• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ابن تعاویذی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: https://test.wikifeqh.ir/.



ابوالفتح محمد بن عبیدالله بن عبدالله بغدادی معروف به «ابن تعاویذی» و «سبط ابن تعاویذی»، شاعر و نویسنده شیعی برجسته قرن ششم هجری، در سال ۵۱۹ هجری در کرخ بغداد زاده شد و از پدر ترک‌نژاد نوشتکین (بعداً عبیدالله) و نیای پارسا پرورش یافت.
وی کاتب دیوان اقطاع بود و با عمادالدین کاتب دوستی نزدیکی داشت، و اشعارش بر تشیع تأکید دارد، از جمله قصیده ۷۴ بیتی در رثای امام حسین (علیه‌السّلام).
دیوان اشعار او را در چهار بخش مدح خلفای عباسی، بزرگان، خاندان بنی مظفر، و رثا، غزل و هجو تنظیم کرد، و کتابی به نام «الحجبة و الحجاب» نیز دارد.
سبک شعری‌ وی کهن اما نوآورانه است و با شاعرانی چون ابله بغدادی رقابت می‌کرد؛ معاصران مانند ابن خلکان او را ستایش کرده‌اند.
در زمینه تاریخی، قصایدش مدح صلاح‌الدین ایوبی و خلفای عباسی را بازتاب می‌دهد، که نشان‌دهنده غرور اسلامی و میهنی در برابر پیروزی‌های صلاح‌الدین و احیای خلافت بغداد است.
وی در سال ۵۸۴ هجری درگذشت و در بغداد به خاک سپرده شد، و به عنوان یکی از مشهورترین شاعران عراقی قرن ششم شناخته می‌شود.




ابو الفتح معروف به «ابن تعاویذی» و «سبط ابن تعاویذی»، شاعر و نویسنده‌ی شیعی مذهب بغداد و مشهورترین شخصیّت در نظم و نثر زمان خود بود.
ابن تعاویذی در واقع نیای مادری‌اش ابو محمّد مبارک بن مبارک بود که در کرخ بغداد زاده شد و به پارسایی معروف بود و چون شاعر در دامان این نیا پرورش یافت به همو منسوب گردید.
ابو الفتح در ۱۰ رجب سال ۵۱۹ ه‌ ق در کرخ بغداد متولد شد.
پدر ابن تعاویذی که نوشتکین نام داشت از «ممالیک» ترک‌نژاد و مولای یکی از مشهورترین خاندان‌های عراق به نام «بنی مظفر» بود.
امّا شاعر بعدها که شهرتی فراهم آورد نام ترکی نوشتکین را به عبیداللّه تغییر داد.



ابو الفتح کاتب دیوان اقطاع در بغداد شد و در زمان خود، شاعر معروف عراق بود.
زمانی‌ که عماد الدّین کاتب در عراق بود مدتی با او هم‌نشینی داشته است و میان‌شان دوستی و هم‌عقیدتی برقرار بود این پیوند حتی پس از آن‌که عماد الدّین به شام رفت هم چنان استوار ماند.



نویسندگان شیعه به حق ابن تعاویذی را پیرو آیین تشیّع پنداشته‌اند.

شعری که برای مختار علوی فرستاد و نیز قصیده‌ی بسیار مفصلی (۷۴ بیت) که در رثای امام حسین (علیه‌السّلام) سرود، و تردیدی در این امر باقی نمی‌گذارد، و حتی در اواخر عمر زمانی که چشمان خود را از دست داده بود و بر بدبختی خویش می‌گریست نیز امامان شیعه را از خاطر نمی‌برد و ستمی که روزگار بر ایشان روا داشته است برمی‌شمرد.



ابن تعاویذی پیش از آن‌که بینایی خود را از دست دهد به جمع‌آوری اشعار خویش همّت گماشت، و آن‌چه را که پس از نابینایی سرود، به نام «زیادات» بر آن‌ها افزود.
وی دیوان خود را به نحوی خاص تنظیم کرده است، از این قرار که آن را، پس از مقدمه‌ای زیبا در چهار بخش نهاده:
۱ - مدح خلفای عباسی
۲ - مدح بزرگان
۳ - مدح خاندان بنی مظفر
۴ - رثا، غزل، هجو و معانی متفرقه‌ی دیگر.





کتاب دیگری به نام «الحجبة و الحجّاب» دارد که یاقوت حموی از آن نامبرده است.



شعر ابو الفتح سخت مورد تمجید معاصران و نویسندگان سده‌های بعد است و ابن خلکان در ستایش او گوید: «من معتقدم که از ۲۰۰ سال پیش تاکنون کسی چون او نیامده است.

بخش اعظم آثار ابن تعاویذی را قصاید مدح تشکیل می‌دهد و بقیه به مضامین گوناگون از رثا، غزل، هجو، عتاب و نیز ذکر نابینایی و پیری و گله از ستم روزگار اختصاص دارد.




