آیه انذار (فرهنگ شیعه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
آیه انذار (شعراء/ ۲۱۴) به پیامبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآله) فرمان میدهد که خویشاوندان نزدیک خود را هشدار دهد و به اسلام بخواند.
این آیه در سال سوم بعثت نازل شد و موجب آغاز دعوت علنی پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) گردید.
بر اساس حدیث مشهور «یوم الدار»، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) پس از دعوت از فرزندان عبدالمطلب، از آنان یاری خواست و تنها حضرت علی (علیهالسّلام) به یاری ایشان شتافت و پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله)، او را برادر، وصی و خلیفه خود معرفی کرد.
این آیه و حدیث، از دلایل شیعه بر خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلام) به شمار میرود.
وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبينَ (شعراء/ ۲۱۴).
ترجمه: و خویشاوندان نزدیکات را انذار کن.
خداوند، در این آیه به پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) فرمان میدهد که خویشان و نزدیکاناش را هشدار دهد و به اسلام بخواند.
آیه در سال سوم بعثت نازل شده است.
ماجرای آیه و دعوت پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) از خویشاونداناش، در حدیث مشهور «یوم الدّار» نقل شده که در بسیاری از کتب شیعه و سنی آمده است (مسند احمد بن حنبل، ۱/ ۱۵۹؛ امالی، شیخ طوسی، ۲/ ۱۹۶- ۱۹۴).
پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) پیش از این، به گونه پنهانی و فقط کسان محدودی را به دین خود خوانده بود.
پس از نزول آیه، مأموریت یافت که آشکارا خویشان خود را به اسلام فرا بخواند.
پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) برای انجام این مأموریت الهی، حدود چهل نفر از اولاد عبدالمطلب را به خانه ابوطالب دعوت کرد و غذایی برایشان فراهم ساخت؛ اما به دلایلی توفیق نیافت از رسالت خویش سخن بگوید.
ایشان به ناچار شب بعد نیز آنان را دعوت کرد، این بار موفق شد و آنان را از مأموریت خویش آگاه کرد و خواست که در انجام آن یاریاش دهند؛ اما کسی جز علی بن ابیطالب دعوت را نپذیرفت و حاضر به یاری نشد.
بنا بر حدیث «یوم الدّار»، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) میهمانان را -پس از غذا- انذار کرد و فرمود: «ای فرزندان عبدالمطلب! من مأمورم شما را انذار کنم و بشارت دهم. اسلام آورید و
فرمانام برید تا راهنمایی شوید!»
آن گاه از آنان یاری طلبید و سه بار فرمود: «هر کس یاریام کند، برادر و وصی و خلیفه من خواهد بود»، ولی هر بار فقط علی بن ابیطالب (علیهالسّلام) برمیخاست و اعلام آمادگی
میکرد.
سرانجام پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) به علی (علیهالسّلام) اشاره کرد و فرمود: «این، برادر، وارث، وصی، وزیر و خلیفه من در میان شما است. به سخناش گوش دهید و
فرماناش برید!» (اعیان الشیعة، ۱/ ۲۳۲- ۲۳۰)
خداوند، واپسین پیامبرش حضرت محمد (صلّیاللهعلیهوآله) را به عنوان بشیر و نذیر بر همه جهانیان پیامبری بخشید (سبأ/ ۲۸) و آغاز دعوت او از خاندان و خویشان بود؛ ولی این به
معنای آن نیست که رسالت پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) به آنان و مردمان عرب منحصر بوده است، بلکه شاهدی است بر اینکه دعوت پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) استثناء نمیپذیرد.
دیگر آنکه هر مصلح خیرخواهی -آسمانی باشد یا زمینی- کار اصلاح را از خود و نزدیکان خود میآغازد.
این آیه، اعلانِ دعوت همگانی پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) است.
همراه کردن خلافت و وصایت با رسالت، نشان از جداییناپذیری آنها از یکدیگر است.
از این رو، شیعه معتقد است که امامت، ادامه نبوت است؛ بدین معنا که شریعت الهی به واسطه مقام نبوت آغاز و ابلاغ میشود و با مقام امامت، حفظ و عملی میگردد.
آیه انذار و حدیث یوم الدّار از دلایل خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی (علیهالسّلام) است.
خطیبی کوشکک، محمد، فرهنگ شیعه، ج۱، ص۴۶.