آیه مودت (فرهنگ شیعه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
آیه مودت (شورى/ ۲۳) از آیات کلیدی در اثبات وجوب محبت اهل بیت (علیهمالسّلام) است.
مفسران درباره شأن نزول و تفسیر آن اختلاف دارند.
شیعه با استناد به روایات فراوان از فریقین، معتقد است مراد از «قربی» در آیه، خویشاوندان ویژه پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) یعنی علی (علیهالسّلام)، فاطمه (سلاماللهعلیها)، حسن (علیهالسّلام) و حسین (علیهالسّلام) هستند و «مودت» به معنای پذیرش ولایت و رهبری آنان است که سعادت دنیوی و اخروی را برای پیروانشان به ارمغان میآورد.
این تفسیر با تمسک به روایات متعدد و پاسخ به اشکالات مخالفان، اثبات میشود.
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى .... (شورى/ ۲۳)
ترجمه: ... بگو: به ازاى آن
[۱] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى به خويشاوندان ....
مفسران براى اين آيه، دو شأن نزول ذكر كردهاند كه بنا بر يكى از آنها، آيه، مكى است و بنا بر ديگرى، مدنى.
گروه نخست نقل كردهاند كه روزى مشركان مكه در جايى گرد آمدند و گفتند: «آیا محمد در برابر آنچه آورده است، مزدى مىخواهد؟» این آیه در پاسخ بدانان فرود آمد و مردم را بر
مودت پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) و خویشاوندان مأمور ساخت (تفسير آية المودة، ۲۵؛ روح المعانى، ۲۵/ ۳۰؛ الميزان، ۱۸/ ۴۳).
گروه دوم بر آناند که چون پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) به مدینه پاى نهاد و حکومت اسلامى را بنیان گذاشت، به دشوارىهاى مالى دچار گشت.
انصار نزد او آمدند و اموال خویش را به حضرت (صلّیاللهعلیهوآله) عرضه کردند.
در این هنگام آیه نازل شد و پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) آن را بر انصار خواند و فرمود: «نزدیکان مرا پس از من دوست بدارید.»
انصار با شادى و رضایت از محضر پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) بیرون رفتند؛ اما منافقان گفتند، این سخن، افترائى است که محمد بر خدا بسته است و مىخواهد ما را از این پس ذلیل
خویشان خود کند. آن گاه آیه «ام يقولون ...» نازل گشت (مجمع البيان، ۹/ ۲۹؛ تفسير نمونه، ۲۰/ ۴۰۲).
مفسران تفسیرهای متفاوتی از
آیه مودت، پیش کشیدهاند:
معناى «قربى» تقرب به خدا است و «مودة فى القربى» به معناى مودت به خدا از راه تقرب بدو و از گذر طاعت است.
بدین سان، مراد آیه این است: من مزدى از شما نمىخواهم مگر اینکه از راه تقرب به خدا، بدو مودت ورزید (روح المعانى، ۲۵/ ۳۲؛ الميزان، ۱۸/ ۴۵؛ تفسير نمونه، ۲۰/ ۴۰۷؛ پيام
قرآن، ۹/ ۲۲۵).
اما این تفسیر نادرست است؛ زیرا معناى آیه بنا بر آن چنین مىشود: «از شما مىخواهم اطاعت خدا را دوست بدارید.» در حالى که معناى درست این است: «از شما مىخواهم
خدا را اطاعت کنید نه اینکه تنها آن را دوست بدارید.» وانگهى، تقرب به خدا را حتى مشرکان دوست داشتند و بتها را بدین روى مىپرستیدند (زمر/ ۳).
قریش، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) را تکذیب و با او دشمنى مىکردند.
از این رو، خداوند متعال دستور داد پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) از آنان بخواهد اگر ایمان نمىآورند، دست کم دشمنى نکنند؛ زیرا با پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) خویشاوندند.
بدین سان، واژه «قربى» به معناى خویشاوندى است؛ نه خویشاوندان (روح المعانى، ۲۵/ ۳۰؛ پيام قرآن، ۹/ ۲۲۶).
این تفسیر نیز مردود است؛ زیرا درخواستن مزد، آنجا درست مىنماید که کسى کارى براى کسانى انجام دهد و سودى بدانان رساند و در اینجا چنین نیست.
مشرکان قریش هدایت نیافته و ایمان نیاورده بودند؛ بلکه دشمنى نیز مىکردند.
مراد از «قربى» همان خویشاوندى است؛ اما خطاب آیه به قریش نیست؛ بلکه به انصار است؛ زیرا پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) از سوى مادر با آنان خویشاوند بود (روح المعانى، ۲۵/ ۳۰).
این برداشت نیز نادرست است؛ زیرا محبت انصار به پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) چنان بود که نیازى به سفارش نداشت.
آنان پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) را از مکه به شهر خویش بردند، گرامىاش داشتند و پیمان بستند همچون خانواده خویش از او دفاع کنند. چنین نیز کردند؛ چنان که آیه ایثار (حشر/ ۹) در شأن آنان فرود آمد (المیزان، ۱۸/ ۴۳).
خطاب آیه به قریش است و مراد از مودت به قربى مودت به سبب خویشاوندى است؛ اما مودت پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) به قریش، نه مودت قریش به پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله).