ابن تعاویذی با شاعران هم‌طراز خویش چون ابله بغدادی و ابن معلم رقابت و مهاجاة داشت.
این سه بی‌گمان نمایندگان واقعی شعر عراقی در سده‌های ششم هجری به‌شمار می‌آیند.
قصایدشان اساسا به سبک و قالب کهن است و مقطعات آن‌ها به سبک شعرای قرن سوم هجری است.
اما این شاعران گاهی از این اسلوب‌ها کناره می‌گیرند و معانی تازه‌ای را که با زمان متناسب‌تر است جایگزین آن‌ها می‌سازند به همین دلایل است که عبد السودانی آنان را «محافظه‌کاران نوآور» خوانده است.



ابو الفتح در شوّال سال ۵۸۴ ه‌ ق درگذشت و او را در گورستان باب ابرز بغداد به خاک سپردند.



در قرن ششم در مضامین قصاید و مدح شاعران عصر دو عامل عمده به‌گونه‌ای چشم‌گیر جلوه‌گر است:
نخست آن‌که در آن روزگار، صلاح الدّین ایوبی بر مسیحیان صلیبی چیره گردیده و آوازه‌ی پیروزی‌های او در سراسر جهان اسلام طنین افکنده بود، به همین جهت، بیشتر شاعران مسلمان که از پیروزی اسلام بر آیین نصرانی شادمان بودند و در صلاح الدّین به چشم قهرمان می‌نگریستند، وی را مدح گفته‌اند.
ابن تعاویذی نیز چندین قصیده به خدمت صلاح الدّین فرستاد.
عامل دوم آن است که در زمان مستضیء (۵۶۶-۵۷۵ق) به درخواست صلاح الدّین در مصر نیز خطبه به نام خلیفه‌ی بغداد خوانده شد.
این امر و نیز قدرت نسبی مجددّی که دستگاه خلافت به دست آورده بود، شاعران را به سرودن قصایدی در تکریم و تعظیم خلفا و دستگاه خلافت برمی‌انگیخت و نوعی احساس غرور میهنی و سربلندی از این‌که سرانجام بغداد مرکز قدرت گردید در لابه‌لای اشعار پدیدار است.



و لو اکرمت دمعک یا شؤؤنی • • • • • بکیت علی الامام الفاطمیّ
علی المقتول ظمآنا فجودی • • • • • علی الظمآن بالدمع الرویّ
علی نجم الهدی السناری و بحز ال‌ • • • • • علوم و ذروة الشرف العلیّ
علی الحامی باطراف العوالی • • • • • حمی الاسلام و البطل الکمیّ
علی‌اندی الانام یدا و وجها • • • • • و ارجحهم وقارا فی الندیّ



۱ -‌ای احوال من! قدر اشکت را بدان زیرا که من برای امام فاطمی حسین بن علی (علیه‌السّلام) می‌گریم.
۲ - بر کشته‌ی تشنه‌ای می‌گریم که با خون خود سیراب شد. (او تشنه به شهادت رسید.)
۳ - بر ستاره‌ی هدایت و دریای علم و مظهر شرافت و بلندمرتبه‌گی،
۴ و ۵ - بر حمایت‌کننده‌ی اسلام و مظهر فداکاری و شجاعت و سخاوت، می‌گریم.


و خیر العالمین ابا و اما • • • • • و اطهرهم ثری عرق زکیّ
لئن دفعوه ظلما عن حقوق ال‌ • • • • • خلافة بالوشیج السمهری
فما دفعوه عن حسب کریم • • • • • و لا ذادوه عن خلق رضیّ
لقد فصموا عری الاسلام عودا • • • • • و بدا فی الحسین و فی علی
و یوم الطف قام لیوم بدر • • • • • باخذ الثار من آل النبی



۶ - بر کسی که پدر و مادرش بهترین جهانیان و پاک‌ترین انسان‌ها بودند.
۷ و ۸ - اگر او را ظالمانه از حقّ خلافت محروم كردند، امّا نتوانستند او را از كرامت و بزرگوارى و خلق عظیم‌اش دور سازند.
۹ - اسلامى كه در دو دوره‌ى حيات خود آغاز خلافت علی (علیه‌السّلام) و امامت امام حسين (علیه‌السّلام) جز اسمى از او باقى نمانده بود توسط اين دو بزرگوار زنده شد.
۱۰ - آنان به خون‌خواهى روز بدر، در طف از خاندان پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) انتقام گرفتند.


