آنتونی جنکینسن
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
آنتونی جنکینسن،
تاجر،
دریانورد،
سیاستمدار و
سفیر انگلستان در
ایران و
روسیه بود که سفرهای طولانی به شرق داشت و از نخستین بازرگانان انگلیسی راه یافته به آسیای مرکزی به شمار میرفت.
او با اجازه تزار روسیه به
بخارا و
خوارزم سفر کرد و سپس به عنوان نخستین سفیر
ملکه انگلستان به حضور
شاه طهماسب رسید، اما به سبب مسیحی بودنش پذیرفته نشد.
جنکینسن در شماخی تجارتخانه انگلیسی برای صدور
ابریشم تأسیس کرد و نقشههایی از
دریای خزر و مناطق اطراف آن تهیه نمود و دریای خزر را دریایی بسته دانست.
شرح سفرهای او با عنوان سفرهای نخستین به روسیه و ایران منتشر شد و منبعی ارزشمند برای مناسبات تجاری و سیاسی و مطالعات جغرافیایی آن دوره گشت.
جنکینسن، آنتونی، تاجر، دریانورد، سیاستمدار و سفیر
انگلستان در
ایران و
روسیه در سده دهم/ شانزدهم.
از
تبار و
تاریخ تولد جنکینسن اطلاع درستی در دست نیست.
زادگاه او را یورک شایر و نیز آکسفورد دانستهاند.
شهرت عمده جنکینسن به دلیل سفرهای مکرر و طولانیاش به شرق و تهیه نقشههای دریایی و زمینی از این مناطق بود.
وی سفرهایش را از ۹۵۳/۱۵۴۶ آغاز کرد وی که در ۹۶۰/۱۵۵۳، هنگام لشکرکشی سلیمان دوم به
حلب و ایران، در حلب بود، در باره آرایش نظامی سربازان عثمانی شرح مفصّلی داده است.
به نوشته او
، سلطان عثمانی، به موجب فرمانی، امنیت جنکینسن و همراهانش را در سراسر قلمرو عثمانی تضمین و آنان را از پرداخت هرگونه مالیات و عوارض گمرکی معاف کرد.
در آغاز نیمه دوم سده دهم/ شانزدهم، انگلستان کوشید راه جدیدی از غرب به شرق بیابد تا از نفوذ و تسلط پرتغالیان بر حوزه تجاری
اقیانوس هند بکاهد و رقیبانش را از میدان به در کند.
به این منظور، جنکینسن با چهار
کشتی در شعبان ۹۶۴/ مه ۱۵۵۷ عازم
روسیه شد
و در
ربیعالاول ۹۶۵/ دسامبر ۱۵۵۷ به حضور تزار روسیه، ایوان واسیلیویچ، مشهور به مخوف، رسید و توانست توجه وی را جلب کند .
در ۹۶۵/۱۵۵۸، جنکینسن به عنوان سفیر ایوان و با اجازه او راهی بخارا شد؛ هنگامی که او و همراهانش به هشترخان (حاج ترخان، استراخان) رسیدند، با قحطی و
طاعون مواجه شدند و ناگزیر آنجا را ترک کردند و سفرشان را در دریای خزر ادامه دادند.
در جریان این سفر به سرای رسیدند که حاکم تاتار آنجا با تزار روسیه مناسبات دوستانهای داشت، اما چون اهالی دامدارِ سرای همواره در حال
جنگ بودند، جنکینسن در
معامله و
تجارت با آنان موفقیتی نداشت و آنجا را ترک کرد.
سپس او و همراهانش به سرزمین ترکمانان رفتند؛ ترکمانان به آنان حمله و اموالشان را تاراج کردند، اما سرانجام جنکینسن و همراهانش جان سالم به در بردند .
بعد راهی خوارزم شدند و در
ذیحجه ۹۶۵/ سپتامبر ۱۵۵۸ به اورگنج رسیدند؛ جنکینسن شهر را مخروبه با مردمی جنگجو وصف کرده است.
سلطان اورگنج محافظانی برایشان تعیین کرد تا آنان را به سلامت به
بخارا برسانند، اما هنگامی که جنکینسن از دادن پول به آنان خودداری کرد، محافظان آنان را رها ساختند و گروه بار دیگر مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت. آنان به مقابله با مهاجمان پرداختند، عاقبت پس از سه روز صلح برقرار گردید و آنها که با کمبود
غذا و
آب مواجه شده بودند، در ۱۲
ربیع الاول ۹۶۶/۲۳ دسامبر ۱۵۵۸ به بخارا رسیدند.
