• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ابراهیم النصیراوی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: https://test.wikifeqh.ir/.


ابراهيم علوان نصيراوى، سال ۱۳۷۶ ه‌.ق در استان «العمارة» عراق به دنيا آمد.
او از سال ۱۳۹۹ قمری وارد حوزه علمیه نجف شد.
از آثار او می‌توان به حدیث کربلاء و اعلام الفقهاء اشاره کرد.
کتاب حدیث کربلاء (بیش از هزار بیت)، با رویکردی نقلی و روایی، حادثه کربلا را مختصر و از جنبه‌ی تاریخی به نظم کشیده است.




ابراهیم، سال ۱۳۷۶ ه‌.ق در استان «العمارة» عراق به دنیا آمد.



نصیراوی، پس از پایان دوره راهنمایی به حوزه علمیه‌ی نجف اشرف برای تحصیل علوم دینی در سال ۱۳۹۹ ه‌.ق وارد شد و پس از گذراندن مراحل اولیه در درس «آیة‌اللّه خوئی» حاضر گردید.



برخی از تالیفات ابراهیم نصیراوی، چنین است:
حدیث کربلاء،
اعلام الفقهاء،
القواعد النحویة.


۳.۱ - معرفی کتاب حدیث کربلاء

آن‌چه به وضوح در اسلوب کتاب حماسی حدیث کربلاء، قابل مشاهده است، جنبه‌ی نقلی و روایی آن است به‌ گونه‌ای که ابراهيم علوان، خود را به ذکر همه‌ی آن‌چه در روایات از حوادث و خطبه‌ها آمده، مقید می‌سازد.
نویسنده هدف‌اش به نظم کشیدن حادثه‌ی کربلا از جنبه‌ی تاریخی و به صورت مختصر بوده است.
حدیث کربلاء، افزون بر هزار بیت می‌باشد که شاعر آن حوادث را با زبان ساده بیان کرده است.



نصیراوی، در «حدیث کربلا»، شعر حماسی خود را چنین آغاز می‌کند:

افتتح الکلام باسم اللّه • • • • • احمده حمدا بلاتناه
ثمّ الصّلاة ثانیا علی النّبیّ • • • • • و اله الاخیار بدء بالوصیّ
اروی لکم مصیبة الحسین • • • • • ممزوجة بادمع العینین



۱ - سخن را با نام خدا آغاز می‌کنم و او را حمد و ثنا و ستایش می‌کنم ستایشی آن‌چنینی!
۲ - و سپس صلوات و درود بر پیامبر گرامی (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و بر خاندان نیکوکارش (علیهم‌السّلام) که با درود بر وصی او شروع می‌کنم.
۳ - برای شما مصیبت حسین (علیه‌السّلام) را که آمیخته با اشک‌های چشمان‌ام است روایت می‌کنم.

صباح یوم عاشر لمّا بدا • • • • • صلّی الحسین و به الصّحب اقتدی


هنگامی‌ که صبح روز دهم محرّم (عاشورا) شروع شد. امام حسین (علیه‌السّلام) به نماز ایستاده و اصحاب‌اش به او اقتدا کردند.

امام (علیه‌السّلام) به آرایش ارتش کوچک خود می‌پردازد:

اعدادهم یا سائلی مختلفة • • • • • بقلّة و کثرة متّصفة
میمنة القوم علیها جعلا • • • • • «زهیر» من کان قویّا بطلا
امّا «حبیب بن مظاهر» فقد • • • • • کان علی میسرة القوم اسد
و القلب شبه حیدر به استقر • • • • • حسیننا و اهل بیته الغرر
و سلّم الحسین للعبّاس • • • • • شبل علیّ رایة المراس
و خندقا من حولهم قد حفروا • • • • • و اضرموا النّار به کی یحذرو



۱ - در مورد تعداد یاران امام (علیه‌السّلام) اختلاف است اما حسین (علیه‌السّلام) همین لشکر خود را به سه بخش تقسیم کرد.
۲ - برای میمنه لشکر خود زهیر بن قین را که فردی قوی و شجاع بود نصب کرد.
۳ - و به حبیب بن مظاهر اسدی رهبری جناح راست را داد.
۴ - امام، خود و اهل بیت‌اش هدایت و رهبری قلب سپاه را عهده‌دار بود.
۵ - پرچم‌داری پیکار را نیز به برادرش عباس (علیه‌السّلام)، (فرزند امام علی (علیه‌السّلام)) سپرد.
۶ - هم‌چنان امام (علیه‌السّلام) به حفر خندقی در اطراف لشکر دستور داد. که برای جلوگیری از حمله و هجوم دشمن درون آن را آتش افروزند.

