۷۱۸.
آیه مذکور را مستند احکام فقهی باغیان و بیانگر وظیفه مسلمانان در برابر آنان دانسته‌اند، چنان که روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نیز به این مطلب پرداخته است؛ از جمله در روایتی آمده است: هنگامی که این آیه نازل شد پیامبر فرمود: کسانی هستند که پس از من بر اساس تأویل خواهند جنگید، همان‌گونه که من بر اساس تنزیل جنگیدم و علی (علیه‌السلام) از این افراد است. در روایتی دیگر امام‌صادق (علیه‌السلام) جنگ علی (علیه‌السلام) با مردم بصره را تأویل و مصداق آیه فوق برشمرد ؛ اما برخی از فقیهان و مفسران شیعه
[۷۴] کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۳۸۶.
با این استدلال که آیه فوق باغی را مؤمن شمرده، در حالی که به عقیده شیعه باغی کافر است این آیه را بی‌ارتباط با اهل بغی دانسته و در این مورد آیات دیگری مانند ۴۱ و ۷۴ توبه را مربوط به بغی و برخورد با باغیان دانسته‌اند (همین‌مقاله =>‌جنگ با اهل بغی)؛ لیکن هرچند از عموم این آیات می‌توان به گونه‌ای برخی احکام بغی و وظایف مؤمنان در برابر باغیان را استفاده کرد؛ ولی آیه ۹ حجرات ارتباط وثیق‌تری با موضوع بغی دارد که افزون بر استناد فقیهان شیعه و اهل سنت به آیه مذکور در این موضوع
[۷۹] الام، ج۴، ص۲۲۶.
در روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نیز ارتباط آن با بغی مورد تأیید قرار گرفته است. افزون بر آیات قرآن، روایات متعددی از پیامبر‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
[۸۵] السنن الکبری، ج‌۸‌، ص۱۶۹.
[۸۷] مسند احمد، ج‌۴، ص‌۳۴۸.
و اهل‌بیت (علیهم‌السلام)
[۸۹] جامع احادیث‌الشیعه، ج‌۱۶، ص‌۱۳۰.
[۹۰] جامع احادیث‌الشیعه، ج‌۱۶، ص۱۶۰.
[۹۱] دعائم الاسلام، ج‌۱، ص‌۳۸۸.
در مورد باغیان و چگونگی برخورد مسلمانان با این گروه وارد شده است؛ همچنین سیره امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) در برخورد با ناکثین (اصحاب جمل)، مارقین (خوارج) و قاسطین (اهل‌ شام)
[۹۳] کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۵۶۱‌.
که از معروف‌ترین گروههای شورشگر در تاریخ حکومتهای اسلامی بودند نیز مستند دیگری است که وظیفه مسلمانان را در برخورد با اهل بغی روشن می‌کند، چنان‌که شافعی پیشوای یکی از مذاهب اهل سنت در برخی از احکام باغیان تنها سیره علی (علیه‌السلام) را مستند این احکام دانسته است.
[۹۵] کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۳۸۶.
برخی احکام باغیان عبارت است از:
۱. کفر و اسلام باغیان:
با توجه به تعریف فقهای اسلامی از بغی، باغیان را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:الف. باغیانی که بر ضدّ امام‌ معصوم خروج می‌کنند. ب. باغیانی که با غیر امام معصوم می‌جنگند. از این دو گروه، فقهای امامیه باغیانی را که بر امام معصوم خروج کنند خارج از اسلام و کافر شمرده‌اند. آیات متعددی از قرآن نیز مؤید این رأی است؛ از جمله آیه ۵۴ مائده که در آن از ارتداد و کفر مسلمانان و جایگزینی این افراد با مؤمنان راستین سخن به میان آمده است: «یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم و یُحِبّونَهُ اَذِلَّة‌عَلَی‌المُؤمِنینَ اَعِزَّة عَلَی‌الکفِرینَ». در روایتی حضرت علی (علیه‌السلام) باغیان اهل بصره را مصداق «من‌یرتَدَّ منکم» در آیه مذکور برشمرده است.
[۱۰۳] کنز العرفان، ج۱، ص‌۳۹۰.