در آن زمان، بخارا مستقل بود و با دربار ایران مناسبات خوبی نداشت.
به گفته جنکینسن
، تجارت در این منطقه رونق داشت. او و همراهانش زمستان را در بخارا ماندند و در ۲۸
جمادی الاولی ۹۶۶/ ۸ مارس ۱۵۵۹، با وخیم تر شدن اوضاع بخارا و از بیم حمله شاه
سمرقند به این شهر، بخارا را ترک کردند و نتوانستند به
چین سفر کنند و از راه رفته بازگشتند.
سفیر خان بخارا و سفیر خان بلخ و چهار سفیر خوارزمی، که به دربار تزار میرفتند، نیز همراه او بودند.
در واقع، جنکینسن از نخستین بازرگانان انگلیسی بود که به آسیای مرکزی راه یافت.
آنان در رجب ۹۶۶/آوریل ۱۵۵۹ به ساحل خزر رسیدند. جنکینسن پس از توصیف موقعیت دریای خزر و کشورهای اطراف آنجا، تجارت با این کشورها را به سبب فقر مردم، بیفایده دانسته است.
وی پس از رسیدن به هشترخان، به غازان و از آنجا به مسکو رفت و مورد استقبال تزار قرار گرفت.
نقشهای که جنکینسن در ۹۶۸/۱۵۶۱ از
دریای خزر و مناطق اطراف آن ارائه داد، متعلق به همین سفر بود او در
رمضان ۹۶۷/ مه ۱۵۶۰ مسکو را به قصد
لندن ترک کرد.
در لندن از وی استقبال نشد؛ به نوشته جنکینسن، این سفر سخت و پرهزینه و رفتن به چین پرخطر و ناممکن بود.
اما کمپانی، برای نفوذ به هندوستان و کوتاه کردن دست پرتغالیان از بازرگانی پر سود ابریشم ایران، بار دیگر سفر جنکینسن به ایران را تدارک دید.
جنکینسن در ۹۶۸/۱۵۶۱، با اجازه الیزابت اول و همراه ادوارد کلارک، به روسیه رفت. وی، بهرغم کارشکنیها، با زحمت بسیار از تزار اجازه آمدن به ایران را گرفت
تزار به او مأموریتی محرمانه داد که ظاهراً مذاکره با شاهزادگان چرکسی و اقداماتی علیه عثمانیها بود (Anthony Jenkinson (،
جنکینسن، همراه سفیر ایران در روسیه، در رجب ۹۶۸/ مارس ۱۵۶۱ به شماخی، مرکز شروان، رفت. عبداللّهخان استاجلو، حاکم آنجا و خواهرزاده شاه طهماسب •، او را به گرمی پذیرفت و وی پس از مدتی با توصیه نامه و محافظان به قزوین، پایتخت صفویان، رفت و در ۲۳ ربیعالاول ۹۷۰/ ۲۰ نوامبر ۱۵۶۲، به عنوان نخستین سفیر ملکه انگلستان، به حضور شاه طهماسب رسید. شاه ابتدا از او به گرمی استقبال کرد اما هنگامی که از مسیحی بودنش باخبر شد، با این تعبیر که «ما را به دوستی با کفار احتیاجی نیست»، از او خواست که دربار را ترک کند و به گفته جنکینسن، شخصی نیز پشت او حرکت میکرد و هرکجا قدم میگذاشت، برای تطهیر خاک میریخت
.
ظاهراً بهبود مناسبات سیاسی و تجاری ایران و عثمانی و معامله شاهطهماسب با عثمانیان بر سر بایزید (پسرِ پناهنده سلطان سلیمانقانونی•به دربار ایران) و همچنین ناآگاهی آگاهی شاه طهماسب از تواناییهای انگلستان، در شکست مأموریت جنکینسن نقش اساسی داشته است.
. شاه طهماسب حتی قصدجان جنکینسن را داشت و اگر توصیهنامه عبداللّهخان نبود، شاید این کار را میکرد. جنکینسن زمستان را در قزوین ماند و در این مدت با تجار هندی ارتباط یافت. وی در ۲۵ رجب ۹۷۰ /۲۰ مارس ۱۵۶۳ به اردبیل و از آنجا به شماخی، نزد عبداللّه خان، رفت. وی موافقت عبداللّهخان را برای تجارت با انگلستان به دست آورد و در شماخی یک تجارتخانه انگلیسی برای صدور ابریشم به انگلستان تأسیس کرد
.