معناى آیه در این صورت چنین مىشود: «من در برابر کوششام، هیچ نمىخواهم؛ ولى محبت من به شما روا نمىدارد که در گمراهى رهایتان کنم.» (روح المعانى، ۲۵/ ۳۲) اشکال
این برداشت آن است که با حد و مرزى که خداوند براى دعوت و هدایت برنهاده است، سازگار نیست؛ زیرا خداوند در قرآن کریم، وظیفه پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) را تنها دعوت دانسته و به او فرموده است که هدایت به دست تو نیست و تنها از آن من است (قصص/ ۵۶).
مراد از «قربى» خویشاوندان مردم است.
بدین ترتیب معناى آیه چنین مىشود: «هیچ مزدى از شما نمىخواهم جز اینکه با خویشانتان مهربانى کنید» (روح المعانى، ۲۵/ ۳۲).
اما این تفسیر نیز نادرست است؛ زیرا در فرهنگ اسلامى محبت به نزدیکان به صورت مطلق پسندیده نیست (مجادله/ ۲۲)؛ بلکه تابع شرطهایى است.
وانگهى، سیاق آیه مجادله چنان است که نمىتواند مخصص یا مقید آیه قربى باشد.
نظریه شیعه این است که مراد از «مودت به قربى» دوستى با خویشاوندان ویژه پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) است.
این خویشاوندان عبارتاند از همان عترت و اهل بیت (اهل البیت (علیهمالسّلام)).
روایاتى پر شمار از شیعه و سنى بر درستى این تفسیر گواهى مىدهند.
چنانچه روایتى را که «مودت به قربى» را به دوستى عترت و اهل بیت (علیهمالسّلام) تفسیر کردهاند به روایاتى که مردم را در فهم قرآن به اهل بیت (علیهمالسّلام) ارجاع مىدهند
پیوند دهیم، شکى نمىماند که مراد از مزد رسالت، محبتى است که با آن مردم به اهل بیت (علیهمالسّلام) مراجعه مىنمایند و آنها را مرجع علمى و عملى خود قرار مىدهند و از
این گذر با راهنمایان راستین خویش پیوند مىخورند و به سعادت دنیوى و اخروى مىرسند.
برخى اشکالها که مخالفان بر این تفسیر وارد کردهاند، عقب مىنشیند:
یکى از این اشکالها آن است که اگر بدین تفسیر قائل شویم، مقام نبوت را متهم ساختهایم که همانند دیگر مردم براى آینده خویشان و فرزندان خود نگرانى مىکند و دین خدا را
وسیله معاش و ارتزاق آنان مىسازد (روح المعانى، ۲۵/ ۳۲).
این اشکال مردود است؛ زیرا سود پیوند مردم با عترت، به خود آنان مىرسد نه به عترت. پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) در حقیقت، نگران مردم بوده است نه خاندان خویش.
برخى نیز گفتهاند، اگر مراد از قربى، عترت پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) است، با آیه «وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ» (یوسف/ ۱۰۴) ناسازگار است (همان).
بطلان این اشکال نیز بسان اشکال پیش روشن است؛ زیرا مودت اهل بیت (علیهمالسّلام) بنا بر نظریه شیعه از باب مجاز «اجر» خوانده مىشود و در حقیقت، سودى که در این میان پدید مىآید نصیب مردم مىشود نه عترت.
دوستى ذوى القربى در این آیه، عبارت است از قبول ولایت و رهبرى امامان معصوم (علیهمالسّلام) که رهبرى پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) و ولایت الهى را تداوم مىبخشد.
این امر همانند قبول نبوت، مایه سعادت انسانها است و سود آن به پیروان اسلام مىرسد نه کسانى که مسلمانان از آنان پیروى مىکنند (تفسیر نمونه، ۲/ ۴۰۶).
روایات فراوانى از طریق شیعه و سنى نقل شدهاند که بر درستى نظریه شیعه گواهى مىدهند، از جمله:
گفتهاند که چون آیه مودت نازل شد، از پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) پرسیدند: «یا رسولالله (صلّیاللهعلیهوآله)! خویشاوندان تو کیاناند که مودت آنان بر ما واجب است؟» فرمود: «على (علیهالسّلام) و فاطمه (سلاماللهعلیها) و دو فرزند آنان (علیهمالسّلام).» و این پاسخ را سه بار بر زبان آورد (احقاق الحق، ۳/ ۲؛ تفسیر قرطبى، ۸/ ۵۸۴۳ به نقل از تفسیر نمونه، ۲۰/ ۴۱۰).
چون على بن الحسین (علیهالسّلام) را به اسارت بر دروازه دمشق آوردند، مردى شامى گفت: «خداى را سپاس که شما را کشت و از ریشه برکند!» حضرت بدو فرمود: «آیا قرآن
خواندهاى؟» گفت: «آرى!» فرمود: «سورههاى حامیم را خواندهاى؟» گفت: «نه.» فرمود: «آیا این را خواندهاى که: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى؟» گفت: «آیا شما
همانانید که این آیه فرموده است؟» فرمود: «آرى.» (الدر المنثور، ۶/ ۷؛ تفسیر نمونه، ۲۰/ ۴۱۳)
خطیبی کوشکک، محمد، فرهنگ شیعه، ج۱، ص۵۱.