از امام باقر و صادق (علیهماالسلام) نیز روایت شده که مراد از مؤمنان در این آیه علی (علیه‌السلام) و یاران او هستند که با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگیدند. در آیه‌ای دیگر قرآن مسلمانان را به جهاد با عهد شکنان مأمور کرده و این افراد را کافر شمرده است :«و اِن نَکَثوا اَیمنَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم و طَعَنوا فی دینِکُم فَقتِلوا اَئِمَّةَ الکُفرِ اِنَّهُم‌لا‌اَیمنَ لَهُم لَعَلَّهُم یَنتَهون». بنابر روایتی، علی (علیه‌السلام) جنگ خود با ناکثین را بر پایه این آیه دانست و هنگام نبرد با آنان فرمود که با مصادیق این آیه تاکنون جنگی واقع نشده است. امام‌صادق (علیه‌السلام) نیز در حدیثی طلحه و زبیر را مصداق این آیه و از پیشوایان کفر برشمرده است؛ همچنین در روایتی دیگر امیر مؤمنان (علیه‌السلام) یاران خود و گروه باغی را مصداق آیه ۲۵۳ بقره دانسته که در آن از جنگ میان امتهای پیشین یاد شده و گروهی کافر و گروه دیگر مؤمن شمرده شده‌اند: «و لکِنِ اختَلَفوا فَمِنهُم مَن ءامَنَ و مِنهُم مَن کَفَرَ ولَو شاءَ اللّهُ مَا اقتَتَلوا».
[۱۱۷] الامالی، ص‌۱۹۷.
قائلان به کفر اهل بغی در پاسخ این پرسش که چرا قرآن باغیان را مسلمان دانسته است:«و اِن طَائِفَتانِ مِنَ المُؤمِنینَ اقتَتَلوا...» گفته‌اند: اطلاق نام مسلمان بر آنان مجازی و بر اثر ظاهر مسلمانی آنهاست، چنان‌که در آیات دیگر منافقان که تنها در ظاهر اسلام را پذیرفته بودند مسلمان نامیده شده‌اند یا این‌که این نامگذاری به سبب ایمان پیشین آنهاست یا از آن‌روست که آنان خود را مسلمان می‌شمارند.
[۱۲۰] مسالک الافهام، ج۲، ص۳۶۳- ۳۶۴.
در برابر آیات و روایات مذکور روایات دیگری از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نقل شده که از مسلمان بودن این گروه حکایت دارد؛ ولی برخی از فقیهان امامیه این روایات را بر تقیه حمل کرده‌اند؛ اما باغیانی که بر غیر امام‌ معصوم خروج کنند کافر نمی‌شوند و برخی از فقیهان و مفسران امامیه تنها همین گروه را مصداق آیه ۹ حجرات دانسته‌اند.
[۱۳۱] کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۳۸۶.

در میان اهل‌سنت نیز درباره کافر یا مسلمان بودن باغیان دو رأی وجود دارد:گروهی از اهل حدیث از آنان بعضی از بغاة همچون خوارج را مرتد و کافر می‌دانند؛
[۱۳۲] حاشیة رد المحتار، ج‌۴، ص‌۴۲۲.
[۱۳۳] المغنی، ج‌۱۰، ص‌۴۹‌-۵۰.
[۱۳۴] الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۱۸.
همچنین بسیاری از فقیهان اهل سنت مانعان حق واجبی از حقوق حکومت همچون زکات را جزو باغیان دانسته
[۱۳۶] الفقه‌علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۱۸.
[۱۳۷] المغنی، ج‌۱۰، ص‌۴۹.
و در مواردی به ارتداد آنان حکم کرده‌اند؛
[۱۳۹] الام، ج‌۴، ص‌۲۲۷.
لیکن بیش‌تر فقیهان اهل سنت با استناد به آیه ۹ حجرات که گروه باغی را مؤمن شمرده و نیز برخی روایات، همه باغیان را مسلمان می‌دانند.
[۱۴۱] الام، ج‌۴، ص‌۲۲۷.
[۱۴۲] المغنی، ج‌۱۰، ص‌۴۹.
[۱۴۳] المنیر، ج‌۲۶، ص‌۲۴۱.

۲. دعوت باغیان به سازش و خودداری از بغی:
قبل از اقدام به جنگ بر حاکم اسلامی و مسلمانان واجب است بین دو گروه متنازع صلح برقرار کنند:
[۱۴۵] احکام‌القرآن، ابن‌العربی، ج‌۴، ص‌۱۷۱۹.
[۱۴۶] مسالک‌الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۲.
