• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

آشنایی مسلمانان صدر اسلام با معارف قرآن (عقاید و مذاهب)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





آشنایی مسلمانان صدر اسلام با معارف قرآن؛ در سال‌های نخست پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، مواجهه با معارف قرآن در فضایی ساده و مبتنی بر ظاهر نصوص شکل گرفت.
در این دوره، جامعه اسلامی به سه جریان تقسیم می‌شد:
گروه نخست: ایثارگران و مجاهدانی که با تدبر در آیات، نیازهای اعتقادی خود را برطرف می‌کردند؛
گروه دوم: دنیاطلبانی که از مباحث کلامی فاصله گرفتند؛
و گروه سوم: ‌اندیشمندانی که به تبیین تخصصی مسائل عقیدتی پرداختند.
جریان سوم به‌مرور تحت تاثیر عواملی چون تعصبات قبیله‌ای، بدفهمی‌های دینی، منع کتابت حدیث، نفوذ باورهای بیگانه (اسرائیلیات) و رواج «اجتهاد در برابر نص»، دستخوش انشعاب و تفرقه شد.



پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، برای گروهی از مسلمانان، مسائل کلامی، مطرح نبود و آنان، جز به جهاد و نشر اسلام در جهان، به چیزی نمی‌اندیشیدند، و در مسائل مربوط به توحید و شناخت صفات خدا و مانند آن، از آنچه از کتاب و سنت فرا گرفته بودند، پا فراتر نمی‌نهادند.
زیرا آنان اسلام را با دو امتیاز شناخته بودند :
۱: عقائدی واضح و روشن،
۲: تکالیفی سهل و وظائفی آسان.
اسلام، با این دو امتیاز، در شبه جزیره و سپس در سائر نقاط اسلامی گسترش یافت. اگر مشکلی پیش می‌آمد به کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مراجعه می‌کردند.
شیعیان نیز که سخن عترت را قرین قرآن می‌دانستند، مشکلات فکری را با آنان در میان می‌گذاشتند. برای این گروه وارسته و عاشق جهاد و ایثار، و پیرو عترت، آیات زیر، در زمینه‌های گوناگون، الهام‌بخش و عقیده‌ساز بود.


مرجعیت قرآن در تبیین اصول اعتقادی عبارتند از:

۲.۱ - اثبات صانع

الف: (اَفِیِ اللّهِ شَکٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الاَْرْضِ) «آیا در وجود خدا شک و تردیدی هست، در حالی‌که آفریننده آسمان‌ها و زمین است؟».
ب: (اَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْء اَمْ هُمُ الْخالِقُونَ)؛ «آیا آنان از هیچ آفریده شده‌اند یا خود آفریننده خود هستند؟». (مساله توحید و نفی دوگانگی در خلقت).
ج: (لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ اِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا)؛ «اگر در میان آسمان‌ها و زمین خدای دیگری بود، نظام گیتی بهم می‌ریخت».

۲.۲ - شناخت صفات خدا

(هُوَ اللّهُ الَّذِی لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ• هُوَ اللّهُ الَّذِی لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ• هُوَ اللّهُ الْخالِقُ الْبارئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الاَْسْماءُ الْحُسْنی یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ.)
«او خدایی است که جز او خدایی نیست. آگاه از درون و برون و رحمان و رحیم، اوست. حاکم، مالک، منزّه از عیب، سلامت‌بخش، ایمن ساز، مراقب، قدرتمند، پیروز، شایسته بزرگی. و او منزّه است از آنچه برای او شریک قرار می‌دهند. او خدای آفریننده و صورت‌گر است، برای او است نام‌های نیک. آنچه در آسمانها و زمین است، بر او تسبیح می‌گوید. او است عزیز و حکیم».

۲.۳ - تنزیه خدا از تشبیه به خلق

(لَیْسَ کَمِثْلِهِ شیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ)؛ «برای او مثل و مانندی نیست و او است شنوا و بینا».

۲.۴ - گسترش عظمت الهی

(وَ ما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ)؛ «خدا را آنچنانکه شایسته او است، نشناخته‌اند».
همچنین، در دیگر مسائل مربوط به مبدا و معاد، آیات قرآن، مرجع و مصدر آنان بود.


البته این مطلب نه به آن معنی است که همه افراد این گروه از مسلمانان بر مفاهیم عالی این آیات آگاه بودند، بلکه مقصود این است که متفکران این گروه از طریق تدبیر در این آیات، حس کنجکاوی خود را قانع کرده، و بعدی از ابعاد این آیات را درک می‌نمودند.
در برابر، گروهی فرصت‌طلب به گردآوری مال و ثروت و کسب قدرت و سلطه، اشتغال جسته و از این نوع مسائل غافل بودند و در برابر این دو گروه:
۱: ایثارگر و جهادگر؛
۲: دنیا طلبان و ثروت‌اندوزان؛
۳: دسته سومی بودند که به مسائل عقیدتی میاندیشیدند و تفکر در آن، کار رسمی و شغل مهمّ آنان بود.
این حالت عمومی مسلمانان بود، یا به فکر جهاد و نبرد بودند و در مسائل عقیدتی به آنچه از قرآن و احیاناً سنت آموخته بودند، اکتفا می‌ورزیدند، و یا در فکر مال و مقام و زر و زور بودند که این نوع از مسائل برای آنان مطرح نبود، تنها گروه سومی، فارغ از دیگر مسائل، به امور عقیدتی عنایت بیشتری مبذول داشتند.


سرانجام، این گروه عقیدتی نیز در سایه یک رشته عوامل، پدید آورنده اختلاف و دو دستگی شدند. این عوامل به طور مطلق عبارت است از:
۱: تعصب‌های کور قبیله‌ای و گرایش‌های حزبی،
۲: بدفهمی و کج‌اندیشی در تفسیر حقایق دینی،
۳: منع از تدوین حدیث پیامر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و نشر آن،
۴: آزادی احبار و رهبان در نشر اساطیر عهدین،
۵: برخورد مسلمانان با ملتهای متمدن که برای خود کلام مستقل و عقائد دیگری داشتند.
۶: اجتهاد در برابر نصّ.

۱. ↑ ابراهیم/سوره۱۴، آیه۱۰.    
۲. ↑ طور/سوره۵۲، آیه۳۵.    
۳. ↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۲.    
۴. ↑ حشر/سوره۵۹، آیه۲۲-۲۴.    
۵. ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۱۱.    
۶. ↑ انعام/سوره۶، آیه۹۱.    



• سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۵۷.    






جعبه ابزار