امام (علیه‌السّلام) در مقابل خیل سپاه دشمن ایستاده و تصمیم گرفت تا آن‌جا که ممکن است اردوی دشمن را به سوی خود جلب کند و روح آنان را تحت تاثیر سخنان خویش دگرگون سازد و به این مردم گمراه هشدار بدهد، و خود را بیش از پیش به این مردم آشفته فکر بشناساند و تا آن‌جا که می‌تواند با کمال دلسوزی آنان را هدایت نماید که دست به خون وی آلوده نکنند. گفتار سراسر خیرخواهی و مردم دوستی مرد خدا، از ترس این‌که مبادا در دل سنگ مردم کارگر افتد، فتنه‌جویانی نظیر شمر بن ذی‌الجوشن را ترساند او گفت:

قال ابن ذی الجوشن شمر لمّا • • • • • کلام سبط المصطفی قد تمّا:
انّ الحسین «یعبد اللّه علی • • • • • حرف» اذا ما کان یدری ماتلا
قال «حبیب بن مظاهر: » الا • • • • • انّی اراک تعبد اللّه علی
سبعین حرفا و انا لاشهد • • • • • انّک لا تدری بما یؤکّد


۱ و ۲ - خدا را بر باطل پرستیده باشم و با شک و تردید عبادت کرده باشم، اگر بدانم تو چه می‌گویی‌؟
۳ و ۴ - حبیب بن مظاهر پاسخ‌اش را چنین داد: «ای شمر، به خدا قسم من تو را می‌بینم که خدا را از هفتاد طریق غیر مستقیم با شک و تردید عبادت می‌کنی و گواهی می‌دهم که تو راست گفته‌ای و نمی‌فهمی امام چه می‌فرماید؟ زیرا بر قلب تو مهر خورده و حق را به آن راهی نیست.

پس از سخنان امام (علیه‌السّلام)، زهیر بن قین شروع به سخن می‌کند:

یا اهل کوفان لکم نذار • • • • • فاخشوا عذاب الواحد القهّار
انّ علی المسلم ان ینصح من • • • • • کان اخا له بلا ایّ منن
و نحن حتّی الآن اخوان اذا • • • • • لم یقع السّیف الممیت حبذّا



۱ -‌ ای مردم کوفه! من شما را از عذاب الهی می‌ترسانم پس بترسید از عذاب خداوند یکتای انتقام‌گیرنده.
۲ - از حقوق مسلمان بر برادر مسلمان‌اش، نصیحت کردن او بدون هیچ‌گونه منّتی است.
۳ - و ما اینک برادریم تا زمانی که شمشیر بین ما آخته نگردیده است. اما همین که کار به جنگ کشید و شمشیرها از نیام بیرون آمد این مصونیت‌ها برداشته می‌شود و هر یک امتی می‌گردیم...

زهیر آن‌گاه فرمود:

فکلّ من اهرق لآل دما • • • • • او استباح لبنیه الحرما
یمنع من شفاعة المختار • • • • • مصیره غدا عذاب النّار


۱ و ۲ - (ای مردم کوفه! اینک خداوند ما و شما را به باقی‌ماندگان پیامبر خویش مورد امتحان و آزمایش قرار داده است تا ببینید که ما و شما چگونه عمل می‌کنیم‌؟) امروز هیچ‌کس بر کشتن حسین (علیه‌السّلام) اگر چه به یک کلمه باشد، یاری ندهد مگر آن‌که خداوند دنیا را بر او تلخ سازد و به دشوارترین شکنجه‌های آخرت عذاب‌اش کند و از شفاعت پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) محروم باشد.