«و اِن طَائِفَتانِ مِنَ المُؤمِنینَ اقتَتَلوا فَاَصلِحوا بَینَهُما». ‌بدین منظور لازم است شبهاتی که موجب بغی آنان شده از ذهن آنان زدوده شود،
[۱۴۷] البحر الرائق، ج‌۵‌، ص‌۲۳۵.
[۱۴۸] مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۲.
چنان‌که در جنگ نهروان امیرمؤمنان، علی (علیه‌السلام) پیش از آغاز نبرد، عبدالله‌ بن عباس را برای مذاکره و دعوت آنان به صلح به سوی آنان گسیل داشت.
[۱۵۰] مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۲.
[۱۵۱] احکام القرآن، جصاص، ج‌۳، ص‌۵۹۸‌.

۳. جنگ با اهل بغی:
در صورتی که گروه باغی به مصالحه تن درندهد بر مسلمانان و حکومت اسلامی لازم است با آنان وارد نبرد شوند: «فَاِن بَغَت اِحدهُما عَلَی الاُخری فَقتِلوا الَّتی تَبغی حَتّی تَفیءَ اِلی اَمرِ اللّهِ». در روایتی نیز علی (علیه‌السلام) در مورد وجوب جنگ با آنان به آیه ۱۲ توبه استناد کرد که در آن خداوند مؤمنان را به جنگ با عهد شکنان فرمان داده است: «و اِن نَکَثوا اَیمنَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وطَعَنوا فی دینِکُم فَقتِلوا اَئِمَّةَ‌الکُفرِ اِنَّهُم لا اَیمنَ لَهُم». برخی آیه ۷۳ همین سوره را نیز که در آن پیامبر و مؤمنان به جنگ با کافران و منافقان مأمور گشته‌اند دلیل وجوب مقابله با باغیان دانسته‌اند: «یاَیُّهَا النَّبِیُّ جهِدِ الکُفّارَ والمُنفِقینَ واغلُظ عَلَیهِم»، با این استدلال که منافق کسی است که در ظاهر ادعای اسلام دارد و در باطن کافر است و باغی نیز چنین است
[۱۵۸] کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۳۸۷.
؛ همچنین برخی دیگر لزوم جنگ با باغیان را از عموم آیاتی که بر وجوب جهاد در راه خدا دلالت دارد از جمله ۴۱ و ۷۳ توبه استفاده کرده‌اند. در روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نیز جنگ با خروج کنندگان بر امام عادل واجب شمرده شده است. البته این وجوب در منابع فقهی شرایطی خاص دارد.
۴. ضمان باغیان نسبت به جان و مال:
قرآن در آیه‌۹ حجرات پس از فرمان دادن مؤمنان به جنگ با باغیان به آنان دستور می‌دهد که اگر اهل بغی از بغی دست برداشتند صلح را میان آنان به عدالت و قسط برقرار سازند: «فَاِن فاءَت فَاَصلِحوا بَینَهُما بِالعَدلِ واَقسِطوا اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُقسِطین». بیشتر فقیهان اهل سنت با استناد به این آیه بر ضامن نبودن باغیان نسبت به اموال و جانهای تلف شده در جنگ به وسیله باغیان فتوا داده‌اند و آن را مقتضای عدالت دانسته‌اند، زیرا ضامن دانستن آنان موجب خودداری آنان از صلح و تشدید بغی می‌شود؛
[۱۶۹] الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۸۱.
[۱۷۰] احکام القرآن، ابن‌العربی، ج‌۴، ص‌۱۷۲۰.
ولی فقهای امامیه
[۱۷۱] مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۳.
و برخی از فقیهان اهل سنت
[۱۷۴] الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۸۱‌.
[۱۷۵] تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۲۱۰.
باغیان را ضامن اموال و جانهای تلف شده دانسته و آن را مقتضای عدالت شمرده‌اند.
[۱۷۶] مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۳.
[۱۷۷] جهاد در اسلام، ص‌۱۴۲.
برخی برای ضمان به آیه ۴۰ شوری که جزای بدی را بدی دانسته است: «و‌جَزؤُا سَیِّئَة سَیِّئَةٌ مِثلُها» استناد کرده
[۱۸۰] جهاد در اسلام، ص‌۱۴۱.
و شماری دیگر به آیه ۳۳ اسراء استناد کرده‌اند
[۱۸۳] مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۳.
[۱۸۴] تذکرة الفقهاء، ج‌۹، ص‌۱۴۰.
که برای ولیّ مقتول حق قصاص قرار داده است: «و مَن قُتِلَ مَظلومًا فَقَد جَعَلنا لِوَلیِّهِ سُلطنًا». مستند برخی فقها بر وجوب ضمان، عموم آیات قصاص است: «و‌کَتَبنا عَلَیهِم فیها اَنَّ النَّفسَ بِالنَّفسِ». البته اگر مال یا جانی از باغیان تلف شود لشکر اسلام ضامن نخواهند بود، زیرا جنگ آنان با باغیان بر پایه حق و عدالت و به‌فرمان الهی بوده است.
[۱۹۰] الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۸۱‌.

۵. تعقیب باغیان فراری:
درباره لزوم یا عدم لزوم تعقیب فراریان شکست خورده از اهل بغی، فقها آرای متعددی دارند؛ از ظاهر آیه ‌۹‌ حجرات استفاده می‌شود که تا زمانی که باغیان از بغی دست نکشیده‌اند، جنگیدن با آنان واجب است؛ چه در حال مقابله با حکومت اسلامی باشند و چه در حال فرار؛ ولی در برخی احادیث منقول از اهل‌ بیت (علیهم‌السلام) این حکم منحصر به فراریانی شده که دارای فرمانده و تشکیلات منسجم باشند تا پس از فرار نتوانند دوباره سازماندهی شوند. نظر فقهای امامیه و نیز برخی از فقهای اهل سنت
[۲۰۰] المغنی، ج‌۱۰، ص‌۶۳‌.
[۲۰۱] الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۲۰.
همین است؛ اما شماری دیگر از فقهای اهل سنت تعقیب کردن فراریان و کشتن آنان را مطلقا جایز ندانسته‌اند.
[۲۰۲] المغنی، ج‌۱۰، ص‌۶۳‌.
[۲۰۳] احکام القرآن، ابن‌العربی، ج‌۴، ص‌۱۷۲۲.
[۲۰۴] الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۲۱.

۶. ممنوعیت محرمات بر باغیان در حال اضطرار:
برخی از محرمات مانند مردار، خون و گوشت خوک که استفاده از آن در حال اضطرار برای مسلمانان مباح دانسته شده بر باغیان حلال نگردیده است: «اِنَّما حَرَّمَ عَلَیکُمُ المَیتَةَ والدَّمَ و لَحمَ الخِنزِیرِ و ما اُهِلَّ بِهِ لِغَیرِ اللّهِ فَمَنِ اضطُرَّ غَیرَ باغ ولا عاد فَلاَ اِثمَ عَلَیهِ اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم». یکی از معانی باغی بنابر احادیث اهل‌ بیت (علیهم‌السلام) و رأی برخی مفسران متقدم مانند مجاهد و سعید‌ بن جبیر افرادی هستند که در برابر امام و حاکم اسلامی طغیان کنند
[۲۰۹] مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۴۶۷.
[۲۱۰] جامع البیان، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۱۱۹.
که در صورت اضطرار بر اساس این آیه حق استفاده از این محرمات را ندارند. گاه این اشکال مطرح شده که بازداشتن باغیان از تناول محرمات در حال اضطرار، موجب واقع شدن نفس در معرض تلف است که در اسلام حرام به شمار می‌رود.
[۲۱۲] مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۶۷.
در پاسخ گفته‌اند که چنین افرادی با خروج بر حاکم مشروع جان خود را در معرض تلف شدن قرار داده‌اند و ازاین‌رو حق ندارند که برای حفظ آن خوردنیهایی را که خدا حرام کرده مباح شمارند.
[۲۱۳] مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۶۷.
البته مفسران برای باغی معانی دیگری از جمله راهزن، کسی که برای تفریح و سرگرمی به شکار می‌رود، لذتجو، طالب حرام، روا داننده خوردن مردار نیز نقل کرده‌اند.
[۲۱۴] مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۴۶۷.
[۲۱۵] تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۱۵۶.
[۲۱۶] جامع البیان، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۱۱۸‌-۱۲۰.
(=>‌اضطرار).


فهرست منابع

[ویرایش]

احکام‌القرآن، ابن‌العربی؛ احکام القرآن، جصاص؛ الاّم؛ الامالی، طوسی؛ بحارالانوار؛ البحرالرائق شرح کنزالدقائق؛ البدایة و‌النهایه؛ تاج‌العروس من جواهر القاموس؛ تحریرالاحکام الشرعیة علی مذهب الامامیه؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تذکرة الفقهاء؛ التشریع الجنایی الاسلامی؛ تفسیر التحریر والتنویر؛ تفسیر الصافی؛ تفسیر المنیر فی‌العقیدة و‌الشریعة و‌المنهج؛ تفسیر نمونه؛ تفسیر نورالثقلین؛ تهذیب الاحکام؛ جامع احادیث الشیعة فی احکام الشریعه؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام؛ جهاد در اسلام؛ حاشیة رد المحتار علی الدر المختار؛ الحاوی الکبیر؛ الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره؛ دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیه؛ دعائم الاسلام؛ الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیه؛ روض الجنان و روح‌الجنان؛ ریاض المسائل فی تحقیق الاحکام بالدلائل؛ السنن الکبری؛ شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام؛ صحیح البخاری؛ فتح الوهاب؛ الفقه؛ الفقه‌الاسلامی و ادلته؛ فقه سیاسی اسلام؛ فقه الصادق (علیه‌السلام)؛ الفقه علی المذاهب الاربعه؛ فقه القرآن، راوندی؛ قرب‌الاسناد؛ الکافی؛ کتاب الخلاف؛ کشف‌الاسرار و عدة‌الابرار؛ کنزالعرفان فی فقه القرآن؛ لسان العرب؛ المبسوط؛ مجمع‌البحرین؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ مجمع الفائدة والبرهان؛ مسالک الافهام الی آیات الاحکام؛ مستدرک الوسائل؛ مسند احمد‌بن حنبل؛ مصطلحات الفقه و معظم عناوینه الموضوعیه؛ المصنف؛ معجم مقاییس اللغه؛ المغنی و‌الشرح الکبیر؛ مفردات الفاظ القرآن؛ منهاج‌الصالحین،؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ نهج‌البلاغه؛ وسائل الشیعه.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مجمع‌البحرین، ج۱، ص۲۲۷، «بغی».    
۲. لسان‌العرب، ج۱، ص‌۷۶.
۳. لسان‌العرب، ج۱، ص۷۹.
۴. تاج‌العروس، ج‌۱۰، ص‌۳۸.    
۵. تاج‌العروس، ج‌۱۰، ص۴۰، «بغا».
۶. مجمع‌البحرین، ج۱، ص‌۲۲۵.    
۷. مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۲۷۱‌-۲۷۲، «بغی».    
۸. التحقیق، ج۱، ص۳۱۱، «بغی».
۹. التحقیق، ج۱، ص۳۰۹.
۱۰. یونس/سوره۱۰، آیه۲۳.    
۱۱. شوری/سوره۴۲، آیه۴۲.    
۱۲. مفردات، ص‌۵۵‌، «بغی».    
۱۳. تاج العروس، ج‌۱۰، ص‌۳۹، «بغا».
۱۴. الفقه‌الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۷۸‌-۵۴۷۹‌.
۱۵. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۱۸.
۱۶. التشریع الجنایی الاسلامی، ج‌۲، ص‌۶۷۳‌.
۱۷. مجمع الفایده، ج‌۷، ص‌۵۲۴‌.    
۱۸. مصطلحات الفقه، ص‌۱۰۱.
۱۹. الروضة البهیه، ج‌۲، ص‌۶۵‌.    
۲۰. ولایة الفقیه، ج‌۳، ص‌۲۸۰‌-۲۸۱.
۲۱. مصطلحات الفقه، ص‌۱۰۱.
۲۲. ولایة الفقیه، ج‌۳، ص‌۲۸۰‌-۲۸۱.
۲۳. الفقه، ج‌۴۸، ص‌۱۳۱.
۲۴. جهاد در اسلام، ص‌۱۱۶‌-۱۱۷.
۲۵. مصطلحات الفقه، ص‌۱۰۱‌-۱۰۲.
۲۶. جواهرالکلام، ج‌۲۱، ص‌۳۲۲‌-۳۲۳.    
۲۷. تذکرة الفقهاء، ج‌۱، ص‌۴۵۲.    
۲۸. تذکرة الفقهاء، ج‌۹، ص‌۳۹۱.    
۲۹. فتح الوهاب، ج‌۲، ص‌۲۶۵.
۳۰. الخلاف، ج‌۵‌، ص‌۴۵۷.    
۳۱. مصطلحات الفقه، ص‌۴۷۵.
۳۲. الروضة البهیه، ج‌۹، ص‌۲۹۰.    
۳۳. فقه سیاسی اسلام، ص۲۰۹ -۲۱۰.
۳۴. الفقه الاسلامی، ج۷، ص۵۴۷۹.
۳۵. الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۷۹‌.
۳۶. کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۵۶۰‌.
۳۷. ریاض المسائل، ج‌۷، ص‌۴۵۸.    
۳۸. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۳۹. بقره/سوره۲، آیه۱۷۳.    
۴۰. انعام/سوره۶، آیه۱۴۵.    
۴۱. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۵.    
۴۲. مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۶.
۴۳. نورالثقلین. ج‌۱، ص‌۱۵۵.    
۴۴. مسند احمد، ج‌۲، ص‌۲۰۶.
۴۵. صحیح البخاری، ج‌۳، ص‌۲۰۷.
۴۶. الکافی، ج‌۵‌، ص‌۱۱.    
۴۷. نهج البلاغه، خطبه ۹۷.
۴۸. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.
۴۹. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۵۰. جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۱۶۵‌-۱۶۶.
۵۱. کشف‌ الاسرار، ج‌۹، ص‌۲۵۱.
۵۲. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۷۳.    
۵۳. احکام‌القرآن، ابن‌العربی، ج‌۳، ص‌۵۷۰.    
۵۴. تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۳۱۶.    
۵۵. جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۱۶۶.
۵۶. مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۲۲۰.    
۵۷. جامع البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۱۶۷.
۵۸. مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۲.
۵۹. جواهرالکلام، ج‌۲۱، ص‌۳۲۳.    
۶۰. روض‌الجنان، ج‌۱۸، ص‌۲۴.
۶۱. تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۳۱۷.    
۶۲. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۱۷.
۶۳. الفقه‌الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۸۰‌.
۶۴. احکام القرآن، ابن‌العربی، ج‌۴، ص‌۱۷۱۸.
۶۵. الکافی، ج۵‌، ص۱۱-۱۲.    
۶۶. تهذیب، ج۴، ص‌۱۱۶.    
۶۷. نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۸۴‌.    
۶۸. نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۸۵‌.    
۶۹. مستدرک‌الوسائل، ج‌۱۱، ص‌۶۷‌.    
۷۰. الکافی، ج‌۸‌، ص‌۱۸۰.    
۷۱. فقه القرآن، ج‌۱، ص‌۳۶۳.    
۷۲. نمونه، ج‌۲۲، ص‌۱۶۹.    
۷۳. نمونه، ج‌۲۲، ص۱۷۲.    
۷۴. کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۳۸۶.
۷۵. توبه/سوره۹، آیه۴۱.    
۷۶. توبه/سوره۹، آیه۷۴.    
۷۷. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۷۸. ریاض المسائل، ج‌۷، ص‌۴۵۶.    
۷۹. الام، ج۴، ص۲۲۶.
۸۰. جواهر‌الکلام، ج‌۲۱، ص‌۳۲۳.    
۸۱. جواهر‌الکلام، ج‌۲۱، ص۳۲۵.    
۸۲. الکافی، ج۵‌، ص۱۱-۱۲.    
۸۳. تهذیب، ج‌۴، ص‌۱۱۶.    
۸۴. نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۸۵‌-۸۶‌.    
۸۵. السنن الکبری، ج‌۸‌، ص۱۶۹.
۸۶. بحارالانوار، ج‌۲۹، ص‌۴۲۹.    
۸۷. مسند احمد، ج‌۴، ص‌۳۴۸.
۸۸. وسائل الشیعه، ج‌۱۵، ص‌۷۳‌-۸۳‌.    
۸۹. جامع احادیث‌الشیعه، ج‌۱۶، ص‌۱۳۰.
۹۰. جامع احادیث‌الشیعه، ج‌۱۶، ص۱۶۰.
۹۱. دعائم الاسلام، ج‌۱، ص‌۳۸۸.
۹۲. البدایة والنهایه، ج‌۷، ص‌۳۳۸ - ۳۳۹.    
۹۳. کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۵۶۱‌.
۹۴. ریاض‌المسائل، ج‌۷، ص‌۴۵۸.    
۹۵. کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۳۸۶.
۹۶. بحارالانوار، ج۳۲، ص۳۲۴-۳۲۵.    
۹۷. منهاج الصالحین، ج‌۱، ص‌۳۶۱.    
۹۸. مجمع الفائده، ج‌۷، ص‌۵۲۴‌.    
۹۹. الحدائق، ج‌۳، ص‌۴۲۱.    
۱۰۰. المبسوط، ج‌۷، ص۲۶۴.    
۱۰۱. مائده /سوره۵، آیه۵۴.    
۱۰۲. مجمع‌البیان، ج۱، ص۴۳۹.    
۱۰۳. کنز العرفان، ج۱، ص‌۳۹۰.
۱۰۴. بحارالانوار، ج‌۳۶، ص‌۳۲.    
۱۰۵. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۵۸.    
۱۰۶. مجمع البیان، ج‌۵‌، ص‌۲۲.    
۱۰۷. توبه/سوره۹، آیه۱۲.    
۱۰۸. الصافی، ج‌۲، ص‌۳۲۴‌-۳۲۵.    
۱۰۹. بحار الانوار، ج‌۲۹، ص‌۴۲۹.    
۱۱۰. نور الثقلین، ج‌۲، ص‌۱۹۰.    
۱۱۱. نورالثقلین، ج‌۲، ص‌۱۸۸.    
۱۱۲. قرب‌الاسناد، ص‌۹۶.    
۱۱۳. الصافی، ج‌۲، ص‌۳۲۴.    
۱۱۴. بقره/سوره۲، آیه۲۵۳.    
۱۱۵. بحار الانوار، ج‌۲۹، ص‌۴۵۱.    
۱۱۶. المیزان، ج‌۲، ص‌۳۲۳.    
۱۱۷. الامالی، ص‌۱۹۷.
۱۱۸. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۱۹. المبسوط، ج۷، ص۲۶۴.    
۱۲۰. مسالک الافهام، ج۲، ص۳۶۳- ۳۶۴.
۱۲۱. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۳.    
۱۲۲. مستدرک الوسائل، ج‌۱۱، ص‌۶۶‌.    
۱۲۳. جواهرالکلام، ج‌۲۱، ص‌۳۳۸.    
۱۲۴. وسائل الشیعه، ج‌۱۵، ص‌۸۳‌.    
۱۲۵. وسائل الشیعه، ج‌۱۵، ص‌۸۳‌.    
۱۲۶. بحارالانوار، ج‌۳۲، ص‌۳۲۸‌-۳۲۹.    
۱۲۷. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۲۸. نمونه، ج‌۲۲، ص‌۱۶۹.    
۱۲۹. نمونه، ج‌۲۲، ص۱۷۲.    
۱۳۰. منهاج الصالحین، ج‌۱، ص‌۳۶۱.    
۱۳۱. کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۳۸۶.
۱۳۲. حاشیة رد المحتار، ج‌۴، ص‌۴۲۲.
۱۳۳. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۴۹‌-۵۰.
۱۳۴. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۱۸.
۱۳۵. التحریر والتنویر، ج‌۲۶، ص‌۲۴۰.    
۱۳۶. الفقه‌علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۱۸.
۱۳۷. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۴۹.
۱۳۸. الخلاف، ج‌۵‌، ص‌۳۳۷.    
۱۳۹. الام، ج‌۴، ص‌۲۲۷.
۱۴۰. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۴۱. الام، ج‌۴، ص‌۲۲۷.
۱۴۲. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۴۹.
۱۴۳. المنیر، ج‌۲۶، ص‌۲۴۱.
۱۴۴. المبسوط، ج‌۷، ص‌۲۶۵.    
۱۴۵. احکام‌القرآن، ابن‌العربی، ج‌۴، ص‌۱۷۱۹.
۱۴۶. مسالک‌الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۲.
۱۴۷. البحر الرائق، ج‌۵‌، ص‌۲۳۵.
۱۴۸. مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۲.
۱۴۹. المبسوط، ج‌۷، ص‌۲۶۵.    
۱۵۰. مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۲.
۱۵۱. احکام القرآن، جصاص، ج‌۳، ص‌۵۹۸‌.
۱۵۲. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۵۳. توبه/سوره۹، آیه۱۲.    
۱۵۴. نورالثقلین، ج‌۲، ص‌۱۸۹.    
۱۵۵. بحار‌الانوار، ج‌۲۱، ص‌۲۷۱.    
۱۵۶. الصافی، ج‌۲، ص‌۳۲۴.    
۱۵۷. فقه الصادق (علیه‌السلام)، ج‌۱۳، ص‌۱۷.    
۱۵۸. کنزالعرفان، ج‌۱، ص‌۳۸۷.
۱۵۹. توبه/سوره۹، آیه۴۱.    
۱۶۰. توبه/سوره۹، آیه۷۳.    
۱۶۱. فقه‌الصادق (علیه‌السلام)، ج‌۱۳، ص۱۱۰.    
۱۶۲. فقه‌الصادق (علیه‌السلام)، ج‌۱۳، ص‌۱۷.    
۱۶۳. وسائل الشیعه، ج‌۱۵، ص‌۸۰‌-۸۱‌.    
۱۶۴. تهذیب، ج‌۶‌، ص‌۱۴۴‌-۱۴۵.    
۱۶۵. تذکرة الفقهاء، ج‌۹، ص‌۳۹۱.    
۱۶۶. المبسوط، ج‌۷، ص‌۲۶۴‌-۲۶۵.    
۱۶۷. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۶۸. تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۳۲۰.    
۱۶۹. الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۸۱.
۱۷۰. احکام القرآن، ابن‌العربی، ج‌۴، ص‌۱۷۲۰.
۱۷۱. مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۳.
۱۷۲. جواهر الکلام، ج‌۲۱، ص‌۳۴۷.    
۱۷۳. شرایع الاسلام، ج‌۱، ص‌۲۵۷.    
۱۷۴. الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۸۱‌.
۱۷۵. تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۲۱۰.
۱۷۶. مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۳.
۱۷۷. جهاد در اسلام، ص‌۱۴۲.
۱۷۸. شرایع الاسلام، ج‌۱، ص‌۲۵۷.    
۱۷۹. شوری /سوره۴۲، آیه۴۰.    
۱۸۰. جهاد در اسلام، ص‌۱۴۱.
۱۸۱. تذکرة الفقهاء، ج‌۹، ص‌۴۱۸.    
۱۸۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۳.    
۱۸۳. مسالک الافهام، ج‌۲، ص‌۳۶۳.
۱۸۴. تذکرة الفقهاء، ج‌۹، ص‌۱۴۰.
۱۸۵. الخلاف، ج‌۵‌، ص‌۳۳۶‌-۳۳۷.    
۱۸۶. تذکرة‌الفقهاء، ج‌۹، ص‌۴۱۸‌-۴۱۹.    
۱۸۷. مائده/سوره۵، آیه۴۵.    
۱۸۸. بقره/سوره۲، آیه۱۷۸ ۱۷۹.    
۱۸۹. جواهرالکلام، ج‌۲۱، ص‌۳۴۱.    
۱۹۰. الفقه الاسلامی، ج‌۷، ص‌۵۴۸۱‌.
۱۹۱. نمونه، ج‌۲۲، ص‌۱۷۰.    
۱۹۲. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۹۳. الکافی، ج‌۵‌، ص‌۳۲‌-۳۳.    
۱۹۴. تهذیب، ج‌۶‌، ص‌۱۴۳‌-۱۴۴.    
۱۹۵. وسائل‌الشیعه، ج‌۱۵، ص‌۷۳‌-۷۴.    
۱۹۶. الخلاف، ج‌۵‌، ص‌۳۳۹‌-۳۴۰.    
۱۹۷. تذکرة الفقهاء، ج‌۹، ص‌۴۲۲.    
۱۹۸. تحریر الاحکام، ج‌۲، ص‌۲۳۳.    
۱۹۹. الخلاف، ج‌۵‌، ص‌۳۳۹.    
۲۰۰. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۶۳‌.
۲۰۱. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۲۰.
۲۰۲. المغنی، ج‌۱۰، ص‌۶۳‌.
۲۰۳. احکام القرآن، ابن‌العربی، ج‌۴، ص‌۱۷۲۲.
۲۰۴. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج‌۵‌، ص‌۴۲۱.
۲۰۵. بقره/سوره۲، آیه۱۷۳.    
۲۰۶. انعام/سوره۶، آیه۱۴۵.    
۲۰۷. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۵.    
۲۰۸. نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۱۵۵.    
۲۰۹. مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۴۶۷.
۲۱۰. جامع البیان، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۱۱۹.
۲۱۱. فقه‌القرآن، ج‌۱، ص‌۳۶۴.    
۲۱۲. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۶۷.
۲۱۳. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۶۷.
۲۱۴. مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۴۶۷.
۲۱۵. تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۱۵۶.
۲۱۶. جامع البیان، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۱۱۸‌-۱۲۰.


منبع

[ویرایش]

دائرةالمعارف قرآن کریم برگرفنه از مقاله بغی.    



جعبه ابزار