ابن مکی نیلی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سعید بن احمد بن مکّی نیلی،
ادیب مشهور
شیعه و مؤدب، در اواسط
قرن ششم هجری در
بغداد زندگی میکرد.
او از فدائیان
عترت طه بود که اشعار فراوانی در ستایش اهل بیت (علیهمالسّلام) سرود، به حدّی که به
غلو و افراط متهم شد.
ابن شهر آشوب در «
معالم العلماء» او را از پرهیزکاران سرایندگان نام برده است.
یاقوت حموی او را شیعه مذهب،
نحوی دانشور، آشنا به
لغت و ادب، و افراطگرا در شیعهگری توصیف کرده که شعر نیکو و لطیف در غزلسرایی دارد و بیشتر اشعارش در
ثنا و
مدح اهل بیت (علیهمالسّلام) است.
سعید بن احمد، از ادبای مشهور شیعه در اواسط قرن ششم هجری است.
وی در بغداد میزیست.
او از فدائیان عترت طه بود که در راه عقیده و مذهب و ستایش اهل بیت (علیهمالسّلام) فراوان شعر سرود، بدان حد که او را به غلو و افراط نسبت دادند.
ابن شهر آشوب در «معالم العلماء»
ابن مکّی را در شمار پرهیزکاران از سرایندگان نام برده است.
یاقوت حموی مینویسد:
ابن مکّی نیلی، شیعه مذهب، نحوی دانشوری بود که با لغت و ادب آشنا و در شیعهگری راه افراط و مبالغه میپیمود و شعر نیکویی دارد. بیشتر اشعارش در ثنا و ستایش اهل بیت (علیهمالسّلام) سروده شده و در
غزل سرایی لطیف است.
سعید بن احمد در حدود ۱۰۰ سال عمر کرد و به سال
۵۶۵ ه. ق. درگذشت.
| | |
| ابکی علیه و لو ان البکاء علی • • • • • سوی بنی احمد مختار ما خلقا | | |
| تاللّه کم قصموا ضهرا لحیدرة • • • • • و کم بروا للرسول المصطفی عنقا | | |
| و اللّه ما قابلوا بالطف یومهم • • • • • الا بما یوم بدر فیهم سبقا | | |
| | |
| | |
۱ - برای او (
امام حسین (علیهالسّلام)) میگریم. زیر گریه فقط برای فرزندان
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آفریده شده است.
۲ - سوگند به
خدا که چه بسیار پشت
حیدر را شکستند و چه بسیار سر رسول مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را از بدن جدا کردند.
۳ - سوگند به خدا که جنگ روز
طف فقط به خاطر انتقام روز
بدر بود.
| | |
| و «محمّد» یوم القیامة شافع • • • • • للمؤمنین و کلّ عبد مقنت | | |
| و علیّ و الحسنان ابناء فاطم • • • • • لمؤمنین الفائزین الشیعة | | |
| و علی زین العابدین و باقر العلم • • • • • التقّی و جعفر هو منیتی | | |
| و الکاظم المیمون موسی و الرّضا • • • • • علم الهدی عند النوائب عدّتی | | |
| و محمد الهادی الی سبل الهدی • • • • • و علیّ المهدی جعلت ذخیرتی | | |
| و العسکرییّن اللذین بحبّهم • • • • • ارجو اذا ابصرت وجه الحجّة | | |
| | |
| | |
۱ - رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در روز
حشر، شفیع مؤمنان و بندگان رام و مطیع باشد.
۲ - علی با دو فرزندش (زادگان فاطمه (سلاماللهعلیها))، شیعیان را به رستگاری رسانند.
۳ - و
زین العابدین علی، باقر علم پیامبر، محمد و از آن پس زادهاش جعفر، رهبر آمالاند.
۴ - كاظم فرخنده مآل، موسى، زادهاش رضا، پرچم هدايت و تقوى و در مشكلات پناه مناند.
۵ - زادهى رضا، محمد، هادى سبل، از آن پس على برگزيدهى امم، ذخيرهى فرداى مناند.
۶ - دو پيشواى عسكر، حسن و زادهاش مهدى كه اميدوارم به يمن وجودشان به حقيقت راه يابم.
| | |
| فان يكن آدم من قبل الوري • • • • • بني و في جنّة عدن داره | | |
| فان مولاي عليا ذا العلى • • • • • من قبله ساطعة أنواره | | |
| تاب على آدام من ذنوبه • • • • • بخمسة و هو بهم أجاره | | |
| و ان يكن نوح بين سفينة • • • • • تنجيه من سيل طمى تيّاره | | |
| فان مولاي عليا ذالعلى • • • • • سفينة ينجو بها أنصاره | | |
| و ان يكن ذو النون ناجى حوته • • • • • في اليمّ لما كظّه حصاره | | |
| | |
| | |
۱ - اگر
آدم بو البشر، پيش از عالميان پيامبر شد و در بهشت برين مأوا گرفت.
۲ - سرور و سالارم على صاحب معالى، از آن پيشتر پرتو انوارش بالا گرفت.
۳ - خداى جهان به حرمت پنج تن از خطاى آدم درگذشت، و آدم پناه و حرمت يافت.
۴ - اگر نوح سرخيل رسولان، كشتى نجات آراست تا از سيل طوفان در امان مانند.
۵ - سرور و سالارم على صاحب معالى، خود كشتى نجات است، يارانش بدو پناه و آرام گيرند.
۶ - اگر
یونس در شكم ماهى از دريا نجات يافت.
| | |
| ففي جلنرى للأنام عبرة • • • • • يعرفها من دلّه اختياره | | |
| ردّت له الشمس بأرض بابل • • • • • و اليل قد تجللت أستاره | | |
| و ان يكن موسى رعى مجتهدا • • • • • عشرا الى أن شفّه انتظاره | | |
| و سار بعد ضرّه بأهله • • • • • حتى علت بالواديين ناره | | |
| فان مولاي عليا ذا العلى • • • • • زوجّه و اختار من يختاره | | |
| و ان يكن عيسى له فضيلة • • • • • تدهش من أدهشه انبهاره | | |
| من حملته أمّه ما سجدت • • • • • للاّت بل شغلها استغفاره | | |
| | |
| | |
۷ - داستان جلنرى از امام مبين عبرتى است كه رهبر دوستان است.
۸ - در سرزمين بابل، خورشيد به خاطر او بازگشت، از آن پس كه شب پردهى تاريكى برآويخت.
۹ - و اگر
موسی عمران، ده سال شبانى كرد، با انتظارى مشقتبار.
۱۰ - تا دخت
شعیب را تزويج كرد و در وادى طور آتش خضرا ديد.
۱۱ - سرور و سالارم على صاحب معالى، به امر خدا با دختر محمد جفت شد.
۱۲ - و اگر
عیسی را فضل و مقامى است كه به امر خدا، مادرش حمل گرفت.
۱۳ - على در شكم مادر به
تسبیح و
استغفار پرداخت و مادر خود را از سجدهى
لات و
عزی بازداشت.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۲۷۵.