رموه عن قلوب قاسيات • • • • • بأطراف الاسنة و القسمىّ
و أسري مقدما عمر بن سعد • • • • • اليه بكل شيطان غويّ
فأنحوا بالصوارم مشرعات • • • • • علي البرّ التقي ابن التقيّ
فها عطف البغاة على ال • • • • • فتاه ال‌حصان و لا على الطفل الصبيّ
و لا بذلوا لخائفة أمانا • • • • • و لا سمحوا لظمآن بريّ



۱۱ - با قساوت قلب به سوى خاندان رسول اكرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) تير انداختند.
۱۲ - و عمر بن سعد كه گمراه‌ترين شياطين بود، خاندان امام حسين (علیه‌السّلام) را به اسارت گرفت.
۱۳ - آنان شمشيرهاى خود را بر پاك‌ترين و پرهيزكارترين افراد و پسر پرهيزكارترين وارد آوردند.
۱۴ - اين ستم‌كاران حتى بر نوجوان و كودك شيرخوار نيز رحم نكردند.
۱۵ - و حتى به كسانى‌ كه ترسيده بودند، امان ندادند و به تشنگان اجازه‌ى نوشيدن آب را ندادند.


و لا سفروا لثاما عن حياء • • • • • و لا كرم و لا أنف حميّ
فيا عصب الضلالة كيف جرتم • • • • • عنادا عن صراطكم السويّ
و كيف عدلتم مولود حجر الن • • • • • ‌بوة بالغوي ابن الغويّ
فالقيتم - و عهدكم قريب - • • • • • وراء ظهوركم عهد النبيّ
و أبديتم حقودكم و عدتم • • • • • الي الدين القديم الجاهليّ



۱۶ - آن‌ها ذرّه‌اى حيا و كرامت و جوان‌مردى نداشتند.
۱۷ - اى گروه گمراهان! چگونه عناد ورزيديد كه شما را از راه راست منحرف كرد؟
۱۸ - و چگونه مولود خانه‌ى پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را به مهلكه انداختيد؟ در حالى‌ كه هنوز از زمان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) چيزى نگذشته بود.
۱۹ - در حالى‌ كه هنوز از زمان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) چيزى نگذشته بود.
۲۰ - شما كينه‌هاى جاهلى خود را آشكار كرديد و نسبت به دين خدا دشمنى ورزيديد.


صليتم حربه بغيا فانتم • • • • • لنار اللّه أولي بالصليّ
و حرمتم عليه الماء لؤما • • • • • و إقبالا على الخلق الدنيّ
و في صفين عاندتم أباه • • • • • و أعرضتم عن الحق الجليّ
و خادعتم إمامكم خداعا • • • • • أتيتم فيه بالأمر الفريّ
إماما كان ينصف فى القضايا • • • • • و يأخذ للضعيف من القويّ‌



۲۱ - و ستم‌کارانه آتش جنگی را برافروختید که به سبب آن در آتش انتقام خدا گرفتار شدید.
۲۲ - با دنائت آب را بر او حرام کردید و بدین‌ گونه جزء افراد پست قرار گرفتید.
۲۳ - در روز «صفین» نیز نسبت به پدرش دشمنی نمودید و از حقّی که آشکار بود روی برگردانیدید.
۲۴ - و نسبت به امام‌تان خدعه و نیرنگ ورزیدید و به موجب آن به ورطه‌ی دروغ و فریب افتادید.
۲۵ - امامی که در قضاوت‌های خود بسیار منصف بود و حقّ ضعیف را از قوی می‌گرفت.


فجوزیتم لبغضکم علیا • • • • • عذاب الخلد فی الدرک القصیّ
ساهدی للائمة من سلامی • • • • • و غرّ مدئحی ازکی هدیّ
فذخری للمعاد ولاء قوم • • • • • بهم عرف السعید من الشقیّ‌


۲۶ - پس شما به سبب بغض خود نسبت به علی (علیه‌السّلام) مستوجب عذاب جاودانه هستید.
۲۷ - من سلام و مدایح خود را به امامانی اهدا می‌کنم که بهترین راه هدایت هستند.
۲۸ - برای روز قیامت، ولایت آنان ذخیره‌ی من است زیرا به‌ وسیله‌ی این ولایت سعید از شقی شناخته می‌شود.



۱. ابن خلکان، تاریخ ابن خلکان، ج۴، ص۴۶۶.    
۲. صفدی، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۱.    
۳. ابن خلکان، تاریخ ابن خلکان، ج۴، ص۴۶۶.    
۴. علامه امینی، الغدیر، ج۵، ص۳۸۶.    
۵. صدر، سید حسن، تاسیس الشیعه، ج۱، ص۲۲۱.    
۶. حموی، یاقوت، معجم الادبا، ج۶، ص۲۵۶۰.    
۷. نک:نسخه‌ی سپهسالار، ص۵۴۶-۵۴۷.    
۸. حموی، یاقوت، معجم الادبا، ج۶، ص۲۵۶۰.    
۹. ابن خلکان، تاریخ ابن خلکان، ج۴، ص۴۶۶.    
۱۰. الشعر العراقی فی قرن السادس الهجری، ج۱، ص۵۹ و ۶۳.    
۱۱. ص۹۰-۹۱.    
۱۲. ص۹۲-۹۳.    
۱۳. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۳، ص۲۲۲-۲۲۵.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۲۸۷.    






جعبه ابزار