سپس به همراه سفیر عبداللّه خان راهی روسیه شد و در ۳۰ ذیحجه ۹۷۰/ ۲۰ اوت ۱۵۶۳ به مسکو رسید و به تزار سنگها و ابریشمهای قیمتی هدیه کرد. جنکینسن زمستان را در روسیه سپری کرد و کلارک را به انگلستان فرستاد
. وی بار دیگر به ایران سفر کرد و با همراهانش به شیروان رفت، اما با مرگ عبداللّهخان و نابسامانی اوضاع شیروان و شروع جنگ ایران و عثمانی، بازگشت. جنکینسن نتوانست با ایران مناسبات تجاری برقرار سازد، اما زمینه را برای ارتباط تجار انگلیسی با دربار صفوی هموار کرد (Anthony Jenkinson، vol ۱، p ۱۵۶ (جنکینسن در حدود ۹۷۱/ ۱۵۶۴ به انگلستان بازگشت. در این هنگام، او به دلیل سفرها و سفارتهایش مشهور شده بود. یکبار نیز در ۹۸۵/ ۱۵۷۷ به همراه دانیل راجرز به دانمارک رفت. آنان از پادشاه دانمارک حق کشتیرانی انگلستان در دریای شمال و محدوده نروژ را درخواست کردند، اما پادشاه دانمارک، که از مناسبات دوستانه انگلستان با روسیه ناراضی بود، این امتیاز را به انگلستان نداد
. جنکینسن در ۱۲ ذیحجه ۱۰۱۸/ ۲۶ فوریه ۱۶۱۰ درگذشت (Anthony Jenkinson (سفارتهای جنکینسن به عنوان تاجر و نماینده سیاسی ملکه انگلستان غالباً موفقیتآمیز بود. وی شرح سفرش به روسیه و ایران را در کتابی با عنوان (سفرهای نخستین به روسیه وایران) نوشت که نخستینبار در ۱۳۰۳/۱۸۸۶ در لندن و بار دیگر در امریکا به چاپ رسید.
این اثر منبع ارزشمندی برای اطلاع از مناسبات تجاری و سیاسی روسیه با انگلستان بوده و تأثیر عمیقی بر مطالعات جغرافیایی سده دهم و یازدهم/ شانزدهم و هفدهم داشته است.
توصیفات جنکینسن از قسمتهای شرقی روسیه و دریای خزر بر اساس مشاهدات شخصیاش بود.
او نقشهای از این مناطق و از قسمتهای شمالی و جنوبی روسیه تهیه کرد؛ این نقشه از قسمت غربی و سرزمینهای مرزی روسیه، بر اساس نقشه آنتونیوس واید است که اشتباهاتی دارد و حدس زده میشود بین سالهای ۹۴۴ و ۹۴۷/ ۱۵۳۷ و ۱۵۴۰ منتشر شده باشد. درستترین قسمت نقشه، همان قسمت شمالی و مرکزی روسیه و ناحیه ولگا، دریاهای سفید و خزر است. نقشههای او در ۹۷۸/ ۱۵۷۰ در اطلس (شکلهای گوناگون زمین) به چاپ رسید. جنکینسن نخستین انگلیسی بود که رود ولگا و دریای خزر را با کشتی طی کرد و متوجه شد که دریای خزر دریایی بسته است و بهدرستی حدود مرزهای دریایی کشورها را تعیین و رودهایی را که به آنها منتهی میشدند وصف کرده، اما گاه اشتباهاتی نیز کرده است، از جمله در باره نام و محل رودهای آسیای مرکزی Anthony Jenkinson، vol ۱ (جنکینسن در باره موقعیت تجاری شهرهای ایران و همچنین در باره ترکمنستان، تاشکند و مغولستان توصیفات جالب توجهی دارد
۱. منوچهر پارسادوست، شاه تهماسب اول، تهران ۱۳۷۷ ش؛
۲. تاریخ ایران: از دوران باستان تا پایان سده هیجدهم میلادی، نوشته نینا ویکتوروونا پیگولوسکایا و دیگران، ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، ۱۳۶۳ ش؛
۳. Anthony Jenkinson, Early voyages and travels to Russia and Persia, ed. E. Delmar Morgan and C. H. Coote, New York ۱۸۸۶;
۴. Laurence Lockhart, "European contacts with Persia: ۱۳۵۰-۱۷۳۶", in The Cambridge history of Iran, vol.۶, ed. Peter Jackson and Laurence Lockhart, Cambridge ۱۹۸۶;
۵. Percy Molesworth Sykes, A history of Persia, London ۱۹۵۸.;
جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۵/۷/۰۱.