نصیراوی، آن‌گاه از توبه‌ی حرّ سخن می‌گوید و شرمساری و سرافکندگی و پشیمانی او را به هنگام بازگشت به سوی امام حسین (علیه‌السّلام) چنین می‌سراید:

ثمّ اتی نحو الحسین ضاربا • • • • • جواده و التّرس فیه قالبا
مطاطئ الرّاس حییّ الطّرف • • • • • من الامام قد دنا بلطف
و فعله هذا حیاء و خجل • • • • • من الحسین للّذی منه حصل
جاء یری النّجاة فی توبته • • • • • و رافعا لمّا اتی لصوته:
الیک یا ربّ انبت تائبا • • • • • کنت لاولاد النّبیّ راعبا
مضمون ما قال له - بشراه • • • • • : علیک یا حرّ یتوب اللّه



۱ - سپس حرّ به سوی امام حسین (علیه‌السّلام) آمد در حالی که سپرش واژگون بود.
۲ - و سرش را به زیر افکنده بود و از شرم، چشم فروهشته بود، امام (علیه‌السّلام) با لطف و مهربانی به او نزدیک شد.
۳ - او از کارش نسبت به بستن راه بر امام حسین (علیه‌السّلام) شرم‌گین و خجالت‌زده بود.
۴ - به سوی امام آمد در حالی‌ که نجات خود را در توبه می‌دید و با صدای بلند گفت:
۵ - پروردگارا! من توبه‌کنان به سوی تو روی می‌آورم، درحالی‌ که من ترساننده‌ی اولاد پیامبرت (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) بودم.
۶ - مضمون آن‌چه امام به او بشارت داد این است که: ‌ای حرّ خداوند توبه‌ی تو را پذیرفته است.


لم یستطع صبرا و سبط احمد • • • • • یدیر طرفا لا یری من منجد
یری النّساء معولات حسّرا • • • • • حزنا علی ما حلّ فیهم و جری
و ضاقت الاطفال ذرعا و عنا • • • • • جاء الی ابن فاطم مستاذنا
قال و قد اجهش بالبکاء: • • • • • انت اخی و صاحب اللّواء


(ابو‌الفضل عباس (علیه‌السّلام) پس از شهادت یاران امام حسین (علیه‌السّلام)، از حضرت اجازه‌ای رفتن به میدان می‌گیرد. امام (علیه‌السّلام) از یک‌ سو پیکر یاران را می‌بیند که به خاک و خون غلتیده‌اند و از سوی دیگر صدای ناله و افغان زنان را می‌شنود و اکنون پسر فاطمه (سلام‌الله‌علیها) باید عزیزترین و بهترین تکیه‌گاه‌اش را روانه میدان سازد.)

۱ - چگونه می‌توان صبر کرد در حالی‌ که سبط پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) به هر طرفی می‌نگرد، کمکی نمی‌یابد.
۲ - صدای حزن و شیون زنان را به خاطر آن‌چه بر آنان گذشته است، می‌شنود.
۳ - و کودکان را می‌بیند که تشنه‌اند و از پسر فاطمه (سلام‌الله‌علیها) تقاضای آب می‌کنند.
۴ - لذا پاسخ امام اشک از دیده جاری می‌سازد. او به عباس (علیه‌السّلام) که اذن می‌خواهد می‌فرماید: تو برادرم هستی و تو علمدار منی!


دعا الامام و الحشا تفطّرا: • • • • • امته عطشانا، ا تدری ما جری‌؟
ما مرّت الایّام حتّی مرضا • • • • • لم یرو بالماء و ظمآنا قضی


(فشار تشنگی بر امام (علیه‌السّلام) در آخرین لحظات پیکار بسیار زیاد بود، امام به طرف شطّ فرات حرکت کرد و فردی از لشکر دشمن امام را مخاطب ساخته و گفت: هرگز مزه آب را نخواهی چشید تا کشته شوی؛ و امام را هدف تیر قرار داد. تیر به دهان مبارک امام (علیه‌السّلام) اصابت کرد، حسین (علیه‌السّلام) تیر را بیرون کشید و دست‌اش را زیر دهانه‌ی زخم گرفت و خون‌اش را به آسمان پاشید.)

۱ - آن‌گاه امام او را نفرین کرده و فرمود: «به حالت تشنگی که می‌بیند برسد». بارالها او را با تشنگی از دنیا ببر! و او به آن‌چه امام (علیه‌السّلام) فرموده بود رسید.
۲ - و به بیماری مبتلا شد که مدتی طولانی نمی‌توانست سیراب شود و عاقبت با تشنگی جان سپرد.


حتّی اباد من جموعهم عدد • • • • • فعندها بالقوم صاح ابن سعد:
هل تعرفون من اذاقکم نصب • • • • • ویل لکم! هذا ابن قتّال العرب
هیّا احملوا علیه من کلّ طرف • • • • • و جاء بالفرسان شمر و وقف
و کانت الرّماة، فیما نقلوا، • • • • • اربعة الاف رام اقبلوا


(امام (علیه‌السّلام) چون شیر پهنه‌ی کارزار پای به میدان نهاد.)

۱ - تعدادی از جماعت‌شان جلو آمدند، در این هنگام ابن سعد به سپاهیان‌اش فریاد زد.
۲ - آیا کسی را که مقابل شماست نمی‌شناسید؟ وای بر شما! این فرزند جنگ‌جوی عرب است. (روح علی (علیه‌السّلام) در پیکر اوست، او فرزند کشنده‌ی عرب است.)
۳ - آن‌گاه از همه طرف به امام حمله کردند و شمر با اسب آمد و ایستاد.
۴ - تعداد تیراندازان نیز طبق آن‌چه نقل شده چهار هزار نفر بودند که آماده‌ی حمله‌ی همه جانبه به امام (علیه‌السّلام) شدند.


و صاهلا اقبل یعدو للخیم • • • • • فاقبلت زینب یتلوها الحرم
من خلفها الاطفال و الارامل • • • • • تندب بالویل له الثّواکل
تندب: وا محمّداه وا علی • • • • • وا جعفرا، وا حمزتا، وا مولی


۱ - اسب بی‌سوار حسین (علیه‌السّلام) را که به سوی خیمه‌ها رهسپار می‌شود، زینب به استقبال اسب می‌آید و اهل حرم را می‌خواند.
۲ - و از پشت سر او ندبه و فریادزنان و کودکان و ندای استغاثه که از هر سو به‌پاست.
۳ - بلند می‌شوند و به عزاداری می‌پردازند (عظمت و عمق فاجعه را می‌رساند)، صدای ندبه بلند است و فریاد وا محمدا! وا علیا! وا جعفرا، وا حمزتا، وا مولا!
نصیراوی، اشعار حماسی خود را با این ابیات به پایان می‌برد:

یا ربّ فارحمنا بحقّ احمد • • • • • و حیدر و فاطم و السّیّد
و بالحسین صاحب المصاب • • • • • و من هم عدل الی الکتاب
و اله الاخیار من اهل العبا • • • • • الطّیّبین الطّاهرین النّجبا



۱-۳ - خداوندا به حق احمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و حیدر (علیه‌السّلام) و فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و فرزندان‌اش و به حق حسین (علیه‌السّلام)، صاحب مصیبت و هر یک از امامان ما که خود، یک حقیقت قرآن‌اند و خاندان برگزیده‌اش از اهل کساء، خاندان طیب و طاهر و پاک و نجیب، ما را مورد رحمت قرار بده!


یعشق الموت و هو حرّ ابیّ • • • • • یبغض العیش حین یرغم انف

انتخاب مرگ مقتدرانه بر زندگی ذلیلانه، یگانه روزنی است که از دل بن‌بست، در پیروزی را بر آزادگان ظلم‌ستیز می‌گشاید و حسین (علیه‌السّلام) عاشق مرگ باشرافت است و از زندگی ذلیلانه و زیر بار ظلم نفرت دارد.



۱. حماسه به معنی شجاعت و شدت در کار آمده است و قریش را از این جهت که در دین شدت به خرج می‌داد، «حمس» و به مرد شجاع «احمس» گفته‌اند. شعر حماسی در اصطلاح شعری است در وصف پهلوانی‌ها و درگیری‌های جنگی و به مدح دلاوری‌ها، شجاعت‌ها و پیشروی‌ها می‌پردازد. شعر حماسی، سلاح‌ها، لشکریان و پیروزی‌های جنگی را از جهات مختلف مورد بحث قرار می‌دهد.    
۲. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلاء، ص۳۰.    
۳. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلاء، ص۴۰.    
۴. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلاء، ص۴۰.    
۵. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلاء، ص۴۶.    
۶. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلا، ص۵۰.    
۷. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلا، ص۶۳.    
۸. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلا، ص۱۳۴.    
۹. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلا، ص۱۵۹.    
۱۰. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلا، ص۱۵۰-۱۵۱.    
۱۱. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلا، ص۱۷۲.    
۱۲. نصیراوی، ابراهیم، حدیث کربلا، ص۱۷۶.    
۱۳. ملتقی قطیف ادبی، الحسین وهج القصید، ص۱۸.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۰۲.    






جعبه ابزار