آثار کفر (فرهنگ شیعه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
قرآن کریم برای
کفر، پیامدهای متعددی در رفتار درونی و بیرونی انسان برمیشمارد که مهمترین آنها عبارتاند از: دنیامداری و ترجیح زندگی مادی بر اخروی؛ ولایت طاغوت و گمراهی؛ عدالتستیزی؛ حق پنداشتن باطل؛ بهانهجویی و مسئولیتگریزی؛ غرور و اختلافافکنی؛ تجملگرایی و عشرتطلبی؛ تعصب جاهلی؛ و ناامیدی و یأس از رحمت الهی.
پیامدهایی است که
کفر در رفتار درونی و برونی انسان دارد.
در نظر قرآن، مهمترین
آثار کفر عبارتاند:
گسترهی دید کافران از جهان مادی فراتر نمیرود و از همین رو زندگی دنیایی برای آنان بسیار گیرا و فریباست؛ تا آن پایه که هر چه میکنند، دنیا و مظاهر دنیوی را هدف گرفته است.
از این دیدگاه، ارزشهای معنوی و خصلتهای انسانی به چشم نمیآیند و قدری ندارند.
قرآن کریم نیز از این حقیقت یاد میکند و بیان میدارد که زندگی دنیا در چشم کافران آراسته شده است و آنان زندگی دنیوی را بر زندگی اخروی ترجیح میدهند (بقره/ ۲۱۲ / ابراهیم/ ۲ و ۳).
از آن رو که کافران، خداوند متعال را باور ندارند، دل به غیر میسپارند و خویشتن را از ولایت الهی محروم میسازند و در دام ولایت طاغوتها گرفتار میآیند و به گمراهی در میلغزند.
قرآن کریم از این حقیقت، چنین یاد میکند: «و کسانی که کافر شدند، سرورانشان، طاغوتاند که آنان را از روشنایی به سوی تاریکیها به در میبرند. آنان اهل آتشاند که خود، در آن جاوداناند.» (بقره/ ۲۵۷)
ولایت طاغوت، تنها بدین معنا نیست که کسی در رکاب طاغوت به جنگ برود؛ بلکه هر گونه پیروی و یاری و حتی بیتفاوتی و سکوت را در بر میگیرد.
عدالتستیزی، نشانهای دیگر از
کفر است که قرآن کریم از آن یاد میکند و کافران را بدین روی به عذاب دردناک قیامت وعید میدهد (آل عمران/ ۲۱).
از نظر قرآن، آنان که تن به باطل میدهند و از آن به دفاع بر میخیزند و از حق روی بر میتابند و اندیشه باطل خویش را به جامه حق در میآورند، دچار گونهای
کفر هستند (کهف/ ۱۰۴ و ۱۰۵).
مؤمن در برابر همنوعان خویش مسئول است و بنا بر آموزههای اسلامی میباید خویش را در سرنوشت همکیان شریک بداند و دست همکاری و همیاری به سوی آنان دراز کند.
این فریضه اجتماعی، تنها در سایه ایمان دینی لباس تحقق بر تن میکند.
آنان که خدا را باور ندارند و همه چیز را در زندگی این دنیایی بامعنا مییابند، تن به چنین مسئولیتی نمیدهند و راه بهانهجویی در پیش میگیرند.
قرآن کریم درباره چنین کسانی میفرماید: «و چون به آنان گفته میشود: از آن رزقی که خدا به شما داده، انفاق کنید، کسانی که کافر شدهاند به مؤمنان میگویند: آیا کسی را بخورانیم که اگر خدا میخواست
[۱] او را روزی میداد؟!» (یس/ ۴۷).
قرآن کریم، مغرور بودن و اختلاف انداختن میان بندگان خدا را از نشانههای
کفر میشمارد (ص/ ۲).
آنان که به مبدأ و معاد ایمان ندارند و از تهذیب نفس گریزاناند، چون به قدرت و ثروت و هیبت میرسند، در بند غرور و طغیان اسیر میشوند (علق/ ۶ و ۷) و دیگران را به پیروی از خویش فرا میخوانند و در جامعه شکاف میاندازند.
کافران، دنیا را خانه اول و آخر خویش میپندارند و همه سعی و همت خویش را برای بهرهمندی از مواهب دنیوی به کار میگیرند. تنها در پی مرکب و مسکن و مال و منال و زن و فرزندند و در زندگی خویش، فقط لذتهای جسمانی را میجویند.
قرآن کریم در این باره میفرماید: «و کسانی که کافر شدند، از متاع زودگذر دنیایی بهره میجویند و همچون چهارپایان میخورند و سر انجام، آتش دوزخ جایگاه آنان است.» (محمد/ ۱۲)
حب ذات، از غریزههای پایدار و جاندار انسان است.
اسلام نیز بدین غریزه اعتبار داده است و آن را نامشروع و غیر انسانی نمیانگارد؛ اما تا آنجا که آدمی را در برابر حق نگذارد و به باطل پیوند نزند.
کافران بر اثر علاقه فراوان به خود و آنچه متعلق به خویشتن میپندارند، به تعصب و حمیت جاهلانه گرفتار میآیند و بر حق پا مینهند و از عدالت میگذرند.
قرآن این صفت را سخت نکوهش میکند و از نشانههای
کفر میداند (فتح/ ۲۶).
کافران از آن رو که به خدا و معاد ایمان ندارند، در تاریکی سر در گماند. نه از خویش خبر دارند و نه به آینده امید میبرند. آنان از امید به امدادهای الهی و گشایشهای آسمانی محروماند و در سختیها و دشواریها به ناامیدی و افسردگی دچارند.
قرآن کریم نیز از زبان حضرت یعقوب (علیهالسّلام)، ناامیدی و یأس را صفات کافران میخواند (یوسف/ ۸۷).
خطیبی کوشکک، محمد، فرهنگ شیعه، ج۱، ص